یلدایانه

در میان دستهایت
آنچنان شکفته ام
که از یاد برده ام زمستانی در پیش است
در میان چشمهایت
انچنان سبز شده ام
که فراموش کرده ام پاییز در راهست
هراسی نیست حتی اگر نباشی
که با منی تا همیشه
از غمهایم بزرگترین لبخند دنیا را میسازم
هدیه به لبهایت
آه٬ ای پرنده زیبای بهشتیم
تنها گاهی در آسمانم پرواز کن
تا رسم پرواز فراموشم نشود
و زمانی که حجم دلتنگی هایم
در پهنای آسمان نگنجید
به خوابم بیا
و داستانی بخوان
و آهسته برو٬ بی وداع
تا بهانه ای برای گریه نباشد
این روزها در سکوتم
تنها یک فریاد باقیست..............!
کاش میدانستی
ترا چگونه دوست میدارم
نازنینم!

برای تو

 

پرواز را  برای  پرنده

آسمان را  برای  تو می خواستم

و تو را

 برای  خویش

و

دیشب باز

دلم  هوای  تو  کرد

پس  کبریت  اشکی  بر افروختم

نگاهت  در  قاب 

لبخندی  روشن  کرد

آهم  سوزناک  وزیدن  گرفت

کبریتم  خاموش

من  گریستم

و تو

نگریستی....................!!!!!!!!!!!!!!

تبریک وپیشنهاد

عید غدیر را به دوستان بلاگی ام تبریک می گم کاش می شد یه همایش وبلاگنویسی ترتیب  داد.من پیشنهادشو دادم اجراوچگونگی اجراشو شما بگید.

شقایق

شقايق گفت:با خنده نه بيمارم، نه تبدارم

اگر سرخم چنان آتش حديث ديگري دارم

گلي بودم به صحرايي نه با اين رنگ و زيبايي

نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شيدايي

يکي از روزهايي که زمين تبدار و سوزان بود

و صحرا در عطش مي سوخت تمام غنچه ها تشنه

ومن بي تاب و خشکيده تنم در آتشي مي سوخت

ز ره آمد يکي خسته به پايش خار بنشسته

و عشق از چهره اش پيداي پيدا بود ز آنچه زير لب

مي گفت :

شنيدم سخت شيدا بود نمي دانم چه بيماري
 
 
به جان دلبرش افتاده بود- اما

طبيبان گفته بودندش

اگر يک شاخه گل آرد

ازآن نوعي که من بودم

بگيرند ريشه اش را و

بسوزانند

شود مرهم

براي دلبرش آندم

شفا يابد

چنانچه با خودش مي گفت بسي کوه و بيابان را

بسي صحراي سوزان را به دنبال گلش بوده

و يک دم هم نياسوده که افتاد چشم او ناگه

به روي من

بدون لحظه اي ترديد شتابان شد به سوي من

به آساني مرا با ريشه از خاکم جداکرد و

به ره افتاد

و او مي رفت و من در دست او بودم

و او هرلحظه سر را

رو به بالاها

تشکر از خدا مي کرد

پس از چندي
 
هوا چون کوره آتش زمين مي سوخت

و ديگر داشت در دستش تمام ريشه ام مي سوخت

به لب هايي که تاول داشت گفت:اما چه بايد کرد؟

در اين صحرا که آبي نيست

به جانم هيچ تابي نيست

اگر گل ريشه اش سوزد که واي بر من

براي دلبرم هرگز

دوايي نيست

واز اين گل که جايي نيست ؛ خودش هم تشنه بود اما!!

نمي فهميد حالش را چنان مي رفت و

من در دست او بودم

وحالا من تمام هست او بودم

دلم مي سوخت اما راه پايان کو ؟

نه حتي آب، نسيمي در بيابان کو ؟

و ديگر داشت در دستش تمام جان من مي سوخت

که ناگه

روي زانوهاي خود خم شد دگر از صبر اوکم شد

دلش لبريز ماتم شد کمي انديشه کرد- آنگه

مرا در گوشه اي از آن بيابان کاشت

نشست و سينه را با سنگ خارايي

زهم بشکافت
 
زهم بشکافت

اما ! آه

صداي قلب او گويي جهان را زيرو رو مي کرد

زمين و آسمان را پشت و رو مي کرد

و هر چيزي که هرجا بود با غم رو به رو مي کرد

نمي دانم چه مي گويم ؟ به جاي آب، خونش را

به من مي داد و بر لب هاي او فرياد

بمان اي گل

که تو تاج سرم هستي

دواي دلبرم هستي

بمان اي گل

ومن ماندم

نشان عشق و شيدايي

و با اين رنگ و زيبايي

و نام من شقايق شد

گل هميشه عاشق شد

امروز با حافظ

 

خلوت گزيده را بتماشا چه حاجتست

چون کوي دوست هست بصحرا چه حاجتست

جانا بحاجتي که ترا هست با خدا

کاخر دمي بپرس که ما را چه حاجتست

اي پادشاه حسن خدا را بسوختيم

آخر سوال کن که گدا را چه حاجتست

ارباب حاجتيم و زبان سوال نيست

در حضرت کريم تمنا چه حاجتست

محتاج قصه نيست گرت قصد خون ماست

چون رخت از آن توست به يغما چه حاجتست

جام جهان نماست ضمير منير دوست

اظهار احتياج خود آن جا چه حاجتست

آن شد که بار منت ملاح بردمي

گوهر چو دست داد به دريا چه حاجتست

اي مدعي برو که مرا با تو کار نيست

احباب حاضرند به اعدا چه حاجتست

اي عاشق گدا چو لب روح بخش يار

مي‌داندت وظيفه تقاضا چه حاجتست

حافظ تو ختم کن که هنر خود عيان شود

با مدعي نزاع و محاکا چه حاجتست

codex23x

page28

وقتي ذهن متحول مي شود ...

 


مطالعه درباره چگونگي به‌دست آوردن توانايي تثبيت ذهني کميت‌ها که نگهداري ذهني ناميده مي‌شود، به‌طور تجربي و با روش باليني، تنها توسط ژان پياژه انجام شده و ديگران آن را ادامه داده‌اند. پياژه، روانشناس باليني، ديدگاهي را ارائه داده‌است که طي آن چگونگي تحول فرآيندهاي رواني توجه جدي شده‌است. در نظر او بين تحول در زمينه شناختي و تحول در زمينه انفعالي (احساسي و هيجاني)، همگامي وجود دارد. در نظر پياژه، ساختمان رواني فرد به تدريج و در اثر تعامل با محيط بنا مي‌شود. نظام رواني و ذهني از پيش‌ساخته‌شده‌ نيست، بلکه تعامل زمينه زيستي و تعامل‌هاي محيطي و تفويض‌هاي اجتماعي، آن را به تدريج در فرد بنا مي‌کند. در واقع، يک نوع هماهنگي و همسازي بين عوامل داخلي و خارجي، تحول رواني را هموار مي‌سازد. پياژه يک روانشناس شناخت نگر است. او انسان را در برخورد با محيط، منفعل فرض نمي‌کند. بلکه مطرح مي‌کند که انسان بر محيط اثر مي‌گذارد و اثر نيز مي‌پذيرد.



* ادوار تحولي

در طول زمان، ساخت‌هاي رواني و ذهني يکي پس از ديگري در فرد ايجاد و به استقرار مي‌رسد. نکته مهم در تبيين تحول رواني- ذهني کودک، توجه به تحول تدريجي و ساخته شدن ساخت‌ها و توانايي‌ها طي مراحل است. پياژه دوره‌‌هاي تحول رواني را به سه دوره اصلي تقسيم کرده ‌است: 1) دوره حسي و حرکتي از تولد تا 2 سالگي 2) دوره پيش عملياتي و عملياتي از 2 سالگي تا حدود 12 سالگي. 3) دوره انتزاعي از 12 سالگي به بعد



* نگهداري ذهني

در دوره دوم، در نيم‌دوره دوم اين دوره، در زمينه رواني و ذهني فرد، ظرفيت جديدي به‌وجود مي‌آيد که طي آن، کودک به خصوصيات و مشخصات اشيا ثبات مي‌بخشد. تثبيت کميت و ثبات بخشيدن به خصوصيات اشيا در نظر پياژه، نگهداري ذهني ناميده‌ مي‌شود. در نيم‌دوره قبلي، نيم دوره پيش عملياتي، خصوصيات اشيا اعم از خصوصيات فيزيکي و هندسي براي کودک وضع ثابتي ندارد. پيشرفت بزرگي در نيم‌دوره عملياتي در کودک حاصل مي‌شود که بر اساس آن مي‌تواند به دنياي خارج و به خصوصيات اشيا، ثبات و دوام ببخشد. اين ثبات، نشانه ساخته شدن ملاک‌هاي ثابت و نامتغيرها در ساخت فکري کودک است.



* پايه و اصول نگهداري ذهني

* عمليات

نگهداري ذهني، منتج از ذهن عملياتي است. ذهن عملياتي، ذهني است که وجوه مختلف و خصوصيات اشيا را به‌هم مرتبط و هماهنگ مي‌کند و آنها را به صورت يک نظام کلي، يکپارچه ترکيب مي‌کند. مشخصه عمليات متقابل آن است که وقتي عمليات اول با عمليات متقابل ترکيب مي‌شود، تعادل به‌وجود مي‌آيد. تغييراتي که در عمليات انجام مي‌گيرد، همواره با يک نامتغير است. نامتغير، ملاک

تغيير ناپذيري ذهني کودک است که به نگهداري ذهني منتج مي‌شود. پس نگهداري ذهني، نشانه روان‌شناختي تکميل يک ساخت عملياتي است. نکته‌اي را بايد درباره تفاوت عمليات و عمل متذکر شد اين است كه عمل رفتار قابل مشاهده‌ است که الزاما بازگشت پذير نيست اما عمليات، يک عمل ذهني بازگشت‌پذير است.



* بازگشت پذيري

بازگشت پذيري، پايه اصلي نگهداري و تثبيت ذهني است. بازگشت‌پذيري، امکان بازگشت به نقطه شروع است. اين امکان به دو شکل ذهني و عملي متجلي مي‌شود. در بازگشت پذيري ذهني، کودک مي‌تواند در ذهن عمليات بازگشت پذير انجام دهد يعني به نقطه شروع برگردد. در بازگشت‌‌پذيري عملي که مبتني بر بازگشت‌پذيري ذهني است، کودک در عمل، عمليات بازگشت‌پذيري انجام مي‌دهد.



* استدلال‌هاي کودک در نگهداري ذهني

پياژه، استدلال‌هاي کودک را در زمينه نگهداري ذهني بر سه قسم مي‌داند:

1) استدلال اين هماني، در اين استدلال، کودک با توسل به مکانيزم بازگشت‌‌پذيري حکم مي‌کند که يک شي همان است، حتي اگر تبديل در وضعيت ظاهري آن بوجود بيايد. مثلا اگر گلوله خميري را به شکل سوسيس لوله کنيم، کودک به کمک اين استدلال آن را با حالت قبلي، برابر مي‌داند. 2) استدلال به صورت عمل عکس در اين استدلال کودک در مقابل شکل ظاهري، شکل مقابل را در نظر مي‌گيرد و حکم به تساوي مي‌دهد.

3) استدلال به صورت جبران در اين استدلال يک مقدار در مقابل مقدار ديگر جبران مي‌شود.

مثلا کودک دو خط را برابر تشخيص مي‌دهد. کودک به کمک اين استدلال اعتقاد دارد که بلندي يک طرف خط، کوتاهي طرف ديگر را جبران کند.



* روش آزمايش در مورد ارزيابي نگهداري ذهني

روش پياژه براي مطالعه توانايي‌هايي شناختي، روش مخصوصي است که آن را روش باليني ناميده ‌است. پياژه معتقد است روش باليني، از هر دو روش مشاهده محض و تست استفاده مي‌کند بدون آنکه مشکلات آنها را داشته‌باشد. در روش باليني پياژه، شرايطي براي کودک فراهم مي‌آورد که با لوازمي به عمل بپردازد و با مفاهيم خود جواب سوالات را بدهد و استدلال کند. در اين روش ضمن مصاحبه با کودک و عمل او روي لوازم آزمايشي، سعي مي‌شود که فکر او قدم به قدم دنبال شود تا به عمق فکر او دسترسي پيدا کنيم. ويژگي برجسته روش باليني پياژه، وجود استدلال مخالف براي وارسي استدلال کودک است. در اين استدلال سعي مي‌شود که از واژه‌هاي سطوح کودکي استفاده‌ شود، استدلال مخالف مشخص مي‌کند که آيا اين فکر به خود کودک تعلق دارد يا به صورت تصادفي بيان شده است. معمولا کودکان در مقابل استدلال مخالف آزمايشگر به دو طرف متمايل مي‌شوند: يا دچار ترديد مي‌شوند و يا بر عقيده خود استوار مي‌مانند. کودکاني که به سطح نگهداري ذهني رسيده باشند، دچار ترديد نمي‌شوند و همچنان استدلال خود را تکرار مي‌کنند. تکرار استدلال و عدم ترديد در کودک، نشانه الزام ذهني در او به شمار مي‌رود.



* والدين براي بالا بردن بهره هوشي کودک خود چه کارهايي مي‌توانند انجام دهند؟

تحقيقات نشان مي‌دهد در سال‌هاي اوليه زندگي، وقتي که مغز هنوز در حال شکل گيري است رسيدگي و توجه والدين، حتي در فعاليت‌هاي ساده مانند بازي‌ها، به شکل‌گيري ساختمان مداري پيچيده مغز که براي افزايش هوش ضروري است، کمک موثري خواهد بود. لازم نيست سعي کنيد به کودکتان با حالت رسمي چيزي ياد بدهيد، آنچه که لازم است، ايجاد فضايي تحريک کننده براي يادگيري‌هاي اتفاقي است. کارشناسان پيشنهاد مي‌کنند که اين مراحل را عملي سازيد:



* به چشمان کودک نگاه کنيد

چشمان کودک شش هفته‌اي شما در‌هاله 18 سانتيمتري متمرکز مي‌شود. يعني در حدود فاصله‌اي که بايد او را در جلوي خود نگهداريد و به صورتش نگاه کنيد. اين کار، ارتباط مغزي را در شکل‌گيري الگوي شناسايي تقويت مي‌کند و به کودک کمک مي‌کند که دنيا را به آنچه که آشناست، آنچه که آشنا نيست، آنچه متفاوت است و آنچه که مشابه است (مهارتهاي لازم در يادگيري)، دسته‌بندي کند.



* با او صحبت کنيد

کارشناسان در آزمايشي پي برده‌اند، والديني که با فرزندانشان طي سال دوم زندگي آنها صحبت کرده‌اند، بيشترين تاثير را در افزايش گنجينه لغات کودکانشان داشته‌اند. زبان در عملکرد موفقيت‌آميز هوش مهم است و فهم و درک فراتر از توانايي گفتن کلمات است.



* حس کنجکاوي آنها را تحريک کنيد

کودکان با دست زدن به تجربيات جديد و جستجو دنيا را مي‌شناسند. جستجوگران کوچک حتي وقتي در تختشان خوابيده‌اند، در جستجوي دنياي جديد هستند. نگاه آنها روي اشيا مختلف متمرکز مي‌شود. کودکان کنجکاوي‌شان را با لمس کردن و چشيدن ارضا مي‌کنند. اين کنجکاوي را تشويق کنيد و حتي با آنها به جستجو بپردازيد. اسباب‌بازي را برداريد، آن را وارسي کنيد، سپس به کودکتان بدهيد تا آن را امتحان کند. مانند او چهار دست و پا روي زمين راه برويد.



* اشيا را طبقه‌بندي کنيد

رنگ‌ها، شکل‌ها و اندازه‌ها را براي تقويت فهم و درک کودکان طبقه‌بندي کنيد. کودکان در سال اول زندگي، تفاوت رنگ‌ها را درک مي‌کنند، اما نمي‌توانند آن را با کلمات بيان کنند. از او بخواهيد که رنگ‌ها و اندازه‌هاي مختلف را به شما بدهد.



* کودکتان را تشويق و تحسين کنيد

وقتي کودک شما براي اولين بار، ياد مي‌گيرد که با ليوان خودش آب بنوشد، فرياد بزنيد: آفرين، تحسين هنر او نه تنها مسرت را در او بر انگيزيد، بلکه ارتباطاتي را که قشر پيشين مغز و قسمت مرکزي مغز (جايگاه احساسات) وجود دارد، تقويت مي‌کند. مغز اين ارتباطات را بين 10 تا 18 ماهگي ايجاد مي‌کند.

وقتي شما اولين قدم‌هاي کودکتان را تحسين مي‌کنيد، کودک خوشحال مي‌شود و جرياني از مواد شيميايي عصبي در مغز آزاد مـي‌شـود کـه اين ارتباطات را تقويت مي‌کند. برعکس اگر با تلاش‌هاي کودک به‌طور مستمر با بي‌تفاوتي برخورد شود، مدارهاي مغز از تقويت باز مي‌مانند و کودک براي تجربه چيزهايي جديد بي‌ميل مي‌شود.

ايرانيان از نگاه بيگانگان‌

 
 


ايران و هند

تاثير ايران در هند مدام بود و در دوره‌هاي افغان و مغول، زبان فارسي زبان دربار و كشور بود و اين وضع تا اوايل دوره انگلستان ادامه داشت. تمام زبانهاي تازه هندوستان پر از كلمات فارسي است. حتي زبانهاي دراويدي جنوب تحت تاثير فارسي قرار گرفته است.‌

جواهر لعل نهرو،نخست وزير اسبق هند



شناخت درست

اگر بخواهيم ايران و ايراني را بشناسيم و دوست بداريم، بايد قدري ايراني بشويم و هر كس چنين عمل نمايد، خواهد ديد كه تمام كارها به طرز دلخواه به جلو خواهد رفت و كارها درست و هر مشكلي آسان مي‌گردد و كار سرانجام به جايي خواهد رسيد كه هرگاه احياناً از طرف مردم ايران ناهمواريهايي به شما وارد شده باشد، برايتان مايه مسرت‌خاطر خواهد گرديد.‌

ژان لارتگي، روزنامه‌نگار فرانسوي (1962)‌



نقاشي ايران‌

نقاشي ايرانيان از چند قرن به اين طرف هيچ فرقي نكرده است. البته اين نوع نقاشي از درخشندگي خاصي در رنگ‌آميزي كه چشم را نوازش مي‌دهد، خالي نيست؛ اما در آن تناسب و پرسپكتيو رعايت نمي‌شود. در اين نقاشيها عموماً تصوير تمام قد پادشاهان و پهلوانان افسانه‌اي و تمامي شخصيت‌هايي كه نام ميهن‌شان را پرآوازه كرده‌اند، نشان داده مي‌شود و در بعضي از آنها موضوعات عشقي و رزمي نيز مورد توجه نقاش قرار مي‌گيرد. نقاشان ايراني اغلب در شبيه‌سازي استادند. آنها در آفريدن گل و بوته و تصوير پرندگان نيز بسيار مهارت دارند و اتاقهايي را كه با اين سبك نقاشي مي‌كنند، حالت شاد و زنده‌اي پيدا مي‌كند و چشم هر تازه واردي را مي‌نوازد.‌

ژي. ام. تانكواني، مترجم هيأت نمايندگي ناپلئون، 1808م‌



صلح باستان‌

امپراتوري هخامنشي كه از مصر تا پنجاب، و از كرانه‌هاي بسفور تا سُغد گسترش مي‌‌يافت، مدت دو قرن صلح را در جهان باستان برقرار نمود و بركات اين دوران طولاني صلح تنها با نعمات حاصل از صلح رومي (330-- 539 م) قابل مقايسه است. در واقع امپراتوري هخامنشي پيشرو و مبشر امپراتوري روم به شمار مي‌‌رود.‌

رنه گروسه‌



لاابالي و بي‌قيد

ايرانيان مانند تمام شرقيها بسيار لاابالي و بي‌قيدند و اغلب از صبح تا شام كاري جز تدخين و قهوه خوردن ندارند. آنان مخصوصاً به شعر كه در آن درخشش و شراره ذهن خود را به نمايش مي‌گذارند، عشق مي‌ورزند. همچنين به موسيقي، رقص و سرود كه مشغوليت و سرگرمي معمولي طبقه ممتاز را تشكيل مي‌دهد.‌

شاردن، جهانگرد فرانسوي‌



ميهمان داري

ايرانيها با داشتن مراسم خاصي در پذيرايي از ميهمانها، قواعدي دارند كه آن را به طور دقيق اجرا مي‌كنند؛ مثلاً وقتي ميهمان وارد مي‌شود، يا ميزبان نشسته است و از جاي خود تكان نمي‌خورد، يا آنكه كمي بلند مي‌شود و بعد مي‌نشيند و يا آنكه كاملاً بلند مي‌شود و به استقبال او مي‌رود، زماني هم كه قليان و چاي مي‌آورند، آن را اول به ميهمان تعاريف مي‌كنند. اينها همه نكات ظريفي است كه در رسوم ايراني به نسبت مقام و شئون ميهمان و ميزبان پيش‌بيني شده است و با دقت اجرا مي‌شود و هر خارجي هم كه به ايران مي‌رود، بايد با اين رسوم آشنا شود.

دكتر هيزيش بروگش، سفير پروس در ايران‌

روش‌هايي براي حفظ هوشياري

همه ما در زندگي لحظه‌اي را تجربه كرده‌ايم كه قادر به ياد آوردن بعضي از مسائل بديهي نيستيم. مثلاً فراموش مي‌كنيم كه عينك خود را كجا گذاشته‌ايم يا نام دوست خود را به خاطر نمي‌آوريم و... چنين خطاهايي به خصوص بعد از گذشتن از سن 40 سالگي چندان غيره‌منتظره نيست، اما تحقيقات نشان مي‌دهد كه با پيروي از رژيم غذايي مناسب و انجام تمرينات بدني، مي‌توان فرآيندهاي ادراك و شناخت را تقويت كرد و حافظه را ارتقا بخشيد. بعضي از روش‌هاي مؤثر براي رسيدن به هدف فوق عبارتند از:

1ـ قرار دادن ماهي در وعده‌هاي غذايي هفتگي: افرادي كه يك بار در هفته ماهي مي‌خورند 60 درصد كمتر از بقيه در معرض ابتلا به آلزايمر قرار مي‌گيرند. در واقع قرار دادن يك وعده غذاي دريايي در فهرست برنامه غذايي هفته تا 10 درصد باعث كاهش ضعف ادراك و هوشياري در هر سال مي‌شود. توصيه مي‌شود كه ماهي به خصوص در شب مصرف شود.

2ـ مغز خود را به تحرك وادار كنيد: مسلماً انجام بازي‌هاي فكري در اين زمينه به طور مؤثر عمل مي‌كند. چيزي كه اغلب فراموش مي‌شود، انگيزه براي مغز است. مغز با قرار گرفتن در معرض ايده‌ها، اتفاقات و مسائل جديد شكوفا مي‌شود، رويارويي با مسائل جديد، باعث حفظ قوه تعقل و كاهش خطر از دست دادن حافظه مي‌شود.

3ـ ارتباطات خود را با فاميل و دوستان حفظ كنيد: خانواده و دوستان باعث افزايش نيروي مغز مي‌شوند. اگر شما به نيروي تعاملات اجتماعي شك داريد، بد نيست بدانيد كه متخصصان معتقدند كه اجتماعي بودن درست مثل ساير فعاليت‌هاي مغز باعث افزايش ادراك و يادگيري مي‌شود.

4ـ تحرك فيزيكي داشته باشيد: براي جلوگيري از افسردگي به تمرينات بدني روزانه بپردازيد. يكي از مهم‌ترين روش‌هاي حفظ سلامت مغز، انجام تمرينات بدني است. با اين كار دستگاه گردش خون، اكسيژن بيشتري را به مغز هدايت مي‌كند و گلوكز موردنياز مغز را فراهم مي‌كند.

5 ـ استرس را از وجود خود دور كنيد: خوش‌بيني و آرامش جسم و روح، باعث حفظ قدرت حافظه مي‌شود. متخصصان معتقدند كه احساسات مثبت، تأثير شگرفي بر توانايي پردازش اطلاعات توسط مغز دارد. هر زمان كه تصورات و افكار منفي به ذهن خطور مي‌كند، تفكر را متوقف كرده و جهت آن را به سمت خاطرات خوش هدايت كنيد.

6 ـ خواب نيمروزي را فراموش نكنيد: بعد از صرف غذا يا هر زمان كه امكان دارد، حداقل براي 6 دقيقه استراحت كنيد يا به قول معروف چرت بزنيد. با اين كار، مغز توان لازم را براي پردازش اطلاعات كسب مي‌كند.

codex38x

page28

PDF صفحات روزنامه

Text Box (double-click to edit)

اوتيسم

افراد ناتوان دربرقراري روابط اجتماعي را بشناسيم
 


هر چند كه اوتيسم براي اولين بار در سال 1943 تشخيص داده شده، ولي هنوز نيز يك ناتواني نسبتاً ناشناخته است. تخمين زده مي‌شود كه اختلالات طيف اوتيستي برزندگي بيش از 500 هزار خانواده در بريتانيا تأثير گذاشته است.

كساني كه به اوتيسم مبتلا هستند مانند كساني كه فلج‌مغزي دارند از ناتواني جسمي رنج نمي‌برند؛ آنها احتياج به صندلي چرخدار ندارند و در ظاهر مانند هر فرد ديگري كه چنين معلوليتي ندارد به نظر مي‌رسند. با توجه به طبيعت نامريي اين معلوليت، آگاهي و درك اين وضعيت كار دشوارتري است.

از آنجا كه يك كودك اوتيست در ظاهر مانند كودكان ديگر است، بقيه فكر مي‌كنند كه رفتار متفاوت او به اين علت است كه او بچه شيطاني است و يا اولياي وي نمي‌توانند كنترلش كنند.

اوتيسم، يك معلوليت رشدي دائمي است كه برنحوه ارتباط فرد با افراد پيرامون خود تأثير مي‌گذارد.كودكان و بزرگسالاني كه مبتلا به اوتيسم هستند براي ايجاد يك رابطه قابل فهم با ديگران مشكل دارند.

كساني كه مبتلا به اوتيسم هستند، اغلب از ناتواني‌هاي ديگري هم رنج مي‌برند كه مربوط به يادگيري است.

علاوه براين وضعيت، شكل ديگري از اوتيسم وجود دارد كه به آن «سيندروم اسپرگر» مي‌گويند و اغلب درباره كساني گفته مي‌شود كه كاركرد اين معلوليت در آنها در سطح بالاي طيف اوتيسم قرار دارد.

واقعيت براي يك فرد اوتيست، يك مجموعه شرايط مغشوش و به‌هم ريخته از وقايع، افراد، محلات، اصوات و تصاوير است. براي چنين فردي به نظر نمي‌رسد كه مرز، مفهوم يا نظم روشني براي چيزي وجود داشته باشد.

افرادي كه مبتلا به اوتيسم هستند، اغلب در سه زمينه با مشكل مواجه هستند؛ اين مشكلات موسوم به «اختلال سه وجهي» است.

مراوده اجتماعي (دشواري در ايجاد روابط اجتماعي از ديگران و يا بي‌تفاوتي نسبت به آنان).

ارتباط اجتماعي (دشواري در ايجاد ارتباط لفظي و غيرلفظي، به عنوان مثال به طور كامل مفهوم حركات و اشارات، حالات صورت و لحن صحبت ديگران را نفهميدن.)

تخيل (دشواري در يادگيري بازي‌هايي كه چند نفر در آنها درگير هستند يا بايد از قدرت تخيل براي فهم آنها استفاده كرد، به عنوان مثال محدوديت در فعاليت‌هايي كه به قدرت تخيل فرد مربوط مي‌شوند، يا اينكه احتمالاً آنها را فقط به طور خشك و مكرر تقليد كردن.)



عامل اوتيسم

علت يا علائم دقيق اوتيسم هنوز ناشناخته هستند، ولي تحقيقات نشان داده است كه عوامل ژنتيك در اين باره مهم هستند. همين طور تحقيقات نشان داده است كه اوتيسم به يك رشته شرايطي مربوط است كه بررشد مغز تأثير مي‌گذارند و در قبل، حين و يا در فاصله كوتاهي بعد از تولد رخ مي‌دهند.

هرچه زودتر اوتيسم در فرد تشخيص داده شود به همان اندازه شانس اينكه آن فرد كمك و حمايت مناسب را دريافت كند، بيشتر خواهد شد.

آيا به افراد اوتيستي مي‌توان كمك كرد؟

آموزش و پرورش ويژه يا حمايت با برنامه واقعاً مي‌تواند در زندگي فردي كه اوتيست است، تأثير بگذارد و به او كمك كند تا توانايي‌هاي خود را به حداكثر ممكن رشد دهد و بيشترين قابليت‌هاي دوره بلوغ خود را به دست آورد.

منبع: پزشكان بدون مرز

امروز با حافظ

 

مرا عهديست با جانان که تا جان در بدن دارم

هواداران کويش را چو جان خويشتن دارم

صفاي خلوت خاطر از آن شمع چگل جويم

فروغ چشم و نور دل از آن ماه ختن دارم

به کام و آرزوي دل چو دارم خلوتي حاصل

چه فکر از خبث بدگويان ميان انجمن دارم

مرا در خانه سروي هست کاندر سايه قدش

فراغ از سرو بستاني و شمشاد چمن دارم

گرم صد لشکر از خوبان به قصد دل کمين سازند

بحمد الله و المنه بتي لشکرشکن دارم

سزد کز خاتم لعلش زنم لاف سليماني

چو اسم اعظمم باشد چه باک از اهرمن دارم

الا اي پير فرزانه مکن عيبم ز ميخانه

که من در ترک پيمانه دلي پيمان شکن دارم؟

خدا را اي رقيب امشب زماني ديده بر هم نه

که من با لعل خاموشش نهاني صد سخن دارم

چو در گلزار اقبالش خرامانم بحمدالله

نه ميل لاله و نسرين نه برگ نسترن دارم

به رندي شهره شد حافظ ميان همدمان ليکن

چه غم دارم که در عالم قوام الدين حسن دارم

ضرب‌المثل‌هاي آفريقايي

 

* يك دروغ هزار حرف راست را خراب مي‌كند.

* گرسنگي شاه و گدا نمي‌شناسد.

* حسادت درمان ندارد.

* رودخانة آرام و ساكت آدم را غرق مي‌كند.

* مادر كه گرسنه مي‌شود، مي‌گويد براي بچه غذا درست كنيد.

* اگر پولدار باشي مردم از تو بدشان مي‌آيد، اگر فقير باشي تحقيرت مي‌كنند.

* چيزي كه براي يك نفر بدشانسي است براي كس ديگر خوش‌شانسي است.

* كسي با دوپا عمق رودخانه را نمي‌سنجد.

* كار كردن براي پول، عار نيست.

عادت هاي آرامش بخش


 

مي‌خواهيد آرام و خونسرد و خوددار باشيد، در اين دنياي شلوغ و پر استرس کمي آرامش داشته باشيد، اما ذاتاً هميشه مسئول امور و عهده دار نظم و ترتيب بوده‌ايد و احساس مي‌کنيد همه کارها بايد تحت کنترل شما باشد. براي يک بار هم که شده اين عادت کنترل کردن همه امور را رها کنيد و بگذاريد زندگي مسير خود را بپيمايد؛ چگونه؟

خيلي راحت با خواندن و عمل کردن به اين پيشنهاد‌ها:

مسئوليت‌هاي متعدد را نپذيريد؛ ممکن است از اينکه همواره کارهاي بسياري را با هم انجام مي‌دهيد به خود بباليد ولي به طور قطع در حين کار احساس نداشتن تمرکز, نگراني و خستگي مي‌کنيد. کارها را يک به يک و به نوبت انجام دهيد.

قدر لحظه‌هاي عمر خود را بدانيد، از انجام کاري که به عهده گرفته‌ايد، لذت ببريد و پس از انجام آن احساس موفقيت کنيد.

به موفقيت‌هاي خود بها دهيد؛ يک موفقيت، پيروزي‌هاي بعدي را به دنبال مي‌آورد و احساس خود کم بيني را از انسان دور مي‌کند.

هر موقع مايوس شديد، تنها کافي است به يک چيز که موجب بالندگي شماست يا يک زمينه که در آن موفق بوده‌ايد فکر کنيد.

به نيازتان اهميت دهيد؛ هميشه به فکر راضي و خوشحال کردن ديگران نباشيد.

کمي هم به فکر نيازهاي معقول و مقبول خود باشيد. اين به معني خودخواهي نيست. به نقطه نظرات ديگران گوش دهيد ولي در عين حال انعطاف پذير باشيد و نسبت به احساسات و عواطف خود نيز واقع گرا و بي‌رو دربايستي باشيد.

از کار خود لذت ببريد؛ اگر هميشه براي انجام کاري تحت فشار هستيد يا از انجام کاري طفره مي‌رويد، به اين معني است که از کاري که انجام مي‌دهيد لذت نمي‌بريد اما به هر حال ناچاريد. پس روي جنبه‌هاي لذت بخش آن تمرکز کنيد.

يک ديد مثبت مي‌تواند تنش‌هاي دروني شما را بزدايد و به شما فرصت دهد که دريابيد چه تغييرات دراز مدتي را مي‌توانيد ايجاد کنيد.

براي مثال مي‌توانيد به تقدير و ستايش پاياني کار فکر کنيد يا به دستمزد حاصل از آن.

انعطاف پذير باشيد؛ يک برنامه روزمره داشتن بسيار خوب و معقول است اما اجازه ندهيد که رعايت چنين برنامه‌اي سبب تنش و اضطراب شما شود. سختگيري‌هاي شديد سبب مي‌شود فرصت‌ها را از دست بدهيد پس انرژي خود را بيهوده تلف نکنيد.

ميان کار و زندگي تعادل برقرار کنيد؛ تداخل و ادغام زندگي کاري و اداري با زندگي خصوصي موجب اختلالات فيزيکي و عاطفي مي‌شود. برنامه و زماني را براي توقف کار انتخاب کنيد و به آن پاي بند باشيد.

در خانه به کار فکر نکنيد و توجه خود را به زندگي خانوادگي معطوف کنيد.

عکس العمل‌هايتان را تغيير دهيد؛ شايد هميشه نتوانيد شرايط تنش زا را عوض کنيد پس سعي کنيد گاهي ديدگاه خود را نسبت به شرايط تغيير دهيد و احساسات خود را عوض کنيد.

امروز با حافظ


گفتند خلايق که تويي يوسف ثاني

چون نيک بديدم به حقيقت به از آني

شيرين تر از آني به شکرخنده که گويم

اي خسرو خوبان که تو شيرين زماني

تشبيه دهانت نتوان کرد به غنچه

هرگز نبود غنچه بدين تنگ دهاني

صد بار بگفتي که دهم زان دهنت کام

چون سوسن آزاده چرا جمله زباني

گويي بدهم کامت و جانت بستانم

ترسم ندهي کامم و جانم بستاني

چشم تو خدنگ از سپر جان گذراند

بيمار که ديده‌ست بدين سخت کماني

چون اشک بيندازيش از ديده مردم

آن را که دمي از نظر خويش براني

کو؟

گفتي: غزل بگو! چه بگويم؟ مجال کو؟

شيرين من، براي غزل شور و حال کو؟

پر مي‌زند دلم به هواي غزل، ولي

گيرم هواي پر زدنم هست، بال کو؟

گيرم به فال نيک بگيرم بهار را

چشم و دلي براي تماشا و فال کو؟

تقويم چارفصل دلم را ورق زدن

آن برگ‌هاي سبزِ سرآغاز سال کو؟

رفتيم و پرسش دل ما بي‌جواب ماند

حال سؤال و حوصله قيل و قال کو؟

قيصر امين‌پور

امروز با حافظ

 

دل مي‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را

دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

کشتي شکستگانيم اي باد شرطه برخيز

باشد که باز بينيم ديدار آشنا را

ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون

نيکي به جاي ياران فرصت شمار يارا

در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل

هات الصبوح هبوا يا ايها السکارا

اي صاحب کرامت شکرانه سلامت

روزي تفقدي کن درويش بينوا را

آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است

با دوستان مروت با دشمنان مدارا

در کوي نيکنامي ما را گذر ندادند

گر تو نمي‌پسندي تغيير کن قضا را

آن تلخ وش که صوفي ام الخبائثش خواند

اشهي لنا و احلي من قبله العذارا

هنگام تنگدستي در عيش کوش و مستي

کاين کيمياي هستي قارون کند گدا را

سرکش مشو که چون شمع از غيرتت بسوزد

دلبر که در کف او موم است سنگ خارا

آيينه سکندر جام مي است بنگر

تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا

خوبان پارسي گو بخشندگان عمرند

ساقي بده بشارت رندان پارسا را

حافظ به خود نپوشيد اين خرقه مي آلود

اي شيخ پاکدامن معذور دار ما را

codex23x

page28

دلم گرفته(این مطلبو ازاون وبم گرفتم تقدیم می کنم به سامان عزیز.هرجاکه هس خدانگهدارش)

 
دلم گرفته چون اصلا نمی فهمم چی می گی!!!
نمی فهمم واسه چی رفتی(ولی می دونم چرا) و نمی دونم و نمی فهمم که چرا ........................
نمی دونم ازم چی می خوای٬ چی کار باید بکنم؟ چی کار می تونم بکنم؟ چی کار نباید بکنم!
نمی دونم حتی باید از دیدنت خوشحال بشم یا نه؟ حتی نمی دونم باید ببینمت یا نه!
این رو دوباره بهت می گم << نمی دونم چرا هر وقت می خوام گذشته رو فراموش کنم یه کاری می کنی - سهوی یا عمدی- که نتونم فراموش کنم!!!!!!!!!>>
نمی دونم چرا بعد از این همه مدت من هنوز دوست دارم که با تو مثل قبل باشم٬ در حالی که گذشته به تاریخ پیوسته!!!
هیچ وقت نخواستم و نمی خوام تو رو بازنده و دلخور ببینمت٬ برای آخرین بار بهم قول بده که دیگه اینجوری نبینمت٬ همیشه قوی باش٬ همیشه قوی باش و همیشه قوی باش!!! به هیچ کس هم اجازه نده که بخواد اشکهای پاکت رو در بیاره!
دیگه طاقت دیدن اشک های تورو ندارم کاشکی این رو می فهمیدی
می دونم دیگه حق ندارم این حرف ها رو بهت بزنم ولی چه کنم که هنوز هم دوست دارم

تو

 

پرواز را  برای  پرنده

آسمان را  برای  تو می خواستم

و تو را

 برای  خویش

و

دیشب باز

دلم  هوای  تو  کرد

پس  کبریت  اشکی  بر افروختم

نگاهت  در  قاب 

لبخندی  روشن  کرد

آهم  سوزناک  وزیدن  گرفت

کبریتم  خاموش

من  گریستم

و تو

نگریستی....................!!!!!!!!!!!!!!

ای عشق

اي عشق! همه بهانه از توست...

و اين «صداي سخن عشق» است كه از حنجره روزگار فرياد مي‌شود، بشنويد:

سعدي: عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست

حافظ: بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم

مولانا: جسم خاك از عشق بر افلاك شد

عطّار: دو عالم سايه خورشيد عشق است

بيدل: عالم از شوخي عشق اين همه توفان دارد

عراقي: من مست مي عشقم، هُشيار نخواهم شد

قيصر امين‌پور: ز دست عشق در عالم هياهوست...

يكي بود، يكي نبود. زير گنبد كبود... به راستي اگر «عشق» نبود؟!

2

و امّا بعد...

روزنامه‌ها را كه ورق مي‌زنيم، در صفحه حوادث تيترهايي هولناك و نامهربان بر صورت احساسمان چنگ مي‌كشند:

«مردي يازده نفر از اعضاي خانواده دو برادرش را قتل عام كرد.»روي پيشخوان كتابفروشي‌ها، عناويني سياه و اهريمني، عنكبوت‌وار بر جلد كتاب‌ها ـ اين دوستان دير آشنا ـ تار وحشت تنيده‌اند:

«قتل در نيمه شب، شبح مرگ، راز يك جنايت، خُفّاش شب، لذت انتقام و...»

در شبكه‌هاي ماهواره‌اي هر روز صحنه‌هاي دلخراش از قتل، جنايت، خشونت، شكنجه، اسلحه و خون به تصوير كشيده مي‌شود و بي‌رحمانه گلوي عاطفه و انسانيت‌مان را مي‌فشارد. در سالن‌هاي سينما ـ معصومانه ـ به تماشاي فيلم‌هايي مي‌نشينيم كه با صحنه‌هايي زرد و خاكستري از اختلافات خانوادگي و دعواهاي روح‌فرساي زن و شوهري آغاز و با متاركه و طلاق ختم به خير مي‌شوند! و فردا در كوچه و خيابان، بچه‌هاي طلاق راه را بر ما مي‌بندند و با هنجارشكني و خزيدن به پيله «پوچ‌انگاري»، پُتك خشم فرو خورده خود را برسر وجدان‌هاي به خواب رفته ما مي‌كوبند و ما شرمنده و سرافكنده با دل خويش زمزمه مي‌كنيم كه:

آي عشق...!

چهره آبي‌ات پيدا نيست.



‏3‏

آري، واقعيت تلخي است. ما به هر دليل، ادب و آداب «عاشقي» و «دوست داشتن» را ـ آن‌چنان كه بايد ـ نياموخته‌ايم. گمشده ما در اين روزگار بي‌پير، و عصر خاكستريِ سرب و سيمان و آهن، «عشق» است.

عشق، عمود خيمه آفرينش و شيرازه بند عالَم هستي است. آدمي بدون عشق، به يتيمي مي‌ماند كه در برزخ غربت و تنهايي گرفتار است و «مرگ» سرنوشت محتوم اوست:

دنيا بدون عشق، قبرستاني از «تن» هاست

آدم بدون عشق، جز يك روح تنها نيست

به راستي علت «غربت و مظلوميت عشق» در روزگار ما چيست؟ چرا ما از «عشق» و «عاشق شدن» مي‌ترسيم و همچون محدوده‌اي ممنوع، دور آن‌ خط قرمز مي‌كشيم و فرزندان‌مان را از چشيدن طعم زندگي‌بخش «اكسير عشق» محروم مي‌كنيم؟با كمال تأسف بايد گفت آنچه اين پندار غلط را در وجود ما نهادينه كرده است، رواج سكه‌هاي قلب عشق در كوچه و بازار و اپيدمي عشق‌هاي خياباني و صورتي است و اين كه عده‌اي به نام مقدس عشق، براي ديگران دام «هوس» مي‌گسترند:‏

عشق‌هايي كز پي رنگي بُوَد

عشق نبود، عاقبت ننگي بُوَد

4

بياييد به فطرت خويش برگرديم، به آيين آيينه زُلال باشيم و به نداي حضرت عشق، لبيك اجابت بگوييم. ادب و آداب عاشقي و مهرورزي را بياموزيم و گوهر بي‌بديل «عشق» را به سكه قلب «هوس» نفروشيم. چرا كه عشق، فريب آب و رنگ و خط و خال نيست. عشق حكايت پيوند وحدت و يگانگي است. حديث از خود گذشتن و به «دوست» رسيدن:

آن يكي آمد در ياري بزد

گفت يارش: كيستي اي معتمد؟

گفت: «من»، گفتش برو هنگام نيست

بر چنين خواني مقام خام نيست

خام را جز آتش هجر و فراق

كه پزد، كه وارهاند از نفاق؟

چون توئيِ تو، هنوز از تو نرفت

سوختن بايد تو را در نار تفت

رفت آن مسكين و سالي در سفر

در فراق يار سوزيد از شرر

پخته گشت آن سوخته، پس بازگشت

باز گِردِ خانه‌ي انباز گشت

حلقه زد بر در به صد ترس و ادب

تا بنجهد بي‌ادب، لفظي ز لب

بانگ زد يارش كه: بر در كيست آن؟

گفت: بر در هم تويي، اي دلستان!

گفت: اكنون چون مني، اي من، درآ

نيست گنجايي دو «من» در يك سرا

5

بوي بال فرشته مي‌آيد، و مؤذن شگفت آواي ملكوت فرياد مي‌زند:

«حَي عَلي الْفَلاح، حَي عَلَي الْعِشقُ»

بوي بال فرشته مي‌آيد، بوي سيب سرخِ غزلِ حافظ شيرين سخن كه بر لب جوي، گذر عمر را مي‌بيند و دم به دم به شيشه قلب‌مان تلنگر مي‌زند كه:

عاشق شو ار نه روزي كار جهان سر آيد

ناخوانده نقش مقصود از كارگاه هستي

نازنين! پس چرا نشسته‌اي؟... بي‌هيچ استخاره‌اي «يا علي» گو بلند شو، پنجره‌ها را باز كن، آسمان را با ستارگانش در آغوش بگير، و روشني عشق را به خانه دلت دعوت كن. بوي بال فرشته مي‌آيد. مي‌شنوي؟

خوب من! تو عاشق شده‌اي. اين لحظه خجسته را به خاطر بسپار، لحظه‌اي كه با «هوهو»ي باد، سيب از شاخه افتاد و زندگي قشنگ شد.

6

نگاه مرد مسافر به روي ميز افتاد:

«چه سيب‌هاي قشنگي!»

و ميزبان پرسيد:

قشنگ يعني چه؟

ـ قشنگ يعني تعبير عاشقانه‌ي اشكال

و عشق، تنها عشق

تو را به گرمي يك سيب مي‌كند مأنوس.

...

دچار بايد بود

وگرنه زمزمه‌ي حيرت ميان دو حرف

حرام خواهد شد.

و عشق

سفر به روشني اهتزاز خلوت اشياست.

و عشق

صداي فاصله‌هاست...

«سهراب سپهري»

حسابرسي عملكرد و عملياتي

 

چكيده

سيستم اقتصادي يك كشور به ميزان قابل توجهي به تصميم گيريهاي مديريت در واحدهاي اقتصادي بستگي دارد. بديهي است اين تصميم گيريها نقش تعيين كننده اي در ميزان درآمد هاي اقتصادي و ثمر بخش بودن فعاليتهاي تعيين شده و استفاده بهينه از امكانات توليدي و خدماتي مؤسسات انتفاعي و غيرانتفاعي كشور دارند. لذا اصولاً صاحبان سهام و يا نمايندگان آنها همواره مي خواهند بدانند كه آيا مديران اجرايي در تصميم گيريهاي خود صحيح عمل كرده اند يا خير؟ و آيا توانسته اند از امكانات موجود حداکثر استفاده را كنند يا خير؟ آيا در موسسات افزايش كارايي و رعايت صرفه اقتصادي انجام شده است؟
امروز در محيط اقتصادي كه داراي نظامهاي متعدد و ابعاد گوناگون است، مديريت سازماني تأكيد فزاينده اي بر ارزيابي صرفه اقتصادي، كارآيي و اثر بخشي عمليات سازماني دارد. حسابرسي عملكرد به عنوان ابزاري براي اين ارزيابي به كار مي رود.
در محيطهاي رقابتي ضروري است تا مديران با استفاده از فرايند ارزيابي عملكرد به هدايت صحيح امور در مسير پيشرفت كار و در جهت اهداف و استراتژي هاي مورد نظر سازمان به شيوه اي آگاهانه بپردازند. با توجه به تغييرات و تحولات سريع و افزايش توان و قابليتهاي رقابتي شركتها وسازمانها در جهان امروز ميزان مطلوبيت عملكرد تك تك اجزاي كاري سازمان و مجموع آن مي تواند به عنوان معيار سنجش مؤفقيت يك سازمان براي مديران بسيار حائز اهميت باشد و با استفاده از آنها مي توانند به سنجش ارزيابي وضعيت موجود طرحهاي استراتژيك سازمان و بررسي عملكرد اجزاي كاري آن پرداخته و براي ارتقا و بهبود اثربخشي و كارآيي آنها اقدام كنند. گسترش رقابت موجب شده تا مديريت ارشد در بسياري از سازمانهاي نوين در به دست آوردن موقعيت مناسب در بازار و حفظ آن تمركز يابد. مديران دريافته اند بسياري از سيستم هاي سازماني كـه انتظار مي رود براي پيشبـرد عمليات مفيد واقع شود در جهت عكس اهداف سازمان حركت مي کند و موجب عقب ماندگي مي شود.
حسابرسـي عملكـرد يک ابـزار مفيـد براي اصلاح اين سيستم ها و هدايت سازمان به سوي اهداف آن است. در كشور ما مديريت بخش اعظم منابع اقتصادي بر عهده دولت است و کيفيت مديريت آن در سرنوشت ملت آثار اساسي دارد. مديران بخش دولتي بايد در برابر مردم و نمايندگان آنان پاسخگو باشند و ابزار اين پاسخگويي را بر اساس اطلاعات معتبر فراهم کنند. ماهيت بخش دولتي ايجاب مي کند که در اين بخش، حسابرسي عملكرد علاوه بر رسيدگي به صورتهاي مالي و اظهار نظر در چارچوب اصول و ضوابط حسابرسي مالي الزامي شود. از اين رو لازم است حسابرسان ضمن استفاده از خدمات متخصصان در زمينه هاي مختلف به ارزيابي کيفيت تصميم گيريهاي مديريت بپردازند و نتيجه‌گيريها و پيشنهادات اصلاحي خود را جهت بهبود هر چه بيشتر مديريت ارائه کنند.
با توجه به اهميت بهبود در ارتقا مديريت در سازمانها به خصوص در بخش دولتي ضرورت دارد که مديران نسبت به استقرار سيستم هاي جامع کنترل مديريت اهتمام ورزند و آن را از لحاظ ارزيابي مستمر کارايي، صرفه اقتصادي و اثربخشي مورد بازنگري قرار دهند. در اين راستا حسابرسان مديريت مشابه حسابرسان مالي مي توانند در جهت بهبود و تقويت اين سيستم ها نقش مهم و ارزنده اي را ايفاء کنند. در نتيجه حسابخواهي مطلوب بخش دولتي هنگامي ايجاد مي‌شود که با برنامه ريزي و عملـکرد ارگانها بر اساس بيان آشکار اهداف و نتايج مورد انتظار مورد رسيدگي قرار گيرد، بنابراين حسابرسي عملكرد بيان واضحي از رعايت صرفه اقتصـادي، کارآيـي و اثربخشي در عملـکرد تمامي سازمانهاي بزرگ و کوچک است.

مقدمه
مديريـت را دانـش به كار گيـري مؤثـر و كارآمـد منابـع بـراي دستيابي بـه اهداف سازمان تعريف مي كنند و اين منابع معمولاً شامل سرمايه، نيروي كار و منابعي است كه در اختيار سازمان قرار دارد. يك مدير بايد عمليات سازمان را در جهت رسيدن به حداكثر منافع برنامه ريزي، سازماندهي و كنترل كند. در دنياي امروز مديران مسئول و پيشتاز همواره تلاش مي كنند از نظارت دقيق و ارزيابي عيني بر وظايف خود اطمينان لازم را به دست آورند تا در برابر موضوعهاي پيش روي خود نيرومند و مسلط باقي بمانند و كارهاي خود را درست و به موقع انجام دهند. بنابراين، آنان هيچگاه نبايد در بهره گيري از خدمات كارشناسان و متخصصان خارج از سازمان خود براي تعيين مشكلات و ارائه راه حل آن ترديد داشته باشد تا با استفاده از اين خدمات به مؤفقيتهاي روزافزون تري دست يابند.
در سالهاي اخير کانون توجه و دامنه بسياري از حسابرسيها در بخش عمومي و خصوصي دستخوش دگرگونيهايي شده است و از آنجا که صورتهاي مالي به تنهايي پاسخگوي نيازهاي اطلاعاتي مديريت نيست، مديران در بخش خصوصي و دولتي به دنبال کسب اطلاعات بيشتر به منظور ارزيابي و قضاوت در مورد کيفيت عمليات و پيشرفتهاي عملياتي هستند. در نتيجه ايجاد چنين زمينه هايي نياز به ضرورت وجود فنون حسابرسي عملکرد براي ارزيابي اثربخشي، کارايي و صرفه اقتصادي عمليات به نحو چشمگيري افزايش يافته است.
بررسي علل درخواست روزافزون براي دريــافت خدمات حسابرسي عملكرد نشان مي دهــد که دو موضوع زير بستر مناسبي براي انجام اين حسابرسي فراهم کرده است:
- هدايت مديران براي توجه بيشتر به رعايت صرفه اقتصادي، کارايي و اثربخشي در واحدهاي اقتصادي؛
- ارتقاي تجربيات حسابرسان مستقل در زمينه تشخيص و يافتن واقعيتهاي موجود در حسابرسي مالي و مشاوره مديريت و ارائه رهنمودهاي لازم به مديران.

حسابرسي عملكرد
اصطلاح حسابرسي عملكرد (PERFORMANCE AUDITING) يا حسابرسي عملياتي معمولاً به منظور ايجاد تفاوت بين حسابرسي صورتهاي مالي جهت اظهار نظر حرفه اي بر روي آن و حسابرسي كه جوانب انتخاب شده يك سازمان را خارج از محدوده حسابها رسيدگي مي كند به كار مي رود .
هدف از اين حسابرسي ابتدا تعيين فرصتهايي جهت كارايي و صرفه اقتصادي بيشتر و بهبود اثربخشي در عمليات بوده كه اين اهداف به موارد مرتبط با اهداف سازمان نيز ارتقا يافت . تفاوت عمده حسابرسيها در اهداف آنها است. حسابرسي صورتهاي مالي درگير مواردي است كه منتهي به اظهار نظر درباره صورتهاي مالي مي گردد و آنچه كه حسابرسي عملياتي ناميده مي شود با هدف كارايي ، صرفه اقتصادي ، اثربخشي بيشتر و رسيدن به نتايج سودآور اجرا مي شود .
تفاوت عمده اي در رويكردهاي موجود در حسابرسي صورتهاي مالي و حسابرسي مديريت يا عملياتي وجود ندارد چهار مرحله زير در هر نوع حسابرسي اجرا مي شود :
1- بررسي اوليه فعاليتها جهت به دست آوردن پيشينه لازم و ضروري؛
2- ارزيابي مسئوليتهاي مرتبط با فعاليتها در جهت اطمينان و از اختيارات مجاز و محدوديتهاي عملي مرتبط؛
3- مطالعه و آشنايي با خط مشي هاي برقرار شده توسط مديريت از طريق رسيدگي اثربخشي روشهاي عملياتي و اداري و مشخص ساختن مناطق مشكل آفرين و ضعيف؛
4- گزارش نتايج حسابرسي و پيگيري جهت اعمال يافته ها و پيشنهادات.
حسابرسي عملكرد بر نحوه به کارگيري منابع سازمان متمرکز است و به سيستم هاي اطلاعاتي و درون سازماني و دستورالعمل ها مي پردازد و بيشتر به صورت مشاور مديريت عمل مي کند.
به عبارت بهتر، حسابرسي عملكرد عبارت است از فرايند سيستماتيک ارزيابي صرفه اقتصادي، کارايي و اثربخشي عمليات تحت کنترل مديريت و گزارش نتايج همراه با توجيه هايي براي بهبود عمليات به افراد ذيصلاح و ذينفع.

مفاهيم اساسي
حسابرسي عملكرد داراي سه مؤلفه کارايي، اثربخشي و صرفه اقتصادي است که از اهميت زيادي برخوردار است. امروزه ارزيابي کارايي، اثربخشي و صرفه اقتصادي بايد بخشي از فرايند عادي مديريت هر واحد تجاري در بخش عمومي و خصوصي باشد و مديران بررسي عملکرد را به عنوان يکي از مسئوليتهاي خود براي کنترل فعاليتها تلقي کنند و ارزيابي مستقل عملکرد مديران از طريق واحد حسابرسي داخلي يا حسابرسان مستقل صورت گيرد.
شكل شماره يك ارتباط بين داده، پردازش، ستانده و نيز كارايي، صرفه اقتصادي و اثربخشي را بيان مي كند:
همان طور كه در شكل شماره يك مشاهده مي گردد، صرفه اقتصادي نسبت داده هاي برنامه ريزي شده و داده‌هاي واقعي با مقياس، كارايي نسبت داده هاي واقعي به ستانده هاي واقعي و اثربخشي نسبت ستانده هاي واقعي به ستانده هاي برنامه ريزي شده است.
ديوان محاسبات انگلستان اين سه مؤلفه را به صورت زير تعريف مي كند :
صرفه اقتصادي: حداقل كردن بهاي تمام شده منابع مورد نياز يا مصرفي با توجه به كيفيت مورد نظر (مصرف با توجيه اقتصادي)؛
کارايي :حداکثر ستانده با ميزان نهاده ثابت يا ستانده ثابت با حداقل نهاده ممکن(مصرف خوب) ؛
اثربخشي: مقايسه نتايج مورد نظر و نتايج واقعي پروژه ها، برنامه ها يا ساير فعاليتها (مصرف هوشمندانه).

استانداردها
استانداردهاي حسابرسي عملكرد شامل سه بخش استانداردهاي عمومي، استانداردهاي اجراي عمليات، استانداردهاي گزارشگري است.
الف ) استانداردهاي عمومي: استانداردهاي عمومي سواي استانداردهاي اجراي عمليات و گزارشگري به طور مشترك براي حسابرسي صورتهاي مالي و حسابرسي عملكرد وضع گرديده است. اين استانداردها عبارتند از:


 

شرايط كاركنـان مؤسسه حسابرسـي، استقـلال مؤسسه حسابرسـي و حسابرسـان، مراقبتهاي تخصصي و حرفه اي و برقراري كنترل كيفيت.
اين استانداردها در كليه مؤسسات حسابرسي، اعم از دولتي و غير دولتي كه حسابرسي برنامه ها، فعاليتها و وظايف دستگاههاي دولتي، سازمانهاي غير انتفاعي و .... را به عهده دارند، كاربرد دارد.

ب) استانداردهاي اجراي عمليات:
1- برنامه ريزي: عمليات حسابرسي بايد به حد كافي برنامه ريزي شود. برنامه حسابرسي بايد در كليه مراحل حسابرسي اجرا گردد. اهداف حسابرسي، حوزه عمل حسابرسي و متدولوژي حسابرسي هيچ كدام جدا از هم نيستند. لذا حسابرسان ناگزيرند اين سه عنصر را همزمان برنامه ريزي و طراحي كنند.
2- سرپرستي: كاركنان به طور صحيحي سرپرستي شوند. به منظور تعيين اينكه آيا اهداف حسابرسي در جريان اجرا است، سرپرستي مستقيم حسابرسان و ساير اشخاصي كه ( مشاوران، كارشناسان و امثالهم) به امر حسابرسي مي‌پردازند، الزامي است. اصول سرپرستي ايجاب مي كند براي كاركنان آموزش لازم ترتيب داده شود.
3- رعايت قوانين و مقررات: هرگاه رعايت قوانين و مقررات براي تأمين اهداف حسابرسي ضرورت داشته باشد حسابرسان بايد در مورد رعايت قوانين و مقررات به نحوي برنامه ريزي كنند تا اطمينان معقولي از كشف موارد خلاف فراهم شود. در كليه مراحل اجراي حسابرسي، حسابرسان بايد نسبت به حالات و رويكردهايي كه مي تواند دال بر اعمال خلاف قانون يا تخطي از قوانين و مقررات باشد، هوشيار باشند.
4- كنترل هاي مديريتي:حسابرسان بايد دركي از كنترل هاي مديريتي كه به موضوع حسابرسي مربوط مي شود، به‌دست آورند. هنگامي كه كنترل هاي مديريت در اهداف حسابرسي مهم هستند، حسابرسان بايد مدارك كافي به منظور پشتيباني از قضاوتهايشان در مورد كنترل ها، كسب كنند.
5- مدارك: دستيابي به مدارك مربوط، قابل اطمينان وكافي مبناي معقـولي در جهت يافتـه ها و نتيجه گيريهاي حسابرسان را فراهم مي كند. كار حسابرسان بايد در فرم كاربرگها ثبت و نگهداري شود. كاربرگها بايد حاوي اطلاعات كافي باشند تا يك حسابرس مجرب بتواند بدون برقراري ارتباط با حسابرس قبلي، از مداركـي كه قضـاوتها و نتيجه گيريهاي در خور اهميت حسابرسان را به اثبات مي رساند، پشتيباني كند.

ج) استانداردهاي گزارشگري:
1-گزارش مكتوب: گزارش حسابرسي بايد به طور كتبي تهيه و نتايج هر رسيدگي به آن منتقل شود.
گزارش حسابرسي به منظور تأمين مقاصد زير به صورت كتبي تهيه مي شود:
- انتقال نتايج حسابرسي به مسئولان در كليه سطوح؛
- نتايج حسابرسي كمتر در مظان سوء تفاهم قرار مي گيرد؛
- نتايج حسابرسي در معرض بازرسي همگاني قرار مي گيرد؛
- تسهيل پيگيري.
2- ارائه به موقع گزارش: گزارش حسابرسي بايد به طريق مقتضي منتشر شود تا اطلاعات لازم براي استفاده به موقع در اختيار مقامات اداري و اشخاص ثالث ذينفع قرار گيرد.
گزارش ولو اينكه با نهايت دقت تهيه شده باشد، ولي به موقع در اختيار تصميم گيرندگان قرار نگيرد، از ارزش لازم برخوردار نخواهد بود. بنابراين، حسابرسان بايد براي انتشار به موقع گزارش حسابرسي، برنامه ريزي لازم را معمول دارند.
3- محتواي گزارش: در گزارش حسابرسي بايد اهداف، حوزه عمل و متدولوژي حسابرسي بيان شود؛
4- ارائه گزارش: گزارش بايد كامل، دقيق، قابل اثبات، قانع كننده و تا آنجا كه موضوع اجازه مي دهد شفاف و مختصر باشد؛
5- توزيع گزارش: گزارش كتبي حسابرسي بايد توسط مؤسسه حسابرسي به مقامات مسئول سازمان تحت رسيدگـي, مراجع ذيصـلاح سازمانهايي كـه خواستار انجام حسابرسي بوده اند، يا ترتيب اجراي آن را داده اند از جمله سازمانهايي كه وجوهي به سازمان تحت رسيدگي پرداخت كرده اند، تسليم شود، مگر آنكه منع قانوني و يا ملاحظات ديگري وجود داشته باشد.

اصول حسابرسي عملكرد
حسابرسي عملكرد شامل اصول زير است:
1- حسابرسي عملكرد بايد به عنوان جرياني کاملاً مستقل و بي طرفانه تلقي گردد؛
2- حسابرسي عملكرد ابزاري است در اختيار مديريت براي شناخت مشکلات و رفع تنگناها و نگاهي عيب‌جويانه و انتقادي ندارد.
هدف حسابرسي عملكرد انتقاد از عمليات جاري نيست بلکه هدف، بررسي عمليات از طريق همکاري با مديريت و کارکنان، و تدوين برنامه اي براي پيشرفت عمليات است. مؤثرترين راه دستيابي به اين امر، همکاري با کارکنان صاحبکار در حوزه هايي است که آنان شناخت لازم را از نقاط ضعف را دارند و در عين حال مايل به همکاري نيز هستند. مفهوم حسابرسي عملكرد بايد به عنوان يک برنامه داخلي بازنگري در جهت اقتصادي و کارا كردن عمليات سازمان در نظر گرفته شود تا نتايج فزاينده اي را در پي داشته باشد؛
3- ارزشيابي عملکرد در ارتباط با مجموعه امکانات و عوامل محدود کننده فعاليتها مورد نظر قرار مي دهد؛
4- در حسابرسي عملكرد بايد با مسايل مسئولانه و متعهدانه برخورد کرد؛
5- در انجام حسابرسي عملكرد طرز فکر مديريت دخالت داده مي شود؛
6- حسابرسي عملكرد توسط افراد متخصص و آگاه به وضعيت مورد رسيدگي انجام مي شود.
پيشرفت و مؤفقيت در دستيابي به مزاياي حسابرسي عملكرد تا حد زيادي به مهارتهاي حسابرسان و طرز فکر مديريت نسبت به آنان بستگي دارد. حسابرساني که مأمور انجام چنين مسئوليتي مي شوند بايد توانائيهاي لازم را در زمينه حسابرسي مالي، مديريت و محيطهاي عملياتي داشته باشند. ويژگيهاي يک حسابرس خوب در اين زمينه عبارت است از:
کنجکاوي؛ توانايي تجزيه و تحليل ؛ توانايي متقاعد سازي؛ قضاوت خوب حرفه اي؛ آگاهي متعارف؛ بيطرفي؛ مهارت برقراري ارتباط؛ استقلال؛ اعتماد به نفس.
علاوه بر ويژگيهاي بيان شده، توانايي مشخص کردن نارسائيهاي عملياتي، توانايي مشخص کردن نواحي بحراني و مشکل آفرين، خلاقيت در تکميل مجموعه اي از تکنيک ها و مهارت انتقال نتايج حاصل از حسابرسي از ديگر خصوصيات حسابرسي عملكرد است.

ارتباط با مفهوم كنترل هاي مديريت
نظر به اينكه تصميم گيريهاي مديريت ، انجام فعاليتها و نتايج به دست آمده از آن در هر سازمان از درون سيستم‌هاي اطلاعاتي آن مي گذرد و سيستم برنامه ريزي و كنترل مديريت جزئي از سيستم هاي اطاعاتي موجود است. لذا مطالعه و آزمون كنترل هاي مديريت در انجام حسابرسي عملكرد از ضروريات است . اصطلاح كنترل مديريت ، كل سيستم واحد مورد رسيدگي را در برمي گيرد بنابر اين، كنترل هاي مديريت فعاليتهاي داخلي و خارجي مديريت را شامل مي شود . سيستم مزبور شامل برنامه ريزي، سياستگذاري و تدوين روشها و همچنين اقدامات واقعي انجام شده براي اداره امور واحد رسيدگي است كه براي بهبود اجراي مؤثر مسئوليتهاي محوله بر اساس روشها و نتايج مورد انتظار طراحي مي شود . كنترل هاي مديريت نه تنها شامل كنترل هاي داخلي بلكه در برگيرنده كنترل هاي خارجي منجمله قوانين جاري كشور ، محدوديتهايي كه توسط سازمانهاي مسئول كشور براي واحد در نظر گرفته شده است، شرايط بـازار، امكـانات استـقراض، دريافت يـارانه، محدوديـتهاي توزيع و قيمت‌گذاري محصول، پيشرفتهاي فناوري ومحدوديتهاي وضع شده توسط شركتهاي اصلي براي شركتهاي فرعي خود نظير كنترل توزيع سود و كنترل قيمت فروش و توزيع محصولات است.
سه وجه تمايز اصلي بين كنترل هاي مديريت و كنترل هاي داخلي به شرح زير است:
1- تأكيد فزاينده بر نياز به بيان هدفهاي سازمان و برقراري ارتباط نزديك آن با كنترل هاي مديريت؛
2- تأكيد فزاينده بر كنترل هاي خارجي در مقايسه با كنترل هاي داخلي؛
3- گسترش كنترل به منظور در بر گرفتن كليه فعاليتهاي مديريت نظير توليد ، حمل و نقل، تحقيق به جاي تنها تأكيد بر فعاليتهاي حسابداري.
دسترسي به اهداف كارايي و صرفه اقتصادي و اثربخشي به كنترل هاي مديريت خوب بستگي دارد كه مسئوليت مزبور بر عهده مديريت واحد مورد رسيدگي است.
كنترل هاي مديريت شامل روشها و خط مشي هايي جهت حصول موارد ذيل است:
-برنامه ريزي ، سازماندهي و رهبري و كنترل عمليات؛
-تائيد اينكه منابع طبق قوانين و مقررات مورد استفاده قرار مي گيرد؛
-محافظت از منابع در مقابل سوء استفاه و هدر رفتن؛
-اندازه گيري ، تنظيم و گزارشگري عملكرد واحد اقتصادي؛
-اطمينان از دستيابي به اهداف؛
- اطمينان از اينكه به داده هاي قابل اعتماد و معتبر دسترسي داشته ، نگهداري شده و در گزارشهاي سالانه و ساير مدارك به درستي افشا مي شود .
در مرور اوليه كنترل هاي مديريت ، حسابرس بايد عوامل ذيل رادر نظر بگيرد :
1)آيا خط مشي هاي سازمان به طور كامل با اختيارات و امتيازات اساسي سازمان مطابق است؟
2)آيا سيستم روشها و كنترل هاي مديريتي براي انجام اين خط مشي ها همان طور كه مد نظر مديريت عالي جهت كارايي و صرفه اقتصادي بوده ، طراحي شده است؟
3)آيا سيستم كنترل مديريت كنترل كافي بر روي منابع سازمان ، درآمد و هزينه ها فراهم مي كند؟
تعدادي از عواملي كه حسابرس بايد جهت ارزيابي سيستم كنترل مديريت و تعيين نواحي مشكل آفرين در نظر بگيرد به قرار زير است :
1- استفاده مديريت از استانداردها يا اهداف براي قضاوت در مورد اجرا ، بهره وري ، كارايي يا استفاده از كالاها و خدمات؛
2- فقدان دستورالعملهاي مكتوب كه سبب عدم فهم درست ، درخواستهاي متناقض ، انحرافات غير قابل قبول و اجراي غير يكنواخت مي گردد؛
3- عدم مؤفقيت در قبول مسئوليتها؛
4- دو باره كاريها؛
5- استفاده نامناسب از وجه نقد؛
6- الگوي سازماني غير معقول و بيهوده؛
7- استفاده بيهوده ، ناكارا از كاركنان و منابع فيزيكي؛
8- كارهاي ناتمام.

شناسايي نواحي مشكل آفرين
تكنيك هاي زيادي وجود دارد كه حسابرس بتواند با آگاهي بيشتر نواحي مشكل آفرين را مشخص كند كه در اينجا به تعدادي از آنها اشاره مي كنيم :
1- بررسي فعاليت ها: اينكه اطلاعات از چه طريق به دست مي آيد و يك فعاليت چگونه انجام شود و نحوه كنترل آن چگونه است مي تواند موارد غير قابل كنترل يا مستعد آن را مشخص كند .
در يك عمليات خريد، سه مرحله زير مي تواند نقاط كليدي باشد :
الف) تعيين ميزان و كيفيت مواد خريداري شده؛
ب) روشهاي دستيابي به بهترين قيمت؛
ج) روشهاي تعيين درست كميت و كيفيت.
اگر در ارتباط با خريدهاي عمده ، حسابرس به اين نتيجه برسد كه اين مراحل نياز به بازنگري دارد او بايد قضاوت خود را بر روي آن عمليات متمركز كند .
2- مرور گزارشهاي مديريتي: مرور گزارشهاي داخلي كه خود مديريت به طور منظم براي به دست آوردن اطلاعات از آنها استفاده مي كند، نيز مي تواند اطلاعات با ارزشي درباره نواحي مشكل آفرين و ضعيف وشرايط و انجام كارها در اختيار حسابرسان قرار دهد.
3- مرور گزارش بازرسان و حسابرسان داخلي: حسابرس در اينگونه موارد بايد به دلايل وقايعي كه نكات ضعيف در سيستم مديريتي را برايش آشكار مي كند و به مديريت عالي جهت رفع آن ارجاع نشده است، توجه كند.
4- بازرسي فيزيكي: بازرسيهاي فيزيكي فعاليتهاي سازماني مي تواند يك روش مفيد براي مشخص كردن عدم كارايي يا مشكلاتي باشد كه مورد توجه حسابرس است، كه مي توان به انباشت مازاد تجهيزات و مواد ، ابزار كم مصرف ، كارمندان بي انگيزه ، عودت محصولات از سوي مصرف كنندگان يا مشتريان ، دور ريختن مواد مفيد و شبيه اين موارد اشاره كرد .
5- بررسي و پيگيري رويدادها: يكي از راههاي مفيد جهت به دست آمدن بينش عملي درباره روشها مي تواند تعقيب تعدادي از رويدادهاي سازمان به طور كامل و از ابتدا تا انتها باشد .
6- مصاحبه با كاركنان: حسابرس مي تواند اطلاعات با ارزشي از طريق مصاحبه با كاركنان به دست آورد و ميزان مؤفقيت در دستيابي به اطلاعات مفيد در اين زمينه به شهرت حسابرس و سؤالات مطرح شده توسط او بستگي دارد .

مقايسه با حسابرسي صورتهاي مالي
علاوه بر اختلافات اشاره شده در بخشهاي قبلي، حسابرسي عملكرد برخلاف حسابرسي صورت هاي مالي داراي اهداف و رويكردهاي كلي تري است. حسابرسي عملكرد حرفه اي مستلزم انواع مهارتهاست و داراي يك ارتباط اثربخش با تمام سطوح سازماني و ارزيابي تمام جوانب يك سازمان است. بخشهاي مالي و حسابداري، توليد، مهندسي و کنترل موجودي، خدمات مشتريان، اعتبارات، خريد، پرسنلي و اداري، پردازش اطلاعـات و بازاريـابي و فروش از قسـمتهايي هستند كه مي توانند مشمول حسابرسي عملكرد قرار گيرند.
حسابرسي عملكرد حدود بيشتري از مسئوليتهاي مديريت را شامل مي شود و هدف آن تعيين فرصتهايي براي كارايي و صرفه اقتصادي بيشتر و بهبود اثربخشي در اجراي روشها و عمليات است.
حسابرسي عملكرد به عنوان يك شكل مدرن حسابرسي در مقايسه با حسابرسي صورتهاي مالي و حسابرسي رعايت، است.
تفاوت اصلي بين حسابرسي عملكرد و حسابرسي سنتي در نقش حسابرس است که در حسابرسي عملكرد نقش حسابرس بيشتر ارزيابي فعاليتها است.
از تفاوتهاي حسابرسي مالي و حسابرسي عملكرد مي توان به نحوه مديريت آن نيز اشاره كرد كه حسابرسي مالي طي يك چرخه سالانه تكراري انجام مي شود در صورتي كه حسابرسي عملكرد به صورت پروژه مجزا انجام مي‌شود.
يكي ديگر از تفاوتهاي موجود بين اين دو نوع حسابرسي در سطح استاندارد بودن آنهاست كه در آن طرح ريزي حسابرسي عملكرد در قالب يك شكل استاندارد ثابت بسيار مشكل است.
حسابرسي عملكرد همواره داراي رهنمودهاي لازم براي نقاط ضعف مربوط به عملكرد مديران است و به مديران واحد اقتصادي كمك مي كند تا براي غلبه بر مشكلات و مسائل خود توصيه هاي لازم را به دست آورند و به اين ترتيب زمينه براي بهبود و بهسازي اجراي يک طرح، برنامه يا عملکرد سازمان و ارتقاي کيفيت اجراي کارها هرچه بيشتر و بهتر فراهم شود.
حسابرسي عملكرد بر خلاف حسابرسي صورتهاي مالي، کمي بوده و عامل تجزيه و تحليل در آن جايگاه خاصي دارد و نيز ضمن کمک به تخصيص بهينه منابع واحد اقتصادي، محدوديت فزوني منافع بر مخارج را بيشتر مدنظر قرار مي دهد .

نتيجه گيري
رسيدن به عمليات کارا و اثربخش، مسئوليت اصلي مديريت است و در کليه ساختار سيستم مديريت سازمان، عمليات و کنترل مديريت بايد در راستاي رسيدن به اين هدف طراحي گردد.
حسابرسي عملکرد مديريت، مصداق بارزي از خدمات مشاوره مديريت است که ممکن است برخي از ويژگيهاي حسابرسي صورتهاي مالي را داشته باشد. اين نوع حسابرسي دربر گيرنده بررسي روشمند فعاليتهاي يک سازمان يا بخش مشخص از آن در دستيابي به اهداف مشخص است.
اهداف كلي حسابرسي عملكرد الف ) ارزيابي عملکرد در مقايسه با اهداف تعيين شده به وسيله مديريت يا ساير معيارهاي سنجش مناسب. ب ) شناسايي فرصتهاي بهبود عمليات از نظر صرفه اقتصادي و کارايي و اثربخشي و ج) ارائه پيشنهاد براي بهبود عمليات يا انجام اقدامات و رسيدگـي هاي بيشتر، است.
بررسي و آزمون کنترل هاي مديريت نيز به عنوان يکي از مراحل اجراي حسابرسي عملکرد است که هدف اصلي آن تعيين هدف قطعي حسابرسي و نيز قابليت اتکاء مدارک و شواهد داخلي واحد است.

منابع و ماخذ
1)حسيني عراقي ، حسين . حسابرسي دولتي . تهران: دانشكده امور اقتصادي ، 1378 .
2)رايدر ، هري آر . راهنماي جامع حسابرسي عملياتي. برگردان از محمد مهيمني و محمد عبداله پور ، تهران: سازمان حسابرسي ، 1380
3) كثيري ، حسين . «نگرشي بر حسابرسي عملكرد مديريت در ايرلند و ارتباط آن با نظام كنترلي». مجموعه مقالات حسابرس ، شماره 4 ( تابستان 1375): 59-31 .

1)Brown,Williams and Gallagher. Auditing Performance in Government . 1982.
2)Ellsworth H. Morse. ((Performance and operational auditing)). The journal of accountancy, June 1971.
3) H. Smith, Charles et.al. ((The need for and scope of the audit of management: A survey of attitudes )) .The accounting review , April 1972.
4)Office of the Comptroller and Auditor General of Bangladesh (C&AG) website. Government auditing standards in Bangladesh .2001.
5)W.A. Broadus, Joseph D. Comtoic. Performance auditing. AICPA. 1998.

 

یک چند

یک چندبه کودکی به  استادشدیم            یک چندبه استادی خودشادشدیم

پایان سخن شنو که ماراچه رسید                ازخاک برآمدیم وبرخاک شدیم