اختلال كم توجهي- بيش فعالي  در كودكان

 

(Hyperactive)

اين اختلال در بر گيرنده كودكاني است كه از دستورها اطاعت نمي كنند ، از لحاظ هيجاني تحريك پذير و خشن هستند ، پيوسته از يك فعاليت به كار ديگري مي پردازند بدون اينكه هيچ يك را به سر انجام برسانند ، تمركز و توجه در كارها و يا فعاليتها و بازيها در اين كودكان پايدار نيست ، اغلب به نظر مي رسد كه حواسشان جاي ديگري است و يا گوش نمي  دهند و اينطور به نظر مي رسد كه آنچه را كه گفته شده است نشنيده اند ، اكثر اين كودكان بد اخلاق ، ستيزه جو ،  نافرمان و پرخاشگر هستند و با كودكان ديگر ميانه خوبي ندارند و به طور كلي لجوج ، رياست طلب و بي انضباط هستند ، رفتارهاي غير قابل پيش بيني انجام مي دهند ، مرتب در حرف ديگران مي پرند ، اشيا را از ديگران مي قاپند و به چيزهايي دست مي زنند كه اجازه  آن را ندارند .

 

 اين كودكان وقتي كه بزرگتر مي شوند در كارهاي گروهي مشكل دارند و در مدرسه نمي توانند يكجا آرام بگيرند به طور مكرر از جاي خود بلند مي شوند و يا از ميز آويزان مي شوند.   بيش فعالي ممكن است به صورت بر قراري ، ناآرامي در جاي خود ، دويدن ، جهيدن و بالا و پايين پريدن در موقعيتهاي نامربوط ، ناتواني در ساكت ماندن و يا بيش از حد حرف زدن نيز نمود مي يابد.                                  

 

اين كودكان معمولا در نوباوگي علائمي از خود نشان مي دهند مانند : خواب كم و گريه زياد دارند ، به نور و صدا و حرارت و ساير تغييرات محيطي به سرعت به گونه اي غير عادي پاسخ مي دهند ، مرتب در حال جلو و عقب كردن خودشان هستند ، معمولا در آغوش مادر آرام نمي گيرند و جيغ مي زنند و لگد مي اندازند و حتي در گرفتن پستان مادر هم مشكل دارنددر اين نوع اختلال ممكن است بر اثر بالا رفتن سن كودك ،  مسئله خود به خود حل شود اما اين كودكان اگر به حال خود گذاشته شوند در بزرگسالي رفتارهاي ضد اجتماعي از خود نشان مي دهند.

 

اكثر اين كودكان از هوش بالا برخوردارند و كارهايي كه انجام مي دهند غير مترقبه و ناگهاني است و خطر را احساس نمي كنند.                    

به طور كلي مي توان گفت الگوي پايدار اين اختلال كمبود تمركز و توجه ، بيش فعالي و پرخاشگري است ، البته بايد اين خصوصيات حداقل به مدت شش ماه در كودك ثابت باشد تا بتوانيم بگوييم كه كودك دچار اين اختلال شده است.

 

  

علل ايجاد اين اختلال هنوز به طور قطعي ناشناخته است ، عوامل متعددي از قبيل وراثت ، مشكلات و مسائل در هنگام تولد ، عوامل عصب شناختي ، حساسيت غذايي و متغيرهاي محيطي مطرح شده است اما هيچ يك تاييد و يا رد نشده اند. پژوهشها حاكي از آن است كه پسران بيشتر از دختران به اين اختلال مبتلا مي شوند.  

 

 در درمان اين كودكان روشهاي  رفتار درماني  به همراه رژيم غذايي خاص و داروهايي كه پزشك براي درمان اين اختلال تجويز مي كند بهترين نتايج را در كنترل علائم دارد.            

والدين چنين كودكاني بايد با مراجعه به  روانپزشك و يا روانشناس با شكيبايي و ثبات قدم در اين مسير به فرزندشان كمك كنند.

همة‌ شما با معني كلمة‌ تحقيق آشناييد و بارها آن را به كار برده و يا شنيده‌ايد.

گاهي مي‌گوييم:

باورهاي ديني خود را بايد با تحقيق به دست آوريم و تقليد كردن در اصول دين جايز نيست.

وقتي ديگر مي‌گوييم:

در هنگام پاسخ‌گويي به تقاضاي ازدواج، بايد در مورد شخصيت و خانوادة متقاضي تحقيق كرد.

گاهي نيز ادعا مي‌كنيم::

ميزان پيشرفت هر كشور، وابسته به ميزان تحقيق در آن كشور است.

در همة اين جملات، كلمة تحقيق را به كار برده‌ايم. اين كلمه، مانند كلمة‌ «حق» از ريشة «ح ق ق» است. اين ريشه به معني ثابت، استوار و مطابق با واقع است. بنا بر اين، «تحقيق» در لغت، به معني كشف حقيقت و رسيدن به كنه يك امر است.

آنچه در همة اين جملات مشترك است، روند دست‌يابي به يك حقيقت و پاسخ‌گويي به پرسشي در زمينة امري مجهول است. اما با وجود اين اشتراك، به نظر شما، آيا كلمة تحقيق در سه جملة‌ بالا دقيقا به يك معني است؟ بي‌شك پاسخ منفي است. در جملة اول، منظور از تحقيق،‌ يافتن اعتقاد صحيح، با استفاده از استدلال عقلي و منطقي است. تحقيق در جملة دوم، به معني بررسي و پرس و جو دربارة ويژگي‌ها و سوابق يك فرد است. تحقيق در جملة سوم به معني تحقيق علمي است. همان موضوعي كه در اين مباحث مي‌خواهيم دربارة‌ آن صحبت كنيم.

آيا مي‌دانيد با وجود يكسان بودن معني لغوي كلمه، علت اين اختلاف چيست؟ اين اختلاف معني از آنجا ناشي مي‌شود كه بسياري از كلمات، علاوه بر معناي لغوي، معنايي اصطلاحي نيز دارند. منظور از معناي اصطلاحي، معنايي است كه با به كار رفتن كلمه در مباحث مربوط به يك علم و يا در محيطي خاص، بر اثر قرارداد و يا كاربرد فراوان، براي يك كلمه پيدا مي‌شود و از آن پس، هر گاه آن كلمه در آن رشتة علمي و يا محيط خاص به كار رود، معناي جديد، مورد نظر خواهد بود؛ نه معناي لغوي. البته معمولا ميان معناي اصطلاحي و معناي لغوي، نوعي ارتباط وجود دارد.

 

يك نمونه از كاربرد كلمة تحقيق در معناي لغوي آن:

پاسخ‌گوئی به پرسش‌هاي مختلفي که در طول روز با آنها مواجه هستيد _ چه علمی و چه غير علمی _ مي‌تواند از نظر لغوي يك تحقيق شمرده شود.

مثلا برای خريد ماهی به ماهی‌فروشی می‌رويد و برای اطمينان از سالم بودن جنس، آزمايش‌هايی را روی آن انجام می‌دهيد .به عنوان مثال، انگشت خود را با فشار روی پوست ماهی قرار می‌دهيد. پس از چند ثانيه، انگشتتان را برمی‌داريد. اگر پوست ماهی به حالت اوليه بازگشت، می‌فهميد که ماهی تازه است؛ ولی اگر حالت فرورفتگی روی آن باقی ماند، از خريد ماهی صرف نظر می‌کنيد.

همين آزمايش ساده را مي‌توان از نظر لغوي تحقيق ناميد. زيرا اين كار برای کشف اين حقيقت است که آيا ماهی سالم است يا نه؟

 

معناي اصطلاحي تحقيق

بسياري از ما گمان مي‌كنيم كه هر گونه فعاليت و تلاش علمي را مي‌توان تحقيق ناميد. فعاليت‌هايي از قبيل:

تأليف، از ريشة «أ ل ف» به معني پيوند زدن كه اصطلاحا به معني جمع‌آوري و تنظيم مجموعه‌اي از مطالب متناسب با يكديگر است.

تصحيح متون، كه معمولا بر روي متون كهن و سنگين علمي انجام مي‌گيرد و همراه با مقابلة نسخه‌هاي خطي آن متن و شرح و توضيح لغات و عبارات دشوار است.

ترجمه، كه در آن، متني از زباني به زبان ديگر برگردانده مي‌شود.

تفسير، كه به معني آشكار كردن مراد گوينده و يا نويسنده از يك متن است.

شرح، كه به معني رفع ابهام‌ها و ارائة توضيحات و اطلاعات بيشتر در رابطه با يك متن است.

احياي نسخ، كه شامل، شناسايي، مرمت، بازخواني، مقايسه و ديگر فعاليت‌هاي لازم براي تبديل كردن يك نسخة خطي به نسخة چاپي و يا قابل استفاده مي‌باشد.

آزمايش، كه به معني سنجش و بررسي يك متغير در حالات و شرايط گوناگون است.

و بسياري فعاليت‌هاي ديگر كه با وجود ارزشمند و مفيد بودن، همگي جزو مقدمات و يا بخش‌هايي از يك تحقيق مي‌باشند و هيچ يك از آنها را نمي‌توان تحقيق ناميد. براي روشن شدن معني دقيق تحقيق، خوب است به عنوان مقدمه، ابتدا تفاوت دو واژه را مورد توجه قرار دهيم:

 

تفاوت سؤال با مسأله

اگر به پرسش‌ها و ابهاماتي كه براي خودمان و يا ديگران مطرح مي‌شوند دقت كنيم، مي‌توانيم آنها را به دو دستة كلي تقسيم نماييم. تفاوت اصلي اين دو گروه، در اين است كه برخي از پرسش‌هاي ما به خاطر جهالت و بي‌اطلاعي به وجود مي‌آيند. يعني چون چيزي دربارة يك موضوع نمي‌دانيم، آن را مي‌پرسيم تا در آن باره اطلاع كسب كنيم. اين گونه پرسش‌ها را اصطلاحا «سؤال» (question) مي‌ناميم. اما برخي از پرسش‌ها هستند كه بر اثر دانايي و اطلاعات قبلي ما ايجاد مي‌شوند. به عبارت ديگر، تا وقتي دربارة يك موضوع چيزي نمي‌دانيم و يا اصلا به آن موضوع توجه نداريم، پرسشي هم در رابطه با آن به ذهنمان نمي‌رسد؛ ولي همين كه كلية اطلاعات موجود دربارة آن مطلب را به دست آورديم، تازه در تحليل‌ها و مقايسه‌ها و كشف ارتباطات مربوط به آن موضوع، پرسش‌هاي جديدي برايمان مطرح مي‌شود. اگر بتوانيم پاسخ اين پرسش‌ها را با پرسيدن از ديگران و يا مطالعه و استفاده از منابع، به دست آوريم، معلوم مي‌شود كه اين پرسش‌ها نيز بر اثر جهالت ما و يا نقص در اطلاعاتمان ايجاد شده و در واقع، ما «سؤال» داشته‌ايم. اما اگر پاسخ پرسش‌هاي جديد ما، نزد هيچ كس و در هيچ جا وجود نداشته باشد، ما با دغدغه و مشكلي مواجه مي‌شويم كه خودمان بايد به دنبال حل آن باشيم. اين گونه پرسش‌ها را اصطلاحا «مسأله» (problem) مي‌گوييم.

به عنوان مثال، تا زماني كه كسي به افتادن اشياء به سمت پايين توجه نمي‌كرد، هيچ پرسشي نيز در اين رابطه مطرح نبود. اما _ آن گونه كه مشهور است _ وقتي نيوتون به اين موضوع توجه كرد، و اطلاعات جامع خود را در كنار آن قرار داد، اين پرسش براي او مطرح شد كه چرا يك سيب وقتي از درخت جدا مي‌شود، به جاي حركت به سمت پايين، به سمتي ديگر حركت نمي‌كند؟ اينجا بود كه يك «مسأله» براي او مطرح شد. مسأله‌اي كه پاسخ آن را كسي نمي‌دانست و او در هيچ كتاب و منبعي نمي‌توانست راه حل و پاسخ آن را بيابد. دقيقا در چنين جايي است كه تحقيق و پژوهش، نقش خود را پيدا مي‌كند.

امروز اگر همان پرسش براي ما مطرح شود، نمي‌توانيم آن را يك مسأله بدانيم. چون پاسخ آن قبلا داده شده است و براي اطلاع از اين پاسخ، ما نيازمند مطالعه، جمع‌آوري اطلاعات و يا آموزش مي‌باشيم. در حالي كه اگر پاسخ پرسش ما در منابع و مراجع موجود نباشد، بايد براي رسيدن به پاسخ، تحقيق كنيم.

با توجه به نكاتي كه گفته شد، هم تفاوت سؤال و مسأله را دانستيم، و هم با تعريف و ويژگي‌هاي يك تحقيق علمي آشنا شديم.

مطالب فوق را مي‌توانيم اين گونه جمع‌بندي كنيم:

سؤال:

·        بر اثر جهل و ندانستن ايجاد مي‌شود.

·        پاسخ‌گويي به آن با رجوع به افراد و يا منابع امكان‌پذير است.

·        مجهولي است كه فرد، پاسخ آن را نمي‌داند.

 

مسأله:

·        بر اثر دانستن كلية اطلاعات موجود در يك زمينه ايجاد مي‌شود.

·        براي يافتن پاسخ آن، مراجعه به افراد و يا منابع ديگر، سودي ندارد.

·        مجهولي است كه جامعة علمي به آن نپرداخته است و پاسخ آن را نمي‌داند.

 

اكنون كه با تفاوت سؤال و مسأله آشنا شديم، مي‌توانيم به تعريف خود از تحقيق، نزديك‌تر شويم. اولين و مهم‌ترين نكته‌اي كه در تعريف تحقيق مطرح مي‌باشد، اين نكته است كه شرط اساسي شكل‌گيري و آغاز يك تحقيق، مطرح شدن مسأله است. يعني هرگز با داشتن سؤال، نمي‌توان تحقيقي را آغاز كرد. چرا كه فرآيند پاسخ‌گويي به سؤال‌ها، نوعي آموزش است؛ در حالي كه پژوهش و تحقيق، فرآيند پاسخ‌گويي به مسأله‌هاست.

نكتة ديگري كه از مطالب قبلي به دست مي‌آوريم، همراه بودن تحقيق با نوآوري است. چرا كه همان گونه كه قبلا گفتيم، مسأله وقتي مطرح مي‌شود كه با موضوع و پرسشي كاملا جديد مواجه باشيم. اگر شرط شكل‌گيري تحقيق، مسأله است و شرط مسأله نيز، نو بودن موضوع آن است، پس طبيعتا، هميشه تحقيق با نوآوري و پاسخ به پرسش‌هايي جديد همراه است. همين نكته است كه اهميت و نقش پژوهش را تا حدودي مشخص مي‌كند. همراه بودن تحقيق با نوآوري، موجب مي‌شود كه كاروان علم و دانش، بر اثر تحقيقات علمي حركت و پيشرفت داشته باشد.

بنا بر اين، مي‌توانيم در تعريف اصطلاحي تحقيق بگوييم:

 

تحقيق، کوششی روشمند برای پاسخ‌گويی به مسأله‌های علمی است که منجر به نوآوری و پيشرفت علم می‌شود.

 

 

 

در اينجا شما را با مراحل مختلف تحقيق بيشتر آشنا خواهم كرد ..
طرح تحقيق:
برنامه طرح تحقيق بايد با نظمي منطقي و معقول تنظيم و تدوين گردد.براي بسياري از محققين نوشتن طرح تحقيق به منزله برآورد هزينه آن و درخواست كمك هزينه از دولت يا سازمانهاي ذيربط است .حال شما خواه در فكر درخواست كمك مالي باشيد و خواه نباشيد بايد طرح تحقيق تان سودمند باشد در اينجا شما را با مراحل انجام و اتمام طرح تحقيق بيشتر آشنا مي كنم.
1-
طرح موضوع تحقيق
قبل از هر گونه اقدامي براي انجام يك تحقيق مي‌بايد موضوع مورد مطالعه را از جهات مختلف مورد شناسايي دقيق قرار دهيم. در اين شناسائي نكاتي مورد توجه قرار مي‌گيرد كه عبارتند از:
پيشينه تحقيق:محقق در معرفي موضوع مورد مطالعه از كليه تحقيقات انجام شده قبلي مي‌تواند كمك بگيرد و احاطه خود را نسبت به موضوع بيشتر نمايد. تحقيقات اجتماعي انجام شده پيشين همچنين مي‌تواند علاوه بر شناخت موضوع به مسائل و مشكلاتي كه محققان ديگر ضمن انجام تحقيق با آن روبرو بوده‌اند و پي ببرد و بدين ترتيب از خطاها و دوباره كاريها احتراز نموده و در مقابل از تجربيات پيشينيان بهره گيرد.
تعريف مفاهيم: محقق براي تبيين و تشريح موضوع مورد مطالعه و تعيين متغيرهايي كه مربوط به موضوع مورد تحقيق مي‌گردد بايستي مفاهيم موجود در طرح تحقيق خود را يكايك تعريف نموده تا مفاهيم از يكديگر باز شناخته شوند و پرسشگران و ساير كساني كه محقق را ياري مي‌دهند با آگاهي و تسلط كامل به جزئيات موضوع بكار تحقيق بپردازند . در تعريف مفاهيم اصطلاحات و واژه‌هاي بكار رفته در طرح بايد مشخصاً و دقيقاً تعريف شوند. مثلاً در تحقيقات روستائي مفاهيمي مانند "خوش نشين" ,"زارع صاحب نسق", "جفت گاو" و "آيش" و "واحد بهره برداري و...دقيقا" تعريف شوند و يا در مطالعه مربوط به يك گروه اجتماعي اصطلاحات و مفاهيمي مثل "انسجام گروهي" و "ارتباط متقابل" ,"برون گروه" ,"درون گروه","شبه گروه","پاره گروه" و ....تعريف شوند.
محدوده موضوع: در طرح موضوع مورد مطالعه محدوده موضوع نيز به طور روشن و بوضوع مشخص مي‌شود و اين يكي از مسائلي است كه بسيار حائز اهميت است زيرا انجام تحقيقي كه محدوده و چهارچوب مشخصي نداشته باشد عملاً امكان پذير نيست و چنانچه موضوع را بدون در نظر گرفتن جامعه آماري و حد و مرز معيني مورد مطالعه قرار دهيم نتايج بدست آمده اعتبار علمي نخواهد داشت . مثلاً چنانچه ما عنوان كنيم كه قصد مطالعه دانشجويان دانشگاه تهران را داريم موضوع مورد مطالعه ماگسترده و در حال بسيار مبهم است زيرا معيين نشده است كه مطالعه ماد در ارتباط با چه ويژگي از جامعه دانشجويان است و كداميك از دانشكده‌ها يا رشته ‌ها يا كلاسها يا گروهاي سني را در بر مي‌گيرد و آيا مطالعه ما تنها مربوط به جامعه دانشجويان مرد مي‌شود و يا زنان و يا هر دو را در بر مي‌گيرد؟ و ابهامات يكديگر از اين قبيل...بنابراين مشاهده مي‌شود كه ابهامات و سئوالات بيشماري در مورد چنين موضوع مطرح مي‌شود كه جواب به تمام آنها از جانب محقق قبل از شروع تحقيق ضرورت كامل دارد .مشخص و محدود كردن دقيق جامعه مورد مطالعه و تعيين چارچوب موضوع, گذشته از آنكه نتايج بدست آمده از تحقيق را قابل قبول و معتبر مي‌سازد , محقق و پرسشگران و ساير افرادي را كه در پژوهش شركت دارند , از سردرگمي و ابهام
و ترديدهايي مي‌دهد.
هدف تحقيق: در طرح موضوع مرود مطالعه , محقق بايد بوضوح دقيقاً هدف يا اهداف خود از انتخاب موضوع و انجام تحقيق در مورد آن را
روشن نمايد و نتايجي را كه در ارتباط با فرضيه يا فرضيات تحقيقات در پي آن است بطور كامل بيان كند, بدين ترتيب وي و همكارانش از ابتدا مي‌دانند كه بدنبال چه ميگردند و چرا . اين موضوع نيز يكي از مسائلي است روشن شدن آن براي محققين قبل از اقدام به تحقيق از اهميت بسيار زيادي برخوردار است .بنابراين مي‌توان نتيجه گرفت كه طرح موضوع مورد مطالعه به معناي تعريف موضوع تحقيق و شكافتن ابعاد و ويژگيهاي مختلف آن تلقي مي‌گردد
2-
ارائه فرضيه و زمينه سنجي
تعريف بسيار ساده و كوتاهي كه مي‌توان از فرضيه ارائه داد اين است كه بگوئيم فرضيه يك تئوري ثابت نشده است يا به عبارت ديگر نظريه‌اي است كه هنوز به محك آزمايش در نيامد است . اما تعريف دقيق تر هم مي‌توانيم از فرضيه ارائه دهيم بشرح زير :
"
حدس و گماني است كه در ذهن محقق در باره رابطه احتمالي علت و معلولي (علي )بين دو يا چند متغير بوجود مي‌آيد. اما هر نوع حدس و گماني را نيز نمي‌توانيم فرضيه بدانيم زيرا ارائه آن مي‌بايد بر اساس شرايطي باشد كه پس از آزمون بتوان آنرا بعنوان فرضيه پذيرفت . بعبارت ديگر آنچه را كه ما بعنوان فرضيه در بوته آزمايش قرار مي‌دهيم بايستي از حداقلي از صلابت و اعتبار برخوردار باشد و نه آنچنان حدسي كه در مراحل آغازين جمع آوري اطلاعات بكلي باطل گرديده و محقق اجباراً سعي در ارائه فرضيه ديگري نمايد . بنابراين براي ارائه فرضيه يافت فرضياتي كه بتوان بر اساس آنها تحقيقي را شروع نمود بايد به نكات زير توجه دقيق مبذول نمود.
ارائه دهنده فرضيه بايد احاطه وسيعي نسبت به موضوع مورد مطالعه داشته باشد و تجاربي در آن زمينه داشته باشد بعنوان مثال ارائه فرضيه درباره پديده‌اي مثال بزهكاري نوجوانان شهري يا تغييرات خانواده مستلزم صاحب نظر بودن و داشتن تجارب كافي در زمينه مطالعات اجتماعي خاصه مطالعات اجتماعي خاصه مطالعات جامع شناسي شهري و خانوادگي است. البته افراد غير متخصص نيز ممكن است در اين زمينه‌ها به طرح فرضياتي بپردازند ولي بدليل عدم احاطه آنها بر موضوع اين امكان وجود دارد كه فرضيات آنان حتي قبل از قرار گرفتن در بوته آزمايش با انجام يك "زمينه سنجي" محدود و باطل گردد.
ارائه فرضيه مي‌بايد با تكيه بر منابع و مآخذي صورت گيرد كه عبارتند از:
1-
تجارت شخصي و اطلاعات پراكنده
محقق از مجموع اطلاعات كلي و پراكنده‌اي كه ضمن جامعه مورد مطالعه داشته است ,براي ارائه فرضيه مي‌تواند استفاده كند. علاوه بر تجارت شخصي, محقق گاهي نيز كه ارتباط مستقيمي با موضوع مورد مطالعه نداشت است مي‌تواند از اطلاعات و تجارب شاهداني كه مستقيماً در ارتباط با جامعه مورد نظر بوده‌اند براي بدست آوردن اطلاعات مقدماتي درباره پديده و متغيرهاي آن استفاده نمايد و بعنوان مثال چنانچه موضوع تحقيق ما مطالعه در تضاد يا ستيز نقش ها در بين پرسنل يك سازمان اداري يا بيمارستان باشد بدون گردآوردن اطلاعات مقدماتي از جوي كه حاكم بر آن سازمان يا بيمارستان است , ارائه فرضيه براي ما امكان پذير نيست , بنابراين در اين مرحله كه اطلاعات ما بسيار ضعيف و يا تقريباً هيچ است و چنين كاري نيز بر عهده ما قرار گرفته است. ناچاريم براي شروع كار با انجام مصاحبه و تماس برخوردهاي مستقيم و غير مستقيم با مسئولين و پرسنل آن سازمان يك يا چند رابطه علي احتمالي را در ذهن خود پرورانده و بعنوان فرضيه ارائه دهيم تا ضمن تحقيق به محك آزمايش در آيد.
2-
تحقيقات انجام شده قبل
تحقيقات انجام شده قبلي در زمينه مورد مطالعه و يا زمينه‌هاي مشابه در غالب موارد مي‌تواند به ما كمك فراواني نموده و از بسياري جهات درارائه فرضيه و كار تحقق ما را رهنمون باشد بنابراين لازم است كه محقق قبل از ارائه فرضيه به تحقيقات انجام شده در موسسات پژوهشي دولتي و غير دولتي رجوع نموده تا از دوباره كاري احتمالي و يا احياناً از ارائه فرضياتي كه قبلاً به محك آزمايش در آمده و باطل گرديده پرهيز گردد. ضمناً محقق مي‌تواند از تكنيك هاي الگوها و شيوه‌هاي بكار گرفته شده در تحقيقات انجام شده قبلي نيز ياري گيرد.
3-
اطلاعات و آگاهيهاي تئوريك
محققي كه به منظور دست يابي به روابط علت و معلولي بين متغيرهاي موجود يك پديده اجتماعي به تحقيق مي‌پردازد, لازم است كه علاوه بر اعمال دقت كامل در كار پرسشگري و عمليات ميداني و بطور كلي در انجام جمع آوري دقيق اطلاعات , بايستي بتواند واقعيت هاي موجود يا نتايج بدست آمده را با زبان جامعه شناسي بيان نموده و با ديدي جامعه شناختي تبيين نموده و نتايج بدست آمده را با زبان جامعه شناسي بيان نمايد .
در حقيقت تفاوت بين مشاهده‌گري كه واقعيت ها را مي‌بيند و از هرگونه تحليلي درباره آنها عاجز است با مشاهده‌گري كه هر واقعيت اجتماعي را با روش بيني و نكته سنجي علمي تبيين وتفسير مي‌كند آنست كه مشاهده گر اول فاقد اطلاعات تئوريك درباره پديده هاي اجتماعي بوده در حاليكه مشاهده‌گر دوم از اطلاعات نظري گسترده‌اي برخودار است و هر واقعيت يا پديده را با بياني عملي تعريف نموده و آنرا با پديده‌هاي ديگر در رابطه علي قرار مي‌دهد .
زمينه سنجي : زمينه سنجي با تحقيق مقدماتي مرحله كوتاهي است كه غالباً در پژوهشهاي ميداني قبل از ارائه فرضيه و تجديد جامعه مورد مطالعه قرار مي‌گيرد. در تحقيق مقدماتي معمولاً از تكنيك مشاهده و گاهي نيز از "فهرست سئوالات" استفاده مي‌شود.
در اين مرحله سعي مي‌شود تا ويژگيهاي كلي و ابعاد جامعه مورد مطالعه شناسائيي گرديده و در صورتيكه قصد نمونه‌گيري داشته باشيم, بتوانيم نمونه‌هاي خود را با توجه به گونه‌گوني جغرافيائي و تنوع اقليمي و ساخت اقتصادي , اجتماعي منطقه انتخاب نمائيم . در تحقيقات ميداني گاه نيز بجاي "زمينه سنجي", اصطلاح "ديد كلي " را بكار مي‌برند كه منظور همان مشاهده كلي و عمومي محقق قبل از ارائه فرضيه و محدود نمودن دقيق جامعه مورد مطالعه است .
3-
جمع آوري اطلاعات تحقيق
مرحله بعدي كار تحقيق كه مرحله بسيار با اهميتي نيز محسوب مي‌گردد, زماني است كه پس از انجام مقدمات كار يعني مشخص و معين شدن جامعه مورد مطالعه و تنظيم فرضيه‌ها با توسل به تكنيك هاي خاصي ,اطلاعات و ارقام لازم را از جامعه مورد مطالعه جمع آوري مي‌كنيم .
مهمترين تكنيك هاي جمع آوري اطلاعات عبارتند از
1-
پرسشنامه تحقيقاتي 2-مشاهده در تحقيق 3-استفاده از فيش 4-نمونه گيري 5-مونو گرافي

۱-پرسشنامه تحقيقاتي
پرسشنامه يکي از شيوه ‍هايي است که در کار تحقق رواج فراوان دارد و در جامعه شناسي بيش از هر تکنيک ديگر از آن استفاده مي‍شود. پرسشنامه بصورت مختلف زير مورد استفاده قرار مي‍گيرد:
تکميل پرسشنامه توام با مصاحبه
در اين شيوه با پاسخگو خود پرسشنامه را در دست گرفته و سئوالات را به ترتيب طرح نموده و جواب آنها را پس از دريافت از پاسخگو در پرسشنامه مي‍نويسد.
معمولا اين نوع استفاده از پرسشنامه در جوامع يا محافلي اعمال مي‍گردد که سطح سواد و آگاهيهاي عمومي نسبتاً پايين بوده و پاسخگويان شخصاً قادر به خواندن سئوالات و يا درک مفهوم آنها نيستند. در مواردي هم جواب به يک سئوال معين مثلاً مقدار در آمد ساليانه يک کشاورز و يا مقدار مصرف ماهانه يا سالانه قند و شکر يا سيگار مورد استفاده و يا حتي محاسبه مقدار زمين زير کشت يک خانوار روستايي در مناطقي که واحدها و مقياسات رسمي هنوز در روستاها عموميت نيافته است ,براي يک فرد روستايي بسيار مشکل بوده بطوريکه به تنهايي مي‍تواند از عهده به چنين سئوالاتي بر آيد بنابراين کاربرد چنين شيوه‍اي که در عين حال مي‍توان آنرا نوعي مصاحبه نيز دانست از رايج ترين شيوه‍هاي استفاده شده است .
تکميل پرسشنامه بدون مصاحبه
در اين شيوه پرسشنامه را پاسخگو خود شخصاً تکميل مي‍کند و پرسشگر تنها بکار تکميل پرسشنامه نظارت مي‍نمايد. اين شيوه را معمولاً در مواردي بکار مي‍برند که پاسخگويان از اقشار تحصيلکرده و برخوردار از حد متوسطي از آگاهيهاي اجتماعي باشند. پرسشگر پرسشنامه را بين آنها توزيع نموده و تنها در مواردي که لازم است ابهامات احتمالي ايجاد شده براي پاسخگويان را بر طرف مي‍سازد. معمولاً در اين شيوه قبل از طرح با تهيه و تکميل پرسشنامه و تحقيق مورد نظر شرح داده و پاسخگو را مطمئن مي‍نمايد که طراح سئوالات در ارتباط با يک بررسي عليم بوده و هدفهاي ديگري را تعقيب نمي‍کند. البته براي جلب اعتماد بيشتر پاسخگويان و زدودن سوظن با ابهامات احتمالي از اذهان آنان بهتر است که پرسشنامه بدون نام تهيه گرديد و در صفحه اول پرسشنامه نيز اصطلاح بدون ناممشخصا قيد گزدد.
در موارديکه امکان اين هست که پاسخگويان را در سالن يا اطاق معيني گرد آوريم و پرسشنامه رابين آنها توزيع کنيم و سپس شرحي کوتاه نيز در ارتباط با اهداف خود از تکميل پرسشنامه و انجام تحقيق دهيم , کار توجيه پاسخگويان آسانتر انجام گرفته و توزيع و تکميل و جمع آوري پرسشنامه نيز راحت تر انجام مي‍گيرد.
ارسال پرسشنامه بوسيله پست
در مواردي هم پرسشنامه را بوسيله پست براي افراد جامعه مورد مطالعه ارسال مي‍دارند . معمولاً موسسات سنجش افکار وابسته به دستگاههاي دولتي يا سازمانهاي خصوصي , از اين شيوه سود مي‍جويند اما کار پرسشنامه پستي در تمام جوامع و محافل امکان پذير نيست زيرا در غالب موارد به آساني جواب نمي‍گيرد . معمولاً اين نوع پرسشنامه با سئوالات کمتري ارائه مي‍شود و محقق بايستي سعي نماد تا کوچکترين ابهامي در سئوالات براي پاسخگو ايجاد نشود.
محقق مقدمه کوتاهي بر چنين پرسشنامه‍اي که اهداف وي را روشن مي‍کند اضافه نموده و همراه با پاکتي که آدرس موسسه تحقيقاتي يا محقق بر روي آن قيد گرديده و تمبر پستي نيز به آن الصاق شده است براي پاسخگويان ارسال مي‍کند . همانطور که اشاره نموديم استفاده از پرسشنامه پستي
واردي موفقيت آميز خواهد بود که پاسخگويان با پرسشنامه و تحقيق آشنايي داشته و از سطح سواد و آگاهي نسبتاً بالايي نيز برخوردار باشند.

انواع پرسشنامه هاي تحقيقاتي

پرسشنامه را از لحاظ مختلف مي‍توان تقسيم بندي نمود که معروفترين آنها عبارتند از :
۱- پرسشنامه با سئوالات باز
۲- پرسشنامه با سئوالات بسته

سئوالات در پرسشنامه تحقيقاتي نوع اول به صورتي است که پاسخگو را آزادانه و براحتي نظريان و عقايد خويش را مي‍تواند بيان کند مثلاً در مواقعي که نظر پاسخگو راجع به واقعه يا واقعيتي اجتماعي مي‍پرسيم و سئوالات خود را با عبارتي نظير "به نظر شما .."يا "خواهشمند است عقيده خود را در ين مورد ذکر کنيد "آغاز مي‍کنيم , سئوالات ما از نوع باز محسوب مي‍شوند اما سئوالاتي که قبلاً چند جواب از جوابهاي تعيين شده را انتخاب کند , بنام سئوالات بسته خوانده مي‍شوند . سئوالات چهار جوابي يا بيشتر که غالباً در امتحانات ورودي دانشگاهها مورد استفاده قرار مي‍گيرد از نوع بسته محسوب مي‍شوند اما سئوالات بسته نيز خود انواعي دارد که مهمترين آنها عبارتند از :
سئوالات دو جوابي ,سئوالات چند جوابي ساده و سئوالات چند جوابي مدرج.
سئوالات متعدد سنجش عقايد , سئوالات در جه بندي و شايستگي
معايب و محاسن سوالات باز و بسته

هر کدام از سئوالات باز و بسته داراي محاسن و هم معايبي هستند به قرار زير :
امتياز سئوالات باز آنست که پاسخگو در جواب به سئوالات از آزادي عمل فراواني برخوردار بوده و بر کنار از هر نوع ممنوعيت و مانعي به سئوالات طرح شده جواب مي‍دهد

در تحقيقاتي که محقق جنبه‍هاي عاطفي , احساسي عقيدتي با انگيزه‍ها را مد نظر دارد سئوالات باز بهتر مي‍توانند وي را به جوابهاي مطمئن تر و دقيق تر رهنمون سازند . بعنوان مثال در تحقيقات روستايي باستثناي پرسشهايي که بسته بودن آنها به کار پرسشگري سرعت بخشيده و از اتلاف وقت جلوگيري مي‍نمايد (مثل سن و جنس و تعداد فرزندان , درجه تحصيلات و وضعيت تاهل و..)

استخراج و طبقه بندي نمودن پاسخ هاي سئوالات بسته هم بصورت دستي و هم با ماشين بسيار آسانتر و سريع‍تر از سئوالات باز انجام پذير است در حالي که استخراج و دسته بندي نمودن جوابها در سئوالات باز بدليل آنکه جوابها بسيار متنوع و گونه گون مي‍باشند, کار بسيار مشکلي است.

يکي ديگر از عيوب سئوالات بسته آنست که ممکن است ايده‍هايي را در رابطه با مشخص نمودن جوابهاي احتمالي به ذهن پاسخگو القاء نمايد در حاليکه در سئوالات باز چون پاسخگو به هيچگونه جوابي رهنمون نمي‍گردد بنابراين ذهن پاسخگو مستقلاً و بر کنار از هر نوع تلقيني در جستجوي پاسخ بر مي‍آيد.
تنظيم هر کدام از سئوالات باز و بسته داراي محاسن و هم معايبي هستند به قرار زير :
امتياز سئوالات باز آنست که پاسخگو در جواب به سئوالات از آزادي عمل فراواني برخوردار بوده و بر کنار از هر نوع ممنوعيت و مانعي به سئوالات طرح شده جواب مي‍دهد

در تحقيقاتي که محقق جنبه‍هاي عاطفي , احساسي عقيدتي با انگيزه‍ها را مد نظر دارد سئوالات باز بهتر مي‍توانند وي را به جوابهاي مطمئن تر و دقيق تر رهنمون سازند . بعنوان مثال در تحقيقات روستايي باستثناي پرسشهايي که بسته بودن آنها به کار پرسشگري سرعت بخشيده و از اتلاف وقت جلوگيري مي‍نمايد (مثل سن و جنس و تعداد فرزندان , درجه تحصيلات و وضعيت تاهل و..)

استخراج و طبقه بندي نمودن پاسخ هاي سئوالات بسته هم بصورت دستي و هم با ماشين بسيار آسانتر و سريع‍تر از سئوالات باز انجام پذير است در حالي که استخراج و دسته بندي نمودن جوابها در سئوالات باز بدليل آنکه جوابها بسيار متنوع و گونه گون مي‍باشند, کار بسيار مشکلي است.

يکي ديگر از عيوب سئوالات بسته آنست که ممکن است ايده‍هايي را در رابطه با مشخص نمودن جوابهاي احتمالي به ذهن پاسخگو القاء نمايد در حاليکه در سئوالات باز چون پاسخگو به هيچگونه جوابي رهنمون نمي‍گردد بنابراين ذهن پاسخگو مستقلاً و بر کنار از هر نوع تلقيني در جستجوي پاسخ بر مي‍آيد.

تنظيم پرسشنامه تحقيقاتي

در تنظيم پرسشنامه بايد دقت کافي مبذول نمود زيرا جمع آوري اطلاعات از طريق پرسشنامه يکي از مراحل بسيار پر اهميتي است که موفقيت يا عدم موفقيت را بايستي تا حد بسيار زيادي مرهون دقت سئوالات و تنظيم پرسشنامه دانست.
يکي از مسائلي که در تنظيم پرسشنامه بايستي کاملاً رعايت نمود تقدم و تاخر سئوالات است بدين صورت که سئوالات ساده‍تر که پاسخگو سريعتر قادر به پاسخ بدانهاست در ابتدا آورده مي‍شود و بتدريج بر دشواري آنها افزوده مي‍گردد. بعبارت ديگر رد طرح سئوالات بايد سعي بر آن داشت تا از سئوالات آسان تدريجاً به سئوالات پيچيده تر برسيم .

مسئله ديگر در تنظيم پرسشنامه طرح سئوالات شخصي و خانوادگي که در پرسشنامه است که بايستي دقيقاً بدان توجه کامل مبذول نمود . در غالب موارد که پاسخگويان با پرسشنامه و تحقيق آشنائي ندارند و بطور کلي هدف از مطالعات اجتماعي بر ايشان مفهوم نيست . عنوان نمودن طرح سئوالات خصوصي مثل نام و نام خانوادگي و نام فرزندان و شغل و ميزان درآمد و وضع مسکن در آغاز کار پرسشگر مشکلات جدي و عمده‍اي براي طرح سئوالات بعدي و ادامه کار پرسشگري بوجود خواهد آورد. بنابراين لازم است با توجه به جامعه مورد مطالعه و ويژگيهاي فرهنگي و رواني پاسخگويان نظم و تقدم و تاخر موضوعات مورد سئوال کاملاً رعايت شود , بعنوان مثال در مطالعات جوامع روستايي زماني که محقق قصد تکميل پرسشنامه‍هاي خانوار روستايي را دارد آغاز پرسشگري وي نبايد با طرح سئوالات شخصي از فرد روستايي همراه باشد و در صورت طرح چنين سئوالاتي قبل از آنکه اعتماد و اطمينان متقابلي بين آنها بوجود آمده و شک و ترديد و سوظن احتمالي فيما بين زدوده شده باشد, فرد روستايي بدليل روحيه محافظه کاري سنتي دچار ترس و واهمه گرديده و از جواب دادن به بقيه سئوالات يا احتراز نموده و يا در صورت عدم امتناع از پاسخ ,پاسخهايي را عنوان مي‍کند که به تصور وي مورد علاقه و نظر پرسشگر است . بنابراين پرواضح است که چنين جوابهايي از دقت و اعتبار لازم برخوردار نخواهد بود. "موريس دوورژه" جامعه شناس فرانسوي در زمينه شرايط تنظيم پرسشنامه مي‍نويسد:

"پرسشنامه يک سلسله پرسش نيست که با آنها سر تا ته کاغذي را بي آنکه به ترتيب آنها توجهي شده باشد پر کرده باشند . بر عکس , تنظيم پرسش ها بر پايه تنظيم است که بطور جدي بررسي شده باشد .به همين سان , عده پرسش هاي مربوط به يک موضوع , گروه بندي احتمالي آنها بصورت "قسمت "هاي مختلف مسئله‍هاي باريک و مهمي را مطرح مي‍سازند...

در همين زمينه "موريس دوورژه" اضافه مي‍کند " اغلب در آغاز پرسشنامه‍ها پرسش‍هايي را مي‍گذارند که براي بررسي اهميت مستقيمي نداشته باشد و هدفشان اين باشد که پاسخگو را "سرذوق" بياورد و اعتمادش را جلب کند .

البته پرسشگران بايد کاملاً مراقب باشند و ره طوري شده اين محيط اعتماد را ايجاد کنند. هنگامي که قرار باشد پاره‍اي پرسشهاي حساس را مطرح سازند عموماً آنها را در پايان پرسشنامه مي‍آورند: در پايان پرسشنامه پاسخگو اعتمادش جلب شده است و پرسشگر شانس بيشتري دارد که پاسخ درستي بگيرد, در هر صورت اگر پاسخگو ناراحت هم بشود , اين ناراحتي بر روي پرسشهايي که پيش آن از او شده است اثر منفي نخواهد گذاشت . اگر چندين پرسش حساس وجود داشته باشد بايد آنها را در ميان پرسش‍هاي پرسشنامه چنان پخش کرد که هر يک وضع ملايمتري پيدا کند

 

براي مطالعه يك جامعه لازم نيست كه همه آن مشاهده شود بلكه در اغلب موارد مشاهدة جزيي از آن كافي است به تعبير ديگر در بيشتر تحقيقات، مشاهده نمونه اي محقق را به مقصود مي رساند. هدف اصلي از نمونه گيري بدست آوردن نمونه اي است كه معرف و نماينده مناسبي براي جامعه باشد. محقق آشنا با نمونه گيري و طرحهاي نمونه اي قادر است نمونه را چنان برگزيند كه معرف جامعه باشد از اين رو مي توان گفت نمونه گيري به روش هايي اطلاق مي شود كه در تحقيقات اجتماعي براي انتخاب

 

 

 

افراد يا واحدهاي تحليل بكار

مي رود و در تحقيقات پيمايشي، نمونه گيري عبارتست از روشي كه از طريق آن پاسخگويان براي تحليل انتخاب مي شوند.
مزاياي نمونه گيري
1ـ كاهش هزينه: چون حجم داده هاي نمونه اي نسبت به حجم جامعه كوچك است به طور حتم هزينه تهيه آنها به مراتب كمتر از هزينه سرشماري است. 2ـ افزايش سرعت كار: چون حجم نمونه بسيار كمتر از حجم جامعه در سرشماري است گرد آوري و تلخيص داده ها با سرعت بيشتر، يعني با صرف وقت كمتر انجام مي شود. اين مزيت خصوصاً وقتي كه كسب نتايج و تهيه اطلاعات جنبه فوريت دارند مزيتي مهم است. 3ـ بالا بودن ميزان درستي كار: چون براي انجام نمونه گيري به دليل كم بودن حجم كار نسبت به سرشماري، امكان آموزش افراد براي انجام مصاحبه ها و يا اندازه گيريها وجود دارد، ميزان درستي نتيجه كار اين افراد در مقايسه با سرشماري بيشتر است.
مفاهيم پايه
جامعه آماري: منظور مجموعه افراد يا واحدهايي است كه در نهايت مي خواهيم نتايج را به آن تعميم دهيم. در مسأله نمونه گيري معمولاً جامعه متناهي است و تعداد عنصرهاي آن را حجم جامعه مي نامند. كار مهم محقق اين است كه با دقت و به صورتي كامل جامعه را تعريف كند.
نمونه
بخشي از جامعة تحت بررسي است كه با روشي از پيش معين شده انتخاب مي گردد به قسمي كه به كمك آن با توجه به روش انتخاب، مي توان استنباطهايي درباره كل جامعه انجام داد. فرايند انتخاب نمونه، استخراج نتايج و استنباطهاي حاصل را بررسي نمونه اي گويند. بررسيهاي نمونه اي را به دو نوع رده بندي مي كنند. توصيفي و تحليلي، در بررسي توصيفي، هدف صرفاً كسب اطلاعاتي درباره گروههاي بزرگ است مثلاً درصد زنان و مرداني كه يك برنامه تلويزيوني خاص را مي بينند. در بررسي تحليلي، بين زير گروههاي متفاوت جامعه، براي كشف تفاوتهاي آنها مقايسه هايي صورت مي گيرد. يا فرضهايي را دربارة تفاوتهاي موجود بيان كرده و درستي يا نادرستي آنها را آزمون مي كنند.
واحد نمونه گيري
واحدهاي نمونه گيري مجموعه عنصرهايي از جامعه هستند كه اجتماع آنها كل جامعه را تشكيل مي دهند. مثلاً در نمونه گيري از افراد يك شهر، هر فرد شهر را مي توان يك واحد تلقي كرد در صورت لزوم هر خانوار را مي توان يك واحد در نظر گرفت .
مراحل اصلي در يك بررسي نمونه اي
1ـ مشخص كردن هدف : هميشه بايد دربارة هدفهاي بررسي حكمي روشن و گويا در دست باشد.
2ـ مشخص كردن جامعة مورد نمونه گيري: جامعه اي را كه مي خواهيم از آن نمونه بگيريم با يد دقيقاً تعريف كنيم با اين تعريف متغير تحت بررسي مشخص مي شود البته تعريف دقيق جامعه هميشه امكان پذير نيست.
3ـ مشخص كردن درجة دقت مطلوب: نتايج يك بررسي نمونه اي هميشه با عدم حتميت همراه است زيرا اولاً بخشي از جامعه مورد اندازه گيري قرار گرفته است، ثانياً اندازه گيريها با خطا همراه اند. ميزان عدم دقت را مي توان با افزايش حجم نمونه و با استفاده از وسايل دقيقتر اندازه گيري و گماردن افراد خبره براي انجام كار، تقليل داد. مسلماً اين كار با افزايش هزينه و با صرف دقت بيشتر انجام مي شود و اين افزايش هزنيه و صرف دقت بيشتر، نسبت مستقيم با ميزان دقتي دارد كه مايليم برآوردهاي مورد نظر داشته باشند بنابراين مشخص كردن درجه دقت مطلوب برآوردها گامي مهم در اجراي نمونه گيري است اين تشخيص ميزان دقت، وظيفه استفاده كنندگان از داده ها و برآوردهاست.
4ـ انتخاب روش نمونه گيري: با انجام مراحل بالا، به مرحله اي مي رسيم كه بايد واحدهاي نمونه را از بين واحدهاي جامعه انتخاب كنيم براي انتخاب نمونه، طرحها، روشهاي متعددي وجود دارند. با توجه به هدف مورد نظر، اندازه واحدها و ميزان تغيير آنها روش خاصي مناسب مي باشد.
5ـ روشهاي اندازه گيري: در هر بررسي نمونه اي، براي اندازه گيري واحدهاي نمونه تهيه ابزار اندازه گيري و مشخص كردن روشهاي اندازه گيري از اهميتي خاص برخوردار است. ممكن است بررسي نمونه اي صرفاً به وسيله پرسشنامه و يا به وسيله مصاحبه با طرح سئوالاتي انجام شود كه از پيش تعيين شده اند. مصاحبه ممكن است حضوري، يا با تلفن و يا تركيبي از هر دو صورت گيرد در هر حال پرسشنامه يا مصاحبه هم وسيله اي براي اندازه گيري هستند.
6ـ آموزش آمارگيران: در بررسيهاي نمونه اي، اغلب با مسائل خاص حرفه اي رو به رو هستيم لذا آمارگيران بايد قبلاً دربارة هدف نمونه گيري، واحد نمونه گيري، روشهاي اندازه گيري و ساير مسائل آموزش ببينند.
7ـ پيش آزمون: لازم است كه قبل از انجام نمونه گيري، براي بررسي كارايي پرسشنامه و روش كار و مشكلات اجرايي، عمل نمونه گيري را در مقياس كوچك انجام دهيم اين نمونه گيري با حجم كوچك مقدماتي، نتايجي به دست مي دهد كه بر اساس آنها مي توان پرسشنامه ها را اصلاح كرد، به آمارگيران آموزش تكميلي داد، در مورد زمان لازم براي نمونه گيري اصلي برآوردي به دست آورد، هزينه عملي نمونه گيري را بازبيني نمود و در نتيجه از بروز اشكالات عمده در نمونه گيري اصلي كه حجمي زياد دارد جلوگيري كرد اين فرآيند را پيش آزمون مي نامند. 8ـ گرد آوري داده ها: براي گرد آوري داده ها معمولاً از پرسشنامه استفاده مي كنند تهيه متن پرسشها از نظر تطبيق با اهداف، ايجاد انگيزه براي پاسخ و جلوگيري از ايجاد انحراف در پاسخ كاري فني است و بايد پرسشنامه به وسيله افراد خبره تهيه شود.
9ـ پردازش داده ها: اولين گام در اين مقطع آماده كردن پرسشنامه هاي تكميل شده و يا هر نوع دادة ديگر براي انتقال به ماشين است. در اين مرحله خطاهايي كه ثبت شده اند بايد اصلاح شوند و پرسشنامه هايي كه در آنها، به وضوح برخي اقلام اشتباهاً ثبت شده اند حذف و با مراجعه مجدد اصلاح شوند.
10ـ نگهداري اطلاعات حاصل براي بررسيهاي آينده: هر نمونه اي كه از جامعه گرفته مي شود علاوه بر نتايج استنباطي آن، راهنمايي بالقوه، براي بهتر كردن فرآيند نمونه گيريهاي بعدي است، در هر نمونه گيري كارها دقيقاً همان گونه كه طراحي شده اند انجام نمي شوند با بررسي فرآيند نمونه گيري انجام شده، مي توان خطاهايي را كه موجب اين مشكل شده اند شناسايي و از تكرار آن در نمونه گيريهاي بعدي جلوگيري كرد.
انواع روشهاي نمونه گيري احتمالي
نمونه احتمالي به چهار نوع اصلي تقسيم مي شوند انتخاب هر يك از اين انواع نمونه احتمالي به ماهيت مسأله تحقيق، هزينه و سطح دقت مطلوب در نمونه و روش گردآوري اطلاعات بستگي دارد. بعضي از شيوه هاي نمونه گيري احتمالي عبارتند از: 1ـ نمونه گيري تصادفي ساده 2ـ نمونه گيري سيستماتيك 3ـ نمونه گيري طبقه بندي 4ـ نمونه گيري خوشه اي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ارتباط افسردگى و زوال ذهنى

محققان مي‌گويند افسردگى روند زوال شناختى مربوط به افزايش سن را تسريع مي‌كند.

به گزارش هلث‌دى، محققان دانشگاه كاليفرنيا دريافته‌اند كه سالمندان افسرده بيشتر احتمال دارد دچار نقص شناختى شوند.

هر چه افسردگى شديدتر باشد، احتمال زوال ذهن بيشتر است.

به گفته سرپرست اين تحقيق، يافته فوق حائز اهميت است زيرا نقص شناختى اغلب پيش از زوال كامل ذهن صورت مي‌گيرد. اعضاى خانواده و مراقبين بهداشتى بايد متوجه شروع علايم افسردگى در سالمندان باشند.

همچنين براساس اين مطالعه مشخص شد بين افسردگى و بيمارى عروقى ارتباطى وجود ندارد. متخصصان يافته فوق را مهم مي‌دانند. زيرا ساير محققان پيشنهاد كرده‌اند كه بيمارى عروقى باعث جريان خون ناكافى به بخش‌هاى مختلف مغز شود كه اين امر منجر به افسردگى و نقص شناختى مي‌گردد. اما تحقيق اخير چنين فرضيه‌اى را اثبات نمي‌كند.

 منبع :جام جم آنلاين

 

 

 

شب ادراري(ناتواني كنترل ادرار)

 

عدم كنترل ادرار يكي از شايعترين علل مراجعه به روانپزشك يا متخصص كودكان مي باشد.

كودكاني كه به سن پنج سالگي مي رسند بايد توانائي نگهداري و كنترل ادرار خود را كسب كنند .حال اگر با     رسيدن به سن پنج سالگي با سطح رشدي مناسب بدون هيچ دليل جسمي و مشكلات پزشكي  و يا مصرف  برخي  داروها ( ادرار او رها )،كنترل ادرار صورت نگيرد و اين مسئله دو بار در هفته به مدت سه ماه پياپي باشد، فرد مبتلا به اختلال بي اختياري ادرار خواهد بود. شب ادراري ممكن است خواه عمدي و خواه غير عمدي باشد. در واقع ترس، اضطراب، از دست دادن مهر و محبت والدين، تولد كودك ديگر، جلب نظر والدين، ترس از تنبيه و در بچه هاي بزرگتر مشكل در مدرسه و دوستان و در كل هيجانات مختلف در كودك مهمترين علل بيماري هستند.

وجود نشانه هاي نظير مكيدن انگشت، كج خلقي، لجبازي  و ساير مشكلات رفتاري همراه با اين اختلال گزارش است، زيرا عدم كنترل ادرار نيز  به نوبه’ خود بر روان كودك اثر مي گذارد و سر زنش يا تنبيه از طرف والدين باعث احساس ناراحتي و ضعف شده و بر شدت عدم كنترل ادرار مي افزايد، والدين بايد سعي كنند با آرامش و صبر با كودكان برخورد كنند، بايد از توبيخ و تنبيه كودك خودداري كرد و با اين عمل او را متوجه ساخت كه عدم كنترل ادرار عمل زشت و شرارت نيست بلكه نوعي بيماري است. 

محققان عقيده دارند چنانچه والدين در فهم كودك و نيازهاي او بكوشند و با وي رابطه عاطفي صحيح بر قرار    كنند بيماري به سهولت درمان ميشود.

 

به طور خلاصه درمان با تلفيق روشهاي زير انجام مي گيرد:

الف: تشويق كودك به بيان مشكلات خود و اصلاح رابطه كودك و اعضاي خانواده. 

ب: از بين بردن جو اضطراب زا  براي كودك .

پ: بيدار كردن كودك براي ادرار كردن در شب در فواصل معين و آشنايي كودك با آداب توالت رفتن.            

ت: دادن مايعات به مقدار كم، مخصوصا نوشيدنيهايي كه در آنها كافيين وجود دارد مثل: چاي، قهوه، نوشابه.      

ث: تهيه و نصب ورقه بالاي تخت كودك به اين منظور كه شبهايي كه كودك خشك بود، توسط خودش يك ستاره يا خورشيد روي آن علامت زده شود و مي توان به منظور تشويق يك جايزه در ازاي مثلا ده ستاره به او داد.

ج: دارو درماني هم در بهبود اين اختلال موثر است، اما به هر حال موفقيت آن همراه با  موارد بالا مي باشد.

 

 

 

اختلال كم توجهي- بيش فعالي  در كودكان

(Hyperactive

اين اختلال در بر گيرنده كودكاني است كه از دستورها اطاعت نمي كنند ، از لحاظ هيجاني تحريك پذير و خشن هستند ، پيوسته از يك فعاليت به كار ديگري مي پردازند بدون اينكه هيچ يك را به سر انجام برسانند ، تمركز و توجه در كارها و يا فعاليتها و بازيها در اين كودكان پايدار

نيست ، اغلب به نظر مي رسد كه حواسشان جاي ديگري است و يا گوش نمي  دهند و اينطور به نظر مي رسد كه آنچه را كه گفته شده است نشنيده اند ، اكثر اين كودكان بد اخلاق ، ستيزه جو ،  نافرمان و پرخاشگر هستند و با كودكان ديگر ميانه خوبي ندارند و به طور كلي لجوج ، رياست طلب و بي انضباط هستند ، رفتارهاي غير قابل پيش بيني انجام مي دهند ، مرتب در حرف ديگران مي پرند ، اشيا را از ديگران مي قاپند و به چيزهايي دست مي زنند كه اجازه  آن را ندارند .

 

 اين كودكان وقتي كه بزرگتر مي شوند در كارهاي گروهي مشكل دارند و در مدرسه نمي توانند يكجا آرام بگيرند به طور مكرر از جاي خود بلند مي شوند و يا از ميز آويزان مي شوند.   بيش فعالي ممكن است به صورت بر قراري ، ناآرامي در جاي خود ، دويدن ، جهيدن و بالا و پايين پريدن در موقعيتهاي نامربوط ، ناتواني در ساكت ماندن و يا بيش از حد حرف زدن نيز نمود مي يابد.                                  

 

اين كودكان معمولا در نوباوگي علائمي از خود نشان مي دهند مانند : خواب كم و گريه زياد دارند ، به نور و صدا و حرارت و ساير تغييرات محيطي به سرعت به گونه اي غير عادي پاسخ مي دهند ، مرتب در حال جلو و عقب كردن خودشان هستند ، معمولا در آغوش مادر آرام نمي گيرند و جيغ مي زنند و لگد مي اندازند و حتي در گرفتن پستان مادر هم مشكل دارنددر اين نوع اختلال ممكن است بر اثر بالا رفتن سن كودك ،  مسئله خود به خود حل شود اما اين كودكان اگر به حال خود گذاشته شوند در بزرگسالي رفتارهاي ضد اجتماعي از خود نشان مي دهند.

 

اكثر اين كودكان از هوش بالا برخوردارند و كارهايي كه انجام مي دهند غير مترقبه و ناگهاني است و خطر را احساس نمي كنند.                    

به طور كلي مي توان گفت الگوي پايدار اين اختلال كمبود تمركز و توجه ، بيش فعالي و پرخاشگري است ، البته بايد اين خصوصيات حداقل به مدت شش ماه در كودك ثابت باشد تا بتوانيم بگوييم كه كودك دچار اين اختلال شده است.

 

  

علل ايجاد اين اختلال هنوز به طور قطعي ناشناخته است ، عوامل متعددي از قبيل وراثت ، مشكلات و مسائل در هنگام تولد ، عوامل عصب شناختي ، حساسيت غذايي و متغيرهاي محيطي مطرح شده است اما هيچ يك تاييد و يا رد نشده اند. پژوهشها حاكي از آن است كه پسران بيشتر از دختران به اين اختلال مبتلا مي شوند.  

 

 در درمان اين كودكان روشهاي  رفتار درماني  به همراه رژيم غذايي خاص و داروهايي كه پزشك براي درمان اين اختلال تجويز مي كند بهترين نتايج را در كنترل علائم دارد.            

والدين چنين كودكاني بايد با مراجعه به  روانپزشك و يا روانشناس با شكيبايي و ثبات قدم در اين مسير به فرزندشان كمك كنند.

 

 

به نام خدا

 

 

 .