كاهش اضطراب و دلشوره


 براي كاهش اضطراب و دلشوره چه باید کرد ؟ ( توصيه هایی براي كاهش اضطراب و دلشوره)

براي كاهش اضطراب و دلشوره چه باید کرد ؟

روانشناسان افرادي كه استرس يا همان فشار رواني بيش از حد دارند بر اساس نوع واكنش بدن شان به چند گروه تقسيم مي كنند.

۱- افرادي كه دايماً مضطرب و نگرانند و وقتي كه يك اتفاق خاص رخ مي دهد دچار گرفتگي عضلات , تنگي نفس و درد هايي در ناحيه شكم مي شوند

۲ ـ افرادي كه خيلي عجول و بي نظمند و هميشه مي ترسند كه مبادا دير به مدرسه برسند آنان به مشكلات گوارشي مثل احساس سوزش در معده يا دلپيچه دچار مي شوند .

۳ ـ كساني كه يك اتفاق خاص استرس زا در پيش رو دارند ( مثل امتحان يا مسابقه ) و نگرانند كه موفق نشوند اين افراد به دل درد و دلشوره و لرزش عظلات مبتلا مي شوند اگر افرادي داراي اين خصوصيات هستند با ۸ توصيه از دلشوره آنان كاسته مي شود .

 توصيه هایی براي كاهش اضطراب و دلشوره

۱ ـ بايد مراقب خواب خود باشند يك خواب خوب در طول شب در اتاقي پر از هواي تازه و جاي راحت باعث مي شود تا براي شروع يك روز جديد آماده شوند .

۲ ـ به طور منظم و چند بار در هفته ورزش كنند و تا مي توانند راه بروند .

۳ ـ در فاصله بين غذا به خوردني هاي ديگر ناخنك نزنند و براي نهار خوردن وقت كافي بگذارند و در طول روز زياد آب بخورند .

۴ ـ وقتي سخت مشغول درس خواندن هستند به خودشان استراحت بدهند و در اين مدت شكلات نخورند و هر ۵ دقيقه با يكي از افراد خانواده صحبت كنند .

۵ ـ كار هايي را كه دوست دارند انجام دهند مثلاً اگر به كامپيوتر علاقه دارند در آن كلاس ثبت نام كنند .

۶ ـ تا حد انفجار بخندند خنده باعث رشد هورمون هايي مي شود كه آرامش بخش و تسكين دهنده هستند خوش اخلاقي و خوش بيني هم ۲ عامل موثر ضد استرس هستند .

۷ ـ خانواده و دوستانشان را فراموش نكنند اگر زندگي اجتماعي و خانوادگي رضايت بخشي داشته باشند به راحتي مي توانند مشكلات خود را با كمك آنان حل كنند .

۸ ـ درست نفس كشيدن را ياد بگيرند با تنفس درست استرس را از خودشان دور كنند

13قانون راهگشاي زندگي

 

1) خود را علت اصلي تمام رويدادهاي زندگي تان را بدانيد 
هر چه شما بيشتر خودتان را علت و عامل اصلي وقايع زندگي تان بدانيد، بيشتر قادر خواهيد بود تعيين کننده رويدادهاي آينده زندگي خود باشيد. ديگران نيز ممکن است در اين مسئوليت سهيم باشند، اما هنگامي که انگشت خود را به سوي آنها نشانه ميرويد تمام قدرت خود را از دست ميدهيد. تمام سرزندگي و کارايي شما محو شده و شما بايستي وابسته ي تصميمات و اقدامات ديگران باشيد.
2) از تمام تعلقات و وابستگي هاي خود رهايي يابيد
چيزهايي که توانايي رها کردنشان را نداريد باعث آزار و عذاب شما خواهند شد. شما ميتوانيد خود را وابسته هر چيزي بکنيد: يک شخص، يک شي»، يک خوراکي، يک ماده مخدر، يک شرايط خاص و يا يک روش زندگي خاص. هنگامي که شما نسبت به از دست دادن چيزي که وابسته اش گرديده ايد تهديد ميشويد، ترس، اضطراب و جنون وجود شما را فرا ميگيرد. وابستگي ها به لنگر کشتي مي مانند، شما را در يک مکان ثابت نگه ميدارند و ديگر قادر نخواهيد بود آزادانه به اطراف حرکت کنيد. از تمام وابستگي هاي خود دل بکنيد و به آنها اجازه رهايي دهيد. وقتي چيزي براي از دست دادن نداشته باشيد، هيچ چيز جلودار شما نخواهد بود.
3) هر رابطه  اي را ميسر و شدني سازيد 
هنگامي که رابطه اي غيرممکن و با ناکامي مواجه مي شود، شما هزينه گزافي را در درون خود مي پردازيد. هر قدر رابطه از اهيمت بيشتري برخوردار باش، رنج شما نيز بيشتر خواهد بود. براي اينکه رابطه اي را ميسر سازيد بايد خود، شرايط، و شريک خود را مورد بخشش و پذيرش قرار داده و به شريک خود اجازه دهيد همانگونه که هست باشد. وي را دوست داشته باشيد و به وي قوت قلب و اعتماد بنفس دهيد. مسئوليت موفقيت رابطه را به تنهايي بعهده گيريد.
4) تمام دلخوريها و آزردگي ها را رها کنيد
دلخوري ها نشانه آنست که شما جلوي چيزي را سد کرده ايد. آن را کشف کنيد و به آن اجازه رهايي دهيد، خواهيد ديد که دلخوري و ناراحتي شما نيز محو مي گردد. احساس نفرت و بيزاري را نيز از خود دور کنيد. تا زماني که خود را از نفرت رها نساخته ايد، طعم آزادي را نخواهيد چشيد. براي رهايي از احساس نفرت و خشم بايد خود، ديگران و زندگي را براي آنگونه که ميباشند مورد بخشش و پذيرش قرار دهيد.
5) بطور کامل در متن زندگي مشارکت داشته باشيد
خود را کنار نکشيد. در هر لحظه يا شما در متن زندگي حضور داريد و يا از آن کناره گيري مي کنيد. يا شما در مقام علت قرار داشته و يا در مقام معلول بسر مي بريد. هنگامي که خود را از جريان زندگي کنار مي کشيد، از خلق کردن بازمي مانيد و شروع به واکنش نشان دادن منفعلانه مي کنيد. بنابراين زندگي برخلاف ميل شما به سمت سراشيبي و ناکامي پيش مي رود. براي آنکه زندگي با شما يار باشد بايستي در آن مشارکت کنيد. هزينه کنار کشيدن همانا رنج کشيدن و حسرت خوردن است. مسئوليت زندگي خود را در دست گيريد. وقتي معلول وقايع زندگي باشيد ناتوان و افسرده خواهيد بود. طرز تفکر خود را تغيير دهيد و اعتماد به نفس، انرژي و کارايي خود را باز پس گيريد. هرگاه خود را معلول شرايط يافتيد، بلافاصله با قاطعيت خود را در مقام علت قرار دهيد.
6) ما آموخته  ايم که مسئوليت دو فرد درگير در يک رابطه بصورت 50/50 است 
اما اين نسبت بايستي به 100/100 تغيير يابد. هر کدام از طرفين بايستي 100 درصد مسئوليت موفقيت و شکست در هر رابطه اي را بر دوش گيرند. نوع رفتار شما با شريکتان تعيين کننده نوع رفتار وي با شما خواهد بود. بنابراين شما 100 مسئول حضور و يا فقدان عشق و صميميت در رابطه خود مي باشيد. اما ما بندرت به رفتار خود توجه مي کنيم و صرفا به نحوه رفتار فرد با خودمان دقت ميکنيم. هنگامي که شما بار مسئوليت رابطه را 100 درصد بر دوش شريک خود قرار ميدهيد، در واقع خود را قرباني، درمانده و منفعل مي سازيد. براي بازيابي قواي خود مسئوليت 100 درصد رابطه را بپذيريد.اگر مشکلي در رابطه وجود دارد بدنبال راه حل براي آن باشيد، منتظر شريک خود باقي نمانيد.
7) چرخه ناسازگاري را متوقف سازيد
در ابتدا روابط به فرم ايده آل آغاز مي گردند، اما اين سرخوشي ديري نمي پايد. چرخه از آنجا آغاز مي شود که يکي از طرفين رنجيده خاطر مي گردد. بنابراين شروع به کشيدن يک ديوار حفاظتي پيرامون خود مي کند تا در پس آن بتواند حمله کند، مقاومت کند و يا خود را کنار بکشد. در مقابل شريک وي نيزاز نحوه برخورد وي رنجيده خاطر شده و مشابه همان ديوار حفاظتي را درمقابل خود بنا ميکند. مجددا فرد نخست آشفته تر شده و شديدتر واکنش نشان مي دهد. سرانجام هر دو شريک نادانسته وارد يک چرخه مقاومت، حمله و کناره گيري مي شوند. براي حفظ اين چرخه به دو نفر نياز است و از لحاظ فيزيکي محال است که يک چرخه تعارض تنها با شرکت يک فرد منفرد قادر به تداوم باشد. بنابراين هر دو فرد به يک اندازه و 100 درصد مسئول آن ميباشند. جاي ملامت و انتقاد به شريک خود عشق بورزيد و وي را مورد پذيرش بي قيد وشرط قرار دهيد، تا اين چرخه از حرکت بازايستد.
8) مقاومت نکنيد
مقاومت کردن نه تنها توانايي درک شرايط و يافتن راه حل براي مشکلات را از شما سلب ميکند، چه بسا همين مقاومت، آن چيزي که شما در برابرش مقاومت ميکنيد را پر رنگ تر، قدرتمند تر و سرسخت تر ميسازد. براي مثال تصور کنيد يک بادکنک زرد رنگ از سقف اتاقتان آويزان است. اکنون در برابر آن مقاومت کنيد و حضورآن را غير قابل تحمل بيابيد. همانطور که مي بينيد شما غير از بادکنک زرد رنگ چيزي ديگري را نمي توانيد ببينيد. چراکه تمام حواس خود را معطوف مقاومت کردن در برابر آن کرده ايد. و يا براي مثال شما از اينکه شريکتان انسان قابل اتکايي نيست گله مند ميباشيد. هر وقت ميخواهيد به وي اتکا کنيد وي شما را مايوس ميکند. در نهايت شما از وي متنفر و بيزار ميشويد. اما هنگامي که به اين باور ميرسيد که وي واقعا غير قابل اتکا است و به وي اجازه دهيد همانگونه که هست باشد و شما نيز بياموزيد که تنها به خودتان اتکا کنيد و از آن پس به شريک خود اتکا نکنيد، ديگر اين واقعيت که وي قابل اتکا کردن نيست شما را آزار نخواهد داد. حقايق را بينيد و آنها را بدون مقاومت کردن بپذيريد.
9) از واقعيت افراد فرار نکنيد
يکي از دلايلي که شما شريک خود را مورد پذيرش قرار نمي دهيد آنست که وي يک احساس آزاردهنده درون شما را تحريک و برايتان يادآوري مي کند. چنانچه شما آن جراحت دروني اي را که يادآوري آن باعث رنجش شما مي شود را التيام دهيد و با آن کنار بياييد مقاومت و گريختن از آن نيز محو خواهد شد. مقاومت در برابر واقعيات افراد و زندگي عملي عبث و عذاب آور است. هنگام که شما در مقابل جريان زندگي خود را قرار ميدهيد و يا فراتر از آن ميکوشيد برخلاف جهت سيل خروشان واقعيت حرکت کنيد، تنها خودتان را به رنجي ابدي گرقتار کرده ايد. سوار زورق آرزوها و خواسته هاي خود شويد اما همسو با جريان واقعيات زندگي.
10 )  دور شدن  ناخودآگاه از يکديگر
هنگامي که شما وابسته به فردي مي شويد و وي را از آزادي هاي مشروع خود منع مي کنيد، فرد را ناخودآگاه از خود دور مي سازيد. فرد در اين وضعيت احساس خفگي ميکند و بايد براي يافتن فضايي براي تنفس، خود را از دستان شما خلاص سازد. بنابراين وي را به حال خود رها کنيد. محبوب شما مانند بادبادکي در دستان شماست. چنانچه نخ بادبادک را رها کنيد بادبادک از دستتان ميرود. چنانچه نخ بادبادک را از ترس از دست دادن بادبادک بيش از اندازه به سمت خود بکشيد و يا آن را محکم در دستان خود نگه داريد، ديگر بادبادک قدرت پرواز خود را ازدست داده و ديگر بادبادک نخواهد بود و به يک کاردستي کاغذي و يا پلاستيکي تبديل ميشود. بنابراين نه محبوب خود را کاملا به حال خود رها کنيد که از دستش بدهيد و نه آنقد محدود و مقيدش سازيد که وي را از زندگي کردن بازداشته و تبديل به يک زنداني دربندش سازيد.
11) تحمل ويژگي اخلاقي و شخصيتي
هر ويژگي اخلاقي و شخصيتي که شما قادر به تحمل آن در شريک خود نمي باشيد در واقع نمود و جنبه اي از درون شماست که قادر به تحمل آن نيستيد. وقتي درمي يابيد که آن ويژگي در شما نيز موجود است، مقاومت در برابر آن فرد جايش را به محبت و دوستي خواهد داد.
12) منفعل  نباشيد
از يک موجود منفعل که صرفا نسبت به اطرافيان و محيط خود واکنش نشان مي دهد، خود را رهايي بخشيد. چنانچه تصميم داريد امروز را به بهترين نحو سپري کنيد و از روز خود نهايت لذت را ببريد، همين کار را بکنيد. آنطور نباشد که انتقاد و يا رفتار ناشايست ديگران فورا شما را اندوهگين، افسرده و ناراحت و تحسين و تمجيد ديگران شما را از خود بيخود سازد.
13) از تجربه هر نوع رنجش کهنه  اي ابا نداشته باشيد
عامل آزاردهنده اي که شما از آن اجتناب مي ورزيد در واقع يک رنجش ديرينه است که آن را سرکوب کرده ايد. از تجربه هر نوع رنجش کهنه اي ابا نداشته باشيد اجازه دهيد رنجش بروز يابد و آن را رها کنيد. خواهيد ديد که رنجش قدرت خود را از دست داده و محو مي گردد. بالطبع هرشرايطي که باعث يادآوري مجدد آن رنجش شود نزد شما يک تهديد محسوب شده و شما به هر قيمتي از آن شرايط اجتناب خواهيد ورزيد. براي حفاظت از خودتان در برابر تهديد شما بطور خودکار مي جنگيد، مقاومت مي کنيد و وابسته مي شويد. جنگيدن و مقاومت کردن با ايجاد يک حالت هراس و استرس زندگي شما را به تباهي مي کشاند. هر قدر شما بيشتر با اين احساسات آزار دهنده بجنگيد، آنها بيشتر بال و پر گرفته و در زندگي شما رسوخ خواهند کرد. اجتناب از اين احساسات است که به آنها قدرت مي بخشد. 

گريه نمي‌كنم نه اينكه شادم‌    

 محققان عقيده دارند گريه و خنده هردو ريشه در يك بخش از مغز دارند و همان‌طور كه خنده فوايد زيادي براي بدن دارد ‌كه مي‌توان از آن براي پايين آوردن فشارخون، افزايش قدرت ايمني بدن و بهبود حالت روحي اشاره كرد، گريه نيز خواص ‌مشابهي دارد. متخصصان مغز و اعصاب كه روي گريه تحقيقات زيادي انجام داده‌اند مي‌گويند گريه مي‌تواند براثر هر ‌محرك بيروني مانند شنيدن يك موسيقي، تماشاي يك فيلم يا محرك دروني مثل يادآوري خاطرات تلخ و يا هر چيز ديگري ‌ايجاد شود اما آنچه اهميت دارد اين است كه بدين ترتيب تخليه احساسي كه بسيار ضـروري اسـت انـجام مي‌گيرد.‌بايد بدانيد كه به طور عادي زنان 4 برابر بيشتر از مردان گريه مي‌كنند و بررسي‌هاي انجام شده نشان داده است كه 85درصد ‌از زنان و 72درصد از مردان پس از گـريـه احساس بهتري دارند.همچنين يكي از تأثيرات اجتماعي گريه نيز اين است كه ‌وقتي ما گريه مي‌كنيم اطرافيان نرمش و انعطاف پذيري بيشتري نشان داده و تمايل به حمايت بيشتري از ما پيدا مي‌كنند. ‌نكته‌اي كه بايد به آن توجه داشت اين است كه گاهي اوقات گريه كردن، بسياري از مسائل نهفته احساسي را آشكار مي‌كند. ‌وقتي اشك‌هاي ما منشاء ناراحتي يا درد دارند بدن، احساس به تماس فيزيكي پيدا مي‌كند. ‌به عبارت ديگر گاهي اوقات ما تا گريه نكنيم نمي‌دانيم كه ناراحت هستيم.به قول نـويسنـده كتـاب "راز اشك‌ها" ما از طريق ‌گريه كردن درباره احساسات خود بيشتر مي‌آموزيم و بدين ترتيب مي‌توانيم با اين احساسات كنار بياييم. شايد برايتان اتفاق ‌افتاده باشد كه درست وقتي كه حالتان به‌ظاهر خوب است با كوچك‌ترين اشاره و بهتر بگويم با جرقه‌اي به گريه مي‌افتيد، اين ‌همان آشكار كردن احساسات نهفته است، يعني امكان دارد شما در اعماق قلب خود احساس تنهايي، ناراحتي، عصبانيت، ‌يأس و طرد شدگي كنيد اما اهميت ندهيد تا اين كه انباشته شود و بالاخره در جايي بروز كند.‌ نكته ديگر اين است كه همان‌طور كه اشك ريختن و تخليه، احساسي مفيد است انباشته كردن خشم و ناراحتي و نگاه داشتن ‌اشك هم مضر است. مطالعات نشان داده است كه انباشت احساسات منفي موجب افزايش فـشــار خــون، مشكـلات قلبـي، سرطان ‌و بسياري از عوارض ديگر مي‌شود.به ياد داشته باشيد كه ما از نظر طبيعي و ژنتيكي بايد در مواردي اشك بريزيم. پس ‌اگـــر بــخـــواهــيــم جـلــوي آن را بگيريم ضربات جبران‌ناپذيري به سلامت خود وارد مي‌كنيم.‌حتماً تا به حال با افرادي كه عزيزي را از دست داده‌ اما سعي كرده‌اند كه گريه نـكـنـنـد روبـه‌رو شـده‌ايد. چنين افرادي پس از ‌مدتي مبتلا به انواع اختلالات جسمي و روحي خواهند شد؛ چرا كه به تعبير روانشناسان، به‌موقع سوگواري نكرده‌اند و اين ‌احساسات جمع شده و از آنجايي كه راه تخليه و بروز نداشته‌اند مانند يك ديگ زودپز عمل كرده و با انفجار خود روح و ‌جسم خود را ويران كرده‌اند. اگر از نظر شيميايي هم به مسئله نگاه كنيم مواد تشكيل دهنده اشكي كه به واسطه بروز ‌احساسات جاري شده، با اشكي كه بر اثر تحريكات فيزيكي مانند خارش و يا پياز ايجاد شده تفاوت دارد.‌

آيا گريه كردن يك خصيصه زنانه است؟‌ ‌

مطالعات نشان داده است بيش از 80 درصد‌‌ ‌از زنان گفته اند كه حداقل در يك سري از موقعيت‌هاي خاص ‌گريه مي كنند و تقريبا‌‌ 20 ‌درصد گفته اند كه به ندرت گريه مي كنند.‌ ‌ اما درمورد مردان 26 درصد از آنان‌‌ ‌اعتراف كرده‌اند كه در شرايط خاص ويژه اي گريه مي كنند و تقريباً 65 ‌درصد از آنها‌ ‌گفته اند كه تا به حال گريه نكرده اند.‌ اگرچه ممكن است ما به نتيجه اين بررسي به‌ ‌حالت شك و ترديد نگاه كنيم اما بايد قبول كرد كه اصولاً مردان، كمتر ‌مستعد گريه كردن‌ ‌هستند اما هميشه اين طور نيست. تحقيقات نشان داده است كه نوزادان دختر و پسر به يك‌ ‌اندازه ‌گريه مي كنند و دليل گريه كردن آنها نيز يكسان است، ممكن است گرسنه يا خسته‌ ‌باشند. شايد درد دارند و يا اينكه ‌خودشان را خيس كرده و يا بداخلاق شده اند.‌ ‌اما بزرگترها درمورد پسرها اغلب طوري رفتار مي‌كنند كه باعث ‌مي شود اشك نريزند و به اين‌ ‌دليل است كه يك پسر بزرگ هيچ‌وقت گريه نمي‌كند!‌ ‌همچنين مطالعات نشان مي دهد‌ ‌بچه ها در اين زمينه دنباله رو پدر و مادر خود هستند. البته دقيقاً مطابق با ‌جنسيت‌ ‌آنها به اين معني كه وقتي پسري ببيند كه پدرش سعي مي كند جلوي گريه خود را بگيرد او‌ ‌نيز تلاش ‌مي كند كه همين كار را بكند.‌ ‌

آيا شما زياد گريه‌ ‌مي كنيد؟‌ ‌

اينكه زنان خيلي گريه مي كنند كاملاً طبيعي است اما گريه هاي بيش ازحد‌‌ ‌و مفرط، ممكن است نشان دهنده استرس ‌و يا افسردگي شديد باشد كه بعضي ازنشانه هاي آن‌ ‌در ذيل آمده است.‌ ‌1‌‌‌- زماني كه شما به دليل چيزهاي خيلي كم اهميت و ناچيز شروع به‌ ‌گريه كردن بكنيد مثل زماني كه در ترافيك ‌مانده ايد ‌2‌‌‌- شما درهم مي ريزيد وقتي‌ ‌كه انتظار چيزي را نداشته ايد. به عنوان مثال در مـقـــابــل رئـيــس خــودتــان يــا درمقـابـل ‌معلـم‌ ‌فـرزنـدتان‌ ‌3-‌‌‌ ‌هركار مي كنيد نمي توانيد جلوي گريه خود را بگيريد‌ ‌4-‌‌‌ ‌هنگامي‌ ‌كه گريه مي كنيد احساس نااميدي و يأس داريد‌ ‌5-‌‌‌ ‌زماني كه گريه كردن شما رابطه‌ ‌مستقيم داشته باشد بـا نـاتـوانـي شـما در انجام امور روزمره زندگي يا هنگامي كه ‌در‌ ‌زندگي با يك مانع مواجه مي شويد و يا وقتي كه با فرزندتان مشاجره و نزاع‌ ‌مي كنيد.‌ ‌اگر شما زماني كه دراين شرايط قرارداريد گريه مي كنيد پس بهتر است اول‌ ‌دليل و ريشه اضطراب و نگراني ‌خود را پيداكنيد و از مشاور كمك بگيريد و تكنيك‌هاي‌ ‌مقابله با استرس مانند مديتيشن به شما كمك خواهدكرد كه ‌احساس آرامش كنيد و حالتان‌ ‌بهتر شود.‌‌

انواع اشك‌

1-‌ اشك پايه basal tears(‌‌:) درچشم هاي پستانداران سالم، قرنيه پيوسته (24 ساعته) توسط اشك هاي پايه خيس ‌و تغذيه مي گردد. اين اشك باعث لغزنده شدن و شستشوي چشم ها از ذرات خارجي مي‌شود. مايع اشك حاوي ‌آب، موسين، چربي‌ها، ليزوزيم، لاكتوفرين، ليپوكالين، ايمنوگلوبولين ها ،گلوكز، سديم كلرايد، كلرايد پتاسيم، آنتي ‌اكسيدان ها و برخي ويتامين ها مي باشد ‌2-‌ اشك رفلكسreflex tears(‌‌:) هر چيزي كه باعث تحريك يا خشك شدن چشم شود، مي تواند توليد اين نوع ‌اشك را افزايش دهد. اين نوع اشك به طور غير ارادي و در پاسخ به مواد محركي نظير ذرات خارجي، گرد و ‌غبار، آلرژن ها(مواد حساسيت زا)، عوامل بيماري زا(مثل باكتري و ويروس) ، بوي پياز، گاز اشك آور و افشانه ‌فلفل ترشح مي گردد. اين نوع اشك سعي مي كند تا مواد محرك و آزاردهنده را از چشم ها پاك كند. ‌باد شديد و نور شديد خورشيد نيزمي تواند باعث توليد اشك رفلكس گردد. اين اشـــك بـيـشـتـــر آبـكــي بــوده و از لـيــزوزويــم ‌و ايمنوگلوبولين بيشتري برخوردار است3-‌ اشك احساسي يا گريه كردن :)emotional tears/crying( اين اشك هنگام احساساتي شدن انسان‌ها ‌‌(استرس هيجاني) و يــا احـســاس درد بــدنــي تــرشــح مــي گــردد. آغازگرهاي هـيجاني اين نوع اشك معمولا خشم، اندوه، ‌شادي، ترس، شوخ طبعي و ناكامي مي باشند.‌ تركيبات شيميايي اين نوع اشك با تركيبات دو اشك قـبـلـي مـتـفـاوت اسـت. اشـك احـساسي حاوي هورمون ها و پروتئين ‌هاي بيشتري است. اين اشــك حـاوي هـورمون پرولاكتين، هورمون رشد، آدرنوكورتيكوتروپين، آندروفين و عنصر ‌منگنز مي‌باشد. ‌

فوايد گريه كردن‌

1-‌ هنگامي كه دچار استرس هيجاني مي شويم، مغز و بدن ما شروع به توليد تركيبات شيميايي و هورمون هاي خاصي مي ‌كند. گريه كردن كمك مي كند تا اين تركيبات شيميايي زائد كه نيازي به آنها نيست از بدن حذف گردند ‌2-‌ اشك هاي احساسي در واقع مواد سمي كه در پي استرس هيجاني در خون تجمع مي يابند را از بدن دفع مي كند ‌3‌-اشك هاي احساسي، سطح منگنز بدن را كاهش مي دهند. اين ماده معدني بر روي خلق و خو تأثير مستقيم مي گذارد. غلظت ‌منگنز اشك احساسي، 30 برابر بيشتر از منگنز موجود در خون است ‌ 4-‌ گريه مانند ادرار و تعريق باعث حذف مواد سمي و محصولات زائد بدن مي شود‌ 5-‌ گريه، يك مكانيسم رايگان، طبيعي و قدرتمند براي كنار آمدن با درد، استرس و اندوه مي باشد ‌6‌ - هورمون هايي كه پس از استرس در بدن انباشته مي شوند به حد سطح سمي رسيده و باعث تضعيف سيستم ايمني بدن و ‌ديگر فرآيندهاي بيولوژيكي مي شوند. اشك هاي احساسي به عنوان دريچه اطمينان براي قلب عمل مي كنند7‌- تركيباتي كه حين استرس در بدن تجمع مي يابد، با اشك خارج مي گردد و هـمـيـن امـر باعث كاهش استرس مي‌شود. اين ‌مواد شامل آندورفين(در كنترل درد مؤثر است)، پرولاكتين(در تنظيم توليد شير نقش دارد) و آدرنوكورتيكوتروپين(يك ‌نشانگر مهم استرس است) مي باشند. سركوب گريه و اشك باعث افزايش استرس مي گردد ‌8-‌ نه تنها گريه باعث ارتقاي سطح سلامتي فرد مي شود، بلكه در افزايش حس تعلق در گروه نيز تأثير گذار بوده و موجب ‌افزايش حضور و دخالت ديگران در تأمين رفاه فرد مي شود. اشك ريختن، يك روش مؤثر در ايجاد ارتباط بوده و در ‌برانگيختن حس همدردي و دلسوزي، سريع تر ازهر ابزار ديگري عمل مي كند. ‌گريه به طور مؤثري بازگو كننده آن است كه شما در مورد يك دل نگراني خاص، صادق و بي ريا بوده و در كنار آمدن با آن ‌مشكل، مضطرب مي باشيد ‌9‌ -گريه، عملي طبيعي، سالم و شفابخش است‌ 10-‌ گريه در كاهش و جلوگيري از بيماري هاي مرتبط با استرس مؤثر مي باشد11-‌ خنده و گريه، دو ابزار كارآمد در كـاهـش استـرس و رهـايـي ازاحساسات منفي مي باشند‌12-‌ هنگامي كه گريه سركوب مي شود، هيجانات رها نمي شوند و خصايص شخصيتي مخرب همچون پرخاشگري بروز ‌مي كنند ‌13-‌ به باور دانشمندان، سركوب و امتناع از گريه، كار معقولي نيست. اما برخي افراد كه پس از مورد انتقاد قرار گرفتن، ‌مشاجره با دوستان، مواجهه با ناكامي هاي كوچك فورا شروع به گريستن مي كنند، بايد به روانشناس مراجعه كنند، چرا كه ‌معمولا علت اصلي اين نوع گريه ها اعتماد به نفس پايين و يا مشكلات رواني مزمن در فرد بوده و بايستي تحت درمان قرار ‌گيرد ‌14- ‌ انسان ها پس از گريه كردن، از لحاظ جسمي و رواني احساس بهتري پيدا مي كنند ودر واقع سبك و خالي مي شوند ‌15-‌ گريه يك ابزار برقراري ارتباط اسـت، يك زبان جهاني براي درخواست كمك و حمايت اجتماعي‌ 16-‌ گريه به آزاد سـازي آندورفين ها در جريان خون كمك مي كند. آندورفين ها تركيبات شيميايي هستند كه ‌باعث بهبود خلق و خو و تسكين درد مي شوند. ‌

 

نوروز؛ جشن جهان (دکتر علي شريعتي)

 

سخن تازه از نوروز گفتن دشوار است. نوروز يك جشن ملي است،‌جشن ملي را همه مي‌شناسند كه چيست، نوروز هر ساله برپا مي‌شود و هر ساله از آن سخن مي‌رود. بسيار گفته‌اند و بسيار شنيده‌ايد؛ پس به تكرار نيازي نيست؟ چرا، هست. مگر نوروز را خود مكرر نمي‌كنيد؟ پس سخن از نوروز را نيز مكرر بشنويد. در علم و ادب تكرار ملال‌آور است و بيهوده؛ "عقل" تكرار را نمي‌پسندد؛ اما "احساس" تكرار را دوست دارد، طبيعت تكرار را دوست دارد، جامعه به تكرار نيازمند است، طبيعت را از تكرار ساخته‌اند؛ جامعه با تكرار نيرومند مي‌شود، احساس با تكرار جان مي‌گيرد و نوروز داستان زيبايي است كه در آن، طبيعت، احساس و جامعه هر سه دست‌اندركارند.

نوروز كه قرن‌هاي دراز است بر همة جشن‌هاي جهان فخر مي‌فروشد، از آن رو "هست" كه يك قرارداد مصنوعي اجتماعي و يا يك جشن تحميلي سياسي نيست، جشن جهان است و روز شادماني زمين، آسمان و آفتاب، و جوشِ شكفتن‌ها و شور زادن‌ها و سرشار از هيجانِ هر "آغاز".

جشن‌هاي ديگران، غالباً انسان‌ها را از كارگاه‌ها، مزرعه‌ها، دشت و صحرا، كوچه و بازار، باغ‌ها و كشتزارها، در ميان اطاق‌ها و زير سقف‌ها و پشت درهاي بسته جمع مي‌كند: كافه‌ها، كاباره‌ها، زيرزميني‌ها، سالن‌ها، خانه‌ها ... در فضايي گرم از نفت، روشن از چراغ، لرزان از دود، زيبا از رنگ و آراسته از گل‌هاي كاغذي، مقوايي، مومي، بوي كندر و عطر و ... اما نوروز دست مردم را مي‌گيرد و از زير سقف‌ها، درهاي بسته، فضاهاي خفه، لاي ديوارهاي بلند و نزديك شهرها و خانه‌ها،‌ به دامن آزاد و بيكرانة طبيعت مي‌كشاند: گرم از بهار، روشن از آفتاب، لرزان از هيجانِ آفرينش و آفريدن، زيبا از هنرمندي باد و باران، آراسته با شكوفه، جوانه، سبزه و معطر از:

"بوي باران، بوي پونه، بوي خاك،

شاخه‌هاي شسته، باران خورده، پاك" ...

نوروز تجديد خاطرة بزرگي است: خاطرة خويشاوندي انسان با طبيعت. هر سال، اين فرزند فراموشكار كه،‌ سرگرم كارهاي مصنوعي و ساخته‌هاي پيچيدة خود، مادر خويش را از ياد مي‌برد، با يادآوري‌هاي وسوسه‌آميز نوروز، به دامن وي باز مي‌گردد و با او، اين بازگشت و تجديد ديدار را جشن مي‌گيرد: فرزند، در دامن مادر، خود را بازمي‌يابد و مادر،‌ در كنار فرزند، چهره‌اش از شادي مي‌شكفد، اشك شوق مي‌بارد، فريادهاي شادي مي‌كشد؛ جوان مي‌شود، حيات دوباره مي‌گيرد. با ديدار يوسفش بينا و بيدار مي‌شود.

تمدن مصنوعي ما هر چه پيچيده‌تر و سنگين‌تر مي‌گردد، نياز به بازگشت و بازشناخت طبيعت را در انسان حياتي‌تر مي‌كند و بدينگونه است كه نوروز، برخلاف سنت‌ها كه پير مي‌شوند و فرسوده و گاه بيهوده، رو به توانايي مي‌رود و در هر حال، آينده‌اي جوان‌تر و درخشان‌تر دارد، چه، نوروز راه سومي است كه جنگ ديرينه‌اي را كه از روزگار لائوتزو و كنفسيوس تا زمان روسو و ولتر درگير است به آشتي مي‌كشاند. نوروز تنها فرصتي براي آسايش، تفريح و خوشگذراني نيست، نياز ضروري جامعه، خوراك حياتي يك ملت نيز هست. دنيايي كه بر تغيير و تحول، گسيختن و زايل شدن، درهم ريختن و از دست رفتن بنا شده است، جايي كه در آن، آنچه ثابت است و همواره لايتغير و هميشه پايدار،‌ تنها تغيير است و ناپايداري؛ چه چيز مي‌تواند ملتي را، جامعه‌اي را، در برابر عرابة بي‌رحم زمان – كه بر همه چيز مي‌گذرد و له مي‌كند و مي‌رود، هر پايه‌اي را مي‌شكند و شيرازه‌اي را ميگسلد- از زوال مصون دارد؟

هيچ ملتي با يك نسل و دو نسل شكل نمي‌گيرد؛ ملت، مجموعة پيوستة نسل‌هاي متوالي بسيار است، اما زمان، اين تيغ بي‌رحم، پيوند نسل‌ها را قطع مي‌كند؛ ميان ما و گذشتگانمان- آنها كه روح جامعة‌ ما و ملت ما را ساخته‌اند- درة هولناك تاريخ حفر شده است؛ قرن‌هاي تهي ما را از آنان جدا ساخته‌اند؛ تنها سنت‌ها هستند كه پنهان از چشم جلاد زمان، ما را از اين درة هولناك گذر مي‌دهند و با گذشتگانمان و با گذشته‌هايمان آشنا مي‌سازند. در چهرة مقدس اين سنت‌ها است كه ما حضور آنان را در زمان خويش، كنار خويش و در "خودِ خويش"، احساس مي‌كنيم؛ حضور خود را در ميان آنان مي‌بينيم و جشن نوروز يكي از استوارترين و زيباترين سنت‌ها است.

در آن هنگام كه مراسم نوروز را به پا مي‌داريم، گويي خود را در همة‌ نوروزهايي كه هر ساله در اين سرزمين برپا مي‌كرده‌اند، حاضر مي‌يابيم و در اين حال، صحنه‌هاي تاريك و روشن و صفحات سياه و سفيد تاريخ ملت كهن ما در برابر ديدگانمان ورق مي‌خورد، رژه مي‌رود. ايمان به اينكه نوروز را ملت ما هر ساله در اين سرزمين بر پا مي‌داشته است، اين انديشه‌هاي پرهيجان را در مغزمان بيدار مي‌كند كه: آري، هر ساله! حتي همان سالي كه اسكندر چهرة اين خاك را به خون ملت ما رنگين كرده بود، در كنار شعله‌هاي مهيبي كه از تخت جمشيد زبانه مي‌كشيد، همانجا، همان وقت، مردم مصيبت‌زدة ما نوروز را جدي‌تر و با ايمان بيشتري برپا مي‌كردند؛ آري، هر ساله! حتي همان سال كه سربازان قتيبه بر كنارة جيحون سرخ رنگ،‌ خيمه برافراشته بودند و مهلب خراسان را پياپي قتل عام مي‌كرد، در آرامش غمگين شهرهاي مجروح و در كنار آتشكده‌هاي سرد و خاموش، نوروز را گرم و پرشور جشن مي‌گرفتند. تاريخ از مردي در سيستان خبر مي‌دهد كه در آن هنگام كه عرب سراسر اين سرزمين را در زير شمشير خليفة جاهلي آرام كرده بود، از قتل عام شهرها و ويراني خانه‌ها و آوارگي سپاهيان مي‌گفت و مردم را مي‌گرياند و سپس، چنگ خويش را برمي‌گرفت و مي‌گفت: "اباتيمار، اندكي شادي بايد"! نوروز در اين سال‌ها و در همة سال‌هاي همانندش، شادي‌يي اينچنين بوده است، عياشي و "بي‌خودي" نبوده است،‌ اعلام ماندن و ادامه داشتن و بودن اين ملت بوده و نشانة پيوند با گذشته‌اي كه زمان و حوادث ويران‌كنندة زمان همواره در گسستن آن مي‌كوشيده‌ است.

نوروز همه وقت عزيز بوده است؛ در چشم مغان، در چشم موبدان، در چشم مسلمانان و در چشم شيعيان مسلمان، همه نوروز را عزيز شمرده‌اند و با زبان خويش، از آن سخن گفته‌اند. حتي فيلسوفان و دانشمندان كه گفته‌اند: "نوروز روز نخستين آفرينش است كه اورمزد دست به خلقت جهان زد و شش روز در اين كار بود و ششمين روز، خلقت جهان پايان گرفت و از اين رو است كه نخستين روز فروردين را هورمزد نام داده‌اند و ششمين روز را مقدس شمرده‌اند".

چه افسانة زيبايي؛ زيباتر از واقعيت! راستي مگر هر كس احساس نمي‌كند كه نخستين روز بهار، گويي نخستين روز آفرينش است. اگر روزي خدا جهان را آغاز كرده است، مسلماً آن روز، اين نوروز بوده است. مسلما بهار نخستين فصل و فروردين نخستين ماه و نوروز نخستين روز آفرينش است. هرگز خدا جهان را و طبيعت را با پاييز يا زمستان يا تابستان آغاز نكرده است. مسلما اولين روز بهار، سبزه‌ها روييدن آغاز كرده‌اند و رودها رفتن و شكوفه‌ها سرزدن و جوانه‌ها شكفتن، يعني نوروز. بي‌شك، روح در اين فصل زاده است و عشق در اين روز سر زده است و نخستين بار، آفتاب در نخستين روز نوروز طلوع كرده است و زمان با وي آغاز شده است.

اسلام كه همة رنگ‌هاي قوميت را زدود و سنت‌ها را دگرگون كرد، نوروز را جلاي بيشتري داد، شيرازه بست و آن را، با پشتوانه‌اي استوار، از خطر زوال در دوران مسلماني ايرانيان، مصون داشت. انتخاب علي به خلافت و نيز انتخاب علي به وصايت، در غدير خم، هر دو در اين هنگام بوده است و چه تصادف شگفتي! آن همه خلوص و ايمان و عشقي كه ايرانيان در اسلام به علي و حكومت علي داشتند پشتوانة نوروز شد. نوروز كه با جان مليت زنده بود، روح مذهب نيز گرفت؛ سنت ملي و نژادي، با ايمان مذهبي و عشق نيرومند تازه‌اي كه در دلهاي مردم اين سرزمين برپا شده بود پيوند خورد و محكم گشت، مقدس شد و، در دوران صفويه، رسما يك شعار شيعي گرديد،‌ مملو از اخلاص و ايمان و همراه با دعاها و اوراد ويژة خويش. آنچنان كه يكسال نوروز و عاشورا در يك روز افتاد و پادشاه صفوي، آن روز را عاشورا گرفت و روز بعد را نوروز!

نوروز- اين پيري كه غبار قرن‌هاي بسيار بر چهره‌اش نشسته است- در طول تاريخ كهن خويش، روزگاري در كنار مغان، اوراد مهرپرستان را خطاب به خويش مي‌شنيده است؛ پس از آن، در كنار آتشكده‌هاي زردشتي، سرود مقدس موبدان و زمزمة اوستا و سروش اهورامزدا را به گوشش مي‌خوانده‌اند؛ از آن پس، با آيات قرآن و زبان الله از او تجليل مي‌كرده‌اند و اكنون، علاوه بر آن، با نماز و دعاي تشيع و عشق به حقيقت علي و حكومت علي، او را جان مي‌بخشند و در همة اين چهره‌هاي گوناگونش، اين پير روزگارآلود، كه در همة قرن‌ها و با همة نسل‌ها و همة اجداد ما- از اكنون تا روزگار افسانه‌اي جمشيد باستاني- زيسته است و با همه‌مان بوده است، رسالت بزرگ خويش را، همه وقت، با قدرت و عشق و وفاداري و صميميت انجام داده است و آن، زدودن رنگ پژمردگي و اندوه از سيماي اين ملت نوميد و مجروح است و درآميختن روح مردم اين سرزمين بلاخيز با روح شاد و جانبخش طبيعت و، عظيم‌تر از همه، پيوند دادن نسل‌هاي متوالي اين قوم- كه بر سر چهار راه حوادث تاريخ نشسته و همواره تيغ جلادان و غارتگران و سازندگان كله منار‌ها بند بندش را از هم مي‌گسسته است و نيز پيمان‌يگانگي بستن ميان همة دل‌هاي خويشاوندي كه ديوار عبوس و بيگانة دوران‌ها در ميانه‌شان حائل مي‌گشته و درة عميق فراموشي ميانشان جدايي مي‌افكنده است.

و ما، در اين لحظه، در اين نخستين لحظات آغاز آفرينش، نخستين روز خلقت، روز اورمزد، آتش اهورايي نوروز را باز برمي‌افروزيم و در عمق وجدان خويش، به پايمردي خيال، از صحراهاي سياه و مرگ‌زدة قرون تهي مي‌گذريم و در همة نوروزهايي كه در زير آسمان پاك و آفتاب روشن سرزمين ما برپا مي‌شده است، با همة زنان و مرداني كه خون آنان در رگ‌هايمان مي‌دود و روح آنان در دلهايمان مي‌زند شركت مي‌كنيم و بدينگونه، «بودن خويش» را، به عنوان يك ملت، در تندباد ريشه برانداز زمان‌ها و آشوبِ گسيختن‌ها و دگرگون شدن‌ها خلود مي‌بخشيم و، در هجوم اين قرن دشمنكامي كه ما را با خود بيگانه ساخته و، "خالي از خويش"، بردة رام و طعمة زدوده از "شخصيت" اين غرب غارتگر كرده است، در اين ميعادگاهي كه همة نسل‌هاي تاريخ و اساطير ملت ما حضور دارند، با آنان پيمان وفا مي‌بنديم و "امانت عشق" را از آنان به وديعه مي‌گيريم كه "هرگز نميريم" و "دوام راستين" خويش را به نام ملتي كه در اين صحراي عظيم بشري، ريشه در عمق فرهنگي سرشار از غني و قداست و جلال دارد و بر پاية "اصالت" خويش، در رهگذر تاريخ ايستاده است، "بر صحيفة عالم ثبت" كنيم.

عزت نفس چیست ؟

 

 

عزت نفس از دو بخش مهم تشکيل مي شود :

1- باور خودتوانمندي به معناي داشتن اطمينان به توانائي فکر کردن . درک کردن . آموختن . انتخاب کردن و تصميم گيري براي خود .

2- احترام به خود يا داشتن حرمت نفس به معناي ارزش براي خود يعني آن که به خود حق بدهيم که زندگي کنيم و شاد باشيم .

عزت نفس يک نياز اوليه براي انسانهاست . چون فکرکردن لازمه زندگي موفق است و اين انديشه و فکر به ما امکان مي دهد که قدرت تصميم گيري هر انسان بستگي به ميزان عزت نفس او دارد بنابراين نقش عزت نفس در زندگي انسان بسيار مهم وچشمگير مي باشد .

آيا داشتن باور خود توانمندي و احترام به خود به اين معنا است که هرگز اشتباه نکنيم ؟ خير . خود توانمندي و احترام به خود به اين معنا است که هر يک از ما ميتوانيم فکرکنيم . قضاوت داشته باشيم و اشتباهات خود را اصلاح کنيم . عزت نفس به اين معناست که بداينم و باور داشته باشيم که مي توانيم آنچه را لازم داريم بياموزيم و با چالشها و مشکلات زندگي برخورد انديشمندانه داشته باشيم .

آيا منظور از احترام به خود اين است که ما کامل و صد درصد بي عيب و نقص هستيم ؟  خير. منظور اين است که از خود مراقبت کنيم و به خود علاقه مند باشيم و خود را شايسته بدانيم و براي غلبه بر مسائل و مشکلات زندگي تلاش کنيم بيماري را بپذيريم و درمان مناسب انجام دهيم .

عزت نفس چه شکلي دارد ؟ آيا مي توان آن را دررفتار افراد مشاهده نمود ؟  عزت نفس در ما وديگران به شکلهاي متفاوتي ظاهر مي شود اما به طورکلي عزت نفس را ميتوان در حالت چهره . رفتار . صحبت و حرکت اشخاص مشاهده کرد . برخورد باز و گشوده با انتقادها .راحتي در پذيرش اشتباهات نمونه هائي از شکل عزت نفس است . کلام و حرکات شخص داراي عزت نفس از کيفيت راحت برخوردار است . به عبارت ديگر طرز کلام و حرکات شخص داراي عزت نفس از کيفيت راحت برخوردار است . به عبارت ديگر طرز کلام و حرکات شخص نشان مي دهد که او در جنگ با خويشتن نيست و با ديگران نيز جنگي ندارد . هماهنگي ميان آنچه شخص مي گويد و انجام مي دهد يعني از خود پنهان نمي شود و با خود در جنگ و ستيز نيست . دروغ . رياکاري و پنهانکاري در افراد داراي عزت نفس سالم وجود ندارد .

چند ويژگي ( خصوصيت ) افراد داراي عزت نفس را نام ببريد ؟ افرادداراي عزت نفس واقع بين هستند . خلاق و نيروي خلاقه خود را بکار مي گيرد و به فراورده هاي ذهن خود توجه کافي دارند ( خود را دست کم از ديگران ) کساني که عزت نفس سالم دارند هرگز از اينکه بگويند « اشتباه کردم » واهمه و ترسي ندارند . اشتباهات خود را واقع بينانه مي پذيرند و براي اصلاح اشتباهات خود تلاش مي کنند . در حالي که کسي که عزت نفس ندارد قبول هر اشتباه را به حساب تحقير شدن خود مي گذارد و دچار احساس گناه .احساس بي کفايتي و شرم و خجالت مي شود . بنابراين اشتباهات خود را به ديگري نسبت مي دهد .

همدردي و همدلي در اشخاصي که از سلامت عزت نفس برخوردارند . فراوان وجود دارد . بدليل پذيرش و اطمينان به خود از ديگران نمي ترسند وبه اعتماد به نفس ديگران نيز احترام مي گذارند . بنابراين روحيه همکاري براي دستيابي به هدفهاي مشترک در افراد داراي عزت نفس سالم فراوان ديده مي شود . جرات ورزي و شهامت ابراز وجود در اين افراد وجود دارد .

وقتي عزت نفس فردي پائين باشد چه نشانه هايي دارد ؟ هنگامي که عزت نفس در شخصي کم است . هراس و ترس از واقعيت در فرد وجود دارد و ترس از حقايق درباره خود و پذيرش خود . ترس از افشا شدن ترس از فروريختن تظاهرها و وانمود ها . ترس از ناکامي . ترس از تحقيرشدن . اين افراد گويا براي ديگران زندگي مي کنند و همواره نگران قضاوتهاي ديگران هستند بنابراين جرات انديشيدن به خود و توانمنديهاي خود را از دست مي دهند . زود تسليم مي شوند وديگران مي توانند به سرعت آنان را دلسرد کنند و حالت انفعال در آنان فراوان ديده مي شود . ترس و هراس از موانع وتصورات منفي از موانع سرراه دستيابي به هدفها از نشانه هاي عزت نفس پائين است .

تعيين کننده ميزان عزت نفس چيست ؟ تعيين کننده اساسي ميزان عزت نفس کاري است که شخص صورت مي دهد و اقداماتي است که در انتخابهاي آگاهانه خود به انجام مي رساند . اراده به معناي آن نيست که بتوانيم هر کاري را که بخواهيم انجام دهيم بلکه اراده نيروي قدرتمندي در زندگي ماست که به توانائي مواجه با مسائل و مشکلات زندگي را مي دهد . انتخاب و گزينش هدفهاي واقع بينانه در زندگي و تمرکز بر آنان از نشانه هاي عزت نفس سالم است . دنبال کردن اين هدفها تا تحقق و دستيابي آنان حاصل انديشه قوي اراده قوي و عزت نفس کافي است .

لازمه زندگي آگاهانه چيست ؟  لازمه زندگي آگاهانه احترام گذاشتن به خود و ديگران . احترام گذاشتن به واقعيت ها . شناخت نيازها . خواسته هاو پذيرش امکانات و واقعيتهاي موجود زندگي هر فرد است . زندگي آگاهانه يعني در برابر حقايق احساس مسئوليت کنيم .يعني اگر من آرزوي خريد لباس يا وسيله جديدي داشته باشم و همزمان ببينم که بايد اجاره خانه ام را بپردازم و در نتيجه پولي براي خريد لباس جديد باقي نماند و خريد لباس را منطقي نمي دانم و موقعيت را و امکانات خود را با حفظ احترام به خود هماهنگ مي کنم . يا اگر بايد تن به يک عمل جراحي و مصرف داروئي بدهم که پزشک معالجم آن را براي سلامت من لازم مي داند به جاي طفره رفتن از درمان و هراس و ترس از واقعيت موجود . با شهامت و آگاهانه به درمان خويش اولويت مي دهم . نا اميدي . دلسردي ترس از روبه رو شدن با واقعيت ها درست نقطه مقابل زندگي آگاهانه هستند .

ويژگيهاي زندگي آگاهانه :

· ذهن پوياست و حالت انفعال ندارد .

· به واقعيتها توجه کنيم و از آنها نگريزيم .

· در لحظه اکنون زندگي کنيم .

· شرايط را با توجه به مشکلات و موانع موجود درک کنيم .

· اشتباهات خود را ببينيم . بپذيريم و آنها را اصلاح کنيم .

· به واقعيتهاي بيروني و دروني توجه کنيم و آنان را متناسب با واقعيتها هماهنگ کنيم . واقعيت هاي دروني احساسات . آرزوها و انگيزه هاي ماست و واقعيتهاي بيروني امکانات واقعي ما در زمينه هاست .

· در مقام گسترش آگاهي خود باشيم و رشد و تعالي را به عنوان راه و روشي هدفمند از زندگي انتخاب کنيم و پذيراي علم و اطلاع جديد باشيم .

· همواره بينديشيم و فکر کنيم که آيا اعمال و رفتار ما با هدفهايمان و امکانات موجودمان همخواني دارند و در اين مسير حرکتها ورفتار خود را هماهنگ کنيم و در صورت نياز اصلاح کنيم .

· روبه رو شدن با واقعيتهاي تهديدکننده را نيز جزئي از زندگي بدانيم .

· بپذيريم که هيچکس کامل نيست . ولي تلاش براي رشد بهتر برايمان همواره کمال و پيشرفت به ارمغان مي آورد .

افسردگي در زنان

 

در تمامي جوامع دنيا، زنان بيش از مردان دچار افسردگي مي شوند. اين اختلاف مي تواند ناشي از عوامل گوناگون زيستي، روان شناختي، محيطي، فرهنگي و يا ترکيبي از آنها باشد. به لحاظ زيستي اين اختلاف ممکن است به علت مصرف داروهاي رژيمي، آرام بخش ها، قرص هاي ضد بارداري، مصرف دخانيات و الکل باشد که ميزان ترشح انتقال دهنده هاي عصبي را مختل مي کند. از طرف ديگر، زنان ممکن است به دليل تداخل عمل هورمون هاي جنسي بدن شان مستعد ابتلا به افسردگي باشند. به لحاظ روان شناختي نيز اين احتمال وجود دارد که زنان تمايل بيشتري دارند که مشکلات خود را بپذيرند و درصدد درمان آنها برآيند. به لحاظ فرهنگي و اجتماعي نيز زنان بيشتر از مردان مي کوشند تا ارتباط خود را با ديگران توسعه دهند و حفظ کنند، اما در فرهنگي که به استقلال و خودکفايي بها مي دهد، تمايل به دلبستگي نوعي ضعف تلقي مي شود و همين امر، يعني ناهماهنگي بين رفتارهاي زنان و ارزش هاي فرهنگي منجر به کاهش عزت نفس و حس ارزشمندي در زنان مي شود. در برخي موارد نيز اين طور به نظر مي رسد که زنان بيش از مردان علايم و شکايات خود را از افسردگي بيان مي کنند و يا آنکه مردان در برابر مشکل افسردگي خود بيشتر مقاومت مي کنند و راه حل هاي ديگري غير از مراجعه به پزشک براي درمان خود برمي گزينند. به لحاظ محيطي نيز، زنان بيش از مردان در معرض انواع استرس ها و اضطراب هايي قرار مي گيرند که تاثير خود را بر سيستم عصبي آنان و هورمون هاي بدن شان مي گذارد. تجربه هاي روزمره نيز مي توانند همچون شوک ها و فشارهاي عصبي مولد استرس باشند و موجب ابتلاي افسردگي بيشتر در زنان- نسبت به مردان- شوند.

فناوری نانو

به کارگیری فناوری نانو در صنایع غذایی
یک بطری حاوی مایعی بی رنگ را بر می دارید. ابتدا دکمه ای را برای انتخاب نوشابه فشار می دهید، پس از آن نوبت اضافه کردن افزودنی هاست؛ ویتامین C و کافئین را هم از قسمت افزودنی ها انتخاب می کنید. با فشار دادن این دکمه ها، نانو کپسول های بسیار کوچک حاوی مواد افزودنی مورد نظر شما در سطح محلول آزاد می شوند و این در حالی است که نانو کپسول های دیگر حاوی سایر افزودنی ها و طعم دهنده هایی که شما انتخاب نکرده اید، به صورت کپسول آزاد نشده و در محلول باقی می مانده اند.
ادامه مطلب ...

فناوری نانو در کشاورزی و صنايع غذايی 2

در اولین بخش مقاله ی بررسی کاربرد های فناوری نانو در علوم کشاورزی و صنايع غذایی سعی شد تا به گوشه ای از کاربری فناوری نانو در شاخه های زراعت ، اصلاح نباتات ، گیاهپزشکی و آبياری اشاره گردد. در اين بخش ضمن بررسی کاربرد نانو فناوری در حوزه های علوم دامی ، صنايع غذايي و ماشين آلات کشاورزي ، نگاهی اجمالی به وضعيت اين علوم در کشور مان خواهيم داشت .

ادامه مطلب ...

هوای پاک با فناوری نانو

افزایش مشکل دی اکسید کربن در هوا یکی از مشکلات اساسی در سطح جهان است. فناوري نانو از جمله فناوريهايي است كه به كمك حل اين مسئله آمده است و اين امكان را به وجود آورده است تا به سوي ساخت انرژيي ارزان تر و پاكيزه تر از سوخت هاي فسيلي نزديك شويم.

ادامه مطلب ...

نانوحسگرها و انواع آنها

نانو حسگرها، حسگرهایی در ابعاد نانومتری هستند که به خاطرکوچکی و نانومتری بودن ابعادشان از دقت و واکنش پذیری بسیار بالایی برخوردارند به طوری که حتی نسبت به حضور چند اتم از یک گاز هم عکس‌العمل نشان می دهند.

ادامه مطلب ...

فناوری نانو در کشاورزی و صنايع غذايی 1

همان طور که می دانيد ورود نسل اول فناوری ها به عرصه ی کشاورزی ، در چند دهه ی گذشته منجر به وقوع انقلاب سبز و گذر از کشاورزی سنتی به کشاورزی صنعتی گرديد ، در اين دوره افزايش چشمگيری در کيفيت و کميت محصولات کشاورزی صورت گرفت که البته در کنار آن استفاده ی بی رويه از منابع مشکلاتی را نيز در پی داشت. اکنون با گذشت سالها از وقوع انقلاب سبز و کاهش مجدد نسبت رشد توليدات کشاورزی به جمعيت جهان ، لزوم به کارگيری فناوری های جديد در صنعت کشاورزی پیش از هر زمان ديگری آشکار است.

ادامه مطلب ...

سیم های نانومقیاس

شاید هنوز ساخت تراشه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های کامپیوتری که برای ایجاد سرعت محاسباتی بالا به جای جریان الکتریسیته از نور استفاده می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنند، تشخیص انواع سرطان و سایر بیماریهای پیچیده فقط با گرفتن یک قطره خون، بهبود و اصلاح کارت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های هوشمند و نمایشگرهای LCD ؛ تنها یک رویا برایمان باشد و این مسائل را غیر واقعی جلوه دهد اما محققین آینده قادر خواهند بود تمام این رویاها را به حقیقت تبدیل کنند و دنیایی جدید از ارتباطات و تکنولوژی را بواسطه معجزه نانوسیم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها به ارمغان آورند.

ادامه مطلب ...

هوای پاک با فناوری نانو

افزایش مشکل دی اکسید کربن در هوا یکی از مشکلات اساسی در سطح جهان است. فناوري نانو از جمله فناوريهايي است كه به كمك حل اين مسئله آمده است و اين امكان را به وجود آورده است تا به سوي ساخت انرژيي ارزان تر و پاكيزه تر از سوخت هاي فسيلي نزديك شويم.

ادامه مطلب ...

فناوری نانو و خودرو های امروز

در سال های اخير گزارش هايی به گوش می رسد که نانوفناوری در حال دگرگون کردن دانش بشر است. هزينه های پژوهش و توسعه، به سوی توسعه ی نانوفناوری سرازير شده اند. پتانسيل گسترده اين شاخه از دانش، خودروسازان بزرگ دنيا را به سمت آغاز برنامه های پژوهش و توسعه در زمينه فناوری نانو سوق داده است. این نوشتار به معرفی کوتاهی از نمونه های کاربرد فناوری نانو در صنعت خودرو می پردازد

ادامه مطلب ...

خطرات نانو ذرات

نانوذرات همانند يک شمشیر دولبه دارای اثرات مفید و مضر می باشند در مقالات قبلی سايت مطالبی درباب برخی کاربردهای اين دسته از مواد نوشته شد و این نوشتار قصد دارد به برخی از اثرات مضر و خطرناک نانو ذرات اشاره کند.

ادامه مطلب ...

میکروسکوپ پیمایشگر الکترونی SEM

میکروسکوپ پیمایشگر الکترونی که به آن Scanning Elecron Microscope یا به اختصار SEM گویند یکی از ابزارهای مورد استفاده در فناوری نانو است که با کمک بمباران الکترونی تصاویر اجسامی به کوچکی 10 نانومتر را برای مطالعه تهیه می کند

ادامه مطلب ...

میکروسکوپ TEM

آشنایی با ابزارهای مورد استفاده در فناوری نانو: میکروسکوپ انتقال الکترونی
با استفاده از TEM می توان جسمی به اندازه چند انگستروم (10 -10 متر) را مشاهده کرد. برای مثال می‌توانید اجزای موجود در یک سلول یا مواد مختلف در ابعادی نزدیک به اتم را مشاهده کنید. برای بزرگنمایی TEM ابزار مناسبی است که هم در تحقیقات پزشکی، بیولوژیکی و هم در تحقیقات مرتبط با مواد قابل استفاده است.

ادامه مطلب ...

میکروسکوپ پیمایشگر تونلی

آشنایی با ابزارهای مورد استفاده در فناوری نانو: میکروسکوپ پیمایشگر تونلی
در این سری از مقالات سعی می شود تا تجهیزات و ابزارهای مورد استفاده در این فناوری برای محققان و علاقمندان به تحقیق در این حوزه معرفی شود. در این مقاله به معرفی میکروسکوپ پیمایشگر تونلی می‌پردازیم که جدیدا توسط آقای دکتر صابر در مرکز تحقیقات علوم و تکنولوژی در پزشکی ساخته و ارائه شده است.

ادامه مطلب ...

روشهای کسب اطلاعات در ابعاد نانو
بخشی از فناوری نانو دنيایی را که هر روز در جريان است مطالعه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند، فقط کمی عمیق تر و کمی پايين‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر آنجاهايي که ما با چشم‌‌‌‌‌‌‌‌‌هايمان نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌توانيم مشاهده کنیم. در این نوشتار ابتدا مروری بر مفاهیم پايه و اجزای ساختاری ماده صحبت خواهیم کرد سپس در مقالات بعدی سراغ لوازم و ابزار و وسايلی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌رويم که دنيایی را که در پايين وجود دارد، برای ما نمايان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند.
ادامه مطلب ...

ده محصول برتر فناوری نانو در سال 2005

سال 2005 سالی است که محصولات واقعي بسياري با اين دانش جديد- نانوفناوری- توليد و به بازار عرضه شده‌اند. به طوري كه گزارش امسال Nanotech Product Guide – که توسط سایت‌هایی که در حوزه فناوری نوین تحقیق و پژوهش می‌کنند تهیه شده است - پر از كالاهاي مصرفي مفيد و جالب توجه است که افراد را شوكه می‌کند.

ادامه مطلب ...

انتقال گرما به وسيله نانوسيالات

اخيراً استفاده از نانوسيالات که در حقيقت سوسپانسيون پايداري از نانوفيبرها و نانوذرات جامد هستند، به عنوان روشی جديد در عمليات انتقال حرارت مطرح شده است. تحقيقات اخير روي نانوسيالات، افزايش قابل توجهي را در هدايت حرارتي آنها نسبت به سيالات بدون نانوذرات و يا همراه با ذرات بزرگ‌تر (ماکرو ذرات) نشان مي‌دهد.

ادامه مطلب ...

کاربردهای نقاط کوانتومی

موادی از قبیل سولفید سرب، سولفید روی، فسفات ایندیوم و غیره بسته به اندازه، طول موج یا رنگ معینی از نور را پس از تحریک الکترون ها با استفاده از یک منبع خارجی از خود ساطع می کنند. انتشار نور توسط نقاط کوانتومی در تشخیص های پزشکی کاربرد فراوانی دارد. این نقاط به صورت برچسب فلوئورسانتی عمل می کنند با این تفاوت که در برابر درخشان شدن خاصیت و توانایی خود را از دست نمی‌دهند و در برابر تعداد سیکل های تحریک و انتشار نور مقاومت بیشتری از خود نشان می دهند.

ادامه مطلب ...

نانوکامپوزيت‌هاي ديرسوز

يکي از کاربردهاي مهم فناوري نانو بهبود خواص مواد پليمري از نظر آتش‌گيري و بالابردن مقاومت اين مواد در برابر آتش است. اين مواد عموماً در دماهاي بالا ايمن نيستند؛ اما با استفاده از فناوري نانو امکان ديرسوز نمودن آنها وجود دارد.

ادامه مطلب ...

خودآرایی برای جلوگیری ترک برداشتن

جلوگیری از ایجاد ترک در بسیاری از مکانها مانند پل ها، بال هواپیماها، ساختمانها، سازه ها و غیره با اهمیت است. امروزه فناوری نانو سبب شده تا راه های جدیدی برای گسترش ترک ارائه شود.

ادامه مطلب ...

پنجره هاي هوشمند

تصور كنيد كه در یکی از گرمترین روزهای آفتابی در تابستان، نور خورشيد مستقیما به اتاق شما می تابد و هیچ راه گریزی به جز استفاده از پنجره هايی با شیشه های دودي برای متعادل تر کردن گرما و نور اتاق ندارید. همچنین دوست دارید تا تنها زمانی که نور شدت دارد شیشه درست مانند عینک های فتوکرومیک دودی شوند.

ادامه مطلب ...

آشنايي با مواد هوشمند نوع دوم
در اين بخش با دو دسته ديگر از مواد هوشمند آشنا مي شويم: مواد نورتاب و مواد پيزوالکتريک
ادامه مطلب ...

شکل دادن به فلزات در مقیاس نانو - بخش آخر
در بررسى‌ فرايندهاى‌ شکل‌دهى‌ مايکرو اشاره‌ کردیم که ريزسازى ‌مشکلات فراوانى‌ را براى‌ صنعت‌ به ‌وجود آورده‌ است.‌ دانشمندان‌ نيز همچون صنعتگران‌ معضلات‌ بسیاری در پيش‌برد ايده‌هاى‌ خود براى‌ کاهش‌ ابعاد يا ريزسازى‌ دارند. در آخرین بخش از این مجموعه مقالات، به بررسی ایده‌ای می‌پردازیم که در نانوشکل‌دهی کاربرد دارد.
ادامه مطلب ...

شکل دادن فلزات در مقیاس نانو - بخش سوم

در دو قسمت پیشین، با شکل‌دهى‌‌، فرايندهاى‌ آن‌، مواد و مصالح‌ صنعتى‌، خواص‌ مکانيکى‌ و عوامل مؤثر بر آنها آشنا شدیم. در این قسمت به شکل‌دهی در مقیاس مایکرو می‌پردازیم تا نسبت به تأثیرات ریزسازی و کاهش ابعاد در شکل‌دهی، اطلاعات بیشتری به دست آوریم.

ادامه مطلب ...

مواد هوشمند نوع اول

در اين بخش با دو دسته از مواد هوشمند نوع اول آشنا خواهيم شد که آشنايي با آنها ديد مناسبي از نحوه عملکرد ساير مواد اين گروه به ما خواهد داد: مواد کروميک و مواد داراي حافظه شکلي

ادامه مطلب ...

شکل دادن به فلزات در مقیاس نانو (بخش دوم)

یکی از مهمترین خواص در دنیای شکل‌دهی، خواص مکانیکی‌اند. منظور از خواص‌ مکانيکى‌، واکنش مواد در برابر نيروها و بارهاست‌ ...

ادامه مطلب ...

بيونانوفناوری و/یا نانوبيوفناوری

تلفیق بیوتكنولوژی با فناوری نانو، مباحث جدیدی را با عنوان «بیونانوتكنولوژی»به وجود آورده است که با مقوله علم و مهندسی در سطح مولكول ارتباط دارد. برخی نيز حاصل اين را «نانوبيوتکنولوژی» نامگذاری میکنند که در اين نوشتار بررسی اين دیدگاهها خواهيم پرداخت

ادامه مطلب ...

جداسازی ایزوتوپ ها و فناوری نانو

در جدا سازی مواد باید به خصوصیات آنها مثل جرم ، حجم و خواص شیمیایی آنها توجه کرد . بر حسب هر خاصیتی ، روش فیلتر کردن مخصوصی استفاده می شود . پژوهشگران دانشگاه pittsburg راه جدیدی برای جداسازی ایزوتوپهای سنگین و سبک یک عنصر پیشنهاد دادند. شبیه سازی کامپیوتری آنها نشان داد که نانو لوله ها Nanotube با قطر کم میتوانند به عنوان غربال کوانتومی برای جدا سازی مخلوط هیدروژن و ایزوتوپهای آن (تریتیوم یا دوتریوم) استفاده شوند . این غربال کوانتومی میتواند برای مخازن خنک کننده سوخت اتمی به کار برود .

ادامه مطلب ...

جداسازی مولکولها از یکدیگر - بخش دوم

در کروماتوگرافی تبادل یونی جداسازی از نوع تبادل یونی که در آنها رزین به جای جاذب در کروماتوگرافی جذبی قرار می¬گیرد، می باشد.در این نوع کروماتوگرافی ذرات به علت تفاوت در بار از یکدیگر جدا می شوند.

ادامه مطلب ...

نانو ذرات نقره

نانو سیلور یک دستاورد شگرف علمی از نانو تکنولوژی است که در عرصه های مختلف پزشکی، صنایع مختلف مثل کشاورزی و دامپروری و بسته بندی، لوازم خانگی، آرایشی، بهداشتی، و نظامی کاربرد دارد. در فناوری نانوسیلور(Nano Silver )، یونهای نقره به صورت کلوییدی در محلولی بحالت سوسپانسیون قرار دارند که خاصیت آنتی باکتریال ( ضد باکتری)، آنتی فونگاس ( ضد قارچ) و آنتی ویروس دارند...

ادامه مطلب ...

جداسازی مولکولها از یکدیگر - بخش اول

جداسازي مولکولهایی با بار یکسان را مي‌توان بر روي اجسام بي‌بار در جريان مهاجرت الکتروني ازداخل ژل‌ها انجام داد.اساس این نوع جداسازی تفاوت در اندازه ی مولکولها نسبت به هم می باشد ...

ادامه مطلب ...

محلول های مغناطیسی نانو

معرفی سایت های علمی

http://technologyworld.blogsky.com/1387/03/25/post-179/

http://www.knowclub.net/

http://www.itce.ir/main/

لیست زیر عنوان تعدادی از مقالات نانو می باشد که دسترسی شما به متن کامل آنها با کلیک کردن بر روی هر یک از آنها میسر می شود. چنانچه تمایل به کامل تر شدن این لیست دارید میتوانید مقالات خود را به آدرس MUMs.NanoMed@gmail.comارسال نمایید تا در اسرع وقت به این لیست اضافه شوند.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

نانو پزشکی(گروه نانو می تونن برای مبانی نظری پژوهششون استفاده کنند)

بدن انسان از ساختارهای مولکولی فعال و پیچیده ای ساخته شده است و زمانی که این ساختارها دچار آسیب شوند، سلامتی انسان تهدید می شود .روشهای متفاوتی برای تشخیص بیماریها وجود دارند .به عنوان مثال یک پزشک می تواند از طریق سوالاتی که از بیمار می پرسد یا عکس گرفته شده با اشعه X و یا جراحی ، به علل یک بیماری پی ببرد .پزشکان قادر به تشخیص بیماریهای مختلفی هستند ولی تاکنون بیماریهای بسیاری نیز ناشناخته و مرموز باقی مانده اند .شناخت یک بیماری به معنای داشتن اطلاعاتی کامل راجع به آن نیست .مثلا پزشکان می توانند قبل از اینکه در مورد نوع میکروب اطلاعاتی داشته باشند، عفونت را تشخیص دهند .بدون در نظر گرفتن درمانهایی از قبیل ماساژ دادن و پرتوافکنی ، جراحی و مصرف داروها دو نوع اصلی درمان هستند .
جراحی روشی مستقیم برای برطرف کردن ناراحتیهای بدن است که امروزه توسط متخصصان مجرب و آموزش دیده انجام می شود .جراحان به منظور درمان ، برای برداشتن غدد سرطانی ، برطرف کردن انسداد رگها و حتی جایگزین کردن اعضای مختلف ، پوست و بافت بدن را برش می دهند .این روش می تواند خطرات بسیاری در برداشته باشد .به هوش نیامدن ، مقاومت بدن در برابر عضو جدید و از بین رفتن سلولها، نمونه ای از این خطرات هستند .جراحان کنترل دقیق بر عمل جراحی ندارند .بدن انسان توسط ماشینهای مولکولی که اکثرا داخل سلولها هستند، فعالیت می کند

بدن انسان از ساختارهای مولکولی فعال و پیچیده ای ساخته شده است و زمانی که این ساختارها دچار آسیب شوند، سلامتی انسان تهدید می شود .روشهای متفاوتی برای تشخیص بیماریها وجود دارند .به عنوان مثال یک پزشک می تواند از طریق سوالاتی که از بیمار می پرسد یا عکس گرفته شده با اشعه X و یا جراحی ، به علل یک بیماری پی ببرد .پزشکان قادر به تشخیص بیماریهای مختلفی هستند ولی تاکنون بیماریهای بسیاری نیز ناشناخته و مرموز باقی مانده اند .شناخت یک بیماری به معنای داشتن اطلاعاتی کامل راجع به آن نیست .مثلا پزشکان می توانند قبل از اینکه در مورد نوع میکروب اطلاعاتی داشته باشند، عفونت را تشخیص دهند .بدون در نظر گرفتن درمانهایی از قبیل ماساژ دادن و پرتوافکنی ، جراحی و مصرف داروها دو نوع اصلی درمان هستند .
جراحی روشی مستقیم برای برطرف کردن ناراحتیهای بدن است که امروزه توسط متخصصان مجرب و آموزش دیده انجام می شود .جراحان به منظور درمان ، برای برداشتن غدد سرطانی ، برطرف کردن انسداد رگها و حتی جایگزین کردن اعضای مختلف ، پوست و بافت بدن را برش می دهند .این روش می تواند خطرات بسیاری در برداشته باشد .به هوش نیامدن ، مقاومت بدن در برابر عضو جدید و از بین رفتن سلولها، نمونه ای از این خطرات هستند .جراحان کنترل دقیق بر عمل جراحی ندارند .بدن انسان توسط ماشینهای مولکولی که اکثرا داخل سلولها هستند، فعالیت می کند .جراحان قادر به دیدن مولکولها و در نهایت ترمیم آنها نیستند .بنابراین علم کنونی قادر به درمان کامل بیماریها و یا حتی تشخیص بسیاری از بیماریها نیست .پزشکان همواره سعی کرده اند که به بدن کمک کنند تا خود عمل درمان و التیام بخشی را انجام دهد .در ابتدا این عمل روند کندی داشت ولی با به کارگیری متدها و تجهیزات جدیدی که امروزه وارد عرصه پزشکی شده اند، سرعت زیادی به خود گرفته است .در آینده ای نه چندان دور، بیماریهای مهلکی چون ایدز و سرطان ، قابل پیشگیری و درمان خواهند شد .اگر تصور چنین مساله ای برایتان غیر ممکن است ، به پیشرفتهای جهان پزشکی توجه کنید .در زمان قدیم تصور بریدن بدن انسان به وسیله کارد آن هم بدون احساس هیچ گونه دردی ، ناممکن بود .وجود بیماریهای لاعلاج بسیاری که در دوران قدیم وجود داشته اند و اکنون داروهایی برای درمان آنها کشف شده است ، این امید را برای ما زنده نگه می دارد که در آینده ای نزدیک تمام بیماریها قابل پیشگیری و درمان خواهند بود .
قابلیتها و توانمندیهای نانوپزشکی این نکته را گوشزد می کند که می توان به زندگی و زنده بودن امیدوار بود .امروزه ممکن است در عنفوان جوانی حمله قلبی یا سرطان ناگهانی و غیر منتظره به سراغ مان بیایند .اما به راستی بیماران در حال مرگ چگونه می توانند از فواید تکنولوژیهای آتی پزشکی بهره جویند‚ چگونه می توان از ساختار فیزیکی بدن محافظت کرد تا پیشرفتهای تکنولوژی پزشکی در آینده ، سلامتی را به بیماران باز گرداند .
موضوعی خارق العاده در علم پزشکی مطرح شده است مبنی بر اینکه بیماران در حال مرگ را می توان منجمد کرد و سپس به مدت چندین دهه یا حتی چندین قرن در نیتروژن مایع نگهداری کرد تا زمانی که تکنولوژی پزشکی به حدی پیشرفت کند که قادر به بازگرداندن سلامتی آنها شود.
نانوتکنولوژی ، تکنولوژی برتر قرن بیست و یکم است که امکان ساخت ماشین های مولکولی پیچیده را در اختیار ما قرار می دهد .نانوپزشکی فن به کارگیری تدابیر نانوتکنولوژی است و راه حلی است برای پایان دادن به بحرانهای جهانی مراقبتهای پزشکی .
نانوتکنولوژی قادر به پیشگیری و معالجه بیماریهاست .البته این مبحث هنوز در حال گذراندن مراحل اولیه خود است ولی توان متغیر ساختن علم پزشکی قرن بیست و یکم را داراست .ابتدایی ترین تجهیزات نانوپزشکی را می توان در تشخیص بیماریها به کار گرفت .
در کنار تمام داروها وتجهیزات پزشکی که نانوتکنولوژی برای علم پزشکی به ارمغان آورده است ، نانوروباتهای ساخته شده می توانند تا بدانجا توسعه داده شوند که بدون هیچ آسیب و ناراحتی وارد بدن شوند و به تشخیص بیماریها و درمان آنها بپردازند .نانوروباتها قادر به ترمیم سلولها، بافتها و اعضاء هستند .بیماریهایی چون سرطان ، هموفیلی ، آرتروز، رماتیسم ، ایدز و برخی از بیماریهای ذهنی توسط آنها کنترل می شود و در نهایت از بین می رود .نانوروباتها به قدری کوچکند که می توانند به راحتی از میان رگها عبور کنند .این روباتها طور ی طراحی شده اند که توسط سرنگ به بدن انسان تزریق می شوند و سپس از طریق رگها و دیگر مسیرهای سلولی در بدن انسان گردش می کنند .نانوروباتها یا نانوماشین ها می توانند اعضای داخلی بدن و چگونگی کارکرد آنها را تنظیم کنند و به قدری پیشرفته اند که در جراحی پلاستیک نیز به کار گرفته می شوند .با وجود نانوروباتها، انسانها قادرند فرم بدن خود را از نو بسازند و حتی جنسیت خود را تغییر دهند .این نانوروبات ها در زمینه های پزشکی همچون موارد زیر نیز کاربردهای فراونی دارند:
تغییر شکل دادن DNA
مستحکم کردن استخوانهای شکسته
تغییر رنگ مو، چشم و پوست
با تزریق نانوماشین ها به ماهیچه می توان توانایی انسان را افزایش داد .نانوماشین ها می توانند جایگزین گلبولهای خون نیز شوند و خونی بسازند که قابلیت نقل و انتقال وترمیم سلولهای مختلف بدن را داشته باشد و موجب حیات ابدی شود .خون ساخته شده ارزان قیمت خواهد بود و از لحاظ کارآیی همانند خون معمولی است و بدون در نظر گرفتن گروه خونی قابل تزریق به همه انسانها نیز هست .
نانوماشین های نانوپزشکی به وجود آورنده مرحله جدیدی از تکامل انسانی هستندکه سبب بقاء بشر می شوند .نانو ماشین ها طوری طراحی شده اند که قادر به ساخت اتم ها و در نتیجه درمان بسیاری از بیماریهای مزمن امروزی هستند .
تصلب شرائین یکی از این بیماریهاست .در اثر این بیماری ، کلسترول در دیواره های داخلی رگها رسوب می کند و سبب تنگ شدن رگها می شود .زمانی که شاهرگهای قلب نیز بر اثر این بیماری تنگ شدند، آن گاه خطر احساس می شود .هنگامی که جریان خون محدود می شود، بافتهایی که توسط رگها تغذیه می شوند، خواهند مرد .اولین نشانه های گرفتن رگها در قلب ، بروز آنژین است .اگر بیماری پیشرفته شود، ماهیچه های قلب می میرند و سبب حمله قلبی می شود .بدین منظور نانوماشین هایی طراحی و برنامه ریزی شده اند که قادر به جستجو، یافتن و برطرف کردن رسوبات کلسترول و در نتیجه باز کردن مجدد رگها هستند .با کمک نانو ماشین های ترمیم کننده سلولها، می توان مشکلات مربوط به سلولها و بافتها را برطرف کرد .بدین منظور ماشین های ترمیم کننده سلولها به ابزارها و گیرنده های حسی در ابعاد مولکولی احتیاج دارند .اندازه این ماشین ها با اندازه باکتریها و ویروسها برابر است .ماشین های ترمیم کننده سلولها می توانند در مسیر جریان خون حرکت کنند و همان گونه که ویروس ها داخل سلولها می شوند، به سلولها وارد شوند .نانوماشین ها با تست کردن محتوا و فعالیت سلولها، مشکلات موجود را مشخص می کنند .نانوماشین ها برحسب مشکل تشخیص داده شده ، تعیین می کنند که آیا سلول باید ترمیم شود و یا اینکه از بین برود .برای درمان سرطان نیز از این روش استفاده می شود .در ضمن ، کنترل این نانوماشین ها توسط نانوکامپیوتر صورت می گیرد .
از آنجایی که تمام ناراحتی ها و مشکلات فیزیکی انسان در اثر تغییر آرایش اتمها صورت می پذیرد، ماشین های ترمیم کننده سلولها، اتمها را به محل صحیح خود باز می گردانند و مشکل را برطرف می کنند .با وجود جالب بودن این موضوع ، باید در نظر داشت که برطرف کردن ناراحتی های فیزیکی به تنهایی نمی تواند مشکل اصلی را رفع کند .به عنوان مثال اگر فردی دچار ضربه مغزی شود، بافتهای آسیب دیده او ترمیم می شوند اما اطلاعاتی که در سلولهای مغز ذخیره شده بودند از بین می رود .یکی از مواردی که توسط نانوتکنولوژی قابل درمان نیست مربوط به سلامتی ذهن است .با این وجود برخی از تواناییهای ذهنی از طریق بازیابی سطوح هورمونی و شیمیایی مغز، درمان می شوند .
مشکل کهولت نیزتوسط نانوماشین ها برطرف می شود .ناتوان شدن استخوانها، چروک شدن پوست ، کاهش فعالیت آنزیمها، التیام کند و آهسته زخمها، ضعیف شدن حافظه و تمامی مشکلات ناشی از کهولت در اثر آسیب مولکولها، موجب عدم توازن شیمیایی و تغییر ساختارهای مولکولی می شوند.اگر ماشین های ترمیم کننده سلولها بتوانند سلولها و ساختارهای آسیب دیده را ترمیم کنند، روند کهولت خیلی آرامتر طی خواهد شد .درنتیجه پیشرفت نانوتکنولوژی و نانوپزشکی ، ممکن است میانگین عمر انسان زمانی به صدها تا هزاران سال برسد.
درمان بیماریها با ابزارهای نانوتکنولوژی
با ادغام شرکت های Star pharma و panibo و جذب افراد سرشناسی چون دونالدتومالیا کاشف درخت سان ها ، توسط این شرکت ها امکان انجام تحقیقات گسترده تر بر روی ملکولهای درخت سان فراهم گردید ه است. شرکت Starpharma در نظر دارد تا ا بهره گیری از خواص ویژه درخت سان ها به ابداعات جدیدی در زمینه دارو درمانی و دارورسانی دست یابد. بگفته آنها درخت سان ها اولین نانو ساختارهایی خواهند بود که مانند دارو وارد بدن انسان خواهند شد.
17 سپتامبر 2001- جان‌راف نیز مانند مکانیک ، مهندس یا دانشمند برای کارش به ابزارهای دقیقی نیاز دارد. اما جائیکه دیگران به دنبال آچار، گیج یا پیچ‌گوشتی هستند، دکتر راف و تیم محققش در Starpharma در جستجوی لوله آزمایش هستند.
از سال 1996 آنها در حال پیشرفت بوده‌اند و ابزارهایی مولکولی با ابعاد یک میلیاردم متر(نانومتر) ساخته‌اند. این ابزارها دقیقترین ابزارها و وسایلی هستند که تا به حال توسط بشر ساخته شده است.
این گروه در شرکت Starpharma واقع در ملبورن، با مجهز شدن به این مولکولها، ترکیبات و داروهایی را توسعه داده‌اند، که امیدوارند بیماریهای کشنده مانند ایدز، سرطان، هپاتیتها و قوباء را معالجه و یا از آنها جلوگیری کنند.
هفته گذشته این شرکت گام مهمی برای رسیدن به این هدف برداشت و خبر داد که شرکت تشخیص طبی Panbio Limited به DNL (Dendritic Nanotechnologies Ltd.) پیوسته است- شرکتی که قبلاً توسط Starpharma و دونالد تومالیا (شیمیدان دانشگاه مرکزی میشیگان) یکی از پیشگامان در این زمینه تاسیس شده بود.
دکتر راف می‌گوید، همبستگی باعث تلفیق تخصص پیشگامان سه حوزه علمی در استفاده از درختسان‌ها (dendrimers)، که مولکولهای دست‌ساز بزرگی هستند، میشود. او می‌گوید، دکتر تومالیا و تیم محققش در توسعه ساختارهای درخشان پیشقدم بودند درحالیکه Starpharma دو یا سه سال است که شروع به رقابت در استفاده از درختسان برای داروسازی کرده است.
با کار در سطح اتمی، دانشمندان در DNL درختسان‌هایی می‌سازند،که نزدیک به 1000 اتم دارند و تقریباً بزرگترین مولکولهای جهان هستند. یکی از خصوصیاتی که درختسان‌ها را بی‌نظیر می‌سازد، این است که کاملاً یک شکل ساخته می‌شوند. دکتر‌راف می‌گوید، چیزی که آنها را خیلی مفید ساخته این است که می‌توان رفتارشان را از لحاظ شیمیایی دستکاری کرد. " آنها شبیه مولکولهای معمولی رفتار نمی‌کنند. آنها تقریباً شبیه ساختارهای مکانیکی رفتار می‌کنند و می‌توانیم آنها را وارد کنیم تا آنچه را که ما می‌خواهیم انجام دهند: به کبد بروند، روی سطح سلول بنشینند، یا به درون آن بروند."
دکتر راف می‌گوید، این راهکارها در معالجه پزشکی متحول‌کننده هستند. درختسان‌ها می‌توانند شبیه پروتئینها ساخته شوند و مانند داربست عمل نمایند و چندین عامل مختلف مقابله‌کننده با بیماری را بر روی خود به جاهای مخصوص دارای عفونت حمل کنند.
دکتر را ف می‌گوید شرکت Panbio در مورد شناسایی کاربردهای درختسان‌ها پیشرفت‌هایی کرده است. با تغییر دادن سطح یک درختسان، مواد مختلف را می‌توانیم وادار کنیم به آن بچسبند، که این میتواند باعث دقت خیلی بالایی در تشخیص بیماریها شود. او می‌گوید ، DNL درختسان‌ها را در عرض چندماه خواهد فروخت و Starpharma پس از تصویب اداره مرکزی غذا و داروی ایالات متحده (FDA) آزمایشهای انسانی را از نیمه اول سال بعد شروع خواهد کرد. او می‌گوید :"درخت سان‌ها اولین نانوساختارهایی خواهند بودکه مانند دارو وارد بدن انسان خواهند شد."
در ضمن در کنار تحقیقات آنها، یک مسیر کلیدی پژوهشی هم وجود دارد تا قیمت محصول درختسان را پایین بیاورد 

منبع: 

http://www.daneshema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-1-pid-486.html

نانو ذرات

با گذر از میکروذرات به نانوذرات، با تغییر برخی از خواص فیزیکی روبرو می‌شویم، که دو مورد مهم آنها عبارتند از: افزایش نسبت مساحت سطحی به حجم و ورود اندازه ذره به قلمرو اثرات کوانتومی.
افزایش نسبت مساحت سطحی به حجم که به‌تدریج با کاهش اندازه ذره رخ می‌دهد، باعث غلبه‌یافتن رفتار اتم‌های واقع در سطح ذره به رفتار اتم‌های درونی می‌شود. این پدیده بر خصوصیات ذره در حالت انزوا و بر تعاملات آن با دیگر مواد اثر می‌گذارد. مساحت سطحی زیاد، عاملی کلیدی در کارکرد کاتالیزور‌ها و ساختارهایی همچون الکترودها- یا افزایش کارآیی فناوری‌هایی همچون پیل سوختی و باتری‌ها- می‌باشد. مساحت سطحی زیاد نانوذرات باعث تعاملات زیاد بین مواد مخلوط ‌شده در نانوکامپوزیت‌ها می‌شود و خواص ویژه‌ای همچون افزایش استحکام یا افزایش مقاومت حرارتی یا شیمیایی را موجب می‌شود.
از مکانیک کلاسیک به مکانیک کوانتومی به صورتی ناگهانی‌تر رخ می‌دهد. به محض آن که ذرات به اندازه کافی کوچک شوند، شروع به رفتار مکانیک کوانتومی می‌کنند. خواص نقاط کوانتومی مثالی از این دست است. این نقاط گاهی اتم‌های مصنوعی نامیده می‌شوند؛ چون الکترون‌های آزاد آنها مشابه الکترون‌های محبوس در اتم‌ها، حالات گسسته و مجازی از انرژی را اشغال می‌کنند.
علاوه بر این، کوچک‌تربودن ابعاد نانوذرات از طول موج بحرانی نور، آنها را نامرئی و شفاف می‌نماید. این خاصیت باعث شده است تا نانوذرات برای مصارفی چون بسته‌بندی، مواد آرایشی و روکش‌ها مناسب باشند

با گذر از میکروذرات به نانوذرات، با تغییر برخی از خواص فیزیکی روبرو می‌شویم، که دو مورد مهم آنها عبارتند از: افزایش نسبت مساحت سطحی به حجم و ورود اندازه ذره به قلمرو اثرات کوانتومی.
افزایش نسبت مساحت سطحی به حجم که به‌تدریج با کاهش اندازه ذره رخ می‌دهد، باعث غلبه‌یافتن رفتار اتم‌های واقع در سطح ذره به رفتار اتم‌های درونی می‌شود. این پدیده بر خصوصیات ذره در حالت انزوا و بر تعاملات آن با دیگر مواد اثر می‌گذارد. مساحت سطحی زیاد، عاملی کلیدی در کارکرد کاتالیزور‌ها و ساختارهایی همچون الکترودها- یا افزایش کارآیی فناوری‌هایی همچون پیل سوختی و باتری‌ها- می‌باشد. مساحت سطحی زیاد نانوذرات باعث تعاملات زیاد بین مواد مخلوط ‌شده در نانوکامپوزیت‌ها می‌شود و خواص ویژه‌ای همچون افزایش استحکام یا افزایش مقاومت حرارتی یا شیمیایی را موجب می‌شود.
از مکانیک کلاسیک به مکانیک کوانتومی به صورتی ناگهانی‌تر رخ می‌دهد. به محض آن که ذرات به اندازه کافی کوچک شوند، شروع به رفتار مکانیک کوانتومی می‌کنند. خواص نقاط کوانتومی مثالی از این دست است. این نقاط گاهی اتم‌های مصنوعی نامیده می‌شوند؛ چون الکترون‌های آزاد آنها مشابه الکترون‌های محبوس در اتم‌ها، حالات گسسته و مجازی از انرژی را اشغال می‌کنند.
علاوه بر این، کوچک‌تربودن ابعاد نانوذرات از طول موج بحرانی نور، آنها را نامرئی و شفاف می‌نماید. این خاصیت باعث شده است تا نانوذرات برای مصارفی چون بسته‌بندی، مواد آرایشی و روکش‌ها مناسب باشند.
برخی از خواص نانوذرات با درک افزایش اثر اتم‌های سطحی یا اثرات کوانتومی به‌راحتی قابل پیش‌بینی نیستند. مثلاً اخیراً نشان داده شده است که «نانوکره‌های» به‌خوبی شکل‌یافتة سیلیکون به قطر 40 تا 100 نانومتر، نه‌تنها سخت‌تر از سیلیکون می‌باشند بلکه از نظر سختی بین سافیر و الماس قرار می‌گیرند.
نانوذرات از زمان‌های بسیار دور مورد استفاده قرار می‌گرفتند. شاید اولین استفاده آنها در لعاب‌های چینی سلسله‌های ابتدایی چین بوده است. در یک جام رومی موسوم به جام لیکرگوس از نانوذرات طلا استفاد شده است تا رنگ‌های متفاوتی از جام برحسب نحوة تابش نور (از جلو یا عقب) پدید آید. البته علت چنین اثراتی برای سازندگان آنها ناشناخته بوده است.
کربن بلک مشهورترین مثال از یک ماده نانوذره‌ای است که ده‌ها سال به طور انبوه تولید شده است. حدود 5/1 میلیون تن از این ماده در هر سال تولید می‌شود. البته نانوفناوری راهی برای استفادة آگاهانه و آزادانه از طبیعت نانومقیاس ماده است و کربن بلک‌های مرسوم نمی‌توانند برچسب نانوفناوری را به خود بگیرند. با این حال قابلیت‌های تولید و آنالیز جدید در نانومقیاس و پیشرفت‌های ایجادشده در درک نظری رفتار نانومواد- که قطعاً به معنای نانوفناوری است- می‌تواند به صنعت کربن بلک کمک نماید.
نانوذرات در حال حاضر از طیف وسیعی از مواد ساخته می‌شوند؛ معمول‌ترین آنها نانوذرات سرامیکی می‌باشد، که به بخش سرامیک‌های اکسید فلزی- نظیر اکسید‌های تیتانیوم، روی، آلومینیوم و آهن- نانوذرات سیلیکات که عموماً به شکل ذرات نانومقیاسی خاک رس می‌باشند، تقسیم می‌شوند. طبق تعریف حداقل باید یکی از ابعاد آنها کمتر از 100 نانومتر باشد. نانوذرات سرامیکی فلزی یا اکسید فلزی تمایل به داشتن اندازة یکسانی در هر سه بعد، از دو یا سه نانومتر تا 100 نانومتر، دارند (ممکن است شما انتظار داشته باشید که چنین ذرات کوچکی در هوا معلق بمانند اما درواقع آنها به وسیلة نیروهای الکتروستاتیک به یکدیگر چسبیده و به شکل پودر بسیار ریزی رسوب می‌کنند).
نانوذرات سیلیکاتی که در حال حاضر مورد استفاده قرار می‌گیرند ذراتی با ضخامت تقریباً 1 نانومتر و عرض 100 تا 1000 نانومتر هستند. آنها سال‌ها پیش از این تولید می‌شده‌اند، معمول‌ترین نوع خاک رس که مورد استفاده قرار می‌گیرد مونت‌موریلونیت (Montmorillonite)، یا آلومینوسیلیکات لایه‌ای می‌باشد. نانوذرات می‌توانند با پلیمریزاسیون یا به وسیلة آمیزش ذوبی (اختلاط با یک پلاستیک مذاب) با پلیمرها ترکیب شوند. برای پلاستیک‌های ترموست این یک فرآیند یک‌ طرفه است، چون آنها در اثر حرارت محکم و سفت می‌شوند و نمی‌توانند دوباره ذوب شوند. در عوض ترموپلاستیک‌ها می‌توانند به دفعات در اثر حرارت ذوب شوند.
نانوذرات فلزی خالص می‌توانند بدون اینکه ذوب شوند (تحت نام پخت) در دماهای پائین‌تر از دمای ذوب ذرات بزرگ‌تر، وادار به آمیخته شدن با یک جامد شوند؛ این کار منجر به سهل‌تر شدن فرآیند تولید روکش‌ها و بهبود کیفیت آنها، خصوصاً در کاربردهای الکترونیکی نظیر خازن‌ها، می‌گردد. نانوذرات سرامیکی اکسید فلزی نیز می‌توانند در ایجاد لایه‌های نازک- چه بلوری و چه آمورف- مورد استفاده قرار گیرند.
نانوذرات سرامیکی نیز می‌توانند، مانند نانوذرات فلزی، در دماهای کمتر از دمای همتاهای غیر نانومقیاسی خود به سطوح و مواد توده‌ای تبدیل شوند و هزینة ساخت را کاهش دهند. سیم‌های ابررسانا از نانوذرات سرامیکی ساخته می‌شوند؛ چون در حالی که مواد سرامیکی متعارف بسیار شکننده هستند، مواد سرامیکی نانوذرة Polyhedral Oligomeric Silsesquioxanes ای نسبتاً انعطاف‌پذیرند. یک زمینة بسیار جذاب، استفاده از آنها برای ساخت روکش‌های نانوبلورین است، که در گزارش دیگری مورد بحث قرار می گیرد. مثلاً نیروی دریایی آمریکا هم اکنون از سرامیک‌های نانوبلورین استفاده می کند.
اگر چه نانوذرات سرامیکی اکسید فلزی، فلزی و سیلیکاتی با کاربردهای کنونی و پیش‌بینی شده بخش اعظم نانوذرات را تشکیل می‌دهند، اما نانوذرات بسیار دیگری نیز وجود دارند. ماده‌ای به نام کیتوسان (Chitosan)، که در حالت دهنده‌های مو و کرم‌های پوست مورد استفاده قرار می‌گیرد، از نانوذرات ساخته شده‌ است. این فرآیند در اواخر سال 2001 ثبت شد. این نانوذرات جذب را افزایش می‌دهند.
روش‌های تولید
برای تولید نانوذرات روش‌های بسیار متنوعی وجود دارد. این روش‌ها اساساً به سه گروه تقسیم می‌شوند: چگالش از یک بخار، سنتز شیمیایی و فرآیندهای حالت جامد نظیر آسیاب کردن. پس از تولید می‌توان ذرات را بسته به نوع کاربردشان مثلاً با مواد آب دوست یا آب گریز پوشاند.
چگالش بخار
از این روش برای ایجاد نانوذرات سرامیکی فلزی و اکسید فلزی استفاده می‌شود. این روش شامل تبخیر یک فلز جامد و سپس چگالش سریع آن برای تشکیل خوشه‌های نانومتری است که به صورت پودر ته‌نشین می‌شوند. از روش‌های مختلفی می‌توان برای تبخیر فلز استفاده نمود و تغییر دستگاهی که امکان تبخیر را به وجود می‌آورد، طبیعت و اندازة ذرات را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در هنگام ایجاد نانوذرات فلزی برای جلوگیری از اکسیداسیون از گازهای بی‌اثر استفاده می‌شود، حال آنکه برای تولید نانوذرات سرامیکی اکسیدفلزی از اکسیژن هوا استفاده می‌شود. مهم‌ترین مزیت این روش میزان کمی آلودگی است. در نهایت اندازة ذره با تغییر پارامترهایی نظیر دما و محیط گاز و سرعت تبخیر کنترل می‌شود.
یک روش که شاید در اصل، چگالش بخار نباشد روش سیم انفجاری است که از آن توسطArgonide استفاده می‌کند. به خاطر اینکه سیم فلزی در اثر انفجار به خوشه‌های فلزی تبدیل ‌شود جریان برقی با ولتاژ بالا به آن اعمال می‌شود (مشابه دمیدن با یک مفتول به درون حباب شیشه‌ای مذاب). این کار در یک گاز بی‌اثر انجام می‌شود که سریعاً ‌ذرات را فرو می‌نشاند.
نوع دیگری از روش چگالش بخار، روش تبخیر در خلأ بر روی مایعات روان (Vaccum Evaporation on Running Liquids) است. در این روش از فیلم نازکی از مواد نسبتاً‌ ویسکوز- یک روغن یا پلیمر- در یک استوانة دوار استفاده می‌شود. در این دستگاه، خلأ ایجاد می‌شود و فلز مورد نظر در خلأ ‌تبخیر یا پراکنده می‌شود؛ ذرات معلقی که در مایع تشکیل می‌شوند، می‌توانند به اشکال مختلفی رشد یابند.
توشیبا با استفاده از رسوبدهی شیمیایی بخار (CVD) که عموماً برای تولید فیلم‌های نازک در صنعت مدارات مجتمع به کار می‌رود، روش جدیدی را برای تولید نانوذرات توسعه داده است. هر دو شکل مایع و گاز در یک رآکتور قرار داده می‌شود. برحسب پارامترهای مختلف (مثل نسبت گاز به مایع، نحوة افزایش گاز و مایع،‌ دما و زمان حرارت‌دهی) اشکال مختلفی از ذرات را می‌توان تولید کرد. همسان‌بودن نانوذرات در برخی از کاربردها از اهمیت زیادی برخوردار است؛ مثلاً جهت استفاده از نانوذرات در دیسک‌های ذخیره داده لازم است همه آنها هم‌اندازه باشند. این شرکت فرآیند خود را با اکسید تیتانیوم آزمایش کرده و نانوکره‌هایی با ابعاد nm100-1 پدید آورده است. همچنین با پوشش‌دادن یکی از آنها با چندین ذره، خوشه‌ای از ذرات را ساخته است.
سنتز شیمیایی
عمدتاً استفاده از روش سنتز شیمیایی شامل رشد نانوذرات در یک واسطة مایع، حاوی انواع واکنشگرهاست. روش سل ژل نمونة چنین روشی است. از این روش برای ایجاد نقاط کوانتومی نیز استفاده می‌شود. به طور کلی برای کنترل شکل نهایی ذرات، روش‌های شیمیایی بهتر از روش‌های چگالش بخار هستند. در روش‌های شیمیایی، اندازة نهایی ذره را می‌توان یا با توقف فرآیند در هنگامی که اندازة مطلوب به دست آمد، یا با انتخاب مواد شیمیایی تشکیل‌دهندة ذرات پایدار؛ و یا توقف رشد در یک اندازة ‌خاص، کنترل نمود. این روش‌ها معمولاً‌ کم هزینه و پر حجم هستند، اما آلودگی حاصل از مواد شیمیایی می‌تواند یک مشکل باشد و می‌تواند یکی از استفاده‌های رایج نانوذرات، یعنی پخت آنها برای ایجاد روکش‌های سطحی، را دچار مشکل نماید.
فرآیند‌های حالت جامد
از روش آسیاب یا پودر کردن می‌توان برای ایجاد نانوذرات استفاده نمود. خواص نانوذرات حاصل تحت تأثیر نوع مادة آسیاب‌کننده، زمان آسیاب و محیط اتمسفری آن قرار می‌گیرد. از این روش می‌توان برای تولید نانوذراتی از مواد استفاده نمود که در دو روش قبلی به آسانی تولید نمی‌شوند. آلودگی حاصل از مواد آسیاب‌کننده خود می‌تواند یک مسئله باشد.
پیشرفت‌های روش‌های تولید
هر چه بازار نانوذرات در عرصه فناوری‌های پیشرفته- همچون صنعت کامپیوتر و داروسازی- توسعه می‌یابد، تقاضا برای نانوذرات دارای اندازه و یا شکل تعریف‌شده در مقیاس انبوه و قیمت اندک افزایش می‌یابد. این روند موجب اصلاح مداوم فناوری‌های تولیدی موجود و پیشرفت‌ روش‌های تولیدی نوین می‌گردد.
در دو سال گذشته، محققان شروع به استفاده از سیالات فوق بحرانی (SCFها) به عنوان واسطه رشد نانوذرات فلزی کرده‌اند. فرآیندهای ته‌نشینی با سیالات فوق بحرانی باعث تولید ذراتی با توزیع اندازه باریک می‌گردد. گازها در بالای فشار بحرانی (Pc) و دمای بحرانی (Tc) به سیالات فوق بحرانی تبدیل می‌شوند. SCFها واجد خواصی مابین گاز و مایع می‌باشند. عموماً به دلیل شرایط نسبتاً ملایم CO2 (C31ْ bar, Tc=73Pc=) از آنها استفاده می‌شود. ضمن آنکه مشکلاتی همچون گرانی، سمیت، خورندگی و قابلیت انفجار و احتراق را ندارند. یک راه اصلاح فناوری سیال فوق بحرانی مخلوط‌نمودن عوامل فعال سطحی با محلول آبی یک نمک فلزی در CO2 فوق بحرانی است. این فرآیند به تولید میکروامولسیون‌ها منجر می‌شود که در زمرة نانورآکتورهای بالقوه برای سنتز نانوذرات بسیار همگن به شمار می‌روند.
Sumitomo Electric اخیراً یک فرآیند رسوبدهی الکتریکی‌ای را توسعه داده است که طی آن یون‌های فلزی در یک حلال آبی حل شده، سپس به صورت نانوذرات فلزی احیا می‌شوند. این شرکت مدعی است فرآیند او در مقایسه با راهکارهای رسوبدهی شیمیایی بخار بسیار اقتصادی و به‌صرفه است.
روش‌های تولید نوین دیگری نیز گزارش شده‌اند، که بر استفاده از امواج مایکرویو، مافوق صوت، و تقلید از طبیعت استوارند.
به دلیل قابلیت سیستم‌های طبیعی در خلق نانوساختارهای دارای دقت اتمی، فرآیندهای زیستی شایسته امعان نظرند. برخی از باکتری‌ها می‌توانند نانوذرات مغناطیسی یا نقره‌ای را بسازند. از پروتئین‌های باکتریایی برای رشد مگنتیت در آزمایشگاه استفاده شده است. سلول‌های مخمر می‌توانند نانوذرات سولفید کادمیوم را ایجاد کنند. به‌تازگی محققان هندی قارچی را یافته‌اند که می‌تواند نانوذرات طلا را خلق کند. عده‌ای در آمریکا از پروتئین‌های ویروسی برای خلق نانوذرات نقرة دارای شکل‌های جذاب استفاده کرده‌اند. پیوستگی بین راهکارهای تقلیدگرایانه از طبیعت و سنتز شیمیایی با حلقة میانی ماکرومولکول‌هایی همچون درخت‌سان‌ها تکمیل می‌شود. از این مواد برای ساخت نانوذرات آمورف کربنات کلسیم- یک ماده کلیدی در سیستم‌های زیستی- استفاده شده است.
روکش دهی و اصلاح شیمیایی روکش‌دهی یا اصلاح شیمیایی انواع نانوذرات شیوه‌ای رایج و زمینه‌ای است که نوآوری‌های جدید و ارزشمندی را ارائه می‌دهد.
نانوذرات سیلیکات(سیلیکات‌ها یا اکسید‌های سیلیکون نیز سرامیک هستند) برای به دست آوردن خاصیت آب گریزی بیشتر، باید به صورت شیمیایی اصلاح شوند؛ مثلاً با یون‌های آمونیوم یا مولکول‌های بزرگ‌تر نظیر سیلسزکیوکسان‌های الیگومریک چندوجهی (Polyhedral Oligomeric Silsesquioxanes)، که هم برای روکش‌دهی نانوذرات سیلیکات و هم به عنوان پرکنندة روی خودشان مناسب هستند. POSS حاوی یک هستة معدنی (سیلیکون- اکسیژن) و هشت گروه جانبی مختلف آلی است، که این گروه‌ها نوعاً‌ دارای شعاع 5/1 نانومتر هستند و می‌توانند به آسان‌ترشدن پیوند پلیمرها به یکدیگر کمک کنند و برای پیوند پروتئین آغازگر به زیست‌مواد، نویدبخش باشند. گاهی اوقات POSSها جزء نانوذرات طبقه‌بندی می‌شوند.
فروسیالات، که در اوایل دهة 1960 ساخته شدند، از نانوذراتی مغناطیسی به کوچکی 10 نانومتر استفاده می‌کنند که با یک مادة پایدارکننده همانند گرافیت پوشانده می‌شوند و در حاملی نظیر روغن، آب یا نفت سفید معلق می‌شوند. هر ذره، آهن‌ربای کوچکی است که یک میدان مغناطیسی را به ذرات اعمال و رفتاری غیرمعمولی را در سیال ایجاد می‌کند و اجازة کنترل فشار، ویسکوزیته، هدایت الکتریکی، هدایت گرمایی و ضریب انتقال نور را در سیال می‌دهد. جذب انرژی از محیط به صورت حرارت می‌باشد و لذا این سیالات را می‌توان به عنوان سردساز مورد استفاده قرار داد.

منابع: www.nano.ir & nanoresearch.persianblog.ir

نانو ذرات

با گذر از میکروذرات به نانوذرات، با تغییر برخی از خواص فیزیکی روبرو می‌شویم، که دو مورد مهم آنها عبارتند از: افزایش نسبت مساحت سطحی به حجم و ورود اندازه ذره به قلمرو اثرات کوانتومی.
افزایش نسبت مساحت سطحی به حجم که به‌تدریج با کاهش اندازه ذره رخ می‌دهد، باعث غلبه‌یافتن رفتار اتم‌های واقع در سطح ذره به رفتار اتم‌های درونی می‌شود. این پدیده بر خصوصیات ذره در حالت انزوا و بر تعاملات آن با دیگر مواد اثر می‌گذارد. مساحت سطحی زیاد، عاملی کلیدی در کارکرد کاتالیزور‌ها و ساختارهایی همچون الکترودها- یا افزایش کارآیی فناوری‌هایی همچون پیل سوختی و باتری‌ها- می‌باشد. مساحت سطحی زیاد نانوذرات باعث تعاملات زیاد بین مواد مخلوط ‌شده در نانوکامپوزیت‌ها می‌شود و خواص ویژه‌ای همچون افزایش استحکام یا افزایش مقاومت حرارتی یا شیمیایی را موجب می‌شود.
از مکانیک کلاسیک به مکانیک کوانتومی به صورتی ناگهانی‌تر رخ می‌دهد. به محض آن که ذرات به اندازه کافی کوچک شوند، شروع به رفتار مکانیک کوانتومی می‌کنند. خواص نقاط کوانتومی مثالی از این دست است. این نقاط گاهی اتم‌های مصنوعی نامیده می‌شوند؛ چون الکترون‌های آزاد آنها مشابه الکترون‌های محبوس در اتم‌ها، حالات گسسته و مجازی از انرژی را اشغال می‌کنند.
علاوه بر این، کوچک‌تربودن ابعاد نانوذرات از طول موج بحرانی نور، آنها را نامرئی و شفاف می‌نماید. این خاصیت باعث شده است تا نانوذرات برای مصارفی چون بسته‌بندی، مواد آرایشی و روکش‌ها مناسب باشند

با گذر از میکروذرات به نانوذرات، با تغییر برخی از خواص فیزیکی روبرو می‌شویم، که دو مورد مهم آنها عبارتند از: افزایش نسبت مساحت سطحی به حجم و ورود اندازه ذره به قلمرو اثرات کوانتومی.
افزایش نسبت مساحت سطحی به حجم که به‌تدریج با کاهش اندازه ذره رخ می‌دهد، باعث غلبه‌یافتن رفتار اتم‌های واقع در سطح ذره به رفتار اتم‌های درونی می‌شود. این پدیده بر خصوصیات ذره در حالت انزوا و بر تعاملات آن با دیگر مواد اثر می‌گذارد. مساحت سطحی زیاد، عاملی کلیدی در کارکرد کاتالیزور‌ها و ساختارهایی همچون الکترودها- یا افزایش کارآیی فناوری‌هایی همچون پیل سوختی و باتری‌ها- می‌باشد. مساحت سطحی زیاد نانوذرات باعث تعاملات زیاد بین مواد مخلوط ‌شده در نانوکامپوزیت‌ها می‌شود و خواص ویژه‌ای همچون افزایش استحکام یا افزایش مقاومت حرارتی یا شیمیایی را موجب می‌شود.
از مکانیک کلاسیک به مکانیک کوانتومی به صورتی ناگهانی‌تر رخ می‌دهد. به محض آن که ذرات به اندازه کافی کوچک شوند، شروع به رفتار مکانیک کوانتومی می‌کنند. خواص نقاط کوانتومی مثالی از این دست است. این نقاط گاهی اتم‌های مصنوعی نامیده می‌شوند؛ چون الکترون‌های آزاد آنها مشابه الکترون‌های محبوس در اتم‌ها، حالات گسسته و مجازی از انرژی را اشغال می‌کنند.
علاوه بر این، کوچک‌تربودن ابعاد نانوذرات از طول موج بحرانی نور، آنها را نامرئی و شفاف می‌نماید. این خاصیت باعث شده است تا نانوذرات برای مصارفی چون بسته‌بندی، مواد آرایشی و روکش‌ها مناسب باشند.
برخی از خواص نانوذرات با درک افزایش اثر اتم‌های سطحی یا اثرات کوانتومی به‌راحتی قابل پیش‌بینی نیستند. مثلاً اخیراً نشان داده شده است که «نانوکره‌های» به‌خوبی شکل‌یافتة سیلیکون به قطر 40 تا 100 نانومتر، نه‌تنها سخت‌تر از سیلیکون می‌باشند بلکه از نظر سختی بین سافیر و الماس قرار می‌گیرند.
نانوذرات از زمان‌های بسیار دور مورد استفاده قرار می‌گرفتند. شاید اولین استفاده آنها در لعاب‌های چینی سلسله‌های ابتدایی چین بوده است. در یک جام رومی موسوم به جام لیکرگوس از نانوذرات طلا استفاد شده است تا رنگ‌های متفاوتی از جام برحسب نحوة تابش نور (از جلو یا عقب) پدید آید. البته علت چنین اثراتی برای سازندگان آنها ناشناخته بوده است.
کربن بلک مشهورترین مثال از یک ماده نانوذره‌ای است که ده‌ها سال به طور انبوه تولید شده است. حدود 5/1 میلیون تن از این ماده در هر سال تولید می‌شود. البته نانوفناوری راهی برای استفادة آگاهانه و آزادانه از طبیعت نانومقیاس ماده است و کربن بلک‌های مرسوم نمی‌توانند برچسب نانوفناوری را به خود بگیرند. با این حال قابلیت‌های تولید و آنالیز جدید در نانومقیاس و پیشرفت‌های ایجادشده در درک نظری رفتار نانومواد- که قطعاً به معنای نانوفناوری است- می‌تواند به صنعت کربن بلک کمک نماید.
نانوذرات در حال حاضر از طیف وسیعی از مواد ساخته می‌شوند؛ معمول‌ترین آنها نانوذرات سرامیکی می‌باشد، که به بخش سرامیک‌های اکسید فلزی- نظیر اکسید‌های تیتانیوم، روی، آلومینیوم و آهن- نانوذرات سیلیکات که عموماً به شکل ذرات نانومقیاسی خاک رس می‌باشند، تقسیم می‌شوند. طبق تعریف حداقل باید یکی از ابعاد آنها کمتر از 100 نانومتر باشد. نانوذرات سرامیکی فلزی یا اکسید فلزی تمایل به داشتن اندازة یکسانی در هر سه بعد، از دو یا سه نانومتر تا 100 نانومتر، دارند (ممکن است شما انتظار داشته باشید که چنین ذرات کوچکی در هوا معلق بمانند اما درواقع آنها به وسیلة نیروهای الکتروستاتیک به یکدیگر چسبیده و به شکل پودر بسیار ریزی رسوب می‌کنند).
نانوذرات سیلیکاتی که در حال حاضر مورد استفاده قرار می‌گیرند ذراتی با ضخامت تقریباً 1 نانومتر و عرض 100 تا 1000 نانومتر هستند. آنها سال‌ها پیش از این تولید می‌شده‌اند، معمول‌ترین نوع خاک رس که مورد استفاده قرار می‌گیرد مونت‌موریلونیت (Montmorillonite)، یا آلومینوسیلیکات لایه‌ای می‌باشد. نانوذرات می‌توانند با پلیمریزاسیون یا به وسیلة آمیزش ذوبی (اختلاط با یک پلاستیک مذاب) با پلیمرها ترکیب شوند. برای پلاستیک‌های ترموست این یک فرآیند یک‌ طرفه است، چون آنها در اثر حرارت محکم و سفت می‌شوند و نمی‌توانند دوباره ذوب شوند. در عوض ترموپلاستیک‌ها می‌توانند به دفعات در اثر حرارت ذوب شوند.
نانوذرات فلزی خالص می‌توانند بدون اینکه ذوب شوند (تحت نام پخت) در دماهای پائین‌تر از دمای ذوب ذرات بزرگ‌تر، وادار به آمیخته شدن با یک جامد شوند؛ این کار منجر به سهل‌تر شدن فرآیند تولید روکش‌ها و بهبود کیفیت آنها، خصوصاً در کاربردهای الکترونیکی نظیر خازن‌ها، می‌گردد. نانوذرات سرامیکی اکسید فلزی نیز می‌توانند در ایجاد لایه‌های نازک- چه بلوری و چه آمورف- مورد استفاده قرار گیرند.
نانوذرات سرامیکی نیز می‌توانند، مانند نانوذرات فلزی، در دماهای کمتر از دمای همتاهای غیر نانومقیاسی خود به سطوح و مواد توده‌ای تبدیل شوند و هزینة ساخت را کاهش دهند. سیم‌های ابررسانا از نانوذرات سرامیکی ساخته می‌شوند؛ چون در حالی که مواد سرامیکی متعارف بسیار شکننده هستند، مواد سرامیکی نانوذرة Polyhedral Oligomeric Silsesquioxanes ای نسبتاً انعطاف‌پذیرند. یک زمینة بسیار جذاب، استفاده از آنها برای ساخت روکش‌های نانوبلورین است، که در گزارش دیگری مورد بحث قرار می گیرد. مثلاً نیروی دریایی آمریکا هم اکنون از سرامیک‌های نانوبلورین استفاده می کند.
اگر چه نانوذرات سرامیکی اکسید فلزی، فلزی و سیلیکاتی با کاربردهای کنونی و پیش‌بینی شده بخش اعظم نانوذرات را تشکیل می‌دهند، اما نانوذرات بسیار دیگری نیز وجود دارند. ماده‌ای به نام کیتوسان (Chitosan)، که در حالت دهنده‌های مو و کرم‌های پوست مورد استفاده قرار می‌گیرد، از نانوذرات ساخته شده‌ است. این فرآیند در اواخر سال 2001 ثبت شد. این نانوذرات جذب را افزایش می‌دهند.
روش‌های تولید
برای تولید نانوذرات روش‌های بسیار متنوعی وجود دارد. این روش‌ها اساساً به سه گروه تقسیم می‌شوند: چگالش از یک بخار، سنتز شیمیایی و فرآیندهای حالت جامد نظیر آسیاب کردن. پس از تولید می‌توان ذرات را بسته به نوع کاربردشان مثلاً با مواد آب دوست یا آب گریز پوشاند.
چگالش بخار
از این روش برای ایجاد نانوذرات سرامیکی فلزی و اکسید فلزی استفاده می‌شود. این روش شامل تبخیر یک فلز جامد و سپس چگالش سریع آن برای تشکیل خوشه‌های نانومتری است که به صورت پودر ته‌نشین می‌شوند. از روش‌های مختلفی می‌توان برای تبخیر فلز استفاده نمود و تغییر دستگاهی که امکان تبخیر را به وجود می‌آورد، طبیعت و اندازة ذرات را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در هنگام ایجاد نانوذرات فلزی برای جلوگیری از اکسیداسیون از گازهای بی‌اثر استفاده می‌شود، حال آنکه برای تولید نانوذرات سرامیکی اکسیدفلزی از اکسیژن هوا استفاده می‌شود. مهم‌ترین مزیت این روش میزان کمی آلودگی است. در نهایت اندازة ذره با تغییر پارامترهایی نظیر دما و محیط گاز و سرعت تبخیر کنترل می‌شود.
یک روش که شاید در اصل، چگالش بخار نباشد روش سیم انفجاری است که از آن توسطArgonide استفاده می‌کند. به خاطر اینکه سیم فلزی در اثر انفجار به خوشه‌های فلزی تبدیل ‌شود جریان برقی با ولتاژ بالا به آن اعمال می‌شود (مشابه دمیدن با یک مفتول به درون حباب شیشه‌ای مذاب). این کار در یک گاز بی‌اثر انجام می‌شود که سریعاً ‌ذرات را فرو می‌نشاند.
نوع دیگری از روش چگالش بخار، روش تبخیر در خلأ بر روی مایعات روان (Vaccum Evaporation on Running Liquids) است. در این روش از فیلم نازکی از مواد نسبتاً‌ ویسکوز- یک روغن یا پلیمر- در یک استوانة دوار استفاده می‌شود. در این دستگاه، خلأ ایجاد می‌شود و فلز مورد نظر در خلأ ‌تبخیر یا پراکنده می‌شود؛ ذرات معلقی که در مایع تشکیل می‌شوند، می‌توانند به اشکال مختلفی رشد یابند.
توشیبا با استفاده از رسوبدهی شیمیایی بخار (CVD) که عموماً برای تولید فیلم‌های نازک در صنعت مدارات مجتمع به کار می‌رود، روش جدیدی را برای تولید نانوذرات توسعه داده است. هر دو شکل مایع و گاز در یک رآکتور قرار داده می‌شود. برحسب پارامترهای مختلف (مثل نسبت گاز به مایع، نحوة افزایش گاز و مایع،‌ دما و زمان حرارت‌دهی) اشکال مختلفی از ذرات را می‌توان تولید کرد. همسان‌بودن نانوذرات در برخی از کاربردها از اهمیت زیادی برخوردار است؛ مثلاً جهت استفاده از نانوذرات در دیسک‌های ذخیره داده لازم است همه آنها هم‌اندازه باشند. این شرکت فرآیند خود را با اکسید تیتانیوم آزمایش کرده و نانوکره‌هایی با ابعاد nm100-1 پدید آورده است. همچنین با پوشش‌دادن یکی از آنها با چندین ذره، خوشه‌ای از ذرات را ساخته است.
سنتز شیمیایی
عمدتاً استفاده از روش سنتز شیمیایی شامل رشد نانوذرات در یک واسطة مایع، حاوی انواع واکنشگرهاست. روش سل ژل نمونة چنین روشی است. از این روش برای ایجاد نقاط کوانتومی نیز استفاده می‌شود. به طور کلی برای کنترل شکل نهایی ذرات، روش‌های شیمیایی بهتر از روش‌های چگالش بخار هستند. در روش‌های شیمیایی، اندازة نهایی ذره را می‌توان یا با توقف فرآیند در هنگامی که اندازة مطلوب به دست آمد، یا با انتخاب مواد شیمیایی تشکیل‌دهندة ذرات پایدار؛ و یا توقف رشد در یک اندازة ‌خاص، کنترل نمود. این روش‌ها معمولاً‌ کم هزینه و پر حجم هستند، اما آلودگی حاصل از مواد شیمیایی می‌تواند یک مشکل باشد و می‌تواند یکی از استفاده‌های رایج نانوذرات، یعنی پخت آنها برای ایجاد روکش‌های سطحی، را دچار مشکل نماید.
فرآیند‌های حالت جامد
از روش آسیاب یا پودر کردن می‌توان برای ایجاد نانوذرات استفاده نمود. خواص نانوذرات حاصل تحت تأثیر نوع مادة آسیاب‌کننده، زمان آسیاب و محیط اتمسفری آن قرار می‌گیرد. از این روش می‌توان برای تولید نانوذراتی از مواد استفاده نمود که در دو روش قبلی به آسانی تولید نمی‌شوند. آلودگی حاصل از مواد آسیاب‌کننده خود می‌تواند یک مسئله باشد.
پیشرفت‌های روش‌های تولید
هر چه بازار نانوذرات در عرصه فناوری‌های پیشرفته- همچون صنعت کامپیوتر و داروسازی- توسعه می‌یابد، تقاضا برای نانوذرات دارای اندازه و یا شکل تعریف‌شده در مقیاس انبوه و قیمت اندک افزایش می‌یابد. این روند موجب اصلاح مداوم فناوری‌های تولیدی موجود و پیشرفت‌ روش‌های تولیدی نوین می‌گردد.
در دو سال گذشته، محققان شروع به استفاده از سیالات فوق بحرانی (SCFها) به عنوان واسطه رشد نانوذرات فلزی کرده‌اند. فرآیندهای ته‌نشینی با سیالات فوق بحرانی باعث تولید ذراتی با توزیع اندازه باریک می‌گردد. گازها در بالای فشار بحرانی (Pc) و دمای بحرانی (Tc) به سیالات فوق بحرانی تبدیل می‌شوند. SCFها واجد خواصی مابین گاز و مایع می‌باشند. عموماً به دلیل شرایط نسبتاً ملایم CO2 (C31ْ bar, Tc=73Pc=) از آنها استفاده می‌شود. ضمن آنکه مشکلاتی همچون گرانی، سمیت، خورندگی و قابلیت انفجار و احتراق را ندارند. یک راه اصلاح فناوری سیال فوق بحرانی مخلوط‌نمودن عوامل فعال سطحی با محلول آبی یک نمک فلزی در CO2 فوق بحرانی است. این فرآیند به تولید میکروامولسیون‌ها منجر می‌شود که در زمرة نانورآکتورهای بالقوه برای سنتز نانوذرات بسیار همگن به شمار می‌روند.
Sumitomo Electric اخیراً یک فرآیند رسوبدهی الکتریکی‌ای را توسعه داده است که طی آن یون‌های فلزی در یک حلال آبی حل شده، سپس به صورت نانوذرات فلزی احیا می‌شوند. این شرکت مدعی است فرآیند او در مقایسه با راهکارهای رسوبدهی شیمیایی بخار بسیار اقتصادی و به‌صرفه است.
روش‌های تولید نوین دیگری نیز گزارش شده‌اند، که بر استفاده از امواج مایکرویو، مافوق صوت، و تقلید از طبیعت استوارند.
به دلیل قابلیت سیستم‌های طبیعی در خلق نانوساختارهای دارای دقت اتمی، فرآیندهای زیستی شایسته امعان نظرند. برخی از باکتری‌ها می‌توانند نانوذرات مغناطیسی یا نقره‌ای را بسازند. از پروتئین‌های باکتریایی برای رشد مگنتیت در آزمایشگاه استفاده شده است. سلول‌های مخمر می‌توانند نانوذرات سولفید کادمیوم را ایجاد کنند. به‌تازگی محققان هندی قارچی را یافته‌اند که می‌تواند نانوذرات طلا را خلق کند. عده‌ای در آمریکا از پروتئین‌های ویروسی برای خلق نانوذرات نقرة دارای شکل‌های جذاب استفاده کرده‌اند. پیوستگی بین راهکارهای تقلیدگرایانه از طبیعت و سنتز شیمیایی با حلقة میانی ماکرومولکول‌هایی همچون درخت‌سان‌ها تکمیل می‌شود. از این مواد برای ساخت نانوذرات آمورف کربنات کلسیم- یک ماده کلیدی در سیستم‌های زیستی- استفاده شده است.
روکش دهی و اصلاح شیمیایی روکش‌دهی یا اصلاح شیمیایی انواع نانوذرات شیوه‌ای رایج و زمینه‌ای است که نوآوری‌های جدید و ارزشمندی را ارائه می‌دهد.
نانوذرات سیلیکات(سیلیکات‌ها یا اکسید‌های سیلیکون نیز سرامیک هستند) برای به دست آوردن خاصیت آب گریزی بیشتر، باید به صورت شیمیایی اصلاح شوند؛ مثلاً با یون‌های آمونیوم یا مولکول‌های بزرگ‌تر نظیر سیلسزکیوکسان‌های الیگومریک چندوجهی (Polyhedral Oligomeric Silsesquioxanes)، که هم برای روکش‌دهی نانوذرات سیلیکات و هم به عنوان پرکنندة روی خودشان مناسب هستند. POSS حاوی یک هستة معدنی (سیلیکون- اکسیژن) و هشت گروه جانبی مختلف آلی است، که این گروه‌ها نوعاً‌ دارای شعاع 5/1 نانومتر هستند و می‌توانند به آسان‌ترشدن پیوند پلیمرها به یکدیگر کمک کنند و برای پیوند پروتئین آغازگر به زیست‌مواد، نویدبخش باشند. گاهی اوقات POSSها جزء نانوذرات طبقه‌بندی می‌شوند.
فروسیالات، که در اوایل دهة 1960 ساخته شدند، از نانوذراتی مغناطیسی به کوچکی 10 نانومتر استفاده می‌کنند که با یک مادة پایدارکننده همانند گرافیت پوشانده می‌شوند و در حاملی نظیر روغن، آب یا نفت سفید معلق می‌شوند. هر ذره، آهن‌ربای کوچکی است که یک میدان مغناطیسی را به ذرات اعمال و رفتاری غیرمعمولی را در سیال ایجاد می‌کند و اجازة کنترل فشار، ویسکوزیته، هدایت الکتریکی، هدایت گرمایی و ضریب انتقال نور را در سیال می‌دهد. جذب انرژی از محیط به صورت حرارت می‌باشد و لذا این سیالات را می‌توان به عنوان سردساز مورد استفاده قرار داد.

منابع: www.nano.ir & nanoresearch.persianblog.ir

فناوری نانو، امیدی تازه در امنیت اطلاعات

تاریخ فناوری اطلاعات، با وجود قدمت نه چندان طولانی خود، شاهد پیشرفت‌های خیره‌کننده‌ای بوده که روش‌های ذخیره، پردازش و تبادل اطلاعات را بارها و بارها دگرگون کرده‌اند.
اما به نظر می‌رسد، مسیری که پیشرفت‌های فناوری اطلاعات، برای تولید سیستم‌ها و دستگاه‌های جدید و در نتیجه نرم‌افزارهای متناسب با آنها طی می‌کند، اکنون با وجود سایر دستاوردهای تکنولوژیک مانند فناوری نانو، روندی صحیح و منطقی نباشد.
به مرور، ظرفیت و سرعت رایانه‌ها، رو به افزایش گذاشت و اولین کامپیوتر خانگی (IBM ۵۱۵۰) قادر به ذخیره کردن ۱۶۳۸۴ رقم در حافظه ترانزیستوری خود شده بود. پیشرفت‌های بیشتر، ریزپردازنده‌های سریع‌تر و ابزار مطمئن‌تری را برای پردازش و ذخیره اطلاعات، به کاربران رایانه معرفی کرد. در سال ۱۹۸۱و با معرفی IBM ۵۱۵۰، چه کسی گمان می‌کرد که بشر، شاهد تحولی چنین عظیم در فناوری اطلاعات و ارتباطات باشد: سیستم‌هایی با پردازنده‌های فوق پیشرفته، دارای سرعت بسیار بیشتر و هزینه بسیار کمتر.
تاریخ فناوری اطلاعات، با وجود قدمت نه چندان طولانی خود، شاهد پیشرفت‌های خیره‌کننده‌ای بوده که روش‌های ذخیره، پردازش و تبادل اطلاعات را بارها و بارها دگرگون کرده‌اند.اما به نظر می‌رسد، مسیری که پیشرفت‌های فناوری اطلاعات، برای تولید سیستم‌ها و دستگاه‌های جدید و در نتیجه نرم‌افزارهای متناسب با آنها طی می‌کند، اکنون با وجود سایر دستاوردهای تکنولوژیک مانند فناوری نانو، روندی صحیح و منطقی نباشد.
به مرور، ظرفیت و سرعت رایانه‌ها، رو به افزایش گذاشت و اولین کامپیوتر خانگی (IBM ۵۱۵۰) قادر به ذخیره کردن ۱۶۳۸۴ رقم در حافظه ترانزیستوری خود شده بود. پیشرفت‌های بیشتر، ریزپردازنده‌های سریع‌تر و ابزار مطمئن‌تری را برای پردازش و ذخیره اطلاعات، به کاربران رایانه معرفی کرد. در سال ۱۹۸۱و با معرفی IBM ۵۱۵۰، چه کسی گمان می‌کرد که بشر، شاهد تحولی چنین عظیم در فناوری اطلاعات و ارتباطات باشد: سیستم‌هایی با پردازنده‌های فوق پیشرفته، دارای سرعت بسیار بیشتر و هزینه بسیار کمتر.
● حجم و پیچیدگی زیاد نرم افزارها
اما به‌راستی دستاورد این همه پیشرفت و فناوری برای بشر چه بوده است؟ سیستم‌های رایانه‌ای و کاربرد آنها با ظهور فناوری‌های جدید و به نسبت پیشرفتی که این فناوری‌ها داشته‌اند، آنقدر که جذاب، زیبا و پر زرق و برق شده‌اند، مؤثر و مفید واقع نشده‌اند.
به جرات می‌توان گفت که اکثر کاربران فعال رایانه قادر به استفاده از ۸۰ درصد قابلیت‌های برنامه Word نیستند! اکنون برنامه‌ها و نرم‌افزارهای رایانه‌ای، بسیار پیچیده‌تر و پرحجم‌تر نوشته می‌شوند، در بیشتر اوقات تنها به این دلیل که سیستم‌های سخت‌افزاری مورد استفاده آنها، دارای ظرفیت و منابع کافی برای پردازش این نرم‌افزارها هستند.
پیشرفت فناوری در طراحی و ساخت سیستم‌ها و سخت‌افزارهای مدرن، سطح استفاده از منابع و ظرفیت آنها را نیز به طرز چشمگیری افزایش داده است. حافظه، دیسک‌های سخت، پردازشگر، کارت‌های گرافیک و سایر سیستم‌های سخت‌افزاری تنها به اقتضای پیشرفت علم و فناوری، ارتقا یافته و برنامه‌ها و نرم‌افزارهای رایانه‌ای نیز به تبع آنها و به صورت کاملاً غیر ضروری، پیچیده، سنگین و حجیم شده‌اند.
در این شرایط، بسیاری از سیستم‌های قدیمی‌و نیز تجهیزات سخت‌افزاری مربوط به آنها، ناگهان به ابزاری بی‌مصرف و بیهوده تبدیل شده و موجب ایجاد خسارت‌های سنگینی گردیدند. باید پرسید که دستاورد این همه پیشرفت چه خواهد بود و عاقبت کار به کجا خواهد انجامید؟
● راهکار
در دنیایIT همه چیز دیوانه‌وار در حال پیشرفت است. استفاده از فناوری نانو اما، در این یورش بیرحمانه انسان به منابع و ظرفیت‌های مهم طبیعت، می‌تواند گره‌گشا و نجات‌بخش باشد. این نوع فناوری با استفاده اندک از انرژی و منابع آن، اثرات و کاربردهای بسیار مفید و مؤثرتری در زندگی بشر خواهد داشت.
دنیای فناوری اطلاعات و جنبه‌های مختلف آن نیز بی شک از تأثیرات مثبت نانوتکنولوژی بی بهره نخواهد ماند. هم اکنون از این فناوری می‌توان برای کاربردهای بسیار ساده اما در عین حال سریع، دقیق و مؤثر استفاده کرد.
NanoScan، فناوری جدیدی است که با توجهی خاص به نانوتکنولوژی پا به دنیای IT و امنیت آن نهاده و قادر است صدها و هزاران کد مخرب فعال در سیستم‌های رایانه‌ای را بدون اشغال بخش زیادی از حافظه و ظرفیت سیستم ردیابی و کشف کند.
با ظهور این فناوری، دنیای امنیت IT، ناچار است که دیر یا زود استفاده از روش‌های سنتی و نرم‌افزارهای پیچیده و حجیم را فراموش کرده و روند ایجاد پیچیدگی‌های غیرضروری و فربه کردن نرم‌افزارهای امنیتی را متوقف سازد.

نویسنده : اسماعیل ذبیحی 
روزنامه همشهری

موج‌ سوم‌ تغییر بنیادی‌ در جهان‌

 

 
بعد از اختراع‌ رایانه‌ و سرعت‌ توسعه‌ مخابرات‌ و ارتباطات‌ بشر نیاز به‌ تغییر جدیدی‌ را درك‌ نمود و آن‌ چیزی‌ جز دسترسی‌ به‌ اطلاعات‌ و دانش‌ نبود. هدف‌ از موج‌ سوم‌، دسترسی‌ به‌ اطلاعات‌ و دانش‌ با استفاده‌ از ابزار فناوری‌ اطلاعات‌ مانند رایانه‌، شبكه‌های‌ متنوع‌ محلی‌ و جهانی‌ و اینترنت‌ به‌ همراه‌ توسعه‌ نرم‌افزارها و سخت‌افزارهای‌ مورد نیاز عصر اطلاعات‌ بوده‌ است‌. عمر موج‌ سوم‌ كه‌ آنرا عصر دانش‌ و بعضا جامعه‌ اطلاعاتی‌ نیز می‌گویند، نزدیك‌ به‌ ۵۰ سال‌ است‌.

● فناوری‌ اطلاعات‌ و ارتباطات‌
فاصله‌ دیجیتالی‌، نمادی‌ از بی‌عدالتی‌ در جهان‌ را به‌ رخ‌ خواهد كشید وزمینه‌ جنگهای‌ ناخواسته‌یی‌ را ممكن‌ است‌ تحمیل‌ كند. برای‌ تشخیص فاصله‌ دیجیتالی‌، ذكر فقط‌ این‌ نكته‌ كافی‌ است‌ كه‌ در حال‌ حاضر، حجم‌ اطلاعاتی‌ كه‌ بین‌ اروپا و امریكا جابجا می‌شود ، حدودا ۱۶۲ گیگا بیت‌ در ثانیه‌ و مجموعه‌ اطلاعات‌ جابجا شده‌ بین‌ خاورمیانه‌ و امریكا ۷ درصد گیگا بیت‌ در ثانیه‌ است‌. همین‌ مثال‌ به‌ تنهایی‌، فاصله‌ دیجیتالی‌ بین‌ اروپا و خاورمیانه‌ را از نظر دسترسی‌ به‌ اطلاعات‌ ۲۳۱ برابر نشان‌ می‌دهد. به‌ عنوان‌ مثالی‌ دیگر، تعداد كاربران‌ اینترنت‌ در كشور ما ۷/۱ میلیون‌ نفر و در كشور كره‌ جنوبی‌ ۲۷ میلیون‌ نفر است‌. تغییرات‌ اساسی‌ در طول‌ تاریخ‌ بشر كه‌ تحت‌ عنوان‌ موج‌ از آنها یاد می‌شود را می‌توان‌ به‌ ۴ دوره‌ یا موج‌ تقسیم‌ بندی‌ كرد.
● موج‌ اول‌: عصر كشاورزی‌
اولین‌ اختراع‌ بشر آتش‌ بوده‌ است‌ كه‌ تقریبا چهار میلیون‌ سال‌ قبل‌ از میلاد حضرت‌ مسیح‌ شناخته‌ شد. ۲۵۰۰ سال‌ بعد بشر موفق‌ به‌ اختراع‌ دوم‌ خود كه‌ ابزار بود شده‌ است‌. فاصله‌ بین‌ دو اختراع‌ نشان‌ از بدوی‌ بودن‌ بشر اولیه‌ دارد بعدها اختراعات‌ جدیدتری‌ به‌ تناوب‌ رشد و تمدن‌ بشر به‌وجود آمد تا اینكه‌ زمینه‌ تغییر اساسی‌ یعنی‌ موج‌ اول‌ فراهم‌ شد و جامعه‌ كشاورزی‌ شكل‌ گرفت‌. جمعیت‌ جهان‌ در سالهای‌ قبل‌ از میلاد حضرت‌ مسیح‌ بسیار كم‌ بود و حتی‌ هزار سال‌ بعد از میلاد آن‌ حضرت‌ به‌ ۳۰۰ میلیون‌ نفر رسید اولین‌ تغییر در جامعه‌ انسانی‌ كه‌ به‌ موج‌ اول‌ یا جامعه‌ كشاورزی‌ یا عصر كشاورزی‌ لقب‌ یافته‌ است‌، قبل‌ از میلاد حضرت‌ مسیح‌ شروع‌ شده‌ و عمری‌ ۲۹۵۰۰ ساله‌یی‌ داشته‌ است‌. هدف‌ از ایجاد این‌ موج‌ حل‌ مشكلات‌ معیشتی‌ و غذایی‌ بشر آن‌ زمان‌ بوده‌ است‌.
● موج‌ دوم‌: عصر صنعت‌
اما بعد از ایجاد موج‌ اول‌ و گذشت‌ تقریبا سه‌ هزاره‌ از آن‌، موج‌ بعدی‌ كه‌ انقلاب‌ صنعتی‌ بود آغاز شد. هدف‌ از موج‌ دوم‌ یعنی‌ عصر صنعت‌ یا انقلاب‌ صنعتی‌ تولید مواد و ابزار كار بوده‌ است‌. در موج‌ اول‌ كه‌ نیروی‌ كار متكی‌ بر بازوان‌ افراد بود، بشر از پس‌ مشكلات‌ بزرگ‌ برنمی‌آمد و نیاز جدیدی‌ در جامعه‌ به‌وجود آمد كه‌ تغییرات‌ اساسی‌ را می‌طلبید عمر موج‌ دوم‌ هم‌ كه‌ دوران‌ موفقی‌ را سپری‌ كرده‌ است‌ به‌ ۵۰۰ سال‌ می‌رسد و دوران‌ آن‌ از نظر تئوری‌ سپری‌ شده‌ است‌. با این‌ وجود متاسفانه‌ بسیاری‌ از كشورهای‌ جهان‌ كه‌ نتوانسته‌اند توسعه‌ موفقی‌ را در طول‌ انقلاب‌ صنعتی‌ بگذرانند هنوز در این‌ عصر صنعتی‌ بسر می‌برند و درگیر رفع‌ مشكلات‌ خود از طریق‌ توسعه‌ و بكارگیری‌ صنعت‌ هستند.
در موج‌ دوم‌ بشر، موفقیتهای‌ شگرفی‌ بدست‌ آورد و اختراعات‌ مهمی‌ در این‌ عصر در خدمت‌ بشر قرار گرفت‌ و باعث‌ شد تا وضعیت‌ آموزش‌، بهداشت‌، اقتصاد و فرهنگ‌ جوامع‌ نسبت‌ به‌ جامعه‌ كشاورزی‌ شكل‌ بهتری‌ بگیرد و توسعه‌ كمی‌ و كیفی‌ خوبی‌ داشته‌ باشد. یكی‌ از تاثیرات‌ مهم‌ این‌ موج‌ افزایش‌ جمعیت‌ جهان‌ همراه‌ با رفاه‌ بیشتر و جلوگیری‌ از مرگ‌ و میر زیاد مردم‌ بوده‌ است‌ كه‌ سابقا در اثر وبا، بیماریهای‌ فراگیر، بلاهای‌ آسمانی‌ و امثال‌ آن‌ جان‌ خود را از دست‌ می‌دادند. اختراعات‌ درصدسال‌ پایانی‌ موج‌ دوم‌ و بخصوص‌ از سال‌ ۱۹۰۰ میلادی‌ به‌ بعد باعث‌ تغییرات‌ وسیعی‌ در مشاغل‌ كشاورزی‌ كه‌ تا آن‌ زمان‌ تقریبا ۹۰ درصد كل‌ مشاغل‌ را شامل‌ می‌شد را چنان‌ تغییر داد كه‌ بعضی‌ از كشورها مانند ایران‌ این‌ تعداد مشاغل‌ كشاورزی‌ به‌ ۱۷درصد و در كشورهای‌ توسعه‌ یافته‌ به‌ ۴ تا ۷ درصد رسیده‌ است‌.
در هر صورت‌ اختراعات‌ مهمی‌ مانند ماشین‌ بخار،راه‌آهن‌، هواپیما، تلفن‌، برق‌، رادیو، تلویزیون‌، پلاستیك‌، ترانزیستور و دهها اختراع‌ دیگر به‌ همراه‌ ایجاد سازمانها و تشكیلات‌ مدنی‌ و موسسات‌ آموزشی‌ بستری‌ فراهم‌ نمود تا انسان‌ بتواند به‌ اهداف‌ موج‌ دوم‌ كه‌ تهیه‌ ابزار كار بود دست‌ پیدا كند و مشكلات‌ موج‌ اول‌ را برطرف‌ نماید. در موج‌ دوم‌ نیازهای‌ جدیدی‌ دیده‌ شد كه‌ دیگر امكان‌ حل‌ آن‌ با دیدگاه‌ قبلی‌ امكانپذیر نبود.
● موج‌ سوم‌:عصر اطلاعات‌
بعد از اختراع‌ رایانه‌ و سرعت‌ توسعه‌ مخابرات‌ و ارتباطات‌ بشر نیاز به‌ تغییر جدیدی‌ را درك‌ نمود و آن‌ چیزی‌ جز دسترسی‌ به‌ اطلاعات‌ و دانش‌ نبود. هدف‌ از موج‌ سوم‌، دسترسی‌ به‌ اطلاعات‌ و دانش‌ با استفاده‌ از ابزار فناوری‌ اطلاعات‌ مانند رایانه‌، شبكه‌های‌ متنوع‌ محلی‌ و جهانی‌ و اینترنت‌ به‌ همراه‌ توسعه‌ نرم‌افزارها و سخت‌افزارهای‌ مورد نیاز عصر اطلاعات‌ بوده‌ است‌. عمر موج‌ سوم‌ كه‌ آنرا عصر دانش‌ و بعضا جامعه‌ اطلاعاتی‌ نیز می‌گویند، نزدیك‌ به‌ ۵۰ سال‌ است‌.
همانطور كه‌ ملاحظه‌ می‌شود، نیاز به‌ تغییرات‌ از مقطعی‌ به‌ مقطع‌ بعدی‌ و از موجی‌ به‌ موج‌ بعدی‌ با هدف‌ بوده‌ است‌ و طول‌ عمر ماندگاری‌ آن‌ بستگی‌ به‌ سرعت‌ رسیدن‌ به‌ اهداف‌ آن‌ موج‌ داشته‌ است‌. به‌ عنوان‌ مثال‌ موج‌ سوم‌ برای‌ آن‌ به‌وجود آمد كه‌ با توسعه‌ صنعت‌ در موج‌ دوم‌، نیاز بود اطلاعات‌ بیشتری‌ از نقطه‌یی‌ به‌ نقطه‌ دیگر منتقل‌ شود و بشر نیاز بیشتری‌ به‌ دانش‌ داشت‌ و لذا تولید، توزیع‌ و استفاده‌ از اطلاعات‌ محور این‌ تغییر قرار گرفته‌ و اینترنت‌ و رایانه‌ برای‌ این‌ خدمت‌ بكار گرفته‌ شدند كه‌ توسعه‌ آنها همچنان‌ به‌ جلو می‌رود.
با توجه‌ به‌ اهمیت‌ و سرعت‌ زیاد توسعه‌ موج‌ سوم‌، بعضی‌ از دانشمندان‌ فكر می‌كردند كه‌ این‌ تغییر اساسی‌ برای‌ سالیانه‌ درازی‌ دوام‌ خواهد داشت‌. اما رشد فوق‌العاده‌ فناوری‌ و حضور فناوریهای‌ جدیدی‌ مانند اینفوتكنولوژی‌ (فناوری‌ اطلاعات)، نانوتكنولوژی‌، بیوتكنولوژی‌، و توانایی‌ بشر در تسلط‌ مطلق‌ براتم‌ باعث‌ شد تا این‌ مرحله‌ با شتاب‌ بیشتری‌ به‌ جلو برود و انتظار جدیدی‌ در حال‌ شكل‌گیری‌ شود. البته‌ برای‌ گذر از موج‌ سوم‌ و رسیدن‌ به‌ موج‌ چهارم‌ مشكلات‌ زیادی‌ وجود دارد كه‌ یكی‌ دیگر از آنها پدیده‌ جدید فاصله‌ دیجیتالی‌ بین‌ كشورهای‌ است‌. این‌ مشكل‌ در جای‌ خود مهم‌ است‌ و درصورت‌ عدم‌ توجه‌ به‌ آن‌ مشكلات‌ بزرگی‌ را برای‌ جهان‌ به‌وجود خواهد آورد و احتمالا از شتاب‌ فوق‌العاده‌ توسعه‌ فناوری‌ اطلاعات‌ خواهد كاست‌. ورشكستگی‌ شركتهای‌ عظیم‌ رایانه‌یی‌ مخابراتی‌ مانند دات‌ كام‌ (COM) یكی‌ از این‌ نشانه‌ها است‌.
موج‌ سوم‌ با آمدن‌ رایانه‌ مطرح‌ شد و بخصوص‌ وقتی‌ رایانه‌های‌ شخصی‌ توانستند درخدمت‌ مردم‌ قرار گیرند، فضای‌ تولید وانتشار اطلاعات‌ و تولید دانش‌ توسعه‌ یافت‌ و شكل‌ جدیدی‌ به‌ خود گرفت‌. بكارگیری‌ رایانه‌ وهمراهی‌ آن‌ با اینترنت‌، تغییرات‌ مهمی‌ درجهان‌ به‌ وجود آورد. كامپیوتردرسال‌ ۱۹۴۸ میلادی‌ اختراع‌ شد و اینترنت‌ در سال‌ ۱۹۶۸ مطرح‌ و در سال‌ ۱۹۷۰ ارتباط‌ ۵ نقطه‌ را برقرار كرد. در سال‌ ۱۹۷۴ پروتكل‌(TCP) معرفی‌ شد و در سال‌ ۱۹۸۴ هزار پایگاه‌ در روی‌ آن‌ ایجاد گردید. در سال‌ ۱۹۸۹ نرم‌افزار وب‌ به‌وجود آمد و ۴ سال‌ بعد نرم‌افزار (Mosaic‌) پا به‌ عرصه‌ تحولات‌ نوین‌ گذاشت‌. در سال‌ ۱۹۹۵، بحث‌ تجارت‌ الكترونیكی‌ مطرح‌ شد و بعد از آن‌ شاهد سرعت‌ رشد فوق‌العاده‌ این‌ صنعت‌ هستیم‌. رشد اینترنت‌ بیشتر از تخیل‌ بشر بوده‌ است‌. زیرا به‌ عنوان‌ مثال‌ در حالی‌ كه‌ در سال‌ ۱۹۷۷ فقط‌ ۱۱۱ پایگاه‌ در اینترنت‌ وجود داشت‌ در سال‌ ۱۹۸۷ این‌ تعداد به‌ ۱۰ هزار پایگاه‌ رسید. این‌ افزایش‌ بصورت‌ نمایی‌ ادامه‌ پیدا كرد بطوری‌ كه‌ در سپتامبر سال‌ ۲۰۰۲ میلادی‌ این‌ تعداد به‌ بیش‌ از ۲۰۰ میلیون‌ پایگاه‌ رسیده‌ است‌.
تعداد كاربران‌ اینترنت‌ نیز بشدت‌ در حال‌ افزایش‌ است‌، بطوری‌ كه‌ از سپتامبر ۲۰۰۱ كه‌ تعداد كاربران‌ ۴۰۷ میلیون‌ بوده‌ تا سپتامبر ۲۰۰۲ این‌ رقم‌ به‌ ۸۴۰ میلیون‌ نفر در ۲۱۸ كشور رسیده‌ است‌. پیش‌بینی‌ می‌شود تا سال‌ ۲۰۰۵، این‌ رقم‌ به‌ حدود ۲ میلیارد نفر برسد و تا سال‌ ۲۰۲۰ بیش‌ از ۸۰ درصد افراد روی‌ كره‌ زمین‌، دسترسی‌ به‌ اینترنت‌ داشته‌ باشند. با بررسی‌ آمارهای‌ فوق‌ نتیجه‌ می‌شود كه‌ سرعت‌ گذر موج‌ سوم‌ بسیار زیاد است‌ و تاخیر در همراه‌ شدن‌ با این‌ پدیده‌ عواقب‌ خطرناكی‌ خواهد داشت‌. لذا اگر مردم‌ كشورما قادر به‌ تهیه‌ رایانه‌ نیستند یا امكان‌ دسترسی‌ برایشان‌ فراهم‌ نیست‌، این‌ مشكل‌ مشكلی‌ ملی‌ است‌ كه‌ باید مسئولان‌ به‌ فكر چاره‌ كار باشند. بقیه‌ كشورهای‌ جهان‌ منتظر ما نخواهند ماند و به‌ جلو می‌روند. و هر روز فاصله‌ دیجیتالی‌ ما با كشورهای‌ پیشرو بیشتر می‌شود. بنابراین‌ باید هرچه‌ زودتر با اطلاع‌ رسانی‌ مناسب‌، برای‌ جبران‌ عقب‌ ماندگی‌ موجود، در این‌ زمینه‌ گامهای‌ بلندی‌ برداشت‌

نقش فناوری اطلاعات در سازمان‌های امروزی


  IT‌فشارهای برون‌سازمانی را کاهش می دهد

در قرن بیست و یکم، اکثر سازمان‌های دولتی و خصوصی فعالیت‌های خود را به صورت اقتصاد دیجیتالی و مبتنی بر استفاده از فناوری‌های دیجیتالی پایه‌ریزی می‌کنند. این نوع اقتصاد تحت عنوان اقتصاد اینترنتی، اقتصاد تحت وب و اقتصاد جدید نیز نامیده می‌شود. در این شکل جدید از اقتصاد زیر‌ساخت‌های دیجیتالی، بسترهای لازم برای همکاری، ارتباط، جست‌وجوی اطلاعات و فعالیت‌های افراد و سازمان‌ها را فراهم می‌کند. این بستر شامل موارد زیر می‌شود:
▪ انجام مبادلات مالی مصرف‌کنندگان و شرکت‌ها به صورت دیجیتالی.
▪ تغییر قالب بسیاری از محصولات مانند کتاب، مجله، برنامه‌های رادیو و تلویزیون، فیلم‌ها، بازی‌های الکترونیکی، لوح‌های موسیقی و نرم افزارهای رایانه‌ای به شکل دیجیتالی.
▪ افزودن قابلیت اتصال کالاهای فیزیکی مانند لوازم خانگی و اتومبیل به رایانه.
در اقتصاد دیجیتالی، فعالان اقصادی به طور فزاینده‌ای کارهای اساسی خود از قبیل خرید و فروش کالا و خدمات و همکاری‌های تجاری را به صورت الکترونیکی انجام می‌دهند.چنین فرآیندی به عنوان تجارت الکترونیکی یا کسب و کار الکترونیکی نامیده می‌شود. همچنین افراد و سازمان‌ها از فناوری دیجیتالی جهت دسترسی به اطلاعات ذخیره شده در مکان‌های جغرافیایی مختلف و برقراری ارتباط و همکاری با یکدیگر استفاده می‌کنند و افراد می‌توانند رایانه‌هایشان را به اینترنت یا اینترانت سازمان‌های خود متصل کنند. علاوه بر آن بسیاری از سازمان‌ها اینترانت خود را به اینترانت شرکای خود متصل کرده‌اند که به این نوع از شبکه‌ها، اکسترانت گفته می‌شود. در گذشته اتصال شبکه‌ها از طریق کابل کشی و سیستم‌های با سیم انجام می‌شد ولی از سال ۲۰۰۰ به بعد اکثر ارتباطات و همکاری‌های از راه دور به کمک سیستم‌های بی‌سیم انجام می‌شود. این مقاله با راهنمایی آقای علیرضا نژاد - استاد دانشگاه جامع علمی‌کاربردی واحد کارآموزان چالوس- توسط فاطمه سادات موسوی ترجمه شده است.
سازمان‌ها در محیطی پر تنش ، غیر قابل پیش‌بینی، پیچیده و به سرعت در حال تغییر برای کسب سود بیشتر، حفظ بازار و به طور کلی بقا و رشد خویش در رقابتند و برای رسیدن به این اهداف باید توانایی واکنش سریع در برابر تهدیدات و فرصت‌های موجود در چنین محیط پویایی را داشته باشند. سازمان‌ها باید عوامل محیطی تاثیرگذار بر فعالیت‌های سازمانی مانند: عوامل اجتماعی، قانونی، اقتصادی، فیزیکی و سیاسی را به خوبی بشناسند چرا که این عوامل می‌توانند موجب فشار بر سازمان شوند. این فشارها به طور کلی به سه دسته فشارهای بازار، فشارهای فناوری و فشارهای اجتماعی طبقه‌بندی می‌شوند.
الف) فشارهای بازار
فشارهای بازار ناشی از اقتصاد جهانی، رقابت شدید، تغییرات طبیعی نیروی کار و قدرت مشتریان است. در ادامه به بررسی هر یک از این عوامل می‌پردازیم:
شبکه‌های ارتباطی از راه دور و پیشرفته مانند اینترنت حرکت به سوی اقتصاد جهانی را تسهیل کرده‌اند. توافق‌نامه‌های منطقه‌ای از قبیل توافق نامه تجارت آزاد آمریکای شمالی (NAFTA بین سه کشور ایالات متحده، کانادا و مکزیک) و ایجاد بازار متحد اروپایی با پول واحد (یورو)، سهم بسزایی در افزایش سطح تجارت جهانی دارد.
هزینه نیروی کار از دیگر فشارهای وارد بر شرکت‌های فعال در بازار جهانی، است.این هزینه در کشورهای مختلف بسیار متفاوت است. در کشورهای توسعه یافته چون مزایای زیادی مانند مراقبت‌های بهداشتی در اختیار کارمندان و کارگران صنایع قرار می‌دهند، نیروی کار گرانتر از کشورهای در حال توسعه است. در نتیجه صنایع وابسته به نیروی کارترجیح می‌دهند فعالیت‌های تولیدی خود را به کشورهایی با هزینه نیروی کار کمتر انتقال دهند.
با متنوع شدن نیروی کار به خصوص در کشورهای توسعه یافته، ائتلاف نیروهای کار سخت‌تر شده است. امروزه تعداد زنان، والدین مجرد، اقلیت‌ها و معلولان که در تمام موقعیت‌ها کار می‌کنند، در حال افزایش است. فناوری اطلاعات ائتلاف نیروی کار متنوع در قالب نیروی کار سنتی را تسهیل کرده و به افراد اجازه کار از راه دور و منزل را فراهم کرده است.
فرهنگ و توقعات مصرف‌کنندگان با افزایش دانش افراد درباره میزان دسترسی و کیفیت محصولات و خدمات افزایش یافته است و مصرف‌کنندگان می‌توانند در اینترنت، اطلاعات دقیقی درباره محصولات و خدمات مشابه یافته و قیمت اجناس رقبای مختلف را با هم مقایسه کنند و کالای مورد نظر خود را با شرکت در حراجی‌های الکترونیکی خریداری کنند. اهمیت مشتریان، سازمان‌ها را وادار به افزایش تلاش‌های خود در جهت جذب و حفظ مشتریان کرده است.
ب) فشارهای فناوری
دومین نوع از فشارهای کسب وکار مربوط به فشارهای فناوری است. نوع‌آوری فناوری، فناوری‌های منسوخ و حجم انبوه اطلاعات، فشارهای اصلی مرتبط با فناوری هستند.
فناوری‌های مورد استفاده به سرعت در حال اصلاح و به روز شدن است و هر روز فناوری‌های جدیدتری به بازار می‌آید و گزینه‌های خدمات تغییر می‌کند و همین امر باعث افزایش کیفیت کالاها می‌شود در نتیجه فناوری‌ها و روش‌های امروزی با گذشت زمان منسوخ می‌شود.
همچنین حجم اطلاعاتی که در اینترنت به صورت رایگان در دسترس است، هر ساله بیش از دو برابر افزایش می‌یابد. اینترنت و سایر شبکه‌های ارتباطی از راه دور حجم عظیمی ‌از اطلاعات را به سمت مدیران سازمان‌ها سوق می‌دهند و مدیران جهت اتخاذ تصمیم درست و موثر باید توانایی دسترسی، هدایت و به کارگیری حجم انبوهی از داده‌ها، اطلاعات و دانش را داشته باشند. فناوری‌های اطلاعات مانند داده‌کاوی (Data mining) می‌توانند مدیران را در تصمیم‌گیری‌ها به صورت کارآمد پشتیبانی کنند.
پ) فشارهای اجتماعی
دسته سوم از فشارهای کسب و کار شامل مسئولیت‌های اجتماعی، قانون‌گرایی و قانون زدایی دولت، صرف هزینه برای برنامه‌های اجتماعی و دغدغه‌های اخلاقی است.
مسائل اجتماعی بر سازمان تاثیر داشته و سازمان برای حل این مسائل باید پول و زمان صرف کند. یکی از مسائل عمده اجتماعی که بر سازمان‌های مدرن تاثیر گذار است شکاف اطلاعاتی بین سازمان‌هایی که دسترسی به اینترنت و شبکه‌های ارتباطی دارند و آنهایی که دسترسی ندارند، است.
قوانین دولتی در امور امنیت، بهداشت، کنترل محیط و ایجاد فرصت‌های بازرگانی برابر، از دیگر فشارهای اجتماعی در کسب و کار است. این قوانین، هزینه‌های تولیدی و ارائه خدمات سازمان‌ها را افزایش می‌دهند و رقابت این سازمان‌ها را با صنایع کشورهای دیگر که چنین محدودیت‌هایی ندارند را سخت‌تر می‌‌کند.
به‌طور کلی استاندارد‌های موجود در زمینه درست یا غلط بودن، جزو مسائل اخلاقی هستند و به طور خاص به استانداردهای درست و غلط در زمینه فعالیت‌های مربوط به پردازش اطلاعات، اخلاق اطلاعاتی گفته می‌شود. اخلاق اطلاعاتی از این رو حائز‌اهمیت است که می‌تواند به روان کارمندان و وجهه سازمان لطمه بزند. کاربرد گسترده IT دغدغه‌های اخلاقی زیادی چون مشاهده نامه‌های الکترونیکی اشخاص و تجاوز به حریم خصوصی میلیون‌ها نفر از مشتریانی که اطلاعاتشان را در پایگاه داده‌های عمومی ‌و خصوصی ذخیره کرده‌اند، به وجود آورده است.
۱) واکنش‌های سازمانی به فشارهای کسب و کار و پشتیبانی فناوری اطلاعات
سازمان‌ها به کمک فناوری اطلاعات از قبیل سیستم‌های استراتژیک، تمرکز بر مشتری، تولید سفارشی و تولید انبوه سفارشی و تجارت الکترونیکی به فشارهای کسب و کار واکنش نشان می‌دهند. در ادامه به شرح مختصری از هر یک از این واکنش‌ها می‌پردازیم:
سیستم‌های استراتژیک به اشکال زیر، سازمان‌ها را حمایت می‌کنند:
- افزایش سهم بازار
- افزایش درآمد
- مذاکره بهتر با تامین‌کنندگان
- جلوگیری از ورود رقبا به بازار فروش سازمان‌ها
تلاش سازمان‌ها برای ارائه خدمات بهتر می‌تواند در جذب و نگهداری مشتریان موثر باشد. فناوری اطلاعات ابزار و فرآیندهای کاری بی‌شماری را جهت حفظ رضایت در مشتریان فراهم کرده است.
تولید سفارشی یکی از استراتژی‌های تولید محصولات و ارائه خدمات مطابق میل و خواسته مشتریان است و دغدغه اصلی صنایع تولیدی و خدماتی چگونگی سفارشی‌سازی کالا با قیمتی معقول و ارزان است. بخشی از راهکار سفارشی‌سازی تولید و سرویس‌دهی تغییر فرآیند صنایع از تولید انبوه به تولید انبوه سفارشی است. در تولید انبوه و تولید انبوه سفارشی حجم بالایی از محصولات یکسان تولید می‌شود با این تفاوت که در تولید انبوه سفارشی برخی از گزینه‌های محصول مطابق خواسته مشتری سفارشی می‌شود.
۲) مزیت رقابتی و سیستم‌های اطلاعات استراتژیک
به استراتژی‌های کسب و کار به منظور رقابت، اهداف، خط مشی‌ها و سیاست‌های مورد نیاز برای رسیدن به اهداف، استراتژی رقابتی گفته می‌شود. سازمان‌ها در خلال استراتژی رقابتی به دنبال مزیت رقابتی و پیشی گرفتن از رقبا در مواردی چون قیمت، کیفیت، سرعت در صنعت هستند. مزیت رقابتی کمک می‌کند شرکت‌ها بتوانند بازار را کنترل کنند و به سود بیشتری دست یابند. مزیت رقابتی در اقتصاد دیجیتالی حتی از اقتصاد سنتی نیز اهمیت بیشتری یافته است. در اکثر حالات، اقتصاد دیجیتالی هسته تجارت، شرکت‌ها و سازمان‌ها را تغییر نداده است. فناوری اطلاعات تسهیلاتی را جهت افزایش موفقیت سازمان در مسیر منابع سنتی مزیت رقابتی مانند قیمت پائین، خدمات مشتری عالی و مدیریت زنجیره تامین بالادستی ارائه داده است. سیستم‌های اطلاعات استراتژیک (SISها) با کمک به سازمان در اجرای اهداف استراتژیک و افزایش بهره‌وری و تولیدات، مزیت رقابتی را فراهم می‌کنند. هر سیستم اطلاعاتی که با افزایش مزیت رقابتی یا کاهش معایب رقابتی سازمان کمک کند، سیستم اطلاعات استراتژیک نام دارد.
۳) مدل نیروهای رقابتی Porter
مدل نیروهای رقابتی پورتر بهترین ساختار شناخته شده برای تحلیل رقابت‌پذیری سازمان‌ها است. شرکت‌ها از این مدل برای توسعه استراتژی‌هایشان جهت افزایش لبه رقابتی خود استفاده می‌کنند. همچنین مدل پورتر نشان می‌دهد چگونه فناوری اطلاعات می‌تواند رقابت پذیری واحدهای اقتصادی را افزایش دهد. مدل پورتر پنج نیروی اصلی را که می‌توانند موقعیت یک واحد اقتصادی را در یک صنعت به خطر بیندازند، معرفی می‌کند. با گذشت حدود یک دهه از تغییر ماهیت رقابت توسط اینترنت، پورتر نتیجه گرفت که به طور کلی فشار اینترنت در حال افزایش شدت رقابت است و تاثیر منفی بر سوددهی شرکت‌ها دارد. این پنج نیرو و راه‌های نفوذ اینترنت به آنها به شرح زیر است:
- تهدید ورود رقبای جدید: برای اکثر واحدهای اقتصادی، اینترنت تهدید ورود رقبای جدید به بازار محصولاتشان را افزایش داده و موانع سنتی ورود به بازار مانند نیاز به عوامل فروش یا نیاز به یک محل فیزیکی برای فروش کالا یا خدمات را برداشته است. امروزه صنایع برای رقابت و فروش کالا و خدمات تنها به وب‌سایت نیاز دارند. اینترنت مرزهای جغرافیایی را برداشته و رقبایی که از نظر جغرافیایی دور هستند را به راحتی قادر به رقابت با واحدهای اقتصادی موجود، کرده است.
- قدرت چانه زنی تامین‌کنندگان: فشار اینترنت بر تامین‌کنندگان پیچیده است. از یک سو خریداران می‌توانند تامین‌کنندگان متفاوت و قیمت‌های رقابتی بیشتری را یافته و قدرت چانه‌زنی تامین‌کنندگان را کاهش دهند و از سوی دیگر شرکت‌ها از اینترنت جهت یکپارچه‌سازی زنجیره تامین استفاده می‌کنند.
- قدرت چانه زنی مشتریان (خریداران): وب سایت‌ها به طور چشمگیری دسترسی خریداران به اطلاعات درباره محصولات و تامین‌کنندگان را افزایش داده‌اند. فناوری‌های اینترنتی به خریداران امکان خرید از تامین‌کنندگان سرتاسر دنیا با صرف هزینه و زمان کمتر می‌دهند و به عبارت دیگر اینترنت قدرت چانه‌زنی مشتریان را افزایش داده است.
- تهدید محصولات یا خدمات جایگزین: جایگزینی، بزرگترین خطر تهدیدکننده صنایع مبتنی بر اطلاعات است. صنایعی چون موسیقی، کتاب، نرم‌افزار که محصولات آن قابلیت جابه‌جایی با اطلاعات دیجیتالی شده دارد، باید به اینترنت به عنوان یک تهدید جدی بنگرد چراکه اینترنت می‌تواند این اطلاعات را به روش مناسب و با هزینه اندک در دسترس عموم قرار دهد.
- رقابت میان بنگاه‌های موجود در صنعت: در معرض دید بودن کاربردهای اینترنت روی وب‌سایت‌ها، سیستم‌های اختصاصی را در حفظ اسرار دچار مشکلات بسیاری کرده است. در نتیجه بین رقبا تفاوت‌های اندکی وجود دارد. به عبارت ساده‌تر، وقتی من سیستم جدید رقبای خود را به صورت برخط می‌بینم، به منظور عقب نماندن از رقابت به سرعت ویژگی‌های سیستم جدید رقیب را به سیستم خود خواهم افزود. سیستم‌های مبتنی بر اینترنت در حال دگرگون کردن رقابت طبیعی و حتی ساختار صنایع هستند.

چگونه شخصيت موفقي داشته باشيم؟    

سلامت رواني يك وضع وحال كاملا" طبيعي است و وسيله رسيدن به آن نيز در دسترس همه ما قرار دارد. ‌به عقيده روانشناسان، اجزاي يك زندگي مؤثر و مثبت و سازنده را مجموعه سنجيده اي از تلاش‌هاي جدي و ‌پيگير ، همراه با انديشه روشن ، شوخ طبعي و اعتماد به خود تشكيل مي دهند. اين مقاله راه‌هاي دستيابي به شور و شادي را ارائه مي دهد و بر ‌مسيري روشن و قابل فهم و منطقي بر مسئوليت و تعهد نسبت به خود و شور زندگي و تمايل به داشتن شخصيت ‌انتخابي خود تكيه دارد .

‌راه‌هاي رسيدن به يك شخصيت سالم و موفق عبارتند از:

‌1-‌ اختيار دار خود باشيد : ‌به پشت سر خودتان نگاه كنيد ، خواهيد ديد كه يك همراه دائمي داريد و چون نام بهتري ندارد او را مرگ خويشتن ‌مي ناميد . شما مي توانيد به ميل خود از اين مهمان بترسيد يا از او به نفع خود بهره گيريد . انتخاب با خودتان است.‌ با وجود مرگ كه مسئله مهمي است و زندگي كه چنين كوتاه است از خود بپرسيد :‌ چرا از اقدام به كارهايي كه واقعاً مي خواهم انجام دهم خودداري مي كنم و چرا غافل از احوال خويشتنم ؟ آيا بايد به دلخواه ديگران زندگي كنم ؟ آيا اهمال و تعلل ورزيدن، بهترين شيوه زندگي كردن است ؟ ‌پاسخ هاي شما مي توانند در اين چند كلمه خلاصه شوند:زندگي كن ، خودت باش ، لذت ببر ، دوست داشته باش. ‌از اين پس اگر خواستيد تصميمي بگيريد و ندانستيد كه آيا بايد اختيار خود را داشته باشيد و انتخاب مطلوب خود را ‌خودتان انجام دهيد يا نه، به اين سوال مهم پاسخ دهيد . "من تا كي مي خواهم مرده وراكد باشم؟" با در نظر ‌داشتن اين دورنماي هميشگي، مي توانيد هم اكنون انتخاب خويش را به عمل آوريد و اضطراب ها ، ترس ها، ‌ترديدها و تقصيرها را براي آنهايي بگذاريد كه تا ابد زنده خواهند ماند!

2-عاشق خود باشيد :‌ عشق به خود براساس پذيرفتن خود، دوست داشتن جسم خود و انتخاب تصوير مثبت تري از خودتان و قبول ‌خويشتن بدون شكايت و ايراد حاصل مي شود. با احساس اينكه شما مهم ، ارزشمند و زيبا و يا چقدر خوب ‌و شايسته هستيد، ديگر نيازي نداريد كه ديگران با انجام خواسته ها و نظريات شما، ارزش شما را تأييد و تقويت ‌نمايند . شما مي توانيد با دوست داشتن خود با كليه احساسات ديگري كه نسبت به خودتان پيدا مي كنيد مبارزه ‌نماييد.

3- ‌ نيازي به تأييد ديگران نيست :‌ نياز به تأييد ديگران يعني اينكه نظر شما نسبت به "من" از "اعتقاد خودم نسبت به خودم" مهم‌تر باشد. اگر تأييد ‌در زندگي شما به صورت يك نياز در آمده باشد بايد براي از بين بردن آن دست به كار شويد. تأييد ديگران هنگامي تبديل به يك نقطه ضعف مي شود كه به جاي اينكه تنها يك ميل و خواسته ‌باشدبه صورت نياز درآيد و اگر اين ميل به صورت نياز درآيد در آن صورت به دليل به دست نياوردنش از پا خواهيد افتاد. بنابراين براي از بين بردن تدريجي "نياز تأييد طلبي" بايد هرچه سريعتر اقدام نمود. ‌

4-‌ احساسات بيهوده تقصير و نگراني:‌ در طول زندگي دو احساس از ديگر احساسات بي ثمرتر است؛ يكي احساس تقصير درباره آنچه واقع شده و ‌گذشته است و ديگري نگراني درباره آنچه ممكن است در آينده واقع شود. اين دو احساس- تقصير و ‌نگراني- لحظات حال را مختل مي كنند. بنابراين براي جلوگيري از اين احساسات بيهوده بايد ياد بگيريد كه در ‌زمان حال زندگي كنيد و اوقات كنوني را با انديشيدن درباره گذشته يا آينده راكد نگذاريد.

5-‌ رهايي از گذشته :‌براي اينكه يك شخصيت سالم و موفق داشته باشيد بايد گذشته را رها كنيد و براي خود شخصيتي قائل شويد كه ‌همين امروز براي خود انتخاب مي كنيد؛ نه آنچه كه قبلاً انتخاب كرده ايد.

6-‌ شكستن سد سنت ها و آيين ها :‌ هيچ قانون و مقرراتي وجود ندارد كه مطلق و هميشه به جا و با معني باشد و يا اينكه بهترين راه را در هر ‌شرايط نشان بدهد. نرمش و انعطاف پذيري فضيلت بسيار بزرگي است ، با اين حال براي شما مشكل است كه ‌قانون بي فايده اي را نقض كنيد. اما اگر مطابقت با اين آيين ها را به صورت افراطي ادامه دهيد ممكن است ‌بيماري عصبي در شما پديد آيد ؛ به ويژه وقتي كه اجراي "سنت ها و آيين ها، " اندوه و افسردگي و اضطراب در ‌پي داشته باشد. در اينجا نقض اين آيين ، صحيح و مناسب است چون باعث مي شود رفتارهاي سالم و سازنده در ‌شما رشد نمايد. ‌

7-‌ دام عدالت :‌اگر قرار بود امور جهان طوري تنظيم شود كه همه چيز منصفانه باشد ، هيچ موجود زنده اي نمي توانست حتي يك ‌روز هم دوام بياورد. پرندگان، مجاز به خوردن كرم‌ها نبودند و خواسته هاي فردي تمامي موجودات مي بايست برآورده شود.شما مي توانيد براي از بين بردن بي عدالتي، با ديگران همكاري كنيد ولي بايد بكوشيد و همچنين تصميم بگيريد كه ‌به خاطر آن دچار اختلالات رواني نگرديد .

8-‌ اهمال و مسامحه كاري را فوراً خاتمه دهيد:‌ سه كلمه اميدواري ها ، آرزوها و شايدها، شبكه حفاظت و حمايت رفتار اهمال كارانه را تشكيل مي دهند. اين ‌انديشه ها در واقع به شخص مسامحه كار شادي و شعف مي بخشد. تمام آرزو كردن ها و اميد داشتن ها اتلاف ‌وقت است. هيچ يك از كاشكي ها هيچ‌وقت به جايي نرسيده است. اينآرزوها، شايدها و اميدواري ها را رها ‌كنيد. آستين ها را بالا بزنيد و كاري را كه در زندگي خود با اهميت تشخيص داده و تصميم به انجامش ‌گرفته ايد ، عملي سازيد . ‌

9-‌ اعلام استقلال رواني :‌ استقلال رواني يعني رهايي كامل از روابط اجباري و رهايي از رفتارهايي كه منشاء وجودي آن ديگران هستند؛ ‌يعني رها شدن از كارهايي كه در صورت نبودن روابط اجباري خاص، تصميم به انجام آنها نمي گرفتيد. مختصر ‌اينكه استقلال رواني يعني به ميل خود زيستن ، خويشتن شدن و انتخاب هر رفتار و كرداري كه دوست داريد. ‌پس براي اينكه شخصيت سالمي داشته باشيد بايد از استقلال رواني برخوردار باشيد و آزادي و استقلال رواني هم مستلزم بي نيازي از ديگران است . مقصود، نخواستن ديگران نيست بلكه احتياج نداشتن به آنهاست . لحظه اي كه ‌نياز داشته باشيد ، آسيب پذير مي شويد و در زندگي چندان پيشرفت نمي كنيد. ‌

10- ‌ وداع با عصبانيت :‌عصبانيت يك خصلت انساني نيست. مجبور نيستيد چيزي را كه هيچ فايده اي به حال يك انسان شاد و سازنده ندارد ‌در وجود خودتان حفظ كنيد .اين يك نقطه ضعف است ، نوعي آنفلوانزاي رواني است كه همانند هر بيماري جسمي، قابليت و توانايي هاي شما را نابود مي كند. پس بايد ياد بگيريد براي اعمال و عقايد ديگران آنچنان قدرتي قائل ‌نشويد كه بتوانند شما را پريشان و آشفته سازند . زماني كه خويشتن را ارزشمند بدانيد و اجازه ندهيد ديگران ‌اختيار شما را در دست گيرند آن زمان ديگر خود را با خشم و عصبانيت در لحظات حال آزار نخواهيد داد و با آن ‌وداع خواهيد كرد. ‌

مغز زنان، مغز مردان

 
 

تاکنون کنجکاوي بسياري در مورد عملکردمغز وجود داشته، اما بايد گفت که کمترين اطلاعات حاصل شده است.

محققان طي اين بررسي‌ها تفاوتهاي شگفت انگيزي بين مغز زنان و مردان يافته اند. براي ساليان سال تصور مي‌شد که تفاوت جنسي در عملکرد مغزي توسط هورمون‌هاي جنسي تستسترون و استروژن کنترل مي‌شود. ولي اکنون دريافته‌اند که بين چهار لوب مغز زنان ومردان از نظر عملکرد، توليد مواد شيميايي و اندازه تفاوت وجود دارد.

تمايل زنان براي همدلي و گيرايي اجتماعي مربوط به بخشي از مغز است که ايستموس يا تنگراه نام دارد. تنگراه باريکه اي از بافت است که دو بخش ـ ‏isthmus‏ ـ بزرگتر اندام را به هم وصل مي‌کند. در مورد اين بخش نيز بايد گفت که ايستموس نيمکره چپ مغز را به نيمکره راست پيوند مي‌دهد. اين بخش در زنان ضخيم‌تر از مردان است و همين ارتباط قوي‌تر بين دو نيمکره مغز مي‌تواند دليل موفقيت زنان در برقراري ارتباط عاطفي از طريق زبان باشد. به طور کلي نيمکره چپ مغز مسئول فعاليت‌هاي منطقي و ظريف و موشکافانه است.

خواندن، نوشتن، تجزيه و تحليل و دانش و مهارت و مديريت علوم برعهده اين بخش است. نيمکره راست مسئول تفکرات خيالي و تصورات و هنر است که در خلق، استنباط، احساس و شوخ طبعي نقش دارد. البته به خاطر نقش کم‌تر آن در چرخه علوم، اين بخش نيمکره کوچکتر يا کمتر شناخته مي‌شد. مسلماً مي‌توان فهميد که ارتباط قوي‌تر بين اين دو نيمکره چه قدر داراي مزيت است. براي مثال نيمکره چپ مغز با توجه به پردازش‌هاي نيمکره راست، بيان بهتري از احساس را ارائه خواهد داد.

در حالي که تصور مي‌شود که مغز مردان از نظر فيزيکي بزرگتر است ـ زيرا اندازه مغز با اندازه بدن مرتبط است ـ بايد گفت که کورتکس (قشر مخ) زنان 15 تا 20 درصد بزرگتر از مردان است. اين بخش از مغز، مسئول عملکردهاي اوليه‌اي مثل سخنراني، حرکت و استنباط و احساس است. ولي در مقابل اين مزيت تکامل يافته مغز زنان، بخش سفيد مغز مردان پاسخگو خواهد بود. به طور کلي بخش سفيد مغز مسئول ارتباطات دروني مغز است. اين بخش، همه آنچه مغز فرا گرفته است را سازماندهي مي‌کند و بايد گفت که هر چه ارتباطات و اتصالات بخش سفيد مغز بيشتر باشد، فرد باهوش‌تر است.

مولفه‌هاي علوم و دانش ـ حافظه، احساس و مهارتها ـ همگي به بخش‌هاي مختلف مغز واگذار شده است و تنها زماني که به طور مؤثر باهم ارتباط برقرار کنند به طرز صحيح و قابل قبول مورد استفاده قرار مي‌گيرند.

يعني هر چه قدر ارتباطات بخش سفيد مغز بيشتر باشد، توانايي سازماندهي، توجه به جزئيات، ارتباطات فضايي و حل مشکلات بيشتر خواهد بود. مردان جوان به صورت روشمند و سيستماتيک فکر مي‌کنند و همين مسأله دال بر توجه آنها به بازي لوگو در کودکي است. يعني تمايل زيادي به فهم سيستم‌هاي هندسي و تجسم کردن دارند و در مردان بالغ توانايي رهيابي و مهندسي از نشانه‌هاي اين قابليت است.

با همه اين اوصاف بايد گفت که تفاوت مغز زنان و مردان نبايد بيش از اندازه مورد تاکيد قرار بگيرد. محققان معتقدند که تفاوت‌هاي عصبي هر فرد بيشتر از تفاوت‌هاي بين زنان ومردان قابل مشاهده و توجه است. براي مثال بايد گفت که تعدادي از بافت‌هاي عصبي در جسم پنبه‌اي مغز هر فرد تا سه برابر مي‌تواند متفاوت باشد. بنابر اين علي‌رغم بعضي از ادعا‌ها نظير اينکه «افراد راست تخيلي و افراد چپ مغز حسابگر هستند» بايد گفت که آنچه ديده شده، خوانده شده و تاکنون کشف شده است، هنوز رمزگشاي دنياي درون هر فرد نيست.

آنا فروید (1895 - 1982)


آنا فروید در سوم دسامبر 1895 در وین (اتریش) به دنیا آمد و در نهم اکتبر 1982 در لندن (انگلستان) درگذشت. معروفیت او بیشتر به خاطر کارهای زیر است:

  • بنیان‌گذار روانکاوی کودکان
  • سازوکارهای دفاعی
  • مشارکت در روان‌شناسی «خود» ( ego psychology )

آنا فروید کوچکترین فرزند در بین 6 فرزند زیگموند فروید معروف است. او به پدرش فوق‌العاده نزدیک بود ولی نزدیکی چندانی به مادرش نداشت و با پنج خواهر و برادرش نیز روابط پرتنشی داشت. او به یک مدرسه خصوصی گذاشته شد ولی بعداً گفت که از مدرسه چیز زیادی نیاموخته است. بخش عمده آموزش آنا از طریق درس‌های پدرش و دوستان و وابستگان او صورت گرفته است.

او پس از دوره دبیرستان به عنوان معلم مدرسه ابتدایی مشغول به کار شد و همزمان شروع به ترجمه برخی از کارهای پدرش به آلمانی کرد. این کار، علاقه او به روان‌شناسی و روانکاوی کودکان را بیشتر کرد. با وجودی که او به شدت تحت تأثیر کارهای پدرش بود امّا هرگز در سایه او زندگی نکرد. کارهای خود او، ایده‌های پدرش را گسترش داد و به ایجاد رشته روانکاوی کودکان انجامید.

او با وجودی که تحصیلات کلاسیک را ادامه نداد امّا کارهایش در زمینه روانکاوی و روان‌شناسی کودکان، او را در رشته روان‌شناسی پرآوازه ساخت. او تجربیات خود در زمینه روانکاوی کودکان را در سال 1923 در وین آغاز کرد و بعدها رئیس انجمن روانکاوی وین شد. در طول مدتی که آنا فروید در وین بود، تأثیر قابل ملاحظه‌ای بر اریکسون  گذاشت و این به نوبه خود باعث توسعه رشته روانکاوی و روان‌شناسی «خود» شد.

آنادر سال 1938 تحت بازجویی گشتاپو قرار گرفت و سپس به همراه پدرش به لندن کوچ کرد. در سال 1941، او با همراهی دوروتی برلینگتون یک مؤسسه پرستاری ایجاد کرد. این مؤسسه هم به کودکان بی‌خانمان سرپناه می‌داد و هم برنامه‌های روانکاوی برای آنان داشت. تجربیات آنا فروید در این مؤسسه پرستاری، الهام‌بخش او در نوشتن سه کتاب شد: «کودکان در زمان جنگ (1942)»، «کودکان بی‌سرپرست (1943)» و «جنگ و کودکان (1943)». آنا فروید پس از تعطیل شدن مؤسسه پرستاری در سال 1945، کلینیک ویژه‌ای را برای روان درمانی کودکان ایجاد کرد و از سال 1952 تا زمان مرگش در سال 1982 مدیر آن بود.

آنا فروید رشته روانکاوی کودکان را به وجود آورد و کارهایش به درک امروزی ما از روان‌شناسی کودکان کمک شایانی کرده است. او همچنین روش‌های مختلفی برای برخورد با کودکان و درمان آنان به وجود آورد. آنا فروید عقیده داشت که عوارض کودکان با بزرگسالان متفاوت است و غالباً به مراحل رشد آنان بستگی دارد. او همچنین توضیحات روشنگری درباره  سازوکارهای دفاعی در کتاب معروف خود به نام «خود و سازوکارهای دفاع» ارائه نموده است.

وسواس فكري چيست؟

 

قبل از پرداختن به مسئله اختلال وسواس فكري ـ عملي، يا به عبارت علمي، اختلال وسواسي ـ جبري، توصيف واژه اضطراب كه در ميان عامه مردم به نوعي شناخته شده است، ضروري است. ضروري از اين نظر كه هر چند اين واژه از ديرباز براي انسان آشنا است، ولي مفهوم عميق‌تر و علمي آن براي توصيف بيماري مزبور مهم به نظر مي‌رسد. اين واژه نزد عموم به مفاهيمي چون نگراني، تشويش، دلهره، دستپاچگي و نظاير آن اطلاق مي‌شود، اما به واقع اين مفهوم عبارت است از يك حالت انگيختگي هيجاني مفرط و غيرقابل كنترل در لحظه وقوع توسط فرد كه داراي يك يا چند علامت عمده جسمي ـ رواني نظير، پريدگي رنگ چهره يا سرخ شدن چهره، احساس گرم‌شدگي يا سردي در اندام خصوصاً دست‌ها، تنگي‌نفس، لرزش لب‌ها يا دست‌ها، احساس پيچش در ناحيه شكم، حالت تهوع و استفراغ، پرش گوشه چشم‌ها و يا پلك‌ها، تندي ضربان قلب، بروز اختلال در ارائه تكلم و علائمي چند از اين دست است.

اما آنچه شرح آن بيان شد، علائمي چند است كه لزوماً تمامي آنها در حالت اضطراب پديد نمي‌آيد. آنچه لازم است در بروز اضطراب مطرح شود اين است كه اضطراب، خود در حالات عميق‌تر، طولاني‌مدت‌‌تر و گسترده‌تر تبديل به شكل‌ها و گونه‌هاي مختلفي مي‌شود كه اصطلاحاً به آنها طبقه اختلال‌هاي اضطرابي گفته مي‌شود. به عبارتي اختلال‌هاي مختلفي پديد مي‌آيند كه ريشه همه آنها به طور مشترك بروز همان اضطراب است و يكي از عمده‌ترين اختلال‌هاي اضطرابي، همان اختلال وسواس جدي است.

تشريح نوع اختلال

در يك عبارت ساده اختلال وسواسي ـ جبري عبارت از وجود حداقل يك فكر اضطرابي در شخص است كه در نهايت به بروز يك رفتار جبري در فرد منجر مي‌شود. فكر و رفتار در شخص، غيرقابل كنترل بوده و شخص ناگزير از تسليم شدن در برابر آنهاست. نمونه شايع آن، فكر ‌آلوده بودن دست‌ها در فرد است كه وي را وادار مي‌سازد به كرّات دست‌هاي خود را بشويد، اما اين اختلال مي‌تواند شكل خفيف‌ترين نيز داشته باشد و آن هم وجود فكر وسواسي است كه كمتر به عمل وسواسي تبديل مي‌شود.

در حالت فكر وسواسي، يك عقيده، يك احساس يا يك انديشه، مزاحم و تكرار شونده است. مثلاً شخصي مدام به اين مسئله اشتغال ذهني دارد كه ممكن است عملي انجام دهد كه به مرگ فرزندش منجر شود يا مدام فكر مرگ مادرش به ذهنش خطور كند. نمونه‌هايي از افكار وسواسي عبارت‌اند از فكر آسيب‌زدن به خود يا ديگران، مرگ نزديكان، مبتلا شدن به يك بيماري لاعلاج، آتش‌سوزي، مسموم‌شدن يا مسموم كردن ديگران. متقابلاً اعمال وسواسي نيز در نوع عميق‌تر اختلال به صورت عملي حاد ظهور پيدا مي‌كند نظير شستن دست‌ها، استحمام مكرر، بررسي ابزار مختلف نظير شير گاز، پنجره‌ها، كمدها و گنجه‌ها، قفل در و...


علل زمينه‌اي بروز اختلال

اين اختلال به طور عمده مي‌تواند به دنبال يك اختلال ديگر در فرد مطرح شود يا اين كه به دنبال ناراحتي و اختلال ديگري پديد آيد كه مقصود، افسردگي است. به عبارتي زمينه آن وجود افسردگي در فرد است كه گاهي به دنبال اين اختلال حادتر مي‌شود، اما در مجموع، عوامل رفتاري زيادي در بروز اختلال مطرح هستند كه به طور عمده بدانها اشاره مي‌شود:

1ـ عوامل زيست‌شناسي نظير عوامل عصبي مغز، عوامل وراثتي و عوامل هورموني

2ـ عوامل رفتاري

3ـ عوامل رواني

ـ اجتماعي

در تشريح كلي عوامل مطرح شده بايد گفت كه وجود فرد يا افرادي مبتلا به اختلال‌هاي خلقي يا اضطرابي در خانواده گروه اول و دوم مي‌تواند زمينه‌اي براي بروز اختلال در فرزندان باشد، اما جداي از اين بُعد، يكي از مهمترين عوامل، وجود عوامل رفتاري است. نقش رفتاري والدين در تربيت اصول رفتاري كودك، در بروز اين اختلال بسيار مؤثر است. به طور طبيعي والدين در تربيت كودك خود نقش مستقيم‌تر و عميق‌تري بازي مي‌كنند.

اين نقش در ابعاد افراطي تسلط‌گرايانه، اجباري و دستوري و طي تكرارهاي مكرر و خصوصاً هنگامي كه كودك را ناگزير از انجام آن مي‌سازند، مي‌تواند زمينه‌ساز بروز اختلال باشد.

براي نمونه در يكي از تحقيقات كه درباره رفتار كودك در سال 1999 ارائه شد، به الگوهاي رفتاري والدين در شكل‌گيري رفتار وسواسي كودكاني اشاره شد كه در آن مبادي آداب بودن والدين، توجه به نكات پيش پا افتاده، تأكيد به انجام دقيق اكثر عملكردها، رعايت نظم، اصول بهداشتي، كنترل روابط، روابط محدود، دقت در رعايت شست‌وشو درحد بسيار افراطي مدنظر بوده است، اما در عوامل رواني ـ اجتماعي به مفاهيمي چند از جمله روانكاوي، يادگيري‌هاي اجتماعي و خود ارزيابي اشاره مي‌شود. به طور خلاصه از ديدگاه روانكاوي در زمينه اختلال به تأ‌كيد و تثبيت رفتارهاي اوليه در دوران رشد كودك اشاره شده است. گفته مي‌شود كه يك مادر كمال‌گرا در كنترل شديد كودك و سپس تربيت او به صورت كمال‌گرايانه مي‌تواند شخصيت وسواسي را پديد آورد. چنانچه توجه دادن كودك به رفتارهاي وسواسي محيط، نظير رعايت اصول اخلاقي در حد بسيار بالا، رعايت اصول ارتباطي، كنترل نظم و سعي او به كامل بودن در حد بسيار ايده‌آل و عواملي چند از اين قبيل كه الگوهاي محيطي فرد را تشكيل مي‌دهند، شخصيت وي را به سوي بروز عوامل وسواسي سوق مي‌دهد. خودارزيابي نيز به دنبال همين رفتارها، مبتني بر اين انديشه مي‌شود كه شخص براي پذيرفته شدن بايد تمامي خصائص مزبور را در حد كمال در خود ايجاد كند و اين تنها عامل پذيرش وي در جمع، والدين و جامعه است كه خود اين ارزيابي به ايجاد شخصيت وسواسي منجر مي‌شود.

عوامل پيشگيري كننده

مهمترين و ساده‌ترين عمل پيشگيري‌كننده، توجه مناسب و معتدل به ايفاي نقش تربيتي براي كودك است. اين كه از ارائه عوامل تربيتي و اعمال فشار شديد به منظور شكل دادن آداب و اصول در رفتار كودك خودداري كرد اما در بزرگسالي پس از بروز افكار وسواسي يا جبري و حتي وسواسي ـ جبري آنچه جهت كنترل و رفع اين مشكل مهم است در چند بخش كوتاه قابل ذكر است. در ابتدا آنچه مهم است شناسايي و ارزيابي مدت افكار وسواسي يا اعمال جبري يا اختلال وسواسي ـ جبري است.

در يك مفهوم كلي اگر هر يك از اين حالات در حدي نيست كه به فعاليت‌هاي فردي و اجتماعي و در مجموع عملكردي فرد آسيبي وارد كند و فرد به فعاليت‌هاي فردي و اجتماعي خود به راحتي ادامه مي‌دهد، اين حالت شكل بسيار خفيفي بوده و با فعاليت‌هايي چند، قابل مقابله است. گاهي اوقات علت‌ها مستقيماً با فكر يا عمل وسواسي در ارتباط نيستند، مثلاً وجود اختلاف بين زن و مرد در مدت‌هاي طولاني و بروز نگراني از طرد‌شدگي در زن توسط همسرش مي‌تواند او را وادار به رفتارهاي وسواسي شديد در نظافت خانه كند يا اين عمل مي‌تواند در توجه بيش از حد به نظافت كودك و خانواده منجر شود. پس از ابتدا يافتن علت يا علل بروز اضطراب و گام برداشتن در جهت آن مي‌تواند مفيد باشد. بيكاري و خالي بودن از فعاليت‌هاي فكري و عملي منناسب در زندگي روزمره مي‌تواند فضاي مناسبي براي بروز افكار وسواسي باشد. به عبارت كلي بايد ديد‌ آيا شخص فعاليت‌هاي هدفمند كوتاه مدت يا بلندمدت در زندگي روزمره خود دارد يا خير و آيا بدانها مي‌پردازد؟

پس بي‌هدفي و غيرفعالي از عوامل زمينه‌ساز براي بروز افكار وسواسي است. وجود فعاليت‌هاي مكرر و تنش‌هاي روزمره بسيار و عدم رفع تنش‌ها و خستگي‌هاي روزمره مي‌تواند به مرور، زمينه‌ساز خستگي رواني باشد. تنهايي و انزوا، نداشتن ارتباط كلامي و فيزيكي با دنياي خارج، پرداختن به فعاليت‌هاي انفرادي در حد زياد، خود به تدريج مي‌تواند اضطراب‌زا و موجد افكار وسواسي باشد. همين امر به نوعي در خصوص اعمال وسواسي صادق است.

يك نكته رفتاري اين كه شخص مبتلا به رفتارهاي وسواسي مي‌تواند رفتارهاي مزبور را در يك دفترچه كوچك يادداشت كند. مثلاً كسي كه در وراسي قفل در وسواس دارد مي‌تواند هنگام خروج از در بلافاصله قفل كردن آن را يادداشت كند و هنگاميكه در مسير حركت خود فكر وسواسي به سراغ وي مي‌آيد، به يادداشت خود مراجعه كند. اين عمل باعث مي‌شود نگراني وي مرتفع و عمل وسواسي كنترل شود، اما هنگامي كه هيچ‌يك از اين توصيه‌ها كارساز نيست و فكر يا عمل وسواسي كماكان وجود دارد و روز به روز نيز شدت مي‌يابد يا در همان حالت باقي مي‌ماند، رجوع به متخصصان روان‌شناسي و مشاوره با آنها در زمينه مشكل مورد نظر ضروري به نظر مي‌رسد. در انتها لازم به ذكر است كه اين اختلال به شكل‌هاي متفاوتي در افراد شايع است كه در شرايط آزاردهنده آن توصيه مي‌شود حتماً به روان‌شناسان مراجعه شود.

مصرف سبزي، ذهن را جوان نگه مي‌دارد

 
 

درباره فوايد انواع سبزي، بسيار شنيده و خوانده‌ايم، اما تحقيقات تازه دانشمندان انستيتو سلامت و تندرستي سالمندان، وابسته به مركز پزشكي دانشگاه راش( Rush ) در شيكاگو نشان داده كه سبزي براي سالمندان مانند دارويي زندگي بخش براي جلوگيري از ابتلا به بيماري‌هاي ذهني و مغزي و جوان نگاه داشتن مغز و ذهن سالمندان است.

دانشمندان مؤسسه سلامت و تندرستي با مطالعات 6 ساله بر روي هزار و 946 مرد و زن سالمند 65 سال و به بالا در شهر شيكاگو و اطراف آن، به اين نتيجه رسيدند كه سالمنداني که روزانه بيش از دو وعده سبزي مصرف كرده‌اند، 40 درصد كمتر از همسال‌هاي خود كه سبزي مصرف نكرده يا كمتر مصرف كرده‌اند، دچار كند ذهني يا ضعف حافظه شده‌اند.

دانشمندان اين مؤسسه، سالمندان را به اين نحو آزمايش كرده كه ابتدا متني را براي آنان خوانده و اندك زماني بعد از آنان خواستند تا برخي مطالب را براي آنان بازگو كنند. دانشمندان همچنين با استفاده از كارت‌هاي مخصوصي كه بر روي آنها شماره‌هايي ثبت شده يا تصويري نمادين روي آنها نقش بسته بود، سالمندان را از نظر ذهن و حافظه مورد آزمايش قراردادند و دريافتند كه مصرف سبزيجات در جوان نگاه داشتن ذهن و حافظه سالمنداني كه اين آزمايش‌ها را نسبتاً با موفقيت پشت سرگذاشته‌اند،‌ نقش بسزايي داشته است. «مارتا كلر موريس»، سرپرست گروه محققان مؤسسه سلامت و تندرستي اعلام کرده كه نتايج به دست آمده، نشان داده است كه سالمنداني كه سبزي زياد مصرف كرده‌اند، از نظر مغزي وحافظه 5 سال جوان‌تر از ديگر شركت كنندگان در اين آزمون بوده‌اند. موريس گفت: سالمنداني كه مصرف سبزي آنان زياد بوده، حتي از نظر جسمي هم نسبت به آن گروه از سالمنداني كه كمتر سبزي مصرف كرده، فعال ترو پويا‌تر بوده‌اند.

مصرف سبزي پر برگ مانند اسفناج و كلم پيچ به دليل اين كه داراي مقدار زيادي ويتأمين ‌اي هستند، در تقويت حافظه و ذهن سالمندان و جلوگيري از مبتلا شدن به آلزايمر نقش بسيار مؤثري دارند. مصرف اين سبزي با روغن‌هايي كه به طور معمول با سالاد مصرف مي‌شوند (مانند روغن زيتون)، تأثير بيشتري در تقويت مغز و حافظه خواهد داشت. چون روغن‌هاي سالاد موجب جذب بيشتر ماده «آنتي اوكسيدانت» خواهد شد.

زندگي واقعي‌

 

روزي حكيمي اعلام كرد به كسي كه بهترين نقاشي زندگي را بكشد، جايزه‌اي بزرگ مي‌دهم. هنرمندان زيادي شروع به كار كردند.

همه نقاشي‌هاي خود را براي حكيم فرستادند. پادشاه به همه نگاه كرد. به دو تا از آنها علاقه‌مند شد. در اولي، درياچه‌اي آرام با كوه‌هاي صاف و بلند بود. بالاي كوه‌ها، آسمان آبي با ابرهاي سفيد داشت.

همه گفتند: <اين بهترين نقاشي زندگي است.> ‌

نقاشي دوم هم كوه بود؛ ولي كوهي ناهموار. در بالاي كوه آسماني تيره و در پايين كوه آبشاري با آب خروشان كشيده شده بود.

وقتي حكيم از نزديك به نقاشي نگاه كرد، ديد، پشت آبشار روي سنگ تَرَك برداشته، بوته‌اي روييده و روي بوته، پرنده‌اي لانه ساخته و روي تخم‌هايش نشسته است.

حكيم نقاشي دوم را انتخاب كرد. همه مخالفت كردند؛ ولي حكيم گفت: زندگي در جايي كه مشكل و سختي ندارد، معنا ندارد.

زندگي واقعي وقتي است كه قلب شما با همه‌ سختي‌ها و مشكلات آرام و مطمئن است.

گريه كنيد تا سالم باشيد!   

‌اگرچه فلسفه عزاداري ايام محرم و عاشورا فراتر از مسئله سلامت و مفاهيم آن است، اما برخي كنش‌هاي انساني و ‌عاطفي نهفته در آن از منظر سلامت نيز قابل تحليل و بررسي است . ‌يكي از مهم‌ترين فعل و انفعالات زيستي و فيزيولوژيكي كه به واسطه آيين‌هاي اين ايام در انسان افزايش مي‌يابد، گريستن و ‌اشك ريختن است. مطالعات مختلف در سرتاسر جهان نشان‌دهنده اين امر است كه گريستن در سلامتي بدن نقشي كليدي ‌داشته و محققان گريه كردن را به عنوان يكي از شيوه‌هاي درماني به افرادي كه به افسردگي دچارند، توصيه مي‌كنند.‌

فوايد گريه كردن:‌

1- هنگامي كه ما دچار استرس هيجاني مي‌شويم، مغز و بدن ما شروع به توليد تركيبات شيميايي و هورمون‌هاي خاصي ‌مي‌كند. گريه كردن كمك مي‌كند تا اين تركيبات شيميايي زائد كه نيازي به آنها نيست از بدن حذف گردند.‌2‌- اشك‌هاي احساسي در واقع مواد سمي كه در پي استرس هيجاني در خون تجمع مي‌يابند را از بدن دفع مي‌كند.‌3‌- اشك‌هاي احساسي سطح منگنز بدن را كاهش مي‌دهند. اين مواد معدني برروي خلق و خو تاثير مستقيم مي‌گذارد. غلظت ‌منگنز اشك احساسي 30 برابر بيشتر از منگنز موجود در سرم خون است.‌4‌- اشك احساسي نسبت به اشك پايه و رفلكس حاوي 24 درصد پروتئين آلبومين بيشتري مي‌باشد.‌5‌- گريه مانند ادرار و تعريق باعث حذف موادسمي و محصولات زائد بدن مي‌شود.‌6‌- گريه يك مكانيسم رايگان، طبيعي و قدرتمند براي كنار آمدن با درد، استرس و اندوه مي‌باشد.‌7‌- هورمون‌هايي كه پس از استرس در بدن انباشته مي‌شوندبه حد سطح سمي رسيده و باعث تضعيف سيستم ايمني بدن و ‌ديگر فرآيندهاي بيولوژيكي مي‌گردند. اشك‌هاي احساسي به عنوان دريچه اطمينان براي قلب عمل مي‌كنند.‌8‌- تركيباتي كه حين استرس در بدن تجمع مي‌يابد با اشك خارج مي‌شوند. همين امر باعث كاهش استرس مي‌گردد. 9- هنگامي كه گريه سركوب مي‌شود، هيجانات رها نمي‌شوند و خصايص شخصيتي مخرب همچون پرخاشگري بروز مي‌كنند.‌10- گريه يك ابزار برقراري ارتباط است؛ يك زبان جهاني براي درخـواسـت كـمك و حمايت اجتماعي.‌11‌- گريه كمك مي‌كند به آزادسازي آندورفين‌ها به جريان خون. آندورفين‌ها تركيبات شيميايي هستند كه باعث بهبود خلق‌‌وخو و تسكين درد مي‌شوند.‌

تفاوت گريه در مردان و زنان

يكي از معيارها و متغيرهايي را كه در تاثير گريستن بايد مورد توجه قرار داد تفاوت جنسيتي است. همه مي‌دانيم كه معمولا ‌زنان بيش از مردان گريه مي‌كنند، تحقيقات و بررسي هاي علمي نيز اين را نشان داده كـه زنـان 4 تـا 5 بـرابـر بـيـشـتـر از مـردان گـريه مي‌كنند. اما علت چيست؟دختران و پسران تا قبل از بلوغ به يك ميزان گريه مي‌كنند، زيرا ترشح هورمون پرولاكتين كه باعث تحريك توليد اشك ‌مي‌شود به يك ميزان در هر دو جنس توليد مي شود.‌ پس از بلوغ، ميزان ترشح پرولاكتين كه در توليد و تناوب گريه موثر است در زنان 60 درصد بيشتر از مردان مي شود.‌غدد اشكي مردان از لحاظ ساختاري متفاوت و كوچك‌تر از غدد اشكي زنان مي باشد. شايد يكي از دلايل بيشتر گريه كردن ‌زنان نيزهمين مسئله باشد. يكي ديگر از علل بيشتر گريه كردن زنان، باورهاي فرهنگي مي‌باشد و اجتماع گريه كردن زنان را بيشتر مورد پذيرش قرار ‌مي‌دهد. مردان آرام، بدون صدا و با اندكي اشك گريه مي‌كنند، به‌طوري كه معمولا كاسه چشمان آنها از اشك پر مي شود، اما ‌به ندرت اشك به گونه ها سرازير مي‌گردد.‌اما زنان معمولا پر سرو صدا و با اشك هاي فراوان گريه مي‌كنند.‌

امروز با حافظ

 

آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند

آيا بود كه گوشه چشمي به ما كنند

در دم نهفته به ز طبيبان مدعي

باشد كه از خزانه غيبم دوا كنند

معشوق چون نقاب ز رخ در نمي‌كشد

هركس حكايتي به تصور چرا كنند

چون حسن عاقبت نه به رندي و زاهديست

آن به كه كار خود به عنايت رها كنند

بي‌معرفت مباش كه در من يزيد عشق

اهل نظر معامله با آشنا كنند

حالي درون پرده بسي فتنه مي‌رود

تا آن زمان كه پرده بر افتد چه‌ها كنند

گر سنگ از اين حديث بنالد عجب‌مدار

صاحب دلان حكايت دل خوش ادا كنند

مي‌خور كه صد گناه ز اغيار در حجاب

بهتر ز طاعتي كه به روي و ريا كنند

پيراهني كه آيد از او بوي يوسفم

ترسم برادران غيورش قبا كنند

بگذر به كوي ميكده تا زمره حضور

اوقات خود ز بهر تو صرف دعا كنند

پنهان ز حاسدان به خودم خوان كه منعمان

خير نهان براي رضاي خدا كنند

حافظ دوام وصل ميسر نمي‌شود

شاهان كم التفات به حال گدا كنند

طاق بستان

  

محوطه تاريخي طاق بستان در دامنه كوهي به همين نام و در كنار چشمه اي در شمالشرقي حاشيه كنوني شهر كرمانشاه واقع شده است. در اين محوطه آثاري از دوره ساساني وجود دارد كه شامل سنگ نگاره اردشير دوم و دو ايوان كوچك و بزرگ است .ايوان كوچك در سمت چپ سنگ نگاره اردشير دوم و ايوان بزرگ در سمت راست ايوانكوچك قرار دارد. سياحان، مورخين و جغرافي نويسان دوره اسلامي ضمن توصيف سنگنگاره هاي طاق بستان، از اين محوطه با نام هاي متفاوتي ياد كرده اند. به‌طوري‌كه ابن فقيه و ابن رسته اين مكان را "شبديز" و ياقوت آن را "قصر شيرين" ناميده است.همچنين حمدالله مستوفي آنجا را "طاق وسطام" و عده اي ديگر آن را "طاق بهستون "، "طاق بيستون" و " تخت بستان " ناميده اند. اهالي محل نيز محوطه را با نام "طاق وسان" و "طاق بسان"مي شناسند، زيرا سان در لفظ محلي به معني سنگ است و بهاين ترتيب طاق وسان يعني طاقي كه در سنگ كنده شده است. امروزه نيز در اكثرمحافل ايران شناسي از اين مكان با نام طاق بستان ياد مي شود. سنگ نگارهاردشير دوم: در سمت راست ايوان كوچك، سنگ نگاره اي وجود دارد كه صحنه تاجستاني اردشير دوم نهمين شاه ساساني را نشان مي دهد. در اين صحنه شاه ساسانيبه حالت ايستاده با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ در مركز صحنه نقش شده كهدست چپ را بر روي قبضه شمشير گذاشته و با دست راست حلقه روبان داري را از اهورا مي گيرد. ايوان كوچك: اين ايوان به صورت فضاي مستطيل شكلي به عرض 96/5 متر و عمق 80/3 متر و ارتفاع 30/5 متر است. در دو طرف ورودي اين ايوان دو جرزچهار گوش و بر بالاي اين جرزها اتاقي با قرص نيم دايره اي قرار گرفته كه 10سانتي متر از سطح داخلي جرزها عقب‌تر رفته است. ديوار انتهاي اين ايوان به دوبخش تقسيم شده است. در داخل اين طاقچه پيكره هاي شاپور سوم، همراه با كتيبههايي به خط پهلوي و به زبان ميانه حجاري كرده اند. ايوان بزرگ: مهمترين اثردر طاق بستان، ايوان بزرگ است كه از نظر معماري اطلاعات بيشتري را در اختيارما قرار مي دهد. اين ايوان به شكل فضاي مستطيلي به عرض 85/7 متر و عمق 65/7متر است كه ارتفاع آن 90/11 متر مي باشد. در دو طرف ورودي اين ايوان دو جرزسمت راست 41/1 متر و جرز سمت چپ 46/1 متر است. بر روي اين جرز ها طاقي با قوسنعل اسبي كه 24 سانتي متر از سطح داخلي جرزها عقب تر رفته رفي را ايجاد كردهاست. ارتفاع اين طاق از كف ايوان تا لبه قوس در قسمت جلو 80/8 متر و در قسمتعقب ايوان 25/9 متر است. قوس طاق در قسمت جلو ايوان بازتر از قوس انتهايايوان است. به طوري‌كه در قسمت جلو به شكل نيم دايره اي بوده ولي در قسمت عقببه شكل نيم بيضي است. بر روي لبه بام ايوان هفت جان پناه چهار پله اي با زاويه قائم وجود دارد كه ارتفاع هر كدام از آنها 129 سانتي متر است. درانتهاي ايوان سكويي به طول 40/7 متر و عرض 80 تا 90 سانتي متر و بلندي 17سانتي متر وجود دارد. بر روياين سكو و در دو طرف انتهايي اين ايوان، دو نيمستون حجاري شده است. اين نيم ستون ها فاقد پايه ستون بوده و مركب از ساقهستون و سر ستون مي باشند كه در مجموع ارتفاع هر كدام از آنها 4 متر و قطرآنها 22 سانتي متر است. ساقه هر كدام از اين نيم ستون ها به شكل استوانه‌اي بوده و به وسيله شيارهاي قاشقي تزئين شده است.سر ستون اين نيم ستون ها بهشكل هرم مربع القاعده معكوسي است كه تقليدي از سر ستون هاي بيزانسي مي باشد. ‌

 

قلعه يزد گرد‌    

 مجموعه بناهاي يادماني قلعه يزد گرد در 18 كيلومتري سه راهي ريجاببه سر پلذهاب قرار دارد. اين مجموعه با وسعت تقريبي 40كيلومتر مربع از سمت شمالغرب با پرتگاه تندي به جلگه ذهاب و از طرف شمال شرقي به صخره هاي پلكاني "دالاهو" محدود مي شود. بر اساس اولين تحقيقات و كاوش‌هايباستان شناسي در اينمنطقه و بر طبق گچبري هاي مكشوفه از بناي معروف به"" گچ گمبد" زمان ساخت اينمجموعه به دوره ساساني نسبت داده مي‌شد، اما كاوش هاي بعدي در اين منطقه نشانداد بسياري از مجموعه بناهاي اين محوطه متعلق به اواخر دوره اشكاني است. اين مجموعه شامل چند محوطه است؛ ديوارگچي: خطي از استحكامات به طول 5/2كيلومتر و عرض 2تا 4متر است و از لاشه سنگ به همراه ملات گچ ساخته شده است. سرتا سر نماي خارجي اين ديوار با مجموعه اي از برج هاي نيم دايره اي شكل تقويت شده است. آشپزخانه: در انتهاي پايين ديوار مجموعه اي ازاستحكامات قرار دارد و به احتمال زياد محل استقرار سربازان بوده است. دروازه: دو برج منفرد در ابتداي ديوار دفاعي قرار گرفته است . اين مكان دروازه خوانده مي شود. جاي دار: در حال حاضر اين محوطه بين باغ‌هاي روستاي زرده قرار دارد.آثار بر جاي مانده در اين محوطه نوعي استحكامات دفاعي با ديوارها و برج هاي تعبيه شده در آن را نشان مي دهد. اين بنا احتمالا تركيبي از دژ قلعه براي كل محوطه بوده است. قلعه يزدگرد: اين بنا در يكي از بلندترين ارتفاعات قرار دارد. اطراف اين قلعه را حصاري با برج هاي نيم دايره اي شكل احاطه كرده است. قطر اين برج ها بين 2 تا 6 متر است و با فاصله 6 تا 16 متر از يكديگر قرار گرفته اند. گچ گمبد: اين محوطه كه به نام "ميدان" نيز شناخته مي‌شود داراي وسعت تقريبي 800 در 400 متر است.اطراف اين مجموعه را حصاري با برج هاي نيم دايره اي شكل در بر گرفته است. در قسمت جنوبي آن پرديس و در قسمت شمالي آن كاخي به چشم مي خورد . قلعه داور: اين بنا در داخل روستاي "بان گمبد" قرار دارد. كاوش هاي باستان شناسي نشان داده است كه اين بنا آتشكده اي از دوره ساساني بوده كه در اوايل اسلام با الحاق فضاهايي به آن ، تبديل به كارگاه شيشه گري شده است.

 

معرفی رشته روان شناسی

رشته‌اي كاملاً كاربردي و البته منزوي و متاسفانه به باور بعضي‌ غير ضروري! زندگي يعني نحوه درك و فهم ما از محيط و عكس‌العمل و رفتار ما در برابر آن.
روانشناس به بررسي نحوه ادراك محيط توسط موجود زنده از محيط خود و چگونگي رفتار ما در شرايط خاص مي پردازد.گرچه موجود زنده شامل غير انسان نيز مي‌شود ولي هدف اصلي اين رشته بررسي وضعيت انسان است.
شايد باورتان نشود كه اين رشته مي تواند در تبلور خلاقيت‌ها و استعدادهاي دانش‌آموزان و در چرخه توليد اقتصادي پدران ما نقشي به مراتب مهم‌تر از رشته‌هاي تخصصي ايفا كند. اهميت علم روان شناسي ناشي از هميشگي بودن عملكرد ما انسان هاست. چون ما هميشه نيازمند آن هستيم كه افكار و تحليل ها و رفتارهاي خود و ديگران را بشناسيم و براي بهتر شدن و اصلاح امور حركت كنيم .
ضريب دروس تاريخ و جغرافي 3 و روان‌شناسي ، فلسفه ، منطق ، رياضي ، اقتصاد و فارسي 2 مي‌باشد.

 دانشجويان فارغ التحصيل رشته کارشناسي روانشناسي جهت تدريس در مدارس يا فعاليت در مراکز مشاوره و مراکز فرهنگي بخش ها و ادارات مختلف مي توانند مشغول کار شوند به مرور زمان مسير اشتغال به کار کساني که روان شناسي خوانده اند بهتر شده است .
دانشجويان فعال در اين رشته و کساني که ادامه به تحصيل مي دهند مي توانند در بخش هاي مختلف وزارتخانه ها، خانه هاي فرهنگ، مدارس غيرانتفاعي، مراکز مطالعات خانواده، مراکز خيريه مشغول کار شوند.

چرخه یادگیری

یادگیری ما را نمی توان با مقیاسی مانند عقربه سوخت ماشین اندازه گیری کرد که از خالی تا پر تغییر می‌‌کند. ما با مرور دوباره آنچه که قبلا آموخته ایم و بازاندیشی در افکار وطرحهایمان برای یادگیری در آینده ، یاد می‌‌گیریم. وهمیشه چیزهای بیشتری برای آموختن وجود دارد.
معروف ترین چرخه یادگیری "چرخه کولب" است که چهار مرحله را برای یادگیری شناسایی کرده است:

تجربه

عمل


تفکر

مفهوم ساختن

این مدل نشان می‌‌دهد که ما چگونه از طریق تجربه و از مقایسه تجربه خودمان با دیگران یاد می‌‌گیریم که چگونه تجربه هایمان را تحلیل کنیم و برای کارهای جدیدی برنامه ریزی کنیم. اگر تمام فازهای این چرخه را طی کنیم "یادگیری تجربی" ، چنانکه به این اسم مشهور است، به تجربه اندک ما محدود نمی شود.

سبک های یادگیری
همه ما به یک روش یاد نمی گیریم. ما گرایش داریم روش هایی را که با آنها راحت تر هستیم انتخاب کنبم و بقیه روشها را کنار بگذاریم. این نکته مهم است که ما از سلیقه مان در مورد سبک های یادگیری باخبر باشیم تا بتوانیم:

• از روش های یادگیری مان استفاده کنیم که با آموزش خاصی که فرا می‌‌گیریم، سازگار باشد.
• یادگیری مان را در روش های ضعیف تر بهبود بخشیم.

نکته مهم آن است که بدانیم " سبک های یادگیری" خصوصیات فردی افراد نیستند و ما همه در شرایط متفاوت سبک های متفاوتی را به کار می‌‌گیریم. هر چند، معمولا ما یک یا دو سبک را بر بقیه ترجیح می‌‌دهیم. به گفته هانری و مامفورد (1986) برای اینکه چرخه یادگیری (چرخه کولب را نگاه کنید) را کاملا طی کنیم، باید هر چهار سبک یادگیری را در پیش گرفت. ضعف یا قبول نکردن هر کدام از این سبک های یادگیری ، فرآیند یادگیری را دچار مانع می‌‌کند.

فعالیت گرا شما به جای اینکه به دفترچه راهنما مراجعه کنید با انجام دادن هرکاری، آن را یاد می‌‌گیرید. دوست دارید خود را دربیشترین تجربه‌ها و فعالیتهای ممکن غرق کنید. اغلب دوست دارید در گروه کار کنید تا بتوانید ایده های بیشتری بدهید و امتحان کنید. نقطه قوت شما پذیرش فکری و شور وشوق شماست.
اهل فکر

شما عقب می‌‌ایستید و مشاهده می‌‌کنید؛ چون دوست دارید قبل ازتصمیم گیری درباره پیشروی، تا آنجا که می‌‌توانید اطلاعات جمع کنید. به جای یک باره پریدن در وسط ماجرا، ترجیح می‌‌دهید تصویر بزرگ تری به دست بیاورید که شامل تجارب و دیدگاه های آدم های دیگر باشد. نقطه قوت شما جمع آوری اطلاعات با دقت زیاد و تحلیل آنها برای رسیدن به نتیجه است.

نظریه پرداز شما می‌‌خواهید تمام مشاهداتتان را با قالب نظریه‌ها و چهارچوبها تطبیق دهید تا بتوانید ببیند چگونه یک مشاهده به مشاهده های دیگر ربط پیدا می‌‌کند. شما سعی می‌‌کنید با پرسیدن این سوال که "چطور جور در می‌‌آید؟" آمو خته های جدید را با نظریه‌ها و چهارچوب خودتان سازگارکنید. نقطه قوت شما این است که در تلاش برای حل یک مسئله، از ربط بین قسمت های مختلف برای داشتن یک رویکرد قدم به قدم استفاده می‌‌کنید.
پراگماتیست شما همیشه دنبال ایده های جدید هستید تا آنها را به عمل درآورید. معیار اصلی شما برای قضاوت در مورد یک نظریه، نتیجه عملی ناشی از آن است. نقطه قوت شما هم این است که می‌‌توانید با اعتماد به نفس ایده جدیدی را مطرح کنید و به مرحله عمل در آورید.

وضعیت های یادگیری
وقتی دانش آموزان در حال کسب مهارت یا دانش جدیدی هستند، اندیشیدن به "وضعیت یادگیری" شان یعنی میزان توانایی و آگاهی شان ازآن سودمند است. اگر یادگیرنده از نیاز خود آگاه نباشد، نمی تواند از پیش نهادهای کمک استفاده کند. دابین چهار وضعیت برای یادگیری پیش نهاد می‌‌کند:

خودآگاه

ناخودآگاه

از نیاز به یادگیری یک مهارت یا دانش جدید:

کار آمد

در مهارت یا دانش مورد نظر

کارآمد خودآگاه

کارآمد ناخودآگاه

ناکارآمد

ناکارآمد آگاه

ناکارآمد ناخودآگاه

یادگیرنده اغلب در حالیکه نسبت به نیازها و ضعفهای آموزشی خود در وضعیت ناکارآمد خودآگاه است، شروع به یادگیری می‌‌کند . متاسفانه خیلی از ما در مرحله ناکارآمد ناخودآگاه (آن کس که نداند و نداند که نداند!) هستیم. فهمیدن این وضعیتها برای هدایت یادگیرندگان به وضعیت مطلوب کارآمد ناخودآگاه ، مثلا درراندن یک ماشین، بسیار ضروری است.

انگیزه برای تحصیل در سطوح عالی تر
انگیزه یادگیرنده نقش مهمی در فرآیند یادگیری بازی می‌‌کند. مقدار انگیزه ما به این بستگی دارد که چه کسی هستیم، چه چیز می‌‌خواهیم یاد بگیریم و شرایطی که در آن یاد می‌‌گیریم چیست. بررسی هایی که تایلور (1983) روی دانشجویان دانشگاه اپن انجام داد نشان داده است که در تحصیلات عالی چهار رویکرد عمده در انگیزش دانش آموزان وجود دارد. هر کدام از این رویکردها ( ونه خصوصیات فردی!) را می‌‌توان به به دو زیر گروه علاقه درونی به فرآیند یادگیری و علاقه بیرونی به یادگیری به عنوان وسیله ای برای رسیدن به یک هدف تقسیم کرد. این چهار رویکرد را می‌‌توان به صورت زیر خلاصه کرد:

رویکرد

هدف

علاقه

نگرانی های دانش آموز

شغلی آموزش درونی

آیا این یاد گیری به شغل انتخابیم مربوط می‌‌شود؟

مدرک گرفتن

بیرونی

آیا رشته ام برای کارفرماها شناخته شده و معتبراست؟

آموزشی

علاقه ذهنی

درونی

آیا برنامه درسی ام جالب است؟ آیا کلاس‌ها انگیزه ام را تقویت می‌‌کنند؟

پیشرفت تحصیلی

بیرونی

آیا نمراتم نشان می‌‌دهد که پیشرفت خوبی داشته ام؟

شخصی

رشد و اصلاح شخصی

درونی

آیا من با چالش مواجه می‌‌شوم و آیا تجربه ام زیاد می‌‌شود؟

جبران کمبود یا فرصت قبلی

بیرونی

بازخوردم چقدر خوب است؟ آیا این درس را می‌‌گذرانم؟

اجتماعی خوش گذراندن بیرونی

آیا امکانات ورزشی و فرهنگی خوبی موجود هست؟

انگیزه اجتماعی برای یادگیری نیازی بیرونی است و بنابراین تقسیم بندی درونی ندارد

دیدگاه های ما نسبت به یادگیری
اینکه ما یادگیری مان را چگونه شروع می‌‌کنیم به دانش و مهارت های قبلی، انگیزه ما برای یادگیری، روش یادگیری و شرایط آموزشی محیط یادگیری مان بستگی دارد. اما اساسی تر از اینها، چگونگی شروع یادگیری در وهله اول، به اینکه چه تصوری از آموزش داریم مربوط می‌‌شود. مارتون و سالجو (1997) دو رویکرد یادگیری عمیق و سطحی راشناسایی کرده اند که اساسا در تصوری که ازمعنی آموزش دارند با هم متفاوتند. "یادگیری عمیق" رویکرد مطلوب آموزش عالی است. "یادگیری سطحی" در پیوند با حفظ کردن فرمول‌ها و معلومات بدیهی است. باید دو نکته را در رویکرد به آموزش ، مورد توجه قرار داد. اولا، آدم های متفاوتی که رویکردهای یادگیری متفاوت دارند، سر کلاس یک درس واحد می‌‌نشینند. دوم اینکه یک شخص واحد بر حسب زمان یا چیزی که می‌‌گیرد، رویکرد متفاوتی را اتخاذ می‌‌کند.

یادگیری عمیق
یادگیری عمیق، متضاد یادگیری سطحی و رویکرد مطلوب آموزش عالی است. کسانی که رویکرد عمیق به یادگیری دارند مطالب جدید را با ربط دادن آنها به دانسته های قبلی شان یاد می‌‌گیرند. بعضی اوقات به این رویکرد، "یادگیری کل نگر" گفته می‌‌شود، چون این نوع یادگیری با داشتن فهم و دیدگاه واحدی نسبت به جهان مرتبط است. کسی که رویکرد عمیق دارد به جای اینکه واقعیات را از هم جدا کند همواره در حال این سوال است که " چطور جور درمی آید؟ بحث بر سر چیست؟ آیا توضیح دیگری وجود ندارد؟" در این یادگیری ارزش یابی به جای بازتولید صرف درسها، درگیر شدنی فعالانه با اندیشه هاست.
یادگیری سطحی
یادگیری سطحی گردآوری معلومات بی ربط به هم مانند اسم آدم‌ها و مکان‌ها و تاریخ وقایع است. این رویکرد، یادگیری را چیزی می‌‌بیند که می‌‌توان آن را با عقربه سوخت اندازه گیری کرد؛ که از خالی شروع می‌‌شود و باید تا پرشدن پیش برود. این رویکرد به "یادگیری اتمیستی " شهرت دارد چون وقتی ما به طور سطحی یاد می‌‌گیریم، میزان دانسته هایمان را به شکل یک توده می‌‌بینیم نه به صورت کیف پولی که می‌‌توان آن را روی هم گذاشت و پس انداز کرد. وقتی زمان ارزشیابی این یادگیری برسد به تکنیکهای " مرور" و رویه هایی معمولی مثل حفظ کردن نیاز پیدا می‌‌کنیم. مشکل اصلی یادگیری سطحی هم وقتی بروز می‌‌کند که مجموعه اطلاعاتی که با آنها سرو کار داریم، بسیار گسترده شود.
یادگیری استراتژیک
یادگیری استراتژیک بر تکنیکهای یادگیری تاکید دارد. در این رویکرد دانش آموزان یادداشت های خود را سازماندهی می‌‌کنند و سعی می‌‌کنند معیارهای درس را پیش بینی و جوابهایشان را به آنچه معلم می‌‌خواهد، نزدیکتر کنند. "رویکرد استراتژیک" تلاشی منطقی در جهت ایجاد تعادل بین میزان تلاش برای یادگرفتن یک درس و نمره آن است. مدیریت زمان و منابع از مسایل اصلی این روش است.

سه رویکرد به آموزش را می‌‌توان به صورت زیر خلاصه کرد:

رویکرد

هدف از فعالیت

ویژگی های رویکرد

با هدف:

رویکرد عمیق تبدیل کردن درگیری فعال با ایده های جدید.
ربط دادن دانسته های قبلی به آموخته های جدید
پیدا کردن منطق و شاهد در بحث ها
درک معنی اندیشه ها
رویکرد سطحی باز تولید کردن دانش را مجموعه از واقعیتهای بی ارتباط دانستن
حفظ کردن اسم ها، تاریخ‌ها و فرآیندها
استرس!
کسب دانش ومهارت های لازم
رویکرد استراتژیک

سازمان دهی کردن

روشن کردن خواسته های درس
مدیریت خوب منابع و بار کاری
یادگرفتن آنچه معلم‌ها می‌‌خواهند
رسیدن به بالاترین نمره ممکن ازای مقدار تلاش معین

باز هم تاکید می‌‌کنیم که مهم است درک کنیم که اینها "خصوصیات فردی" نیستند. ما بر حسب شرایط رویکردهای مختلفی را به کار می‌‌گیریم. چالش موسسات آموزشی این است که اهداف و محتوای آموزش و سبک های تدریس و انواع ارزشیابی را طوری طراحی کنند که آموزش عمیق را آسان سازد.

افسردگي در زنان

 

در تمامي جوامع دنيا، زنان بيش از مردان دچار افسردگي مي شوند. اين اختلاف مي تواند ناشي از عوامل گوناگون زيستي، روان شناختي، محيطي، فرهنگي و يا ترکيبي از آنها باشد. به لحاظ زيستي اين اختلاف ممکن است به علت مصرف داروهاي رژيمي، آرام بخش ها، قرص هاي ضد بارداري، مصرف دخانيات و الکل باشد که ميزان ترشح انتقال دهنده هاي عصبي را مختل مي کند. از طرف ديگر، زنان ممکن است به دليل تداخل عمل هورمون هاي جنسي بدن شان مستعد ابتلا به افسردگي باشند. به لحاظ روان شناختي نيز اين احتمال وجود دارد که زنان تمايل بيشتري دارند که مشکلات خود را بپذيرند و درصدد درمان آنها برآيند. به لحاظ فرهنگي و اجتماعي نيز زنان بيشتر از مردان مي کوشند تا ارتباط خود را با ديگران توسعه دهند و حفظ کنند، اما در فرهنگي که به استقلال و خودکفايي بها مي دهد، تمايل به دلبستگي نوعي ضعف تلقي مي شود و همين امر، يعني ناهماهنگي بين رفتارهاي زنان و ارزش هاي فرهنگي منجر به کاهش عزت نفس و حس ارزشمندي در زنان مي شود. در برخي موارد نيز اين طور به نظر مي رسد که زنان بيش از مردان علايم و شکايات خود را از افسردگي بيان مي کنند و يا آنکه مردان در برابر مشکل افسردگي خود بيشتر مقاومت مي کنند و راه حل هاي ديگري غير از مراجعه به پزشک براي درمان خود برمي گزينند. به لحاظ محيطي نيز، زنان بيش از مردان در معرض انواع استرس ها و اضطراب هايي قرار مي گيرند که تاثير خود را بر سيستم عصبي آنان و هورمون هاي بدن شان مي گذارد. تجربه هاي روزمره نيز مي توانند همچون شوک ها و فشارهاي عصبي مولد استرس باشند و موجب ابتلاي افسردگي بيشتر در زنان- نسبت به مردان- شوند.

چند تدبیر برای سلامت اتاق فکر 

  [ فصلنامه تفکر متعالی]

 
اتاق فکر یکی از واژه‌هایی است که این روزها بسیار آن را می‌شنویم و در بسیاری از سازمان‌ها، اقدامات متعددی برای ایجاد آن انجام شده است. اما از آن جایی که جذب شدن به یک موضوع، آن هم بدون شناخت کافی، موجب از دست دادن هوشیاری خواهد شد،‌ لازم است درباره خطراتی که اتاق فکر را تهدید می‌کند، آگاهی خود را بالا ببریم. وارد شدن به یک کار بدون توجه به آفت‌های آن، از مصادیق بارز بی‌فکری است. اتاق فکر هم بالاخره یک اتاق است و هر اتاقی در برابر نوعی زلزله، فرو ریختنی است. زلزله‌های مخربی که باعث فروپاشی اتاق‌های فکر می‌شوند عبارتند از:
۱) از دست دادن استقلال و قدرت آزاداندیشی (مثلاً به دلیل وابستگی مالی)
اتاق فکر یکی از ابزارهای آفرینندگی برای حل مسئله و توسعه خلاقیت در هر سازمان (نسبتاً بزرگی) است. مکانی است برای اندیشیدن به یک مسئله یا موضوع؛ بدون حضور عواملی که مانع آزاداندیشی و یا محدودیت می‌شوند مانند ملاحضات سیاسی یا اعمال قدرت مدیران ارشد.
فلسفه شکل‌گیری اتاق‌های فکر ایجاب می‌کند که این مراکز به دور از تنش‌های رسمی موجود در فرآیند قانونی سیاستگذاری و روزمرگی‌های اجرایی، به تدوین و انعکاس پیشنهادهای سازنده و خلاقانه خود بپردازند و با نوآوری‌های خود، فضای سیاستگذاری و تصمیم‌گیری را از یکنواختی خارج ‌کنند.
اتاق فکر جایی برای تصمیم‌‌سازی است نه تصمیم‌گیری؛ بنابراین بهتر است که محصولات تفکری این اتاق بیشتر از جنس کارشناسی باشد تا از سنخ سیاسی کاری (سیاست زدگی). البته لازم است که از واقع‌بینی نیز غافل نشد. چون اگر نتایج تفکری که به تأیید مدیریت ارشد نرسند زیاد شود، خود منجر به بی اعتباری اتاق خواهد شد.
۲) عدم وجود افراد استراتژیست
شناسایی، توصیف و صورت‌بندی دقیق مسایل مورد نظر، ارزیابی مسایل جاری و مسایل در شرف ظهور و ارایة دیدگاه‌های تحلیل‌گرایانه درباره سیاست‌هایی که سیاستگذاران به آن نیاز فوری دارند، یکی از وظایف اصلی اتاق‌های فکر است. بنابراین اعضا باید بتوانند به عنوان یک استراتژیست در بحث‌های مربوط به سیاستگذاری و ارزیابی نقادانه سیاست‌ها و برنامه‌ها، ایفای نقش نمایند.
۳) وارد شدن به حوزه کارهای اجرایی
اتاق‌های فکر سیاست‌ساز هستند نه سیاستگذار؛ بدین معنی که این اتاق‌ها غالبا نهادهایی پیشنهاددهنده هستند و درگیر مسایل تشریفاتی و حقوقی سیاستگذاری نمی‌شوند. همچنین اتاق‌های فکر در تعامل با دستگاه‌های اجرایی، صرفاً تصمیم‌ساز هستند و نباید درگیر مسائل اجرایی و یا توجیه کارشناسانة تصمیم‌های روزمرة دستگاه‌ها شوند. گرفتار شدن در گیر و دار مسایل جاری و اجرایی که به شکل روال مندی با شرکت در جلسات و پاسخگویی به مراسلات توام است، چندان فرصتی برای تفکر و اندیشه باقی نمی‌گذارد. بنابراین اعضای اتاق فکر نباید زمان خود را صرف چنین اموری نمایند، مگر آنکه ضرورت ایجاب نماید.
برای پرهیز از ورود به حوزه کارهای اجرایی، لازم است که اعضا به شکلی نتایج خود را ارائه دهند که برای مجری قابل فهم و اجرا باشد. چنانچه مجری توانایی لازم را نداشته باشد، برنامه‌ها نیز باید در سطح پایین‌تری ارائه شود. از طرف دیگر لازم است اعضای کمیته‌ها صبور باشند و تا زمانی که مجریان نتایج کارشان را ارئه نداده‌اند، از دخالت در امور آنها خودداری کنند و از طرف دیگر برای توانمندسازی آنها برنامه‌های راهبردی داشته باشند.
۴) عدم مهارت کافی در زمینه دانش تفکر
تفکر نیز یک دانش است و آشنایی با قوانین و روش‌های آن باعث بهتر فکر کردن می‌شود. از جمله مهارت‌هایی که لازم است اعضای اتاق فکر بدان مسلط باشند می‌توان به این موارد اشاره کرد: مهارت‌های پرسشگری، تصمیم‌گیری (فردی و گروهی)، روش‌‌‌یابی، برنامه‌ریزی، دوراندیشی، بررسی نتیجه‌ای، حداکثر کارایی، قضاوت (علمی-عملی)، بررسی انفعالی، بررسی فعال، راه‌اندازی و سازمان‌دهی، خطرزدایی، فرض‌اندیشی و همذاتی. این مهارت‌ها همچون ابزاری حیاتی برای متفکر محسوب می‌شوند و متفکری که ابزار لازم را نداشته باشد همچون یک ارتش بدون سلاح تنها برای سیاهی لشکر مناسب بوده و حضوری موثر و راهبردی نخواهد داشت.
۵) کافی نبودن افراد متخصص در رشته‌های گوناگون که نتیجه آن عدم کامل اندیشی است
افزایش حجم اطلاعات، گسترش روابط بین‌المللی و افزایش عوامل تاثیرگذار در امر تصمیم‌سازی و استراتژی‌پردازی، ضرورت تفکر جمعی و جمع‌اندیشی را محرز کرده است. بنابراین تعدد و تنوع دیدگاه‌های لازم در تحلیل‌ها و ارائه طرح‌ها برای رفع خلأ ناقص‌اندیشی ضروری است. البته باید توجه داشت که حضور غیرموثر افراد متخصص نیز منجر به افزایش زمان هماهنگی و رسیدن به توافقات در جلسات می‌شود.
۶) هماهنگ نبودن با شرایط سازمان و همسو نبودن با زمان
هماهنگی یکی از شرایط اصلی تحقق برنامه‌ها و اهداف است و اتاق فکر یکی از مراکز ایجاد هماهنگی در سازمان است. بنابراین چنانچه اعضای اتاق فکر از درک شرایط زمانی و مکانی غافل شده و نتوانند با آن هماهنگ شوند، دیگر نباید انتظار طرح‌های اثربخش را از آنان داشت.


منابع:
۱. کتاب «تئوری اتاق فکر» ، نوشته سید یونس ادیانی ، انتشارات نقش جهان
۲. گروه سیاست علم و تکنولوژی - شبکه تحلیلگران تکنولوژی ایران
۳. مقاله «درآمدی بر اتاق های فکر دفاعی»، نوشته دکتر علی حسین صالحی اصل و محمد رضا میرزا امینی، فصلنامه راهبرد دفاعی
گردآوری و تألیف: مهندس حمید رضا همتی
مدیر عامل گروه پژوهشی مدیریت حرفه ای
با همکاری آزاده رضائی
hemati.h@gmail.comThis e-mail address is being protected from spam bots, you need JavaScript enabled to view it

تخيل علمي در مقام اسطوره شناسي آينده

 

موريل راكيسر مي گويد:"جهان از داستان‌ها آفريده شده است، نه از اتم!". شايد اين سخن در نگاه نخست قدري اغراق‌آميز به نظر برسد، اما در نگرشي تحليلي نسبت به آنچه كه تاكنون براي انسان معاصر بر اثر پردازش‌هاي ذهني بر جاي مانده مي‌توان پذيرفت كه چنين تعبيري چندان هم بزرگنمايي نيست. دست كم در بررسي رويكرد تخيل علمي نسبت به آينده مي‌توان واقعيت آن‌را ساري و جاري دانست.

 

تخيل علمي يا همان (Science Fiction) به روشني بازتابي از برجسته‌ترين و تاثيرگذارترين شكل آينده‌انديشي در جهان معاصر است. چرا تخيل علمي تا اين حد مورد علاقه آينده‌انديشان قرار گرفته است؟ يكي از مهمترين دلايل محبوبيت تخيل علمي نزد آينده‌انديشان اين است كه تخيل علمي طنيني از تمامي ابعاد تجربيات ذهني انسان است. تخيل علمي با تماميت انسان يعني ذهن او سر و كار دارد و با ذهن او پيرامون آينده سخن مي‌گويد.

 

 اگر چه تعريف دقيق و جامعي از تخيل علمي وجود ندارد، اما جمع بندي مجموعه تعاريفي كه تاكنون از سوي آينده‌انديشان در ارتباط با اين شيوه‌ي تفكر ارايه شده است، ما را به اين نتيجه مي‌رساند كه تخيل علمي عمدتاً بر احتمالات آينده استوار است. بر اين اساس مي‌توان تخيل علمي را "رويكردي ادبيات مدار و روايت گونه از آينده" دانست كه دربردارنده‌ي طرح‌ها و فصول روايتي داستاني، توالي اقدام براي بازيگران، محيط و شرايط ويژه، كيفيت‌هاي مهيج، شخصيت‌هاي متنوع و منحصر به فرد (در ارتباط با انسان و غير انسان) مي‌باشد. اين شيوه‌ي تفكر اغلب اوقات تصور مدار و محسوس بوده و بر پايه تكنيك‌هايي مانند سناريونويسي به مخاطبان و خوانندگان آثار علمي – تخيلي ارايه مي‌گردد و در قالب داستان‌ها و روايت‌هاي متنوع ذهن آنان را درگير مجموعه‌اي از شرايط آينده مي‌سازد.

 

توسعه‌ي تاريخي تخيل علمي به عنوان رويكردي نسبت به آينده پيشينه‌اي به قدمت شكل‌گيري دانش، فلسفه و نظريه‌ي تكامل، پيش‌بيني فناوري، اسطوره‌شناسي و حتا ابداع مكتب هنري رومانتيك دارد. آرايه‌اي غني از ايده‌ها و موضوعات آينده‌گرا در مقوله‌ي تخيل علمي قابل بررسي است. تنوع تخيلات و توانمندي‌هاي بيشمار تخيل علمي تا اندازه‌اي است كه مي‌توان آن را به عنوان گونه‌اي از "هوشياري آينده" در نظر گرفت.

 

بررسي تخيل علمي به عنوان يك فرآيند ذهني نيازمند تعريف چارچوب نظري معيني است كه در آن بتوان ابعاد اين شيوه‌ي تفكر و انديشه را بررسي نمود. اين چارچوب نظري مي‌تواند دربردارنده‌ي چهار ضلع معين از اين قرار باشد:

 

·     تخيل علمي مرتبط با تمامي توانمندي‌هاي بنيادين ذهن انسان است و هوشياري كل‌گراي آينده را ايجاد مي‌نمايد. نكته‌ي حايز اهميت در اين ميان اين است كه تخيل علمي به نوبه‌ي خود پديدآورنده‌ي رويكردهاي خردگرا از يك سو و رويكردهاي اسطوره‌اي – رومانتيك از سويي ديگر در ارتباط با آينده است. تخيل علمي زمينه‌هاي ذهني اساطيري متقابل را با نگرش به آينده در هم مي‌آميزد و محصولات ذهني آينده‌گراي جديدي را ارايه مي‌نمايد.

 

·     تخيل علمي تجرد و انتزاع ذهني را با نظريه‌پردازي درآميخته و در قالب روايات شخصي بيان مي‌كند. در تخيل علمي سطحي مشروح و محسوس از واقع‌گرايي با گمانه‌زني نظري پيرامون آينده تركيب مي‌شود.

  

·          تخيل علمي به تمامي ابعاد اصلي آينده مي‌پردازد و اين ابعاد را در قالب چشم‌اندازهاي فراگير يا سناريوهاي آينده بيان مي‌كند.

 

·     از آنجايي كه تخيل علمي بازتاب‌دهنده‌ي انديشه‌ي معاصر و آينده‌گرا است و در بر دارنده‌ي بسياري از گونه‌هاي اسطوره‌اي است، مي‌تواند به عنوان اسطوره‌شناسي آينده در نظر گرفته شود.

 

شايد در بررسي تخيل علمي و پيش از پرداختن به اساطير آينده ناگزير به مروري بر پيشينه‌ي نقش عميق و توانمند اساطير گذشته در شكل‌گيري مفاهيم انتزاعي در ذهن انسان باشيم. كاركرد تخيل و ابداع اسطوره‌هاي كهن تاحدي شايان توجه است كه از اسطوره پردازان گذشته در جوامع باستاني با عنوان مبشران و پيام‌آوران ياد مي‌شد. اسطوره‌هاي كهن آميزه‌اي از مفاهيم گذشته و آينده بودند و ذهن آدمي را در طيفي از انگاره‌هاي فراگير از گذشته تا به حال و حتا آينده درگير مي‌ساختند.

 

اساطير بنيان‌هاي ذهني ديرين بشر را در اموري مانند فرهنگ، تمدن، دين، آداب و رسوم، باورها و اعتقادات پايه‌گذاري كردند. اسطوره پردازي خلاقيت و ديگر توانمندي‌هاي ذهني انسان را تقويت نمود و گستره‌ي روياپردازي و تخيل آدمي را تا بي‌نهايت گسترش داد. آرزوهاي ديرين بشر در قلمروي اساطير دست يافتني شدند و آنچه انسان بدوي در آسمان و در نقش‌هاي تخيلي ستارگان در شب‌ها مي جست در روايت‌هاي اساطيري رنگ و معنا يافتند. نوباوه‌هاي ذهني در واكنش به شرايط محيطي و اجتماعي خود ميدان اسطوره را تنها فضاي مناسب براي تاخت و تاز يافتند و به تدريج آثاري در حوزه‌ِي اسطوره پديد آمد كه حتا تا امروز پا بر جا باقي مانده‌اند. آثاري مانند اديسه و ايلياد، يا گيل گمش، رستم و سهراب و ... از اين دست به شمار مي‌آيند.

 

اما پس از اين دوره‌ي جنيني و با پيدايش دانش، تخيل‌ها نيز بر مدار دانش به حركت درآمدند و تخيل اسطوره‌اي جاي خود را به تخيل علمي داد. پيشرفت دانش و انقلاب صنعتي راه را بر پيش‌بيني فناوري‌ها هموار نمود و مخترعين ايده‌هاي نو را در آثار تخيلي كه پيش از اين توسط روياپردازان به ثبت رسيده بود، مي‌جستند. وجه تمايز اصلي و بارز تخيل علمي از تخيل اسطوره‌اي اين است كه خيالپرداز اسطوره مدار به باورپذير ساختن اساطير براي ذهن مخاطبان الزامي نداشت و حتا غيرقابل باورتر بودن اين اسطوره‌ها سبب مهيج‌تر شدن آنها و جذب علاقمندان و مخاطبان بيشتر مي‌شد. حال آن‌كه تخيل پردازان علمي با بهره‌گيري از برخي بنيان‌هاي پذيرفته‌شده‌ي علمي درصدد باور پذير ساختن ايده‌ها و آثار خود بودند و تلاش مي‌كردند تصاويري از واقعيت‌هاي آينده را ترسيم نمايند.

 

آنچه كه در گذشته با توسل به اوهام و انديشه‌هاي خام براي عوام ساخته و پرداخته مي‌شد، ديگر براي انسان امروزي و مدرن جذابيتي نداشت و اگر كسي مي‌خواست به توصيف چنين تخيلاتي بپردازد به جنون و زوال عقل محكوم مي‌شد. به اين ترتيب تخيل علمي با طرح ايده‌هايي از آينده پا به ميدان نهاد و ذهن‌هاي آماده‌ي بسياري را كه از جذابيت دانش به هيجان درآمده بودند، مفتون خود ساخت. اگر چه با گذشت زمان بسياري از ايده‌هاي دانش‌بنيان كه در قالب تخيل‌هاي علمي مطرح مي‌شدند، رنگي از واقعيت به خود نگرفتند؛ اما با بهره‌گيري از مباني علمي حوزه‌هاي نظريه‌پردازي را همچنان باز نگه داشتند و تحقق خود را به زمان‌هاي بعد در آينده موكول كردند.

 

در بررسي آن گروه از ايده‌هايي كه با روايت‌هاي علمي - تخيلي براي آينده مطرح شدند و شيوه‌ي نوآورانه‌اي را در تفكر پيرامون آينده شكل دادند، با اين واقعيت رو به رو مي‌شويم كه ويژگي روياپردازي و تخيل ذهن آدمي كه در گذشته‌هاي دور براي آفرينش اساطير و مفاهيم انتزاعي كهن به كار مي‌رفت اين بار براي خلق انديشه‌هاي نمادين از آينده به كارگيري شده است. اگر انسان دوران باستان اساطيري مانند سيمرغ يا ققنوس را در انديشه‌ي خود مي‌پروراند، انسان عصر مدرن ايده‌ي هواپيماهاي غول‌آسا يا ماوراي صوت را به مدد دستاوردهاي علمي و فناورانه در ذهن خود ترسيم نمود. آرزوي سفر به اعماق زمين يا دريا كه در آثار اساطيري كهن همواره به عنوان يكي از اميدهاي دست‌نيافتني جلوه‌گر مي‌شد، در عصر صنعت و فناوري اين بار با اميد به سفر به اعماق كرات و سياره‌هاي پيرامون زمين در قالب ايده‌هايي مانند زندگي در شهرهاي فضايي و يا مسافرت به ديگر كرات با استفاده از آسانسورهاي فضايي معنا و مفهوم يافت.

 

بر اين اساس مي‌توان تخيل علمي را نوعي اسطوره‌شناسي آينده به شمار آورد. شناسايي اسطوره‌هايي كه نه در گذشته، بلكه در آينده حضور دارند و ممكن است روزي با آنها ملاقات كنيم.

از آگاهي تا خردمندي آينده‌گرا در انديشه دراكر

 

پيتردراكر، محقق و تحليلگر مشهور در عرصه‌هاي سياسي، اقتصادي و مديريتي (Knowledge) يا همان آگاهي را در يكي از كتاب‌هاي خود با عنوان "حقايق تازه" اين‌گونه تعريف كرده است: "آگاهي عبارت است از اطلاعاتي كه سبب تغيير يك چيز يا يك شخص مي‌گردد – چه با فراهم ساختن زمينه اقدام براي تغيير و چه با قادر ساختن يك فرد يا يك نهاد براي انجام يك عمل متفاوت نسبت به آنچه كه در گذشته انجام مي‌داده است."

 

از نظر دراكر، يك شخص دانشگاهي ممكن است آگاهي را به عنوان چيزي در نظر بگيرد كه چاپ شده است. اما لزوماً آنچه كه به صورت مكتوب در مي‌آيد آگاهي نيست، بلكه صرفاً داده‌هاي خام است. آنچه مهم است، اين است كه ادراك كارشناسان دانشگاهي به سرعت از آنچه كه مي‌تواند به عنوان "آگاهي" تعبير شود، فاصله مي‌گيرد. در اين وضعيت "آگاهي" فقط مي‌تواند "انباشت داده‌ها" خوانده شود. به اين ترتيب آگاهي نوين ديگر نمي‌تواند در قالب قواعد گذشته به دست آيد.

 

چكيده تعريف دراكر از "آگاهي" در عنصر "تغيير" نهفته است و تغيير يعني "آينده". اگر آگاهي آينده گرا را نوعي از آگاهي در نظر بگيريم كه ويژگي تغيير بارزترين مشخصه آن است، در مي يابيم كه انديشه آينده گرا و دستاورد آن يعني آگاهي آينده گرا نوعي تفكر پويا است كه پيوسته در حال تغيير است و ماندگاري بر ادراك پيشين را قابل تحمل نمي داند. تغيير نگرش ها و باورها و زايش انديشه هاي نوين و جا به جايي كانون هاي اهميت ذهني همگي جلوه هاي اين نوع تفكر و انديشه هستند.

 

بررسي مسير تكاملي آگاهي آينده گرا مي تواند جالب توجه باشد. نخست اين كه فرد آينده انديش با مجموعه اي از داده هاي آينده مدار سر و كار پيدا مي كند و يافته هاي جديدي پيرامون آينده را مي يابد كه ممكن است پيش از آن با آنها برخوردي نداشته است. اين رويارويي در وهله اول جذاب و گيرا است اما در مرحله بعد اين داده ها بر اثر پردازش ذهني به اطلاعات آينده گرا مبدل مي شوند و ارزشي بيشتر از داده ها پيدا مي كنند. اطلاعات آينده گرا را مي توان شكل تكامل يافته داده هاي آينده گرا دانست. در گام بعدي اين اطلاعات هنگامي كه مورد تجزيه و تحليل ذهن آينده انديش قرار مي گيرند و به گزاره هاي منطقي پيرامون آينده منتج مي شوند، آگاهي آينده گرا را به ارمغان مي آورند.

 

اما هنوز مسيري طولاني تا رسيدن به محصول نهايي و متعالي آينده انديشي در پيش داريم. آگاهي آينده گرا با پيمودن مسير تكامل خود به شكل نهايي "خردمندي آينده گرا" بروز يافته و "خردمندي" آينده گرا متفاوت از "آگاهي" آينده گرا خواهد بود. در تبيين اين تفاوت بايد گفت آگاهي به مدد تجزيه و تحليل داده ها و اطلاعات دريافتي پيرامون آينده حاصل مي شود اما خردمندي آينده گرا شكل تكامل يافته و بالغ ذهن آينده انديش است. محدوديت هايي كه در كسب آگاهي آينده گرا خواسته و ناخواسته به آنها دچار مي شويم در خردمندي جايي ندارند و شكستن مرزهاي "داده بنيان" يا "اطلاعات محور" ركن اصلي رسيدن به اين بلوغ ذهني است.

 

معمولاً از آگاهي با عنوان سرمايه فكري و ذهني ياد مي شود (به ويژه در بحث پيرامون منابع انساني)، حال آن كه خردمندي ارزشي به مراتب بيش از آن داشته و در مقام مقايسه مي توان آن را به مثابه يك گنج پايان ناپذير به شمار آورد. موضوع جالب توجه ديگر «پيش‌آگاهي» (Foreknowledge) است كه در گذشته آن را علم غيب مي‌خواندند.

 

بر خلاف آنچه كه در گذشته پنداشته مي شد، پيش‌آگاهي محصول آگاهي نيست؛ بلكه حاصل خردمندي آينده گرا است. پيش آگاهي نمي تواند مانند آگاهي بنيان هاي محدودي در تجزيه و تحليل داده اي يا اطلاعاتي داشته باشد. خردي بالاتر از تكيه‌ي محض بر ارقام و داده ها و برخوردار از مهمترين ويژگي سامانه عصبي انسان يعني يادگيري و فرگيري براي پيش‌آگاهي لازم است.

 

پيش آگاهي امروزه در تصميم‌گيري مديران يك سازمان نقشي حياتي دارد و افزون بر برخورداري از داده‌هاي درست و منطقي، نيازمند رفتاري زنده از سوي فرد يا مدير آينده انديش است. امروزه شايد مهمترين مساله در سازمانها موضوع چگونگي سرمايه‌گذاري و صرف بودجه‌ باشد، آگاهي به عنوان يك سرمايه محل مصرف خود را از قبل مشخص ساخته است يعني پيشرفت و توسعه سازمان، اما پيش‌آگاهي موفقيت يا عدم موفقيت در دستيابي به اين هدف را مشخص مي سازد.

 

دراكر در يكي ديگر از كتابهايش به نام "مديريت براي قرن بيست و يكم" قرن آينده را قرن كار گروهي (Team Work) مي‌داند. در واقع سازمان هاي آينده مدير ندارند، بلكه مجموعه‌اي از مدير دارند و قطعاً همه افراد سازمان هم نمي‌توانند در سطح هسته‌هاي كليدي، به لحاظ محدوديت منابع و اقتضايي بودن وضعيت كار قرار گيرند. قطعاً براي سازمانها تيم‌هاي راهبردي به صورت تخصصي و تصميم‌گيري استراتژيك نياز داريم. ويژگي اين تيمها آن است كه در كارهاي تخصصي، پيشرفت خوبي دارند و در كارهاي كلان نيز با رويكرد محيطي شركت آشنا و به صورتي پويا و هوشمندانه عمل مي‌كنند.

 

آنچه كه موجب پويايي و هوشمندي اين تيمها مي شود آگاهي آينده گرا است. اگر اين آگاهي تكامل يافته و به شكل خردمندي آينده گرا بروز و نمود يابد، در آن صورت با سازمان‌هايي به مراتب هوشمند تر از آنچه كه تاكنون شناخته‌ايم، رو به رو خواهيم شد. بر اين اساس بايد در هر سازمان بر اساس استعدادهاي دروني و فرصتهاي بيروني، نياز واقعي را كه سازمان موظف است به آن پاسخ دهد مشخص نمود. اين نياز را همان كميته‌هاي راهبردي اين گروهها به عنوان نمايندگان اثربخش در سازمان مي‌توانند شناسايي و تعريف كنند.

 

در بستر چنين سازمانهايي هوشمند به مفهوم واقعي (خرد گرا و نه دانايي مدار) امكان انتقال ديدگاهها و تجارب بين خردمندان عملي مي‌شود و همگرايي آينده گرا حاصل مي‌شود. آنچه كه امروزه در بسياري از كشورهاي در حال توسعه به شدت مورد نياز است، همين نوع كارگروهي است. كار گروهي كه بر بنيان كوشش هاي خردگرا پايه ريزي شده است و نه تقلاهاي دانايي گرايانه. خردگرايي بر پايه نگاه به آينده سبب مي شود تا سازمانهاي خرد بنيان از اعضايي خود كنترل (Self-Control) برخوردار باشند.

در چنين شرايطي است كه "تخصص‌گرايي" آن هم با نگرش بر آينده از قالب شعارهاي سازماني خارج شده و به شكل يكي از صفات بارز اعضاي اين‌گونه سازمانهاي هوشمند نمايان خواهد شد. در چنين سازمان‌هايي هر يك از اعضاي سازمان مانند نوازندگان يك اركستر موسيقي به انجام وظيفه و نقش از پيش‌تعيين شده خودشان بدون هيچگونه اعمال فشار يا زوري مي‌پردازند. خردمندي آينده گرا به دنبال محقق ساختن اين آرزوي آرماني براي سازمان هاي قرن بيست و يكم است.

نوشته‌ي: سيد عليرضا حجازي

وقتي ذهن متحول مي شود ...

 


مطالعه درباره چگونگي به‌دست آوردن توانايي تثبيت ذهني کميت‌ها که نگهداري ذهني ناميده مي‌شود، به‌طور تجربي و با روش باليني، تنها توسط ژان پياژه انجام شده و ديگران آن را ادامه داده‌اند. پياژه، روانشناس باليني، ديدگاهي را ارائه داده‌است که طي آن چگونگي تحول فرآيندهاي رواني توجه جدي شده‌است. در نظر او بين تحول در زمينه شناختي و تحول در زمينه انفعالي (احساسي و هيجاني)، همگامي وجود دارد. در نظر پياژه، ساختمان رواني فرد به تدريج و در اثر تعامل با محيط بنا مي‌شود. نظام رواني و ذهني از پيش‌ساخته‌شده‌ نيست، بلکه تعامل زمينه زيستي و تعامل‌هاي محيطي و تفويض‌هاي اجتماعي، آن را به تدريج در فرد بنا مي‌کند. در واقع، يک نوع هماهنگي و همسازي بين عوامل داخلي و خارجي، تحول رواني را هموار مي‌سازد. پياژه يک روانشناس شناخت نگر است. او انسان را در برخورد با محيط، منفعل فرض نمي‌کند. بلکه مطرح مي‌کند که انسان بر محيط اثر مي‌گذارد و اثر نيز مي‌پذيرد.



* ادوار تحولي

در طول زمان، ساخت‌هاي رواني و ذهني يکي پس از ديگري در فرد ايجاد و به استقرار مي‌رسد. نکته مهم در تبيين تحول رواني- ذهني کودک، توجه به تحول تدريجي و ساخته شدن ساخت‌ها و توانايي‌ها طي مراحل است. پياژه دوره‌‌هاي تحول رواني را به سه دوره اصلي تقسيم کرده ‌است: 1) دوره حسي و حرکتي از تولد تا 2 سالگي 2) دوره پيش عملياتي و عملياتي از 2 سالگي تا حدود 12 سالگي. 3) دوره انتزاعي از 12 سالگي به بعد



* نگهداري ذهني

در دوره دوم، در نيم‌دوره دوم اين دوره، در زمينه رواني و ذهني فرد، ظرفيت جديدي به‌وجود مي‌آيد که طي آن، کودک به خصوصيات و مشخصات اشيا ثبات مي‌بخشد. تثبيت کميت و ثبات بخشيدن به خصوصيات اشيا در نظر پياژه، نگهداري ذهني ناميده‌ مي‌شود. در نيم‌دوره قبلي، نيم دوره پيش عملياتي، خصوصيات اشيا اعم از خصوصيات فيزيکي و هندسي براي کودک وضع ثابتي ندارد. پيشرفت بزرگي در نيم‌دوره عملياتي در کودک حاصل مي‌شود که بر اساس آن مي‌تواند به دنياي خارج و به خصوصيات اشيا، ثبات و دوام ببخشد. اين ثبات، نشانه ساخته شدن ملاک‌هاي ثابت و نامتغيرها در ساخت فکري کودک است.



* پايه و اصول نگهداري ذهني

* عمليات

نگهداري ذهني، منتج از ذهن عملياتي است. ذهن عملياتي، ذهني است که وجوه مختلف و خصوصيات اشيا را به‌هم مرتبط و هماهنگ مي‌کند و آنها را به صورت يک نظام کلي، يکپارچه ترکيب مي‌کند. مشخصه عمليات متقابل آن است که وقتي عمليات اول با عمليات متقابل ترکيب مي‌شود، تعادل به‌وجود مي‌آيد. تغييراتي که در عمليات انجام مي‌گيرد، همواره با يک نامتغير است. نامتغير، ملاک

تغيير ناپذيري ذهني کودک است که به نگهداري ذهني منتج مي‌شود. پس نگهداري ذهني، نشانه روان‌شناختي تکميل يک ساخت عملياتي است. نکته‌اي را بايد درباره تفاوت عمليات و عمل متذکر شد اين است كه عمل رفتار قابل مشاهده‌ است که الزاما بازگشت پذير نيست اما عمليات، يک عمل ذهني بازگشت‌پذير است.



* بازگشت پذيري

بازگشت پذيري، پايه اصلي نگهداري و تثبيت ذهني است. بازگشت‌پذيري، امکان بازگشت به نقطه شروع است. اين امکان به دو شکل ذهني و عملي متجلي مي‌شود. در بازگشت پذيري ذهني، کودک مي‌تواند در ذهن عمليات بازگشت پذير انجام دهد يعني به نقطه شروع برگردد. در بازگشت‌‌پذيري عملي که مبتني بر بازگشت‌پذيري ذهني است، کودک در عمل، عمليات بازگشت‌پذيري انجام مي‌دهد.



* استدلال‌هاي کودک در نگهداري ذهني

پياژه، استدلال‌هاي کودک را در زمينه نگهداري ذهني بر سه قسم مي‌داند:

1) استدلال اين هماني، در اين استدلال، کودک با توسل به مکانيزم بازگشت‌‌پذيري حکم مي‌کند که يک شي همان است، حتي اگر تبديل در وضعيت ظاهري آن بوجود بيايد. مثلا اگر گلوله خميري را به شکل سوسيس لوله کنيم، کودک به کمک اين استدلال آن را با حالت قبلي، برابر مي‌داند. 2) استدلال به صورت عمل عکس در اين استدلال کودک در مقابل شکل ظاهري، شکل مقابل را در نظر مي‌گيرد و حکم به تساوي مي‌دهد.

3) استدلال به صورت جبران در اين استدلال يک مقدار در مقابل مقدار ديگر جبران مي‌شود.

مثلا کودک دو خط را برابر تشخيص مي‌دهد. کودک به کمک اين استدلال اعتقاد دارد که بلندي يک طرف خط، کوتاهي طرف ديگر را جبران کند.



* روش آزمايش در مورد ارزيابي نگهداري ذهني

روش پياژه براي مطالعه توانايي‌هايي شناختي، روش مخصوصي است که آن را روش باليني ناميده ‌است. پياژه معتقد است روش باليني، از هر دو روش مشاهده محض و تست استفاده مي‌کند بدون آنکه مشکلات آنها را داشته‌باشد. در روش باليني پياژه، شرايطي براي کودک فراهم مي‌آورد که با لوازمي به عمل بپردازد و با مفاهيم خود جواب سوالات را بدهد و استدلال کند. در اين روش ضمن مصاحبه با کودک و عمل او روي لوازم آزمايشي، سعي مي‌شود که فکر او قدم به قدم دنبال شود تا به عمق فکر او دسترسي پيدا کنيم. ويژگي برجسته روش باليني پياژه، وجود استدلال مخالف براي وارسي استدلال کودک است. در اين استدلال سعي مي‌شود که از واژه‌هاي سطوح کودکي استفاده‌ شود، استدلال مخالف مشخص مي‌کند که آيا اين فکر به خود کودک تعلق دارد يا به صورت تصادفي بيان شده است. معمولا کودکان در مقابل استدلال مخالف آزمايشگر به دو طرف متمايل مي‌شوند: يا دچار ترديد مي‌شوند و يا بر عقيده خود استوار مي‌مانند. کودکاني که به سطح نگهداري ذهني رسيده باشند، دچار ترديد نمي‌شوند و همچنان استدلال خود را تکرار مي‌کنند. تکرار استدلال و عدم ترديد در کودک، نشانه الزام ذهني در او به شمار مي‌رود.



* والدين براي بالا بردن بهره هوشي کودک خود چه کارهايي مي‌توانند انجام دهند؟

تحقيقات نشان مي‌دهد در سال‌هاي اوليه زندگي، وقتي که مغز هنوز در حال شکل گيري است رسيدگي و توجه والدين، حتي در فعاليت‌هاي ساده مانند بازي‌ها، به شکل‌گيري ساختمان مداري پيچيده مغز که براي افزايش هوش ضروري است، کمک موثري خواهد بود. لازم نيست سعي کنيد به کودکتان با حالت رسمي چيزي ياد بدهيد، آنچه که لازم است، ايجاد فضايي تحريک کننده براي يادگيري‌هاي اتفاقي است. کارشناسان پيشنهاد مي‌کنند که اين مراحل را عملي سازيد:



* به چشمان کودک نگاه کنيد

چشمان کودک شش هفته‌اي شما در‌هاله 18 سانتيمتري متمرکز مي‌شود. يعني در حدود فاصله‌اي که بايد او را در جلوي خود نگهداريد و به صورتش نگاه کنيد. اين کار، ارتباط مغزي را در شکل‌گيري الگوي شناسايي تقويت مي‌کند و به کودک کمک مي‌کند که دنيا را به آنچه که آشناست، آنچه که آشنا نيست، آنچه متفاوت است و آنچه که مشابه است (مهارتهاي لازم در يادگيري)، دسته‌بندي کند.



* با او صحبت کنيد

کارشناسان در آزمايشي پي برده‌اند، والديني که با فرزندانشان طي سال دوم زندگي آنها صحبت کرده‌اند، بيشترين تاثير را در افزايش گنجينه لغات کودکانشان داشته‌اند. زبان در عملکرد موفقيت‌آميز هوش مهم است و فهم و درک فراتر از توانايي گفتن کلمات است.



* حس کنجکاوي آنها را تحريک کنيد

کودکان با دست زدن به تجربيات جديد و جستجو دنيا را مي‌شناسند. جستجوگران کوچک حتي وقتي در تختشان خوابيده‌اند، در جستجوي دنياي جديد هستند. نگاه آنها روي اشيا مختلف متمرکز مي‌شود. کودکان کنجکاوي‌شان را با لمس کردن و چشيدن ارضا مي‌کنند. اين کنجکاوي را تشويق کنيد و حتي با آنها به جستجو بپردازيد. اسباب‌بازي را برداريد، آن را وارسي کنيد، سپس به کودکتان بدهيد تا آن را امتحان کند. مانند او چهار دست و پا روي زمين راه برويد.



* اشيا را طبقه‌بندي کنيد

رنگ‌ها، شکل‌ها و اندازه‌ها را براي تقويت فهم و درک کودکان طبقه‌بندي کنيد. کودکان در سال اول زندگي، تفاوت رنگ‌ها را درک مي‌کنند، اما نمي‌توانند آن را با کلمات بيان کنند. از او بخواهيد که رنگ‌ها و اندازه‌هاي مختلف را به شما بدهد.



* کودکتان را تشويق و تحسين کنيد

وقتي کودک شما براي اولين بار، ياد مي‌گيرد که با ليوان خودش آب بنوشد، فرياد بزنيد: آفرين، تحسين هنر او نه تنها مسرت را در او بر انگيزيد، بلکه ارتباطاتي را که قشر پيشين مغز و قسمت مرکزي مغز (جايگاه احساسات) وجود دارد، تقويت مي‌کند. مغز اين ارتباطات را بين 10 تا 18 ماهگي ايجاد مي‌کند.

وقتي شما اولين قدم‌هاي کودکتان را تحسين مي‌کنيد، کودک خوشحال مي‌شود و جرياني از مواد شيميايي عصبي در مغز آزاد مـي‌شـود کـه اين ارتباطات را تقويت مي‌کند. برعکس اگر با تلاش‌هاي کودک به‌طور مستمر با بي‌تفاوتي برخورد شود، مدارهاي مغز از تقويت باز مي‌مانند و کودک براي تجربه چيزهايي جديد بي‌ميل مي‌شود.

روش‌هايي براي حفظ هوشياري

همه ما در زندگي لحظه‌اي را تجربه كرده‌ايم كه قادر به ياد آوردن بعضي از مسائل بديهي نيستيم. مثلاً فراموش مي‌كنيم كه عينك خود را كجا گذاشته‌ايم يا نام دوست خود را به خاطر نمي‌آوريم و... چنين خطاهايي به خصوص بعد از گذشتن از سن 40 سالگي چندان غيره‌منتظره نيست، اما تحقيقات نشان مي‌دهد كه با پيروي از رژيم غذايي مناسب و انجام تمرينات بدني، مي‌توان فرآيندهاي ادراك و شناخت را تقويت كرد و حافظه را ارتقا بخشيد. بعضي از روش‌هاي مؤثر براي رسيدن به هدف فوق عبارتند از:

1ـ قرار دادن ماهي در وعده‌هاي غذايي هفتگي: افرادي كه يك بار در هفته ماهي مي‌خورند 60 درصد كمتر از بقيه در معرض ابتلا به آلزايمر قرار مي‌گيرند. در واقع قرار دادن يك وعده غذاي دريايي در فهرست برنامه غذايي هفته تا 10 درصد باعث كاهش ضعف ادراك و هوشياري در هر سال مي‌شود. توصيه مي‌شود كه ماهي به خصوص در شب مصرف شود.

2ـ مغز خود را به تحرك وادار كنيد: مسلماً انجام بازي‌هاي فكري در اين زمينه به طور مؤثر عمل مي‌كند. چيزي كه اغلب فراموش مي‌شود، انگيزه براي مغز است. مغز با قرار گرفتن در معرض ايده‌ها، اتفاقات و مسائل جديد شكوفا مي‌شود، رويارويي با مسائل جديد، باعث حفظ قوه تعقل و كاهش خطر از دست دادن حافظه مي‌شود.

3ـ ارتباطات خود را با فاميل و دوستان حفظ كنيد: خانواده و دوستان باعث افزايش نيروي مغز مي‌شوند. اگر شما به نيروي تعاملات اجتماعي شك داريد، بد نيست بدانيد كه متخصصان معتقدند كه اجتماعي بودن درست مثل ساير فعاليت‌هاي مغز باعث افزايش ادراك و يادگيري مي‌شود.

4ـ تحرك فيزيكي داشته باشيد: براي جلوگيري از افسردگي به تمرينات بدني روزانه بپردازيد. يكي از مهم‌ترين روش‌هاي حفظ سلامت مغز، انجام تمرينات بدني است. با اين كار دستگاه گردش خون، اكسيژن بيشتري را به مغز هدايت مي‌كند و گلوكز موردنياز مغز را فراهم مي‌كند.

5 ـ استرس را از وجود خود دور كنيد: خوش‌بيني و آرامش جسم و روح، باعث حفظ قدرت حافظه مي‌شود. متخصصان معتقدند كه احساسات مثبت، تأثير شگرفي بر توانايي پردازش اطلاعات توسط مغز دارد. هر زمان كه تصورات و افكار منفي به ذهن خطور مي‌كند، تفكر را متوقف كرده و جهت آن را به سمت خاطرات خوش هدايت كنيد.

6 ـ خواب نيمروزي را فراموش نكنيد: بعد از صرف غذا يا هر زمان كه امكان دارد، حداقل براي 6 دقيقه استراحت كنيد يا به قول معروف چرت بزنيد. با اين كار، مغز توان لازم را براي پردازش اطلاعات كسب مي‌كند.

codex38x

page28

PDF صفحات روزنامه

Text Box (double-click to edit)

اوتيسم

افراد ناتوان دربرقراري روابط اجتماعي را بشناسيم
 


هر چند كه اوتيسم براي اولين بار در سال 1943 تشخيص داده شده، ولي هنوز نيز يك ناتواني نسبتاً ناشناخته است. تخمين زده مي‌شود كه اختلالات طيف اوتيستي برزندگي بيش از 500 هزار خانواده در بريتانيا تأثير گذاشته است.

كساني كه به اوتيسم مبتلا هستند مانند كساني كه فلج‌مغزي دارند از ناتواني جسمي رنج نمي‌برند؛ آنها احتياج به صندلي چرخدار ندارند و در ظاهر مانند هر فرد ديگري كه چنين معلوليتي ندارد به نظر مي‌رسند. با توجه به طبيعت نامريي اين معلوليت، آگاهي و درك اين وضعيت كار دشوارتري است.

از آنجا كه يك كودك اوتيست در ظاهر مانند كودكان ديگر است، بقيه فكر مي‌كنند كه رفتار متفاوت او به اين علت است كه او بچه شيطاني است و يا اولياي وي نمي‌توانند كنترلش كنند.

اوتيسم، يك معلوليت رشدي دائمي است كه برنحوه ارتباط فرد با افراد پيرامون خود تأثير مي‌گذارد.كودكان و بزرگسالاني كه مبتلا به اوتيسم هستند براي ايجاد يك رابطه قابل فهم با ديگران مشكل دارند.

كساني كه مبتلا به اوتيسم هستند، اغلب از ناتواني‌هاي ديگري هم رنج مي‌برند كه مربوط به يادگيري است.

علاوه براين وضعيت، شكل ديگري از اوتيسم وجود دارد كه به آن «سيندروم اسپرگر» مي‌گويند و اغلب درباره كساني گفته مي‌شود كه كاركرد اين معلوليت در آنها در سطح بالاي طيف اوتيسم قرار دارد.

واقعيت براي يك فرد اوتيست، يك مجموعه شرايط مغشوش و به‌هم ريخته از وقايع، افراد، محلات، اصوات و تصاوير است. براي چنين فردي به نظر نمي‌رسد كه مرز، مفهوم يا نظم روشني براي چيزي وجود داشته باشد.

افرادي كه مبتلا به اوتيسم هستند، اغلب در سه زمينه با مشكل مواجه هستند؛ اين مشكلات موسوم به «اختلال سه وجهي» است.

مراوده اجتماعي (دشواري در ايجاد روابط اجتماعي از ديگران و يا بي‌تفاوتي نسبت به آنان).

ارتباط اجتماعي (دشواري در ايجاد ارتباط لفظي و غيرلفظي، به عنوان مثال به طور كامل مفهوم حركات و اشارات، حالات صورت و لحن صحبت ديگران را نفهميدن.)

تخيل (دشواري در يادگيري بازي‌هايي كه چند نفر در آنها درگير هستند يا بايد از قدرت تخيل براي فهم آنها استفاده كرد، به عنوان مثال محدوديت در فعاليت‌هايي كه به قدرت تخيل فرد مربوط مي‌شوند، يا اينكه احتمالاً آنها را فقط به طور خشك و مكرر تقليد كردن.)



عامل اوتيسم

علت يا علائم دقيق اوتيسم هنوز ناشناخته هستند، ولي تحقيقات نشان داده است كه عوامل ژنتيك در اين باره مهم هستند. همين طور تحقيقات نشان داده است كه اوتيسم به يك رشته شرايطي مربوط است كه بررشد مغز تأثير مي‌گذارند و در قبل، حين و يا در فاصله كوتاهي بعد از تولد رخ مي‌دهند.

هرچه زودتر اوتيسم در فرد تشخيص داده شود به همان اندازه شانس اينكه آن فرد كمك و حمايت مناسب را دريافت كند، بيشتر خواهد شد.

آيا به افراد اوتيستي مي‌توان كمك كرد؟

آموزش و پرورش ويژه يا حمايت با برنامه واقعاً مي‌تواند در زندگي فردي كه اوتيست است، تأثير بگذارد و به او كمك كند تا توانايي‌هاي خود را به حداكثر ممكن رشد دهد و بيشترين قابليت‌هاي دوره بلوغ خود را به دست آورد.

منبع: پزشكان بدون مرز

ای عشق

اي عشق! همه بهانه از توست...

و اين «صداي سخن عشق» است كه از حنجره روزگار فرياد مي‌شود، بشنويد:

سعدي: عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست

حافظ: بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم

مولانا: جسم خاك از عشق بر افلاك شد

عطّار: دو عالم سايه خورشيد عشق است

بيدل: عالم از شوخي عشق اين همه توفان دارد

عراقي: من مست مي عشقم، هُشيار نخواهم شد

قيصر امين‌پور: ز دست عشق در عالم هياهوست...

يكي بود، يكي نبود. زير گنبد كبود... به راستي اگر «عشق» نبود؟!

2

و امّا بعد...

روزنامه‌ها را كه ورق مي‌زنيم، در صفحه حوادث تيترهايي هولناك و نامهربان بر صورت احساسمان چنگ مي‌كشند:

«مردي يازده نفر از اعضاي خانواده دو برادرش را قتل عام كرد.»روي پيشخوان كتابفروشي‌ها، عناويني سياه و اهريمني، عنكبوت‌وار بر جلد كتاب‌ها ـ اين دوستان دير آشنا ـ تار وحشت تنيده‌اند:

«قتل در نيمه شب، شبح مرگ، راز يك جنايت، خُفّاش شب، لذت انتقام و...»

در شبكه‌هاي ماهواره‌اي هر روز صحنه‌هاي دلخراش از قتل، جنايت، خشونت، شكنجه، اسلحه و خون به تصوير كشيده مي‌شود و بي‌رحمانه گلوي عاطفه و انسانيت‌مان را مي‌فشارد. در سالن‌هاي سينما ـ معصومانه ـ به تماشاي فيلم‌هايي مي‌نشينيم كه با صحنه‌هايي زرد و خاكستري از اختلافات خانوادگي و دعواهاي روح‌فرساي زن و شوهري آغاز و با متاركه و طلاق ختم به خير مي‌شوند! و فردا در كوچه و خيابان، بچه‌هاي طلاق راه را بر ما مي‌بندند و با هنجارشكني و خزيدن به پيله «پوچ‌انگاري»، پُتك خشم فرو خورده خود را برسر وجدان‌هاي به خواب رفته ما مي‌كوبند و ما شرمنده و سرافكنده با دل خويش زمزمه مي‌كنيم كه:

آي عشق...!

چهره آبي‌ات پيدا نيست.



‏3‏

آري، واقعيت تلخي است. ما به هر دليل، ادب و آداب «عاشقي» و «دوست داشتن» را ـ آن‌چنان كه بايد ـ نياموخته‌ايم. گمشده ما در اين روزگار بي‌پير، و عصر خاكستريِ سرب و سيمان و آهن، «عشق» است.

عشق، عمود خيمه آفرينش و شيرازه بند عالَم هستي است. آدمي بدون عشق، به يتيمي مي‌ماند كه در برزخ غربت و تنهايي گرفتار است و «مرگ» سرنوشت محتوم اوست:

دنيا بدون عشق، قبرستاني از «تن» هاست

آدم بدون عشق، جز يك روح تنها نيست

به راستي علت «غربت و مظلوميت عشق» در روزگار ما چيست؟ چرا ما از «عشق» و «عاشق شدن» مي‌ترسيم و همچون محدوده‌اي ممنوع، دور آن‌ خط قرمز مي‌كشيم و فرزندان‌مان را از چشيدن طعم زندگي‌بخش «اكسير عشق» محروم مي‌كنيم؟با كمال تأسف بايد گفت آنچه اين پندار غلط را در وجود ما نهادينه كرده است، رواج سكه‌هاي قلب عشق در كوچه و بازار و اپيدمي عشق‌هاي خياباني و صورتي است و اين كه عده‌اي به نام مقدس عشق، براي ديگران دام «هوس» مي‌گسترند:‏

عشق‌هايي كز پي رنگي بُوَد

عشق نبود، عاقبت ننگي بُوَد

4

بياييد به فطرت خويش برگرديم، به آيين آيينه زُلال باشيم و به نداي حضرت عشق، لبيك اجابت بگوييم. ادب و آداب عاشقي و مهرورزي را بياموزيم و گوهر بي‌بديل «عشق» را به سكه قلب «هوس» نفروشيم. چرا كه عشق، فريب آب و رنگ و خط و خال نيست. عشق حكايت پيوند وحدت و يگانگي است. حديث از خود گذشتن و به «دوست» رسيدن:

آن يكي آمد در ياري بزد

گفت يارش: كيستي اي معتمد؟

گفت: «من»، گفتش برو هنگام نيست

بر چنين خواني مقام خام نيست

خام را جز آتش هجر و فراق

كه پزد، كه وارهاند از نفاق؟

چون توئيِ تو، هنوز از تو نرفت

سوختن بايد تو را در نار تفت

رفت آن مسكين و سالي در سفر

در فراق يار سوزيد از شرر

پخته گشت آن سوخته، پس بازگشت

باز گِردِ خانه‌ي انباز گشت

حلقه زد بر در به صد ترس و ادب

تا بنجهد بي‌ادب، لفظي ز لب

بانگ زد يارش كه: بر در كيست آن؟

گفت: بر در هم تويي، اي دلستان!

گفت: اكنون چون مني، اي من، درآ

نيست گنجايي دو «من» در يك سرا

5

بوي بال فرشته مي‌آيد، و مؤذن شگفت آواي ملكوت فرياد مي‌زند:

«حَي عَلي الْفَلاح، حَي عَلَي الْعِشقُ»

بوي بال فرشته مي‌آيد، بوي سيب سرخِ غزلِ حافظ شيرين سخن كه بر لب جوي، گذر عمر را مي‌بيند و دم به دم به شيشه قلب‌مان تلنگر مي‌زند كه:

عاشق شو ار نه روزي كار جهان سر آيد

ناخوانده نقش مقصود از كارگاه هستي

نازنين! پس چرا نشسته‌اي؟... بي‌هيچ استخاره‌اي «يا علي» گو بلند شو، پنجره‌ها را باز كن، آسمان را با ستارگانش در آغوش بگير، و روشني عشق را به خانه دلت دعوت كن. بوي بال فرشته مي‌آيد. مي‌شنوي؟

خوب من! تو عاشق شده‌اي. اين لحظه خجسته را به خاطر بسپار، لحظه‌اي كه با «هوهو»ي باد، سيب از شاخه افتاد و زندگي قشنگ شد.

6

نگاه مرد مسافر به روي ميز افتاد:

«چه سيب‌هاي قشنگي!»

و ميزبان پرسيد:

قشنگ يعني چه؟

ـ قشنگ يعني تعبير عاشقانه‌ي اشكال

و عشق، تنها عشق

تو را به گرمي يك سيب مي‌كند مأنوس.

...

دچار بايد بود

وگرنه زمزمه‌ي حيرت ميان دو حرف

حرام خواهد شد.

و عشق

سفر به روشني اهتزاز خلوت اشياست.

و عشق

صداي فاصله‌هاست...

«سهراب سپهري»

آنهایی که از خودشون راضی نیستند ، بخونند!

 

آيا شما هم فرد کمال گرايی هستيد؟؟؟

آيا شما هم هموار فکر می کنيد آن کسی که می خواهيم باشيد نيستيد؟

آيا احساس مي كنيم كارهايي كه به اتمام رسانده ايم به اندازه كافي خوب نيستند؟

آيا نوشتن مقالات و طرحها را با اهداف انجام دقيق آنها به تعويق مي اندازيم ؟

آيا احساس مي كنيم كارها را بايد صد در صد درست انجام دهيم و در غير اين صورت فردي متوسط و يا حتي بازنده هستيم؟

اگر چنين باشد در آن صورت ما به جاي حركت در مسير موفقيت سعي در كامل بودن داريم.

كمال گرايي:

به افكار و رفتار هاي خود تخريب گرانه اي اشاره مي كند كه هدف آنها رسیدن به اهداف به شدت افراطي و غير واقع گرايانه است. در جامعه امروزي ‍ به اشتباه كمال گرايي چيزي مطلوب و حتي لازم براي موفقيت در نظر گرفته مي شود.

به هرحال مطالعات اخير نشان مي دهند نگرش كمال گرايانه موجب اخلال در موفقيت مي شود. آرزوي كامل بودن ‍ ، هم احساس رضايت از خودمان را از ما مي گيرد و هم ما را به اندازه ساير مردم ( كساني كه اهداف واقع گرايانه دارند ) ، در معرض ناكامي قرار مي دهد.

علل كمال گرايي

اگر ما فردي كمال گرا باشيم ،‌احتمالا در كودكي ياد گرفته ايم ديگران با توجه به ميزان كارآييمان در انجام كارها به ما بها مي دهند در نتيجه آموخته ايم در صورتي ارزشمنديم كه مورد قبول ديگران واقع شويم ( فقط بر پايه ميزان پذيرش ديگران به خود بها مي دهيم ) ،‌ بنا بر اين عزت نفس ما ، بر اساس معيارهاي خارجي پايه ريزي شده است . اين امر مي تواند ما را نسبت به نقطه نظرها و انتقادات ديگران ، آسيب پذير و به شدت حساس سازد. در نتيجه تلاش براي حمايت از خودمان و رهايي از اينگونه انتقادات ، سبب مي گردد كامل بودن را تنها راه دفاع از خود بدانيم . بعضي از احساسات ‍، افكار و باورهاي منفي ذيل ،‌احتمالا با كمال گرايي مرتبط هستند:

ترس از بازنده بودن:

افراد كمال گرا ،‌غالبا شكست در رسيدن به هدف هايشان را با از دست دادن ارزش و بهاي شخصي مساوي مي دانند.

ترس از اشتباه كردن :

افراد كمال گرا ،‌غالبا اشتباه را مساوي با شكست مي دانند . موضع آنها در زندگي ،‌حول و حوش اجتناب از اشتباه است . كمال گراها فرصت هاي يادگيري و ارتقاء را از دست مي دهند.

ترس از نارضايتي :

افراد كمال گرا ،‌ در صورتي كه ديگران شاهد نقايص يا معايب كارشان باشند ،  غالبا به دليل ترس از عدم پذيرش از سوي آنان ،  دچار وحشت مي گردند. تلاش براي كامل بودن در واقع روشي جهت حمايت گرفتن از ديگران به جاي انتقاد ، طرد شدن يا نارضايتي مي باشد.

 

همه يا هيچ پنداري :

افراد کمال گرا، بندرت بر اين باورند كه در صورت به پايان رسانيدن يك كار بطور متوسط ، هنوز با ارزش هستند. افراد كمال گرا در ديدن دورنماي موقعيت ها دچار مشكل هستند. براي  مثال ،‌ دانش آموزي كه هميشه نمره (A) داشته ، در صورت گرفتن نمره  (‌ B ) بر اين باور است كه - كه من يك بازنده كامل هستم-

تاكيد بسيار بر روي بايدها :

زندگي كمال گرا غالبا بر اساس ليست پايان ناپذيري از بايدها بنا شده است كه با قوانين خشكي براي هدايت زندگي آنها به خدمت گرفته مي شود . افراد كمال گرا با داشتن چنين تاكيدهايي بر روي بايد ها بندرت بر روي خواسته ها و آرزوهاي خود حساب مي كنند.

اعتقاد داشتن به اين امر كه ديگران به آساني به موفقيت مي رسند:

افراد كمال گرا مشاهدات خود را به گونه اي جمع آوري مي كنند كه بگويند افراد ديگر با كمترين تلاش ، خطاهاي كم ، استرس هاي عاطفي كمتر و بالاترين اعتماد به نفس به موفقيت دست مي يابند . در عين حال افراد كمال گرا كوششهاي خود را پايان نا پذير و ناكافي تلقي مي كنند.

 

شما چطور ؟

تو با غمها ، رنجها و مشکلاتت چه می کنی؟

 

1 - آیا افسرده می شوی و گوشه گیر ، چون توان حل آنها را نداری؟!

2 - آیا مضطرب و عصبانی می شوی ، چون کارها بر وفق مرادت پیش نمی رود؟!

3 - آیا با اعتیاد به مواد ، خوردنی ها، خواب و شوخی و … خودت را به کوچه علی چپ می زنی و صورت مسئله را پاک می کنی؟!

4 - آیا سفره غمت را پیش دیگران می گشایی و دست نیازت را به هر سو در جهت حل مشکل دراز می کنی تا احساسات بدت را با آنها تقسیم کنی؟!

5 - آیا سعی می کنی که غمها ، دردها ،  مشکلات و رنجهایت را تحمل کنی و با آنها بسازی؟!

6 - آیا برای حل مسائل و مشکلاتت و بر طرف کردن غمها و رنجهایت ، به فکر برنامه ریزی، تدبیر و راه حل می گردی؟!

7 - آیا برای خلاص شدن از موقعیت ، شدیدا بر تلاش خود می افزایی ؟!

8 - آیا برای حل مشکل خود ، سایر فعالیت های خود را متوقف می کنی و روی حل مشکل خودت تمرکز می کنی؟!

9 - آیا با خویشتن داری منتظر فرا رسیدن زمان مناسب برای حل مسائل می شوی؟!

10- آیا با افراد با تجربه و متخصص مشورت می کنی تا برای رفع آنها راه حلی مناسب بیابی؟!

۱1- آیا با تفسیر مجدد و مثبت سعی می کنی از جنبه های مثبت تر به رویدادها بنگری و از مشکلاتت در جهت رشد خود استفاده کنی؟!

12 - آیا با روی آوردن به مذهب و از خدا کمک طلبیدن به آرامش می رسی؟!

13-آیا بر هیجانات خود متمرکز شده ، و هیجانات خود را ابراز می کنی و با بیان نمودن و نشان دادن احساسات تخلیه می شوی؟!

14 - آیا مشکل را انکار می کنی و چنین وانمود می کنی که واقعا چیزی رخ نداده است؟!

15 - آیا عقب نشینی در رفتارت می کنی و برای رسیدن به اهداف خود، کوشش دیگری نمی کنی؟!

16 - آیا فکر می کنی به بن بست رسیدی و مغزت قفل می کند؟! یا در سیکلی از  "اگرها" و  "ای کاش های" و تخیلات می افتی؟!

 

وقتی شما در تنگنای مشکلی گرفتار آمدید، یا وجود عزیزتان گرفتار غم و رنجی شد ، شما گزینه های بی شماری در مواجه با آن پیش رو دارید که به عنوان نمونه در اینجا به 16 مورد اشاره شده است.

اکنون با خود خلوت کنید و به بعضی از گرفتاریهای اخیر خود بیندیشید و ببینید چگونه با آن برخورد کرده اید؟ این کمک می کند تا خود را بیشتر بشناسید و از عهده مسائل خود بهتر بر آئید. و نسبت به واکنش های خود آگاهانه برخورد کنید.

واقعیت این است که نحوه مقابله شما با مشکلات، به عوامل متفاوتی بستگی دارد از جمله اینکه: مشکل شما از چه نوع است و از چه رنج می برید؟ موقعیت و وضعیت شما چگونه است؟ چه تجربه هایی داشته اید؟ و اینکه شخصیت شما چگونه است. همه و همه نوع مقابله شما را با مشکلات تعیین می کند.

بیائیم در رابطه با مشکلاتمان از جنبه های مختلف به قضیه نگاه کنیم . شاید روزنه ای کوچک ما را به خورشید نورانی رهنمود سازد و مسیر ما را روشن سازد.

 

به نظر شما کارامدترین روشها کدامها هستند؟! آیا می توان گفت: متناسب با هر مشکل و رنجی ، یکی از این راه حل ها ارجح تر است؟!

 

به گفته بزرگی: به من اندیشه ندهید ، اندیشیدن یاد بدهید . به من جوابها را ندهید، بلکه سئوال کردن را بیاموزید.   

 

تمرکز حواس هنگام مطالعه و روشها تقویت آن

تمرکز در لغت یعنی تراکم ، فشردگی مجموعه، چکیده، تمرکز در اصطلاح یعنی حفظ و نگهداری توجه و تمرکز حواس ، روی موضوعی معین ، بدون تمرکز حواس ، یادگیری مثمر ثمر نخواهد بود .

مقدمه :
انسان ، به سبب ویژگیهای بی نظیرش در میان همه موجودات ، عنوان اشرف مخلوقات را به خود اختصاص داده است. او استعداد خاص تفکر و یادگیری دارد که به او اجازه می دهد اعمال خاص انجام دهد . نتایج اعمالش را پیش بینی و ارزیابی کند .تغییر و تحولات گوناگون و سریعی را در عرصه علم و فناوری به وجود آورد. آنچنان که به قول تافلر دنیا را به دهکده ای تبدیل کند که اطلاعات را در سریع ترین زمان ممکن از قاره ای به قاره دیگر انتقال دهد . بنابراین بر اثر پیشرفت سریع و غیر قابل انتظاری که در قلمرو دانش و فناوری طی چند قرن اخیر نصیب انسان شده است حجم اطلاعات و دانسته های بشری روز به روز به طور سر سام آوری در حال افزایش است. بر دانش آموزان و دانشجویان لازم است که هرچه سریعتر خود را با این تغییر و تحولات همگام سازند. در این راستا، بسیاری از دانش آموزان و دانشجویان کوشش زیاد می کنند . بسیار مطالعه می کنند اما به دلیل عدم توانایی در تمرکزحواسهنگام مطالعه نمی توانند به نتیجه د لخواه دست یابند.
تمرکز در لغت یعنی تراکم ، فشردگی مجموعه، چکیده، تمرکز در اصطلاح یعنی حفظ و نگهداری توجه و تمرکز حواس ، روی موضوعی معین ، بدون تمرکز حواس ، یادگیری مثمر ثمر نخواهد بود . بنابر این همه افراد توانایی تمرکز دارند و چون تمرکز نسبی است یعنی کسی نمی تواند ادعا کند کاملا حواس پرت است ویا همیشه تمرکز حواس دارد.تمرکز گاهی ساده است و گاهی مشکل. تمرکز در موضوع هایی که نیاز به تفکرو تجزیه و تحلیل دارند مشکل و تمرکز در موضوع هایی که جنبه ی تفریحی و سرگرمی دارند ، بسیار آسان است.

تمرکز حواس:
یعنی عوامل حواس پرتی را به حد اقل رساندن… تمرکز هر شخص به نسبت کاهش عوامل حواس پرتی او افزایش می یابد و بنا به تغییرات موقعیت ذهنی و محیطی او تغییر می کند . بیشتر افراد گمان می کنند که تمرکز یک امر ذاتی و تغییر آن ناممکن است ، در حالی که تمرکز یک امر اکتسابی است و باید هر روز پرورش و جهت داده شود و هر کس با هوش عادی خود می تواند به آن دست یابد. پس برقراری تمرکز حواس به میزان کاهش عوامل حواس پرتی بستگی دارد . یعنی هر چه عوامل مزاحم و مخل تمرکز بیشتر باشند توانایی حفظ تمرکز حواس کمتر است و بر عکس. لذا حواس پرتی ؛ یعنی خارج شدن از روند مطالعه یا جریان کا ری و فرو رفتن در افکار و تخیلات و یا انجام کار دیگر.
منشاء حواس پراگندگی:
حواس پرتی یا منشاء ذهنی و درونی دارد و یا منشاء بیرونی و محیطی
حواس پرتی درونی و ذهنی:
عبارت است از اشکالات فکری انسان و اندیشه هایی که موانعی بر سر راه توجه دقیق به مطالعه و تمرکز حواس ایجاد می کنند. این موقع شامل مواردی از قبیل: درد، رنج، غم وغصه ، نگرانی، گرسنگی و تشنگی ، سردی و گرمی ، ترس و خشم و شادی ، سردرد و … می باشد

حواس پرتی بیرونی و محیطی:
آنچه که به محیط پیرامون فرد ارتباط پیدا می کند و یا تحریکات غیر عادی که توسط حواس مختلف انسان ایجاد می شوند مانند نور شدید و نور ضعیف ، صداهای ناهنجار، روشن بودن رسانه ای صوتی و تصویری و نظایر اینها ممکن است فرایند تمرکز حواس را با اشکال مواجه کنند. رهایی از حواس پرتی و ایجاد تمرکز حواس در افراد مختلف ، متفاوت است و به حالت درونی ، تجربه ها مکان و موقعیت آنها بستگی دارد. . برخی از افراد اظهار می دارند که من آدم کاملا حواس پرتی هستم و برخی دیگر می گویند نمی توانم تمرکز حواسم را به روی کاری حفظ کنم . در حالی که این تفکر غلط است و هیچ کس نباید خود را فردی کاملا حواس پرت یا فاقد تمرکز حواس بداند بلکه بهتر است وقتی که تمرکز حواس فردی دچار اختلال شد ، بگوید در این لحظه و در محیط فعلی حواس پرتی من بیشتر و میزان تمرکزمن کمتر است. لذا حواس پرتی بیشتر علل درونی دارد و به طبیعت خود فرد، ویژگیها، حالات روحی و روانی، و عادات فردی بستگی دارد.بی شک حواس پرتی بیرونی آسانتر از عوامل حواس پرتی درونی بر طرف می شود .پس می توان بدون توجه به عوامل محیطی مانند : سرو صدای زیاد، شلوغ بودن محیط و حتا داخل موترسرویس و هنگام مسافرت تمرکز حواس خود را حفظ کرد . اما نمی توان در حال گرسنگی و یا تشنگی شدید نگرانی و ناراحتی دگرگونی فکر و اندیشه با تمرکز مطالعه کرد و یا کار دیگری را با تمرکز انجام داد و مطالعات و یا تجربیات زیادی این موضوع را تائید کرده است که یک انسان می تواند در محل پر سرو صدا و نا آرامی با تمرکز و توجه کافی مطالعه کند.

● روشهای تقویت تمرکز حواس:
تمرکز حواس هنگام مطالعه کلید اصلی و اساسی درک و فهم مطالب است. و کلید اساسی تمرکز حواس استفاده از روشهایی است که باعث تقویت و پرورش ومهارت در برقراری تمرکز حواس هنگام مطالعه می شوند. بنا براین بدون تمرکز حواس ممکن است درک و فهم مطلبی که فقط یک ساعت وقت لازم داشته باشد ، ساعتها وقت بگیرد اما به خوبی فهمیده نشود و امر مطالعه بی فایده است و اثر مثبتی نخواهد داشت. لذا کاربرد روشها و فنونی که به خواننده کمک می کند تا هنگام مطالعه فعال باشد ، تمرکز حواس را تقویت و مهارت فرد را در ایجاد تمرکز حواس هنگام مطالعه افزایش می دهد این روشها عبارتند از:

آمادگی برای مطالعه:
برای شروع مطالعه ، ابتدا بایستی خود را از جهات گوناگون آماده کرد، زیرا حداکثر آمادگی ، مقدمه ای برای علاقمندی به مطالعه، ایجاد تمرکز حواس و یادگیری بهتر می باشد. منظور از آمادگی پیدایش تمام شرایطی است که شخصی را قادر می سازد تا با اطمینان به موفقیت و اعتماد به نفس، به تجربه خاصی بپردازد .

آمادگی بدنی:
به رشد و تکامل طبیعی بدن ، تندرستی و نداشتن نقصهای بدنی مربوط است. گاهی وجود بیماریهایی مانند زخم معده، میگرن، سردرد و نظایر اینها باعث از بین رفتن تمرکز حواس و مانع مطالعه فرد می شود و فرد تا به دست آوردن تندرستی کامل قادر به برقراری تمرکز حواس و مطالعه ثمر بخش نیست و انگیزه کافی هم برای مطالعه ندارد
آمادگی ذهنی: آمادگی ذهنی را می توان از خصوصیاتی نظیر رشد گویای سالم ، قدرت تفسیرو تعبیر اشکال ، توانایی درک همانندیها و نا همانندیها میان کلمات و … شناخت دانست .

▪ آمادگی اجتماعی:
به ماهیت و وسعت تجارب فرد بستگی دارد که می توان آنرا با تجربه و تحلیل زمینه خانه و خانوادگی ، محیط وسیع اجتماعی که او در آن تجربه اندوخته است و تربیت پیشین او تعیین کرد.

▪ آمادگی روانی:
آمادگی روانی به شکل پیچیده ای با رشد و تکامل بدنی ، ذهنی و اجتماعی آمیخته است . خستگی، بی قراری ، بی تابی، کوتاهی زمان، دقت نداشتن تمرکز در مطالعه ، واکنشهای منفی نسبت به خود و دیگران ، ضعف اعتماد به نفس و نظایر آنها همگی نشانه نبودن آمادگی روانی ، بدنی ،ذهنی و اجتماعی دانش آموزان و دانشجویان ، اجرای برنامه های آموزشی ، تمرکز حواس و فرایند یادگیری را آسانتر و مطلوبتر می کند

▪ داشتن علاقه به مطالعه:
مطالعه ثمر بخش از دو عامل متاثراست: یکی علاقه نسبت به مطالب خواندنی ، دیگر کاربرد ماهرانه فنون مطالعه نسبت به مطلب خواندنی سبب می شود تا شخص به مطالعه بیشتر بپردازد ، مطالعه بیشتر منجر به بهتر شدن فنون مطالعه می شود ، کاربرد فنون بهتر ، مطالعه را آسانتر ، سریعتر و لذت بخش تر می سازد؛ در نتیجه علاقه خواننده نسبت به مطالعه افزایش می یابد. پس تا زمانی که فرد تمایل یا علاقه به انجام کاری نداشته باشد نمی تواند برانگیخته شود. لذا وقتی خواننده به موضوعی علاقه مند می شود، خود به خود بر آن تمرکز می کند، بیشتر دقت می کند و به راحتی مطالب را به حافظه می سپارد و بعدا هم خیلی راحت به خاطر می آورد .پس ازعلاقه پیدا کردن نسبت به مطالب، گام بعدی تعیین هدف مطالعه است زیرا هدف زیر بنای انجام کاری است و به فعالیت انسان جهت و نیرو می دهد . هدف ارزشمند، فرد را به خواستن و طلب کردن وادار می کند و نیروی لازم را برای فعالیت در وی بوجود می آورد وسبب پیدایش تمرکز در او می شود . لذا هر فرد برای مطالعه باید هدف مشخصی داشته باشد.« زیرا تعلیم و تربیت علم اهداف است و همه بر این باورند که بدون داشتن هدف، یادگیری کاری بس دشوار و غیر ممکن است» همانطور که فرانکین معتقد است انسان بدون هدف مانند گلوله ای است که بدون هدف شلیک می شود . علاوه بر آن مطالعه بدون هدف یکی از عادات غلط مطالعه بشمار می رود .

▪ تعیین زمان و مکان مطالعه:
یکی از راه های برقراری تمرکز حواس این است که مطالعه در آن ساعت از روز انجام گیرد که برای فرد مناسبتر است. اما تعیین مناسبترین زمان برای مطالعه کاری دشوار است و به عادات فردی بستگی دارد. برخی افراد عادت دارند تا نیمه های شب بیدار بمانند و با استفاده از سکوت و آرامش شبانه با خیالی راحت و آسوده مطالعه کنند برخی دیگر عادت دارند شب زود بخوابند و صبح زود از خواب بیدار شوند وبه مطالعه بپردازند. با این توصیف تعیین زمان و مقدار مطالعه باعث آگاهی از تمام زمینه مطالعه ، برقراری تمرکز حواس، عدم سردرگمی، جلوگیری از اتلاف وقت و انرژی و فهم بهتر مطالب می شود.
والتر پارک در کتاب خود به نام « چگونه درس بخوانیم؟» چنین می نویسد: « موفقیت یا عدم موفقیت شما در تحصیلات دانشگاهی ، مستقیما به این امر بستگی دارد که چگونه از وقت خود استفاده می کنید ؟ موفقیت در دانشگاه و البته در مقاطع تحصیلی پایین تر نیز بستگی به استفاده اشتباه از زمان دارد .» «محیط آشنای یک اتاق مشخص، در حین مطالعه موجب انصراف کمتر و تمرکز بیشتر حواس می شود ،زیرا لوزم آن اتاق هر روز پیش چشم شما است و کمتر توجهتان را به خود جلب می کند . به علاوه اگر هر روز به وقت مطالعه در اتاق معینی بودید کم کم ذهنتان عادت می کند که به محض رسیدن به آن اتاق آماده تمرکز حواس و فراگیری شود. » بنا براین ثابت بودن مکان مطالعه و مشخص بودن آن به علت دسترسی به آن و فراهم بودن وسایل مورد نیاز از قبیل کتب درسی ، دفاتر، کتاب لغت، خط کش، قلم و نظایر آن جهت مطالعه موجب تمرکز حواس بیشتر و آمادگی ذهنی هنگام مطالعه می شود. پس یکی از بهترین راه های برقراری تمرکز اختصاص دادن یک اتاق مجهز به آنچه لازم دارید ، در موقع مطالعه است. این اتاق خیلی زود مناسب تمرکز و یادگیریتان شده و کار شما را به طور خودکار راحت تر می کند و بعد برایتان یک عادت مفید می شود. « برای داشتن تمرکز به هنگام مطالعه ابتدا باید خود را از دنیای خارج جدا کنید و محیط مناسبی برای مطالعه بر گزینید . چنین محیطی باید آرام، روشن و دارای هوای مناسب باشد. هیچ چیز به اندازه سر و صدا ، خسته کننده و مانع تمرکز حواس نیست. ایجاد محیط کار مناسب، به دلیل ایجاد آرامش و شرایط مناسب اهمیت دارد و زمینه ای است برای تمرکز و دقت» یادبگیر که بگویی «نه»:
« زمانیکه تصمیم گرفتید باید مطالعه کنید اما دوستان یا هم اتاقی های شما در خواست می کنند که دور هم جمع شوید ؛ هنر گفتن «نه» را در خود تقویت کنید . اگر این اراده در شما ضعیف است ، می توانید روی در اتاق مطالعه خود بنویسید « مزاحم نشوید» اگر موفق نشدید می توانید کارهای دیگری انجام دهید که نشان دهد شما دوست ندارید که کسی باعث از هم گسیختن افکار شما شود».

▪ ترک افکار منفی و داشتن افکار مثبت:
مطالعه عمیق و یادگیری ثمر بخش وقتی حاصل می شود که فرد تصور مثبتی از خود داشته باشد و به خود اعتماد کند . زیرا اعتماد به خود در موفقیت مؤثر است و مهارت را بیشتر و نیرو را افزایش داده و مغز را سالمتر می کند . وقتی می خواهید کاری انجام دهید از گفتن کلماتی همانند : نمی خواهم ، نمی دانم، نمی توانم بپرهیزید. جمله« این کار محال» است را از دفتر زندگی خود خط بزنید ، ترس و بدگمانی و بی ارادگی را از ذهن خود دور کنید . هرگز به خویشتن اجازه ندهید که هیجانات و افکار منفی شما را در خود غرق سازد و تمرکز حواس شما را مختل کند. اعتماد به نفس داشته باشید و پیوسته به نزد خود تکرار کنید که قادر به انجام کار هستم ، می توانم انجام دهم و باید انجام دهم . بدین طریق تفکر مثبت را در خود پرورش دهید. قوی بودن اعتماد به نفس احساس شعف و شادی را در شما بوجود می آورد و در حالت شادمانی از تمرکز حواس خوبی برخوردارید. بهتر فکر می کنید، بهتر مطالعه می کنید و نتیجه کارتان بهتر می شود.
مارگریت کوربت می نویسد « انسان در بحر اندیشه های خوشایند حافظه بهتری پیدا می کند و ذهن در حالت آرامی قرار می گیرد و میل به یادگیری را در خود بوجود می آورد» لذا خود پنداری مثبت مهمترین کمک برای تمرکز و یادگیری است اگر بتوانیم تصورات غلط ومنفی را از ذهن خود دور نموده و تصورات مثبت را جایگزین کنیم ، می توانیم علاقه به مطالعه و یادگیری را در خود ایجاد کنیم چرا که علاقه به مطالعه شرایط اصلی و اساسی ایجاد تمرکز حواس به هنگام مطالعه است .آلفردآدلر روانشناس مشهور ، در دوره جوانی در درس ریاضی بسیار ضعیف بود
. معلمش این موضوع را با والدینش در میان گذاشت آنها باور کردند که
آدلر در درس ریاضی ضعیف است ، آدلر هم این موضوع را پذیرفته بود . یکی از روزها که معلم مسئله ای را روی تخته نوشته بود و شاگردان کلاس از حل مسئله عاجز مانده بودند ، آدلر جواب مسئله را پیدا کرد ، پای تخته رفت و در میان حیرت همگان مسئله را حل کرد . فهمید که توانایی درک و فهم مطالب درس ریاضی را دارد ، استعدادش را باور کرد، تصورات مثبت را جایگزین تصورات منفی کرد و از آن به بعد یکی از دانش آموزان ممتاز درس ریاضی شد

▪ طرح سئوال:
طرح سئوال یکی از شیوه های مطالعه دقیق و فعالانه است که در تمام اوقات مطالعه، مفید است. طرح سئوال پیش از مطالعه دقیق، فرد را وادار می کند تا به طور فعالانه و با تمرکز و دقت کافی و با انگیزه و علاقه به مطالعه بپردازد . طرح سئوال هنگام مطالعه یکی از روشهایی است که خواننده را فعال و به طور عمقی او را در گیر مطالعه می کند وسبب برانگیختن جدیت و تلاش وی به هنگام مطالعه می شود و فرد برای یافتن پاسخ به سئوالات بایستی تمرکز حواس خود را حفظ نماید ، زیرا در هنگام مطالعه ، نمی توان بدون تمرکز پاسخ سئوالات را پیدا کرد. بعد از خواندن مطالب با طرح سئوال می توان میزا ن فراگیری خود را ارزش یابی نموده و به نقاط قوت و ضعف خود پی برد و سبب ایجاد نظر انتقادی نسبت به مطالب در فرد می شود. خواننده در مطالعات بعدی برای از بین بردن نقاط ضعف خود با دقت و تمرکز بیشتری مطالعه می کند.

● آگاهی از شیوه های صحیح مطالعه و یادگیری:
« برخی از والدین به طور مدام به فرزندان خود می گویند درس بخوانید، مطالعه کنید، ولی هرگز نمی گویند چگونه مطالعه کنید و روشهای صحیح مطالعه را نمی دانند» بنابر این آگاهی از شیوه های صحیح مطالعه و یادگیری چون:
▪ تند خوانی
▪ عبارت خوانی
▪ خواندن اجمالی
▪ خواندن تجسمی و … به خواننده کمک می کند تا تمرکز حواس خود را هنگام مطالعه حفظ نمایند

۱) تند خوانی:
تند خوانی باعث توجه و تمرکز بیشتر و فهمیدن مطالب و در نتیجه باعث یادگیری بهتر می شود . فکر و ذهن ما قادر است هزاران کلمه را در دقیقه از خود عبور دهد ولی اگر سرعت مطالعه ما پائین باشد، ذهن وقت اضافی می آورد و ناچار به این شاخه وآن شاخه می پرد و در نتیجه حواس پرتی ایجاد می شود . اما مطالعه سریع و یا تند خوانی فرصت جولان به ذهن نمی دهد و سبب برقراری تمرکز حواس هنگام مطالعه می شود.

۲) عبارت خوانی :
عبارت خوانی یعنی خواندن عبارات و جملات به عوض خواندن کلمات . عبارات خوانی به نوع دیگری به تمرکز حواس کمک می کند از این طریق خواننده باید با سرعتی که نزدیک به سرعت اندیشیدن اوست . بخواند، اگر سرعت آنقدر کم باشد که ذهن از حالت فعال بودن باز بماند ، احساس دلزدگی ایجاد می شود و چیزهای دیگری ذهن فرد را مشغول می کند و از روند مطالعه خارج می شود . بنا بر این اگر سرعت خواندن با سرعت اندیشیدن هماهنگ باشد باعث افزایش تمرکز حواس می شود.

۳) خواندن اجمالی:
روش خواندن اجمالی مبتنی است بر یک نمونه گیری سریع از نکات اساسی و صرف نظر کردن از جزئیات، در این روش خواننده مطالب را سازمان بندی می کند ، آنگاه هدف از مطالعه خود را مشخص نموده و مقدار زمان مطالعه و میزان دشواری کتاب را تخمین می زند و سپس از طریق سئوال کردن کنجکاوی ، علاقه، دقت و تمرکز حواس فرد ، افزایش میابد.

۴) خواندن تجسسی:
منظور از روش تجسسی طرح انواع سئوالات جزئی و کلی و مطالعه عمیق و اثر بخش در جهت دست یافتن به پاسخ این سئوالات است … کسی که به دنبال چیزی می گردد به احتمال بیشتری آن چیز را پیدا می کند لذا هدف خواندن تجسسی افزایش دامنه تمرکز و درک عمیق تر معانی است . به همین دلیل خواندن تجسسی تمرکز حواس و علاقه فرد را افزایش می دهد و به او کمک می کند تا مطالب دشوار را تجزیه و تحلیل نموده و آنها را بهتر بفهمد. فهمیدن مطالب موجب تحکیم آنها در حافظه می شود پس خواندن تجسسی برای غلبه بر تنبلی ، حالت کسلی، پرتی حواس، از طریق تحریک حس کنجکاوی و شرکت فعالانه در مطالعه به کار می رود.

ـ جدیت در مطالعه:
به محض نشستن پشت میز مطالعه خواندن را با جدیت شروع کنید ، چرا که اگر سریع مشغول به کار مطالعه شوید ، تمرکز حواس زود به دست می آید « این ضرب المثل چینی را به یاد داشته باشید که: فتح ستارگانی که هزاران فرسنگ از ما دور هستند با بر داشتن قدم اول امکان پذیر است» شک و تردید حاصلی جز حواس پرتی یا انحراف حواس و تسلیم به تخیلات واهی ندارد ، اجازه ندهید چیزی جز مطالعه ذهن شما را مشغول کند . با خود تصمیم بگیرید تا مقدار زمانی را برای مطالعه مشخص کنید و خود را به مدت زمانی خاص محدود کنید . در این زمان از مطالعه دست نکشید ، به مطالعه ادامه دهید ، اما زمان مطالعه را طولانی نکنید بیهوده وسواس به خرج ندهید ، بهانه تراشی نکنید به خود تلقین کنید که فرد با اراده ای هستید و می توانید هر درسی را به خوبی یاد بگیرید. جدی باشید و با علاقه و انگیزه مطالعه کنید تا هنگام مطالعه دچار حواس پرتی نشوید.

ـ استفاده از رهنما:
یکی از شیوه های برقراری تمرکز حواس، استفاده از یک رهنما چون ؛ انگشت سبابه، مداد و … به هنگام مطالعه است . زیرا استفاده از یک رهنما هنگام مطالعه باعث تمرکز حواس بهتر ، افزایش سرعت مطالعه، عادت به روان خواندن، جلوگیری از برگشت دوباره خوانی و اتلاف وقت و جلوگیری از خستگی چشم و ذهن می شود.

ـ خط کشیدن زیر مطالب مهم:
استفاده از این روش یکی از شایعترین راهبردی است که اغلب دانش آموزان و دانشجویان از آن استفاده می کنند.لذا هنگام مطالعه باید با استفاده از یک مداد ، ایده ها و مطالب مهم و اساسی را علامتگذاری نمود. زیرا برای مشخص نمودن ایده ها و مطالب مهم و اساسی و خط کشیدن زیر آنها لازم است با تمرکز حواس و دقت خاصی به مطالعه مشغول شد. پس خط کشیدن زیر مطالب مهم باعث برقراری تمرکز حواس و جلوگیری از حواس پرتی می شود

ـ یاداشت برداری هنگام مطالعه:
یاداشت برداری نوعی تکرار درس است که هم سبب تمرکز حواس و هم موجب بیشتر به خاطر سپردن مطالب می شود . یاداشت برداری خوب ، کاری جدی و فعال است که با اندیشیدن ملازمه دارد ، لذا برای یاداشت برداری باید هنگام مطالعه فعال بود و لازمه فعال بودن ، داشتن تمرکز حواس است و برای برقراری تمرکز حواس جهت نوشتن ، هماهنگی چشم و مغز به منزله نوعی یادگیری تجسمی چند بعدی با قدرتی بی نظیر است که تمرکز حواس را تقویت نموده و فهم مطالب و سرعت یادگیری را افزایش می دهد.

ـ پیشنهادات:
سعی کنید با ایجاد انگیزه های نیرومند و در نظر گرفتن اهدافی که برایتان مهم و جالب توجه است نسبت به مطالعه در خود شوق و علاقه ایجاد کنید. زیرا علاقه داشتن نسبت به موضوعی سبب تمرکز حواس در هنگام مطالعه آن موضوع می شود.موقعیتهایی که نمی توانید در آنها تمرکز حواس داشته باشید ، تجزیه و تحلیل کنید ، احساسات خود را مورد بررسی قرار دهید و بدانید که چه عواملی افکار شما را دگرگون می کنند. افکار منفی و بیمارگونه را از خود دور کنید و هر موقعیت را تا حدی که می توانید به طور منطقی تعبیر و تفسیر کنید.موضوعهای مطالعاتی خود را تقسیم بندی کنید یعنی هر موضوعی را که می خواهید مطالعه کنید، آن را به قسمتهای کوچکتر تقسیم کرده و به تدریج در زمانهای مختلفی آنها را مطالعه کنید.
هر وقت مصمم شدید مطالعه کنید یا کار دیگری انجام دهید ، بکوشید بر عزم خود پا بر جا باشید تا آن کار را به اتمام برسانید .
زمانهای مطالعه خود را با فعالیتهای متنوع تقسیم نمائید تا اینکه بتوانید تمرکز حواس خود را برای مدت زمان طولانی تری حفظ کنید و مطالعه را در آن ساعت از روز انجام دهید که برای شما مناسب تر است .استفاده از یک استراحت کوتاه در هر ساعت، انرژی لازم برای حفظ تمرکز حواس را برای مدت زمانی طولانی تری در اختیار فرد می گذارد.هرکاری به جای خویش نیکوست پس برنامه مطالعاتی داشته باشید و برای هر کاری وقت به خصوص تعیین کنید.با آگاهی ازفنون مطالعه بکارگیری آنها در هنگام مطالعه در خود ایجاد تمرکز کنید زیرا کاربرد فنونی که خواننده را در عمل مطالعه فعال می سازد، کلید اساسی ایجاد تمرکز است.به جای اینکه بکوشید دنیای خارج را تغییر دهید ، خود را تغییر دهید و لازم نیست که دیگران ویا رفتار آنها را مطابق دلخواه خویش تغییر داده شوند.چند برگ کاغذ روی میز مطالعه خود داشته باشید و مواردی از افکار منحرف کننده و مزاحم را یاداشت کنید و بعد از مطالعه نسبت به حل آنها در حد امکان اقدام نمائید
ممکن است حواس پرتی شما ناشی از گرسنگی و تشنگی شدید، بی خوابی ، خستگی، و یا علت یا علل درونی دیگری باشد، در چنین موقعیتی هرگز مطالعه نکنید.هنگام مطالعه لباس راحتی به تن کنید ، لباسی که نه بسیار زبر باشد نه بسیار نرم ، نه بسیار گشاد باشد نه بسیار تنگ.
مطالعه در حالتهایی نظیر دراز کشیدن ، به پشت خوابیدن، در حال راه رفتن تکیه زدن به دیوار و امثال اینها مفید نمی باشد. زیرا در چنین موقعیتهایی نمی توان تمرکز حواس خود را حفظ نمود ، بنا بر این هنگام مطالعه سعی شود خم شدن کمر عادت نشود و فاصله کتاب تا چشم سی سانتیمتر باشدمحرکهای محیطی از قبیل صدای رادیو، تلویزیون، تیلفون، و… که باعث حواس پرتی شما می شوند از موقعیت مطالعه خود حذف کنید.
بهترین وضعیت برای درس خواندن نشستن پشت میز مطالعه می باشد و بدترین وضعیت درازکش می باشد چرا که در این وضعیت، فرد سریع از حال و هوای مطالعه خارج می شود و تمرکز حواس خود را از دست می دهد محل مطالعه باید از هر نظر مانند نور ، دما، درجه حرارت و … مناسب باشد انگیزه بسیار بالایی برای مطالعه داشته باشید زیرا افرادی که دارای انگیزه بسیار بالایی هستند می توانند تمرکز حواس خود را برای چندین ساعت حفظ کنند.

خشونت علیه كودكان

فرد سالم، محصول خانواده سالم است و یكی از شاخصه های خانواده سالم، غالب بودن فضای صمیمیت، مهربانی و نوعدوستی میان اعضای آن است.

   خطرات كودكی و نوجوانی وقتی آمیخته با دعواها، اختلافات و كشمكش های پدر و مادر شود چندان تأثیر دیرپا و عمیقی بر ذهن و روان فرد می گذارد كه همه رفتارها و واكنش های او را در جوانی، میانسالی و حتی پیری، تحت تأثیر قرار می دهد. خشونت های خانوادگی بر موقعیت های تحصیلی شغلی و اجتماعی قربانیان خشونت، پیوستگی اش را باز می یابد و تبدیل به چرخه ای می شود كه از نسلهای بعدی قربانی می گیرد.

   دخترانی كه بخش زیادی از زندگی خود را در سایه خشونت های خانواده به سر برده اند، نمی توانند در نقش مادرانه كه بعدها بر عهده می گیرند برای فرزندان خود سرچشمه مهر و محبت باشند و به همین صورت پسران نیز نمی توانند نقش پدرانه مناسبی ایفا كنند. (ایران، 1381)

   زمانی كه خانواده به عنوان پایه اساسی یك جامعه مطرح می شود و ادعا بر این است كه فرد در این نهاد، احساس امنیت و آرامش می كند، وجود خشونت باعث از میان رفتن همه این پیش زمینه ها می شود.

   جامعه شناسان معتقدند "خشونت در خانواده" تعریف مشخصی ندارد و تنها موارد ضرب و جرح را جزو خشونت می دانند. در صورتی كه بسیاری از خشونت ها با اینكه فیزیكی نیستند از لحاظ روانی مخرب و خرد كننده اند. به طوری كه در تحقیقی عنوان شده است كه بیشترین مورد همسر آزاری، آزار روحی و روانی، ضرب و شتم و برخورد فیزیكی است و بیش از 60 درصد زنان كم محلی و بیش از 30 در صد نیز از تحقیر و سرزنش یاد كرده اند. (جام جم، 1381)

 خشونت خانوادگی به سه دسته تقسیم می شود، كه عبارتند از:

الف- خشونت علیه كودكان

ب- حشونت علیه زنان

ج- خشونت علیه مردان

 

خشونت علیه كودكان

   شاید بارزترین نشانه های وقوع خشونت در یك خانواده نسبت به كودكان باشد. هر چند، خشونت بحثی است كه باید آن را با فرهنگ و آداب و رسوم هر جامعه سنجید، اما نباید فراموش كرد رفتارهای خشونت آمیز به ظاهر ملایم نسبت به كودكان مثل پس گردنی یا پشت دست زدن، می تواند بر اثر زمان به موارد خشن تر تبدیل شود.

   خشونت نسبت به كودكان، در میان همه اقشار اجتماعی دیده می شود و محدود به خانواده خاصی نیست اما شدت و حدت اعمال خشونت می تواند در هر خانواده متفاوت باشد.

   خانواده هایی كه تنبیه بدنی را در مورد فرزندانشان مؤثر می دانند، به این امر واقف نیستند كه نوعی تعارض غیر قابل جایگزین میان خود و فرزندانشان پایه ریزی می كنند، تعارضی كه علت اصلی آن تنبیه بدنی است. چنین والدینی كه كوچكترین اشتباه را از سوی فرزندان غیر قابل بخشش می دانند و كارهای مثبت فرزند را نادیده می پندارند و بدون تشویق، از كنارش می گذرند باعث می شوند كه كودك با قهر و كینه نسبت به خشونت والدین بزرگ شود. البته باید توجه داشت اعمال خشونت پدر و مادر نسبت به كودك با هم تفاوت دارد. پدر معمولاً برای نظارت رفتار كودك، او را تنبیه می كند اما مادر به دلیل خواسته ها و تقاضای زیاد كودك خشونت می ورزد. نتایج آخرین تحقیقات نشان داده است، زنان شاغل كمتر از زنان خانه دار فرزند خود را تنبیه می كنند و احتمالاً علت آن است كه زنان شاغل با مسئولیت های خارج از خانه و دور بودن از كودك، از همراهی یكنواخت كودكشان و توقعات بی شمار او آزادند و در ساعت های اندكی كه با كودك به سر می برند ملایمت بیشتری نسبت به او نشان می دهند.

   یكی از مهمترین خشونت های روانی در كودك زمانی است كه با بی توجهی والدین مواجه می شود و احساس می كند كسی حمایتگرش نیست و همیشه تنهاست. از این رو خانواده ها در سراسر جهان می توانند هم به عنوان نخستین جایگاه رشد خشونت علیه كودكان و هم به عنوان اولین جایگاه برای كاهش خشونت آنها محسوب شوند.

   تنبیهات بدنی در زمان رشد كودكان ممكن است باعث ایجاد صدمات جسمی شود، حس انتقام جویی را در آنها زنده كند و صدمات روحی فراوانی به وجود آورد. شخصی كه دوران كودكی اش با تنبیهات بدنی همراه بوده در آینده دچار عقده انتقام جویی می شود و دوست دارد به نحوی این عقده را به دیگران منتقل كند. كودكان به هر دلیلی كه از سوی پدر و مادر تنبیه بدنی می شوند، یا شاهد این رفتار هستند دچار افسردگی شده و سطح یادگیری آنها نزول و قدرت سازگاری آنها در آینده پایین می آید

اختلاف سنی دختر و پسر در ازدواج

 

سئوالات زیادی در موردبالاتر بودن سن دختر نسبت به سن پسر در ازدواج مطرح شده است که ملاحظاتی راجع به  تفاوت سنی  دختر و پسر در ازدواج ، اشاره می کنیم:

1 – بهترین و معمولی ترین وضعیت ازدواج اینست که سن پسر کمی از سن دختر بیشتر باشد، یا حداقل مساوی باشند( مثلا 1 الی 5 سال). این به خاطر اینست که مدت باروری در خانمها محدود بوده و در آقایان نامحدود است. و اینکه قدرت باروی خانمها زودتر از آقایان شروع می شود، همچنین نیاز است که  آقایان قبل از ازدواج، علاوه بر  بلوغ جسمی و فکری، به استقلال اقتصادی نیز برسند، که این به زمان بیشتری نیاز دارد. به هر حال این نسخه غیر قابل نقض نیست که در بندهای بعدی توضیح داده می شود.

2 – انتخاب همسر یک مسئله چند بعدی است و معیارها و شرایط انتخاب همسر متعدد است. وقتی شما اقدام به انتخاب همسر می کنید باید 2 مسئله کلی و اساسی را در نظر بگیرید:

الف) همسر انتخابی شما می بایست تمام معیارهای اساسی و مهم مورد نظر شما را که لازمه یک زندگی توام با خوشبختی هست را دارا باشد  این بدان معنا نیست که در تمام این پارامترها و معیارها صد درصد و کامل باشد ، بلکه به این معناست که حداقل نمره قبولی را داشته باشد. ( مانند اینکه شما در رشته تحصیلی باید همه دروس را پاس کنید)

ب) فرد مورد نظر شما در کل ، باید معدل قابل قبولی در معیارهای مورد نظر شما کسب کند. یعنی اینکه وقتی نمره هر یک از معیارهای ازدواج را که با هم جمع کردید، او میانگین مطلوب را از نظر شما داشته باشد. ( مانند اینست که در رشته تحصیلی خود علاوه بر قبولی همه دروس ،  نباید مشروط شوید)

خلاصه: در تک تک معیارها حداقل نمره را داشته باشد و در جمع کلی همه معیارها، میانگین مطلوب شما را کسب کند.

اگرچه ممکن است فرد در یک معیار نمره عالی نداشته باشد و نقطه ضعف وی باشد. مثلا دختری که 2 سال از پسری بزرگتر است ، اما در سایر معیارهای اساسی قوی است، در نتیجه معدل خوبی جهت ازدواج دارد. در ضمن وی در معیار سن هم حداقل نمره قبولی را دارد. لیکن اگر این دختر با همه معیارهای اساسی و خوبی که دارد، 15 سال از پسر بزرگتر باشد ، با وجود اینکه معدل بالایی دارد، لیکن در یک معیار اساسی رد می شود و چنین ازدواجی با ریسک بالایی از طلاق یا نارضایتی در زندگی زناشویی همراه می شود. ( توجه کنید در اینگونه مسائل انسانی با قطعیت صد در صد سخن نمی گویئم).

3 – اختلاف سنی دختر و پسر نباید آنقدر زیاد باشد که دوره رشدی آنها متفاوت شود و در علاقه ها، سرگرمی ها ، طرز نگرش و بینش و انرژیهای روانی با هم متفاوت و یا احتمالا درگیر شوند. مثلا ازدواج دختر 16 ساله ای را با پسر 30 ساله در نظر بگیرید. در حالیکه دختر در آغاز راه هیجانات ، علاقمند به شطینت های نوجوانی، کوهنوری و جست و خیز و مهمانی و .... هست ، آن آقا کار و تفکر و  مطالعه ، فلیم و موسیقی و گوشه ساکت خانه جهت استراحت را بیشتر می پسندد. همچنین دیدگاه آقا توام با تجربه و احتیاط است و دیدگاه دختر نوجوان ریسک و فعالیتهای نو و بدیع است.

4 – نکته مهم بعدی اینست که علاوه بر سن شناسنامه ای باید به سن و بلوغ عقلی، اجتماعی، فرهنگی و ظاهر وی  نیز توجه کرد. بعضی وقتها دختری ممکن است 3 سال از پسری بزرگتر باشد، اما با نشاط  و انرژی است. و علاقمندیها و تمایلات مشترکی با پسر دارد. لذا علاوه بر سن تقویمی، لازمست که به ظاهر ، طرز فکر و نگرش هم توجه عمیق شود.

5 – نحوه تفکر پسر  و دختر ، نسبت به اختلاف سنی در ازدواج ( بزرگتر بودن دختر از پسر)، بسیار مهم است. اگر پسری از همان اول با تردید به بزرگتر بودن خانمش بیندیشد. او آمادگی دارد که بعدا با کنایه اطرافیان به هم بریزد و این مسئله را مرتب به رخ خانمش بکشد. اما در برابر پسری که درگیر این گونه مسائل نیست به سادگی از کنار این مسئله می گذرد. همچنین دختری که به این مسئله (سن زیاد) حساس هست. بعدا هر مسئله را در رابطه اشان به خودش و سن بالایش نسبت می دهد. که این از آسیب پذیریهای چنین ازدواجهایی هست.

6 – نظر پدر و مادر عروس و داماد هم در این زمینه از آنجا مهم است که ممکن است با سخت گیریهای خودشون منجر شوند که دختر و پسر نظرشان کم کم به هم عوض شود. اگر پسر و دختری به شدت تحت نفوذ والدین خودش هست. معمولا نمی تواند خارج از نظر آنها ، دست به چنین ازدواجی بزند.

 

 

نقش رنگ درزندگی

تا به حال شده است براي اين كه احساس آرامش بيشتري كنيد خودتان را بين ملحفه هاي سبزرنگ بپيچانيد تا به خواب رويد؟
آيا برايتان پيش آمده هنگام انجام يك مصاحبه شغلي لباسي به رنگ قرمز بپوشيد و آن را عامل موفقيت خود بدانيد؟
آيا رنگهايي كه در لباس و دكوراسيون خانه شما به كار رفته اند مي توانند رفتار و سطح انرژي يا زندگي شما را بهبود بخشند؟ مي توانيد امتحان كنيد.

سبز ليمويي:
پوشيدن لباسي به اين رنگ يا استفاده از آن در تزيين و دکوراسيون منزل مي تواند توانايي منطقي و پيگير بودن شما را بيفزايد.
سبز ليمويي به شما اين امکان را مي دهد که بفهميد براي پيشرفت بيشتر خود به چه چيزي نياز داريد.

سبز:
لباس يا دکوراسيون سبزرنگ کمک مي کند احساس نزديکي بيشتري با طبيعت داشته باشيد و نيز باعث مي شود به ديگران احساس راحتي و آرامش بيشتري ببخشيد.
استفاده از اين رنگ همانند يک خاک حاصلخيز باعث مي شود دنيايي پربار براي شما به وجود آيد. طبيعت ذاتي اين رنگ که نوعي توازن و تعادل در خود دارد، شما را تشويق مي کند به نجواي درون خود گوش دهيد و بفهميد براي اين که شما و ديگران از احساس راحتي بيشتري برخوردار باشيد به چه چيزي نياز داريد.

سبز كله اردكي:
اين رنگ توانايي شما را در قدرت انتقال فکر افزايش مي دهد. همچنين باعث مي شود سياست بيشتري در زندگي تان داشته باشيد.
استفاده از اين رنگ که نوعي آبي آميخته با سبز است به شما اين باور را القا مي کند که مي توانيد با دست خود آينده اي دلخواه بسازيد.

آبي:
لباس و آرايش آبي رنگ ، شما را بيشتر رويايي مي کند و الهامات شما را افزايش مي دهد. اين رنگ بسيار آرامش بخش بوده و باعث متمرکز شدن افکارتان مي شود.
اثر آرامش بخش اين رنگ باعث مي شود برنامه ها و افکار مغشوش از ذهنتان خارج شوند و روياها و اهدافتان نظم و ترتيب بيشتري بگيرند.

نيلي:
رنگ لباس يا تزيينات و آرايشي که به رنگ نيلي باشد مي تواند قدرت خطرپذيري شما را افزايش دهد. نيلي اعتماد به نفس بيشتري به شما مي دهد تا به نقشه هايي که در سر مي پرورانيد جامه عمل بپوشانيد.
استفاده از رنگ نيلي که نوعي آبي آميخته با قرمز است ، کمک مي کند آينده اي خوب و برنامه ريزي شده را براي خودتان ايجاد کنيد.
اين رنگ به شما کمک مي کند دلواپسي هايتان را به کارهايي مثبت تبديل کنيد.

بنفش:
رنگ بنفش بر خيالپردازي شما مي افزايد و کمک مي کند احساس قدرت و اختيار بيشتري کنيد.اين رنگ همچنين سبب تقويت کردن عمق احساسات شما مي شود و شما را صاحب اراده اي مصمم تر مي کند و توانايي تان را در ارائه راهبردهاي جديد در زندگي افزايش مي دهد.

بنفش تيره:
اين رنگ اشتياق و خوشبيني شما را افزايش مي دهد. استفاده از اين رنگ به شما الهام مي کند بايد کاري جديد را آغاز کنيد.
اگر لباسي به اين رنگ بپوشيد يا در دکور منزلتان از اين رنگ بهره گيريد بد گماني شما را کاهش مي دهد و فرصتهاي جديدي را براي شما مي گشايد.

قرمز:
لباس و آرايش قرمزرنگ شما را بيشتر اهل عمل مي کند و پرمايه و مبتکر مي سازد. استفاده از قرمز آتشين به شما علم و قدرت اين را مي دهد که حرف دلتان را براحتي بزنيد و آنچه را دوست داريد به دنيا بگوييد.

نارنجي پررنگ:
استفاده از اين رنگ در لباس و دکور منزلتان کمک مي کند به شخصيت خود احترام بيشتري بگذاريد. نارنجي پررنگ شما را تشويق مي کند تا خودتان را قبول داشته باشيد و آنها را که دوستشان داريد، تحسين کنيد.

نارنجي:
رنگ نارنجي به شما احساس شهامت و بيباکي مي دهد. اين رنگ که گرمترين رنگ اتمسفر است نظم و ترتيبي را که نياز داريد تا انتظارات غيرواقعي را از خود دور کنيد به شما مي بخشد.

طلايي:
استفاده از رنگ طلايي در لباس و آرايش يا وسايل منزل باعث مي شود احساسات و سرزندگي شما بيدار شود. استفاده از رنگ طلايي به شما نيرويي مي بخشد تا آن چيزي را که باعث خرسندي و رضايت خاطرتان مي شود، پيدا کنيد.

زرد:
رنگ زرد باعث مي شود ذهنتان بيشتر باز شود. استفاده از رنگ زرد که روشن ترين رنگ در طيف است ذهني سيال تر و بازتر را براي شما خلق مي کند.
اين رنگ سبب مي شود نقطه نظرات ديگران را بهتر بفهميد و سياست بيشتري در زندگي خود اعمال کنيد.

سياه:
استفاده از اين رنگ باعث مي شود توانايي بيشتري در تمرکز کردن داشته باشيد. استفاده از رنگ مشکي ، يعني غيبت نور، ناشناخته ها را به شما نشان مي دهد.
در تاريکي ، افکار شما باطني و دروني شده و بهتر مي توانيد برروان و احساسات درست خود تمرکز کنيد.

قهوه اي:
لباس قهوه اي رنگ يا اتاقي که به اين رنگ تزيين شده باشد، آگاهي و هوشياري شما را افزايش مي دهد. اين رنگ به شما کمک مي کند واقعيت هر موقعيتي را بهتر دريابيد و بدانيد چه چيزي براي شما بهترين خواهد بود.

سفيد:
لباس يا دکوراسيون سفيدرنگ قدرت تحليل شما را افزايش مي دهد. استفاده از رنگ سفيد که اصل همه رنگهاست ، به شما احساس آزادي و رهايي بيشتري مي بخشد.
اين رنگ هر موقعيت يا ارتباطي را که باعث مي شود بتوانيد از حل مشکلاتتان برآييد براي شما روشن مي کند.

 

تنهایی

تنهایی نوعی احساس تهی بودن و خلا درونی است. شما احساس انزوا کرده و از دنیا جدا می‌شوید، از کسانی که دلتان می‌خواست با آنها رابطه داشته باشید، می‌برید. انواع و درجات مختلفی از احساس تنهایی وجود دارد. شاید تنهایی را به صورت یک احساس مبهم از درست نبودن امور تجربه کنید. این حالت نوع خفیفی از احساس تهی بودن است. شاید هم تنهایی را به صورت محرومیت و درد بسیار شدید تجربه نمائید.

یک نوع از تنهایی به گم کردن یک شخص خاص ، به دلیل مرگ او را یا دوری‌اش مربوط می‌شود. نوع دیگر تنهایی ناشی از فقدان تماس با مردم است، به دلیل اینکه ممکن است واقعا به صورت فیزیکی به خاطر کار در شیفت شب یا اقامت در ساختمانی که مردم به ندرت به آنجا رفت و آمد می‌کنند، از دیگران جدا شده باشید. شما حتی ممکن است از نظر عاطفی احساس تنهایی کنید، در حالی که در میان مردم هستید، ولی در برقراری رابطه با آنها دچار مشکل می‌باشید.

احساس تنهایی با تنها بودن صرف متفاوت است.

اینجا ضروری است که تاکید شود احساس تنهایی مساوی با تنها بودن نیست. هر شخصی همیشه زمانی را برای تنها بودن در نظر می‌گیرد. تنهایی ، احساس تنها بودن و غمگین شدن به خاطر آن است و البته همه ما گاهی احساس تنهایی می‌کنیم. فقط زمانی که در دام تنهایی گیر می‌افتیم، آن تبدیل به یک مشکل واقعی می‌شود.

چطور ممکن است در احساس تنهایی‌مان نقش داشته باشیم.

تنهایی یک احساس انفعالی است. ابقا و تداوم آن ناشی از اجازه منفعلانه ما از یک سو و انجام ندادن هیچ تغییری برای تغییر آن از سوی دیگر است. ما امیدواریم که خودش از بین خواهد رفت و بنابراین هیچ کاری برای رفع آن انجام نمی‌دهم و اجازه می‌دهیم که تنهایی ما را دربرگیرد. شگفت آور اینکه در بعضی موارد حتی ما به این احساس خوش‌آمد می‌گوییم. پذیرفتن تنهایی و غرق شدن در احساسات مرتبط با آن معمولا به احساس افسردگی و درماندگی منتهی می‌شود، آن نیز به نوبه خود ، احساس انفعال بیشتر و افسردگی افزونتر منجر می‌گردد.

راههای تغییر احساس تنهایی

احساس تنهایی را شناخته و آن را بیان دارید.

برای متوقف کردن احساس تنهایی ، اول باید بپذیریم که احساس تنهایی می‌کنیم، با اینکه گاهی اوقات پذیرفتن آن خیلی مشکل است. سپس باید احساس تنهای را به شیوه‌ای ابراز داریم. می‌توانیم آن را در دفتر یادداشت روزانه بنویسیم، یا از طریق نوشتن یک نامه تخیلی به یک دوست یا فامیل تنهایی‌مان را بروز دهیم، از طریق کشیدن و رنگ کردن یک تصویر ، آواز خواندن یا انجام هر کار دیگری که باعث ابراز احساسات درونی‌مان گردد، شامل صحبت کردن با دیگران نیز می‌توانیم احساس تنهایی‌مان را بیان داریم.

بیان این احساسات ممکن است به کشف این نکته منجر شود که ما چیزهای زیادی را احساس می‌کنیم که با احساس تنهایی‌مان مرتبط هستند، از قبیل غمگینی ، خشم و ناکامی. ممکن است قادر به شناسایی نواحیی باشیم که این احساسات از آنجاها می‌آیند، یعنی متوجه شویم که چگونه با زندگی ما ارتباط یافته‌اند. به موازات توانایی‌مان در دیدن این ارتباط ، توانایی‌مان در تغییر آنها نیز افزایش می‌یابد.

فعالتر باشید.

بزرگترین تغییر ، البته ، متوقف کردن حالت انفعال و فعال‌تر شدن است. اگر ما کسی را ترک کرده‌ایم، از قبیل والدین ، خانواده یا دوستان ، می‌توانیم به آنها تلفن بکنیم، نامه بنویسیم و یا به ملاقاتشان برویم. صحبت کردن با یک دوست فهیم نیز به تغییر خلقیات کمک خواهد کرد.

اگر دوست فهیم در دسترس نیست، صحبت با یک معلم یا مشاور می‌تواند نقطه‌ای برای شروع باشد. اگر احساس تنهایی به دلیل مردن شخص مورد علاقه باشد، ابراز اندوه ناشی از فقدان او و یادآوری خاطرت شاد خودمان با وی و توجه به اینکه خاطرات همیشه با ماست، می‌تواند به ما در دور شدن از احساسات تنهایی کمک کند. این الگو را می‌توان در مورد از دست دادن دوستی‌ها و یا روابط عشقی مورد استفاده قرار داد.

در فعالیتها یا باشگاهها شرکت کنید.


شرکت در فعالیت یا باشگاه چندین چیز را می‌تواند به دنبال داشته باشد. شرکت در فعالیتهای لذت بخش ذهن ما را از احساس تنهایی دور می‌گرداند. این فعالیتها از طریق فوق می‌تواند بطور مستقیم خلق ما را تغییر دهند. این اعمال همچنین فرصتی را فراهم می‌کنند تا افرادی دارای علائق مشترک و مشابه را ببینیم و مهارتهای ملاقات با دیگران را در خود افزایش دهیم.

این فعالیتها ، ساختاری را به زندگی ما داده و احساس می‌کنیم که چیزی برای آینده وجود دارد. در بعضی موارد این اثرات خیلی سریع و در مواردی دیگر به کندی بدست می‌آیند. ما واقعا نیاز داریم که خود را مجبور کنیم که به دیدار دیگران رفته، با آنها صحبت کرده و فعالیتهای متعدد را مورد توجه قرار دهیم. قبل از اینکه در رابطه با آنچه که می‌خواهیم انجام دهیم، احساس راحتی داشته باشیم و سپس به مشاهده و پیشرفت بپردازیم.

شاید چیزی که باید از آن خودداری کرد، این باشد که بکوشیم به باشگاه یا یک سازمان یا حتی یک رابطه جدید به این خاطر ملحق شویم که فکر می‌کنیم حال ما را بهتر کرده و یا به شخصی جذاب تبدیل خواهد کرد. راهبرد بهتر این است که در فعالیتها به این خاطر درگیر شویم که آنها قبلا در ما ایجاد لذت می‌کرده‌اند و یا اینکه فکر می‌کنیم برایمان خوب خواهند بود. این باعث می‌شود که از انجام فعالیتها با مردم و بودن با مردمی که از این امورات لذت می‌برند، لذت ببریم. همچنین ممکن است دریابیم که بعضی از مردم همانطوری هستند که ما هستیم. یک امتیاز اضافی نیز این است که درمی‌یابیم قادریم، بعضی از فعالیتها و علائق را انتخاب و به تنهایی انجام دهیم، بدون اینکه احساس تنهایی بکنیم.

نتیجه گیری

هر کسی در دوره‌هایی از عمر احساس تنهایی می‌کند. استفاده از پیشنهادهای فوق کمک می‌کند تا با این احساسات بهتر مقابله کنیم. اگر متوجه شدید که در مواجهه با احساس تنهایی‌تان دچار مشکل هستید و لازم است از کمک یک متخصص بهداشت روانی استفاده نمائید. شما می‌توانید برای این منظور به یک مرکز مشاوره و یا یک متخصص مربوط مراجعه نمائید.

يك فرمول جادويى براى آموزش



راز كمك به يادگيرى خواندن و نوشتن كودك در ميزان وقتى نهفته است كه شما به عنوان مادر يا پدر صرف آموزش فرزندتان مى كنيد. خواه شما صفحات فكاهى آخر هفته را براى فرزندتان بخوانيد يا او را با خودتان به خريد ببريد و اجازه دهيد اقلام مورد نياز را از قفسه ها بردارد، كودك مى آموزد كه چگونه در كنار شما باشد و علائق خود را با الگوهاى رفتارى شما مطابقت دهد.
زمانى كه كودك وارد مدرسه مى شود با بسيارى از مهارت هاى مورد نياز براى خواندن و نوشتن آشنا است. كودك از طريق گفت و شنود با شما چگونگى برقرارى رابطه را آموخته است. هنگامى كه او مى بيند شما چگونه در امور روزمره و در اوقات فراغت از خواندن و نوشتن استفاده مى كنيد، به اهميت و لذت آنها پى مى برد. با حضور در فعاليت هاى روزمره و گردش هاى خانوادگى، اطلاعات اوليه لازم را درباره مردم، مكان ها و امورى كه براى پيشرفت توانايى خواندن او ضرورى است به دست مى آورد.
اما قبل از اين كه كودك قادر به خواندن و نوشتن شود بايد به توانايى خود در يادگيرى ايمان آورد. متأسفانه بعضى از والدين به طور ناخواسته با اجبار كودك به خواندن، قبل از كسب آمادگى لازم، اعتماد به نفس كودك را تضعيف مى كنند. گاهى با تبديل كارى به يك وظيفه كه ممكن است كودك آن را تفريح به حساب آورد او را كاملاً از خواندن دلزده مى كنند.
حال اين وظيفه شماست تا با ايجاد محيط آرام و با آرامش كودك را در تجربه اش تشويق كنيد و مراحل يادگيرى را براى او لذتبخش كنيد.
مهمترين معلم كودك شما
يكى از وظايف سنگين والدين ايجاد انگيزه و علاقه در كودك براى خواندن و نوشتن است. اما اين كار بسيار ظريف است و نيازمند استفاده از روشى دقيق و اصولى است. پژوهش هاى انجام شده بارها نشان داده اند كه محيط اوليه زندگى كودك تا حد بسيارزيادى در توانايى بعدى او در خواندن مؤثر است و نوع برنامه هاى پيش دبستانى و اندازه كلاسى كه براى نخستين بار كودك در دبستان با آن روبه رو مى شود، در توانايى خواندن او نقش كمترى را ايفا مى كنند.
هنگامى كه شما فرزندتان را به موزه يا باغ وحش مى بريد، در واقع (و شايد ناخودآگاه) به او كمك مى كنيد تا پايه هاى اعتماد به نفس، تجربه و مفاهيمى كه براى يادگيرى خواندن و نوشتن نياز دارد را در درون خود پرورش دهد. متخصصان بر اين باورند كه در اين زمينه نوع فعاليت از اهميت زيادى برخوردار نيست، بلكه روش برخورد پدر و مادر با كودكان شان عامل تعيين كننده اى در يادگيرى است. هنگامى كه زمان خواندن و نوشتن فرا مى رسد كودكانى داراى موفقيت بيشترى هستند كه در خانواده هاى موفقى رشد كرده اند. يعنى خانواده اى كه در آنها والدين براى فرزندان شان وقت صرف مى كنند، آنها را به مكان هاى گوناگون مى برند، مطالبى را براى آنها بلند بلند مى خوانند، به آنها كمك مى كنند تا موضوعات مورد علاقه شان را دنبال كنند، آنها را وارد مكالمات روزمره خود مى كنند و به سؤال هاى آنها پاسخ مى دهند.
آغاز يادگيرى در خانه
شايد شما هر روز با موارد فراوانى كه عامل پيشرفت مهارت هاى كودك است روبه رو شويد. ممكن است به فرزندتان اجازه دهيد پاكت هاى نامه شما را باز كند و شايد يك بار در داخل يكى از آنها يك دسته كوپن تبليغاتى بيابد. كودك را تشويق كنيد تا با بررسى آنها عكس هاى اقلام مورد نياز خانواده را تنظيم كند. شايد در نامه ديگرى برچسب عكس حيوانات باشد. از او بخواهيد تا عكس ها را از هم جدا كند و روى كاغذ بچسباند.چنين فعاليت هايى با نوع آموزش غيررسمى كودك يعنى سبك طبيعى يادگيرى كودك مطابقت دارد. اجازه دهيد كودك به دور از هرگونه فشارى كاملاً آزاد باشد. از آنجايى كه شما كارهاى آموزشى را به شكل بازى از او مى خواهيد، كودك از اين كار لذت مى برد. كودك به طور اتفاقى از انجام بازى هاى گوناگون تجربه كسب مى كند. اما با روى هم انباشته شدن چنين تجارب كوچك، كودك قبل از ورود به دبستان آماده و علاقه مند به خواندن و نوشتن مى شود.
والدين در نقش الگو
شما و همسرتان الگوى فرزندتان براى خواندن و نوشتن هستيد. هرچه بيشتر در حضور او مشغول به خواندن و نوشتن باشيد، كودك علاقه بيشترى براى انجام اين كار نشان مى دهد.از هر فرصتى براى نشان دادن اهميت و ارزش كلمات نوشتارى استفاده كنيد. شايد به او اجازه دهيد تا شما را در انجام فعاليت هايى كه بستگى به پيروى از دستورالعمل هاى نوشته شده دارد، مانند پختن كيك يا متصل كردن اعضاى عروسك يارى دهد. شايد به تازگى براى او يك سه چرخه خريده ايد. البته اجازه دهيد تا كودك خود سعى كند تا قطعات سه چرخه را سوار كند و سپس به او نشان دهيد كه اگر از دستورالعمل سوار كردن دوچرخه استفاده مى كرد چقدر كار آسان تر مى شد.
كودك را از موضوعات موردعلاقه خودتان آگاه كنيد و به او نشان دهيد كه چگونه كتاب ها، شما را در يادگيرى اين مسائل يارى مى دهند. با حوصله و دقت زياد فرزندتان را به طرف موضوعات موردعلاقه اش ترغيب كنيد. او را به كتابخانه ببريد و به او كمك كنيد تا كتاب هايى را كه پاسخگوى پرسش هاى فراوان او در مورد مسائلى همچون مقدار داغى خورشيد و فعاليت فضانوردان است، انتخاب كند. سپس اين كتاب ها را با هم بخوانيد و جواب سؤال ها را كشف كنيد.
از اين طريق كودك متوجه علاقه شديد شما به خواندن كتاب و روزنامه مى شود و به اين نتيجه مى رسد كه خواندن يك فعاليت مهم است.قسمتى از جاذبه خواندن نه تنها ناشى از علاقه كودك به تقليد از رفتار شما است، بلكه ناشى از علاقه او به همكارى با شما نيز است. دخالت دادن كودك در بحث در مورد مطالب صفحه اول روزنامه و يا صرف زمان كوتاهى براى توضيح ساده موضوع كتابى كه در حال مطالعه هستيد، به او كمك مى كند تا از قدرت كلمات نوشتارى آگاه شود.
در جهان پرمشغله امروز، بسيارى از فعاليت هاى ديگر مانند كار، ورزش، تماشاى تلويزيون و خريد، فرصت مطالعه را از مردم گرفته است.
به ياد داشته باشيد كه كودك به چگونگى تقسيم زمان و صرف اوقات فراغت شما توجه مى كند. او به آن چه شما عملاً انجام مى دهيد دقت مى كند و براى او رفتار شما گوياتر از گفتار شما است. حتماً زمان مناسبى را براى مطالعه در برنامه زندگى خود بگنجانيد. والدينى كه با وجود برنامه هاى فراوان روزانه شان از خواندن به عنوان يك سرگرمى استفاده مى كنند و خانه را پر از كتاب، مجله و روزنامه مى كنند، به فرزندان شان مى فهمانند كه خواندن تا چه حدى براى آنها ارزش دارد.جالب است بدانيد كه خواهر يا برادرى كه كمى بزرگ تر از كودك است يا كودكان با تجربه ترى كه مورد توجه او هستند، مى توانند در آماده كردن او براى خواندن بسيار مؤثر باشند.اين رفتار كودك جاى سؤال ندارد، زيرا او تقريباً هر رفتار ديگرى را نيز از همين طريق مى آموزد.
از آن جايى كه خواهر بزرگتر كودك به تازگى مراحل يادگيرى خواندن را سپرى كرده است، شايد بهتر از والدين با اين مراحل آشنا باشد. او احتمالاً درك قوى ترى از مطالب جالب و پراهميت خواندن براى يك خواننده مبتدى دارد.
در حالى كه بزرگسالانى كه مدت ها قبل، اين مراحل را طى كرده اند، ممكن است در تشخيص سخت و آسان بودن مطالب دچار اشتباه شوند. خواهر كوچك ترى كه خود در ابتداى آموزش با سختى و نااميدى هايى روبه رو شده و هنوز هم آنها را به ياد دارد در اين مرحله حتى مؤثرتر از والدين مى تواند مطالب را به كودك منتقل كند، به علاوه اين عمل به سود معلم كوچولو نيز تمام مى شود، زيرا كه او احساس بزرگى و عاقلى مى كند و اشتياق ياد دادن در او متبلور مى شود.

خنده

  

 خنديدن يكي از نيازهاي اوليه و ضروري مي‌باشد كه تنها مختص انسان‌ها و نشان‌دهنده زندگي اجتماعي است. زماني كه هيچ شنونده‌اي در مقابل شما وجود نداشته باشد هيچ خنده‌اي هم به وجود نميآيد. خنديدن باعث پيوند دادن انسان‌ها به يكديگر مي‌شود، ذهن گوينده و شنونده را با هم هماهنگ كرده و نشان مي‌دهد كه از نظر احساسي با هم موافق هستند. خنده يك فضاي خوب احساسي را به وجود ميآورد و آدم‌ها نياز برقراري ارتباط نزديك‌تري را نسبت به هم پيدا كرده و از وجود يكديگر بيشترين لذت را مي‌برند. حتي گوينده‌ها خيلي بيشتر از شنونده‌ها از تاثيرات مثبت خنديدن بهره‌مند مي‌شوند. خنده و شوخي اضطراب و عصبانيت را از بين مي‌برد و راه رسيدن به صميميت را هموار مي‌سازد. خنده از طريق قانون‌هاي سخت از پيش تعيين شده به وجود نميآيد بلكه در حين مكالمه و برقراري ارتباط است كه افراد شروع به خنديدن مي‌كنند، خنده نيز مثل خميازه واگيردار است، كسي نمي‌تواند در مقابل آن از خود مقاومت نشان دهد. يكي از راههاي ايجاد خنده (و به طور حتم يكي از قـديمي‌ترين راهها) قلقلك دادن است كه يك امر كاملا‌ اجتماعي است چرا كه هيچ يك از ما نمي‌تواند شروع كند به قلقلك دادن خودش. ما كسي را قلقلك مي‌دهيم تا او نيز در مقابل به اين عمل ما واكنش نشان دهد. نه تنها تمام مردم از قلقلك خوششان ميآيد بلكه بيشتر افراد معتقدند كه اين عمل نشانه‌اي از علاقه و محبت است. احتمالا‌ قلقلك ريشه تمام بازي‌ها بوده است.

 

اختلالات خواب

 

تعداد زیادی از مردم خواب راحتی ندارند. آپنه خواب، بی خوابی، خروپف و سندروم پاهای بی قرار مشکلی است که بسیاری از ما از آنها رنج می‌بریم. اگر دوست دارید تا بیشتر با دلیل این مشکلات آشنا شوید، این صفحه را بخوانید.

خرخر
خرخر شایع ترین دردسری است که هنگام خواب وجود دارد. نه تنها اطرافیان بیمار، آزرده می‌شوند، بلکه خود او نیز خجالت زده می‌شود. اگر بافت نرم پشت گلو بیش از حد رها باشد، مسیر حلق را می‌بندد. هوای خروجی سعی می‌کند این مانع را کنار بزند. بافت می‌لرزد و صدایی را که ما می‌شنویم تولید می‌کند. با بالا رفتن سن، خرخر شدیدتر می‌شود، چون یکی از دلایل اصلی آن اندازه و شکل بدن است.

 

افرادی که گردن های کوتاه و پهن دارند بیشتر از بقیه خرخر می‌کنند، چون ماهیچه های اطراف نای آنها نمی تواند چربی های دور آن را سر جای خود نگهدارد. به عنوان یک قانون سرانگشتی، می‌توان گفت که احتمال خرخر کردن افرادی که اندازه یقه پیراهن آن‌ها 16.5 یا بیشتر است، خیلی بالاست. دلیل خرخر کردن سایر افراد ممکن است یکی از موارد زیر باشد:
• سستی عضلات زبان یا حلق: ماهیچه های شل باعث خرخر کردن می‌شوند.
• بزرگی بافت حلق: معمولاً کودکانی که لوزه های متورم دارند، خرخر هم می‌کنند.
• انسداد مجاری بینی: افرادی که مجرای بینی شان تنگ است یا انحراف بینی دارند، معمولاً خروپف می‌کنند.

درمان خروپف
در %99 موارد می‌توان خروپف را درمان کرد. معمولاً اضافه وزن دلیل اصلی خرخر است. آب کردن چربی اضافی دور گردن باعث کاهش فشار اضافی وارد بر مجاری تنفسی و توقف خروپف می‌شود. سایر درمانها بستگی زیادی به علت بیماری دارد؛ به همین دلیل بهتر است فرد بیمار با پزشک مشورت کند. استفاده از راهکارهای زیر نیز می‌تواند مفید باشد:
• از مصرف الکل و قرصهای خواب آور، پیش از خواب خودداری کنید. این کار باعث سست شدن عضلاتی می‌شود که خرخر را ایجاد می کنند. علاوه بر این، آب بدن را کم و مجاری بینی را تنگ می‌کنند.
• اگر کمتر از چهار ساعت تا زمان خواب شما باقی مانده است، غذای سنگین نخورید.
• سعی کنید به پهلو بخوابید، نه به پشت. وقتی به پشت می‌خوابید، زبان به عقب دهان می‌افتد و بخشی از راه خروج هوا را می‌بندد. می‌توانید یک توپ تنیس را به پشت لباس خوابتان بدوزید که نگذارد به پشت بخوابید.
• هوای اتاق خوابتان را مرطوب نگهدارید. اگر چند قطره اکالیپتوس روی بالش خود بریزید، بوی آن به باز شدن مجاری بینی کمک می‌کند.
• ورزش کنید، زیرا ورزش ماهیچه‌ها را تقویت می‌کند و باعث کاهش وزن می‌شود.

آپنه خواب
نام آپنه از لغت یونانی apnea گرفته شده است که به معنی " نیاز به تنفس " است. وقتی ماهیچه های انتهای زبان و زبان کوچک (بافت کوچک گوشتی که در انتهای دهان آویزان است.) بیش از حد سست باشند، مسیر خروج هوا را مسدود می‌کنند. اگر چه دلیل آپنه خیلی شبیه خرخر است، اما بسیار خطرناکتر از آن است، چون الگوی طبیعی تنفس را تغییر می‌دهد.

گاهی حتی پیش می‌آید که تنفس بیمار هنگام خواب برای مدت 10 الی 25 ثانیه قطع شود. توقف تنفس باعث کاهش فشار خون و نرسیدن اکسیژن به مغز می‌شود. در این زمان، مغز یک پیغام ناگهانی صادر می‌کند که فرد را بیدار می‌کند و به او می‌گوید که باید مقدار زیادی هوا به درون ششهای خود بفرستد. ممکن است این اتفاق بارها و بارها تکرار شود و حتی دیده شده که بعضی از بیماران تا صبح، 350 مرتبه بیدار می‌شوند. هر بار فرد با دهانی خشک، بدنی عرق آلود و سردرد از خواب بیدار می‌شود. این بیدار شدن های متوالی نمی گذارد بیمار به خواب عمیقی فرو رود و برای همین، این افراد روز بعد را با خستگی و خواب آلودگی شدید سپری می‌کنند.

آیا درمانی برای آپنه وجود دارد؟

آپنه بیماری بسیار خطرناکی است، زیرا باعث افزایش فشار خون و حملات قلبی می‌شود و جان بیمار را تهدید می‌کند. از این رو درمان آن الزامی است.

معمولاً برای تشخیص شدت بیماری افراد از یک تست خواب با نام " پلی سمنوگرافی Polysomnography " استفاده می‌شود. اگر بیماری شدید نباشد، درمان آن از طریق تغییرات ساده رفتاری مانند کاهش وزن، قطع مصرف الکل، خوابیدن به پهلو و ... صورت می‌گیرد.

 

برای درمان موارد حاد از دستگاهی به نام CPAP استفاده می‌شود. این دستگاه فشار هوای نای را همواره مثبت نگه می‌دارد و به بیمار کمک می‌کند که هنگام خواب به راحتی تنفس کند. فرد بیمار می‌تواند راحت بخوابد و ریسک حمله قلبی نیز کاهش پیدا می‌کند.

بی خوابی
حدود یک سوم مردم از بی خوابی رنج می‌برند و خواب ممتد و کافی ندارند. معمولاً این افراد به آسانی به خواب نمی روند، نیمه شب از خواب می‌پرند، و یا اینکه صبح خیلی زود، بدون احساس طراوت و شادابی از خواب بیدار می‌شوند. آنها معمولاً خسته و زود رنج هستند و حتی نمی توانند هنگام کارهای ساده تمرکز کنند. جالب این جاست که بی خوابی دلیل خاصی ندارد، اما توانسته ایم افرادی را که استعداد بیشتری برای ابتلا به آن دارند، شناسایی کنیم. افرادی با سن بالای 60 سال، خانم‌ها و کسانی که سابقه افسردگی دارند، بیش از سایرین دچار این عارضه می‌شوند.

 

فشار عصبی هم احتمال ابتلا را بیشتر می‌کند. از دست دادن نزدیکان، شرکت در امتحان، مشکلات کاری، جراحت، عمل جراحی و ... می‌توانند الگوی خواب ما را بر هم بریزند. در این گونه موارد، معمولاً پس از عادی شدن شرایط، حال ما طبیعی می‌شود و یا اینکه خود را با شرایط موجود وفق می‌دهیم.

مسافرت های هوایی طولانی هم بی خوابی را تشدید می‌کند. معمولاً سفر به شرق بسیار مشکلتر از سفر به نواحی غربی است که تأخیر زمانی دارند. اما انسانها اغلب بعد از یک یا دو روز به ساعت جدید عادت می‌کنند.
عوامل محیطی هم می‌تواند مسبب بی خوابی شود. نور زیاد در اتاق خواب، مصرف قهوه، چای یا سایر مواد محرک از مواردی است که باعث بیدار ماندن ما می‌گردد.

درمان بی خوابی نیز بستگی به شناسایی عامل ایجاد آن دارد. یکی از بهترین راههای جلوگیری از بی خوابی اصلاح شیوه زندگی است. هیچ گاه با نگرانی و اضطراب به رختخواب نروید. همین که نگران این باشید که خوابتان نمی برد، باعث می‌شود که دیرتر به خواب فرو روید. فاصله شام با زمان خواب خود را حفظ کنید و از مصرف الکل و نوشیدنی های کافئین دار اجتناب کنید.
به خاطر داشته باشید هر چقدر کمتر نگران بی خوابی باشید، راحت تر به خواب می‌روید.

سندروم پاهای بی قرار (RLS)
بعضی از مردم هنگام خواب، احساس می‌کنند که پاهایشان می‌خارد، درد می‌کند یا می‌سوزد. معمولاً این افراد مجبور می‌شوند راه بروند، پاهای خود را بمالند یا پاها را بالا ببرند تا احساس بهتری داشته باشند.

به احتمال زیاد، RLS یک بیماری ارثی است، چون در نزدیکان درجه اول افراد بیمار پنج بار بیشتر از سایرین مشاهده می‌شود. تغییرات هورمونی دوران بارداری هم علائم بیماری را تشدید می‌کنند. سایر موراد RLS اغلب به دلیل فقر آهن یا آسیب عصبی در پاها روی می‌دهد.

مصرف الکل و کافئین باعث بدتر شدن نشانه های بیماری می‌شود. دوش آب گرم، ماساژ، و استفاده از کیسه آب گرم (و در بعضی افراد، آب سرد) به بهبود فرد کمک می‌کند. در موارد شدید، پزشک از داروهای خاصی برای درمان استفاده می‌کند.

خواب چیست؟


چرا می‌خوابیم؟
سالهاست که دانشمندان به دنبال یافتن پاسخ این سؤال هستند، اما پس از این همه بررسی باید گفت که هنوز هم واقعاً نمی دانیم چرا. عده ای معتقدند خواب به بدن کمک می‌کند که بعد از فعالیت روزانه، تجدید قوا کند، ولی انرژی که در طی هشت ساعت خواب صرفه جویی می‌شود در حدود 50 کیلو کالری است، یعنی چیزی به اندازه انرژی حاصل از یک نان. این مقدار انرژی ناچیزتر از آنست که بخواهد دلیلی برای خوابیدن آدمها باشد.

 

ما باید بخوابیم، چون خوابیدن باعث می‌شود که توانایی های ادراکی خود مانند حافظه، صحبت کردن و تفکر خلاق را در حد مطلوب نگهداریم. به عبارت دیگر، خواب نقش مهمی در رشد مهارتهای مغزی ما دارد. شاید بهترین راه برای پی بردن به اهمیت خواب این باشد که ببینیم وقتی نمی خوابیم، چه اتفاقی می‌افتد. کمبود خواب سبب کاهش توانایی های مغز ما می‌شود. اگر یک شب را تا صبح بیدار مانده باشید، حتماً دیده اید که روز بعد سست و فراموشکار می‌شوید. احتمالاً متوجه شده اید که کج خلق و زود رنج هم می‌شوید. تحقیقات نشان داده است که فقط یک شب بی خوابی، به طرز قابل ملاحظه ای تمرکز را کاهش می‌دهد و کسانی که شب‌ها خوب نمی خوابند، نمی توانند برای مدت طولانی توجه خود را به یک موضوع اختصاص دهند.

 

کمبود خواب در دراز مدت، باعث می‌شود که قسمتی از مغز که کنترل مهارتهای زبانی، حافظه، برنامه ریزی و احساس گذشت زمان را به عهده دارد، تحت تأثیر قرار گیرد و تقریباً از کار بیفتد. هفده ساعت بیداری مداوم اثری معادل %0.05 الکل در خون دارد. در بسیاری از کشورها، به فردی که به این میزان الکل در خون او باشد، اجازه رانندگی داده نمی شود.

علاوه بر این، افرادی که خوب نمی خوابند، معمولاً توان پاسخ گویی به تغییرات سریع وضعیت و تصمیم گیری منطقی را ندارند. جالب است بدانید که همین عدم هوشیاری در بسیاری از فجایع بزرگ تاریخی مانند حادثه چرنوبیل، انفجار شاتل challenger و ... مؤثر بوده است.
بی خوابی نه تنها بر روی مهارتهای شناختی، بلکه روی سلامت عاطفی و فیزیکی نیز اثر می‌گذارد. . دانشمندان نشان داده اند که کمبود خواب، ریسک چاقی را هم افزایش می‌دهد، زیرا بسیاری از هورمون‌ها و مواد شیمیایی که نقش مؤثری در کنترل وزن و اشتها دارند، هنگام خواب آزاد می‌شوند.

مراحل خواب
انسان هنگام خواب، سیکل های خواب متوالی را طی می‌کند. هر یک از سیکل‌ها بین 90 تا 110 دقیقه طول می‌کشد و شامل دو مرحله است: مرحله حرکات سریع چشم و مرحله پیش از آن، که خود به چهار بخش، تقسیم می‌شود. این چهار بخش به ترتیب عبارتند از:

1. خواب سبک
در نخستین قسمت خواب، ما نیمه هوشیار هستیم. فعالیت ماهیچه‌ها کم می‌شود و ممکن است کشش اندکی در آنها دیده شود. دلیل اینکه این قسمت به این نام خوانده می‌شود، آنست که می‌توان فرد را به آسانی بیدار کرد.

2. خواب واقعی
بعد از گذشت 10 دقیقه از خواب سبک، خواب واقعی آغاز می‌شود که حدود 20 دقیقه طول می‌کشد.
در همین زمان، ضربان قلب و تنفس کند می‌شود. اکثر زمان خواب ما در این بخش سپری می‌شود.

3 و 4. خواب عمیق
در گام سوم، مغز شروع به تولید امواجی با دامنه بلند و فرکانس پایین (کند) می‌کند، که اصطلاحاً امواج دلتا نامیده می‌شوند. ضربان قلب و سرعت تنفس هم به کمترین میزان خود می‌رسد.

 

قسمت چهارم با تنفس ریتمیک و فعالیت ماهیچه ای محدود شناخته می‌شود. اگر در این مرحله، ما را از خواب بیدار کنند، چند دقیقه زمان می‌برد تا هشیار شویم و احساس سستی و گیجی خواهیم کرد. شب ادراری کودکان، کابوس شبانه و راه رفتن در خواب نیز در این بخش اتفاق می‌افتد.

بعد ازعبور از این چهار قسمت، خواب وارد مرحله دوم می‌شود. ویژگی این مرحله حرکات سریع چشم است و به همین دلیل آن را با نام REM (Rapid Eye Movement) می‌شناسیم. این مرحله 70 تا 90 دقیقه بعد از به خواب رفتن ما شروع می‌شود و ما تا صبح سه الی پنج REM را تجربه می‌کنیم. فعالیت مغز در این زمان، حتی از وقتی که بیداریم، بیشتر است و اکثر رویاها را هم در همین موقع می‌بینیم. اگر پلک فرد را به آرامی بالا ببرید، می‌بینید که چشمان او به سرعت به این سو و آن سو حرکت می‌کند. ضربان قلب بالا می‌رود و فشار خون افزایش پیدا می‌کند. با این وجود، حرکات بدن کاهش می‌یابد و حتی می‌توان گفت عضلات فلج می‌شوند. عده ای معتقدند که این نوعی دفاع طبیعی است که نمی گذارد ما عکس العمل شدیدی نسبت به آنچه در رویا می‌بینیم، نشان دهیم. پس از REM، کل سیکل از ابتدا شروع می‌شود.

ما به چند ساعت خواب نیاز داریم؟
هیچ جواب دقیقی برای این سؤال وجود ندارد، چون مقدار خواب مورد نیاز افراد مختلف متفاوت است. می‌توان گفت مقدار خوابی که هر فرد به آن نیاز دارد، آن مقداری است که اگر تأمین شود، وی در روز بعد احساس خواب آلودگی نکند. انسانها به طور میانگین 6 الی 9 ساعت در روز می‌خوابند، میزان خواب حیوانات نیز متفاوت است:


گونه

میانگین کل ساعات خواب در طول شبانه
افعی 18 ساعت
ببر 8/15 ساعت
گربه 1/12 ساعت
شامپانزه 7/9 ساعت
گوسفند 8/3 ساعت
فیل آفریقایی 3/3 ساعت
زرافه
9/1 ساعت

طولانی ترین زمانی که یک فرد توانسته بیدار بماند، 11 روز است. این رکورد در سال 1965 توسط یک جوان 17 ساله به دست آمده است. او از روز چهارم شروع به هذیان گویی کرد و پس از چند روز فکر می‌کرد که یک فوتبالیست مشهور است. البته او پس از ثبت رکورد، به مقدار کافی خوابید و به وضعیت کاملاً عادی برگشت.

لذت كتاب به رغم اينترنت

 

 برنده نوبل ادبيات ۲۰۰۷ در سخنرانى پيش از اهداى جايزه، نگران نكته جديدى در موضوع كتاب است: «استفاده از اينترنت به جاى كتاب». چه بسا در هنگامه اى كه در جامعه ما بر سر كتاب خواندن يا نخواندن آن هم، صدها مسأله حاشيه اى در حوزه كتاب و فرهنگ دارد، مانده است تا هنوز به بحث رقابت اينترنت و كتاب برسيم.
با اين حال، هميشه درباره تكنولوژى هاى نوين، موضوع ظريفى وجود دارد. آنها به سرعت مى آيند و اگرچه با سرعت خارق العاده اى سطح را مى پوشانند، مهارت ديگرى هم دارند يعنى هر عادتى كه شما داريد را پررنگ تر مى كنند. بنابراين اگر كتاب پررنگ بوده، اينترنت به سرعت بر جذابيت آن مى افزايد. در غير اين صورت اينترنت وقت خود را تلف نمى كند و سراغ ميدان هايى مى رود كه حرفى براى گفتن داشته باشد.
در اين ميان يك نگرانى كلى وجود دارد، اين كه هنوز چقدر مى توان در هنگام خواب، مسافرت، در صف انتظار يا در كتابخانه ها به مهمانى كاغذ و حروف چاپى رفت و يا بايد تمامى اين لذت قديمى را خيره در صفحه مانيتور جست.

صف هاى اتوبوس، قطار يا هر انتظارى در ژاپن مترادف است با تصوير آدم هايى كه تقريباً هر كدام يك كتاب كوچك جيبى يا حتى بزرگتر را درمى آورند و شروع به خواندن مى كنند. آنها اگر به كشور ديگرى هم سفر مى كنند قبلاً كتابى درباره محل جديد خوانده اند و در كشور مبدأ نيز منابع جديدتر را از دست نمى دهند. با اين حال بنابر يك نظرسنجى كه روزنامه «ماينيچى» انجام داده است، يافته هاى جديدى از عادت قديمى كتابخوانى در بين ژاپنى ها به دست آمده. تكنولوژى اينترنت و تلفن همراه، تنها پيشتاز عرصه هاى اقتصادى ژاپن نبوده است. ۸۶درصد از پاسخ دهندگان اين نظرسنجى به گسترش استفاده از شبكه اينترنت و تلفن همراه در ميان شهروندان ژاپنى به عنوان عامل دورى آنها از كتاب و مجله اشاره كرده اند. اين مسأله در پى اين عامل بوده است كه بسيارى از مشتركان تلفن همراه مى توانند اطلاعات موجود در برخى كتاب ها و مجلات را از طريق صفحه نمايشگر تلفن همراه مطالعه كنند. نسل جوانتر هم كم و بيش ترجيح داده است تا تلفن همراهى كه مى تواند به راحتى به شبكه اينترنت وصل شود را به جاى كتاب استفاده كند. در بحث اينترنت و كتاب دو مسأله كه چندان هم به يكديگر بى ربط نيستند مطرح مى شود. از سويى درباره تكنولوژى فراگير اينترنت اين نگرانى وجود دارد كه هر روز از تعداد كتابخوان ها و گرايش به فرهنگ چاپى و نوشتارى كاسته شود و اينترنت نه به عنوان كتاب بلكه به عنوان يك موضوع متفاوت جايگزين يك مطالعه كيفى شود. نگرانى دوم اميدواركنند ه تر است يعنى مردم از طريق اينترنت كتاب مى خوانند اما همچنان مسائلى مطرح مى شود. اين مورد كه بيشتر به نظرسنجى اشاره شده در ژاپن نزديك است دربرگيرنده مسائل فرهنگى تكنيكى گسترده اى در موضوع كتاب هاى چاپى و كتاب هاى شبكه اى است.
* موج سوارى بر اينترنت
در مورد اول، مسأله بسيار گسترده تر است. اينترنت جذابيت و همچنين كارايى بالايى دارد. با اين حال عمده كسانى كه به جاى مطالعه كتاب، اينترنت را انتخاب مى كنند، بيشتر از عنصر جذابيت اينترنت استفاده مى كنند. شما تقريباً به هر كجا مى توانيد سرك بكشيد و در برابر هر موضوع مورد جست وجو با طيف گسترده ترى از موضوعات مرتبط روبه رو مى شويد و اين رشته دست به دست شما را در دنياى بى انتهاى اينترنت مى گرداند. اگر در هر كليك هدف مشخصى وجود نداشته باشد، اينترنت مبدل به يك چرخ طولانى حال براى سرگرمى يا اطلاعات پراكنده مى شود. در حقيقت به جاى مطالعه كتاب شما به مطالعه اينترنت نپرداخته ايد بلكه بيشتر به نوعى موج سوارى در اينترنت عادت كرده ايد. اينترنت جديدترين و در عين حال يكى از اعجاب آورترين يافته هاى بشر است اما به همان نسبت نيز مى تواند ذهن و دقت مخاطب را در سطح بچرخاند. به حتم در اين سفر بى پايان جذابيت هاى بسيارى وجود دارد ولى بسته به محيط و شخصيت افراد كمتر جايى براى تمركز، پرسش هاى كاربردى تر و مطالعه و استفاده وجود دارد.
دكتر محمد وفادار كارشناس IT در اين مورد مى گويد: «آسيب شناسى چنين مسأله اى بيشتر از آن كه اينترنت را زير سؤال ببرد به شرايط و محيط پيرامونى ما برمى گردد. در حقيقت اينترنت يك وسيله و يك كانال ارتباطى است، اما نحوه مراجعه به آن به خلأهاى ما برمى گردد. هر كس پرسش ها و كاستى هاى خاص خود را در برابر اينترنت مطرح مى كند. در حقيقت اينترنت بايد از سويى در جامعه كاربردى شود و اين مسأله به مدارس، دانشگاه ها، مراكز تجارى و اقتصادى، مراكز فرهنگى و غيره برمى گردد و از سويى اينترنت مى تواند جاى خالى بسيارى از نداشته ها و خلأها را نيز پركند. بنابراين اينترنت يك بسته انباشته شده از اطلاعات، سرگرمى ها و منابع متعدد است.
ولى محيط اجتماعى و فرهنگى موجود است كه به نوع استفاده و يا حداقل كاربردى كردن اينترنت مربوط مى شود. اين كه ما اتومبيل داشته باشيم ولى بزرگراه براى راندن نداشته باشيم، مشكل كمپانى اتومبيل سازى نيست. اين مشكل ماست كه چرا بزرگراه براى راندن اتومبيلى كه خريده ايم، نداريم.» با اين حال اين مسأله درگير مسائل پيچيده اجتماعى و فرهنگى است.
* ورق زدن يا كليك كردن
اما اين كه آيا اينترنت خواندن مى تواند جاى كتاب خواندن را بگيرد اندكى مشخص تر است. در اين جا ما تنها با يك مسأله روبه روييم و آن اين كه آيا عمر كاغذ چاپى كتاب به انتهاى خود نزديك مى شود و يا اين كه مطالعه روى كاغذ ريشه دارتر و همچنين كاربردى تر از آن است كه براى هميشه جاى خود را به صفحه هاى كتاب در اينترنت بسپارد. البته راه ميانه اى هم وجود دارد، كتاب چاپى و كتاب اينترنتى مى توانند مكمل هم باشند، مى توانند بازار و مخاطبين خود را غنا ببخشند و همكارى مترقى ترى داشته باشند.
نگاهى به كتابخوانى اينترنتى نشان مى دهد كه به عنوان نمونه كتابخوانى اينترنتى از ۱۰ سال گذشته در كشور آمريكا رواج بيشترى پيدا كرده است، چنان كه ۲۳ درصد كاربران در اين كشور كتاب هاى مورد علاقه خود را از طريق اينترنت مطالعه مى كنند. همين مسأله موجب شده تا گردش مالى نويسندگان و مؤلفانى كه كتاب هاى خود را به صورت اينترنتى در اختيار خوانندگان قرار مى دهند به ۷۵ ميليون دلار برسد. با اين حال پژوهشگران عرصه كتاب نگاه بنيادى ترى به اين مسأله دارند.
بهروز حيدرى كارشناس ارشد كتابدارى و اطلاع رسانى در همين باره به محدوديت ها و موانعى كه درباره كتابخوانى اينترنتى وجود دارد اشاره مى كند: «محدوديت دسترسى به خط اينترنتى و كامپيوتر به ويژه در كشورهاى درحال رشد همچنان وجود دارد. با اين حال كاهش بهاى كامپيوتر و هزينه اتصال به اينترنت در سال هاى گذشته اين مانع را از بين مى برد. حق مؤلف و مالكيت معنوى نشر كتاب در محيط وب يكى از چالش ها و موانع ديگر است. نحوه پرداخت هزينه كتاب و استفاده از كارت هاى اعتبارى در محيط وب نيز يكى ديگر از اين موانع است. اما مسأله مهم ديگر به مشكلات كتاب خواندن در محيط وب برمى گردد. اين كه آيا مانند كتابخانه هاى حقيقى، منابع موجود همواره قابل دسترس هستند، آيا نشانى آنها تغييرى نمى كند، آيا تغييرى در محتواى اطلاعات پديد نمى آيد از سوى ديگر نشر الكترونيكى برخى لذت ها و جنبه هاى معنوى خواندن كتاب چاپى را از ميان مى برد. لذت ورق زدن صفحه كتاب هاى چاپى، مطالعه كتاب هنگام خواب يا هر حالتى كه خواننده احساس آرامش و راحتى كند، بردن كتاب به مدرسه، سفر يا محل كار و خواندن آن در هر زمانى كه به آن احتياج است. هديه دادن و هديه گرفتن كتاب، گردآورى كتاب هاى هنرى و چيدن آنها در قفسه كتابخانه شخصى در نشر الكترونيكى امكانپذير نيست. انسان ممكن است با يك كتاب چاپى انس بگيرد و بارها آن را بخواند و از تماس با آن لذت ببرد و يا در حاشيه آن مطالبى يادداشت كند كه در جهان الكترونيكى امكانپذير نيست. بسيارى از افراد هم علاقه مندند تا به كتابفروشى ها بروند و به مرور قفسه هاى كتاب بپردازند. حال آن كه دنياى ديجيتال، جهانى خشن، ناپايدار و شايد هم بى وفا است. البته در ايران ممكن است به خاطر محبوب نبودن اينترنت، از نشريات الكترونيكى استقبال نشود. بهترين نقطه آغاز، اين است كه نشر الكترونيك را به صورت دانشگاهى بررسى و تدريس كرد و اهميت آن به صاحبان صنعت يادآورى شود. شركت هاى انتشاراتى مى توانند با استفاده از هر دو شيوه نشر به سوددهى برسند. نويسنده هم مطلب خود را راحت تر و با هزينه بهترى به فروش مى رساند و خواننده هم مطلب را سريع تر دريافت مى كند.»
* اينترنت ماشين گسترش
در حقيقت كتاب اينترنتى بيشتر يك نقش مكمل و ارتقادهنده را دارد اما بسته به جذابيت هايى كه نشر كتاب دارد امكان پيشرفت دارد. اين مسأله در جهان پيشرفته نيز از دريچه هاى عميق ترى بررسى شده است. يعنى به همان نسبت كه بازار كتاب چاپى و كتاب الكترونيكى در اين كشورها رواج بيشترى دارد بررسى هاى كاربردى ترى هم وجود دارد. يكى از استادان معتبر دانشگاه* در كتاب خود به نام «تأملى فلسفى در باره اينترنت» به موارد جالب ترى اشاره مى كند. اين كه آيا آموزش از طريق اينترنت در نهايت مى تواند به طور كلى جاى آموزش چهره به چهره و عينى را بگيرد. او به طور خاص تكنولوژى اينترنت را چيزى مى داند كه نخست براى ارتباط بين دانشمندان پديد آمد اما هم اكنون آنقدر فراگير شده كه هر لحظه كاربرد تازه و غافلگيركننده اى براى آن كشف مى شود. در اين تعريف اينترنت مقادير هنگفتى از اطلاعات را دارد بدون آن كه كتابدارى وجود داشته باشد تا آنها را طبقه بندى و انتخاب كند. بنابراين سازمان بندى اطلاعات بيشتر تك سطحى و انعطاف پذير است؛ نوعى جست وجوى بازيگوشانه و غيرمتعهد به هدف كه همواره آمادگى گشايش به افق هاى جديد را دارد. او حتى درباره يادگيرى از راه دور به تجربه تدريس در كلاس درس و حضور در سالن سخنرانى اشاره مى كند، جايى كه مشاركت جويى شاگردان و حضور استاد موجب مى شود تا نوعى مهارت عملى به وجود آيد جايى كه نه تنها سبك معلم الهام بخش است، بلكه اطوار او نيز تقليد مى شود. به بيان ساده تر، اين انديشمند معتقد است شكل حقيقى و حركت جسم هاى ما نقش اساسى در به وجود آمدن معنا دارد در غير اينصورت نوعى مهارت سطح پائين به وجود مى آيد.
با اين حال اگرچه پى بردن به چنين تعبيرهايى خارج از لطف نيست اما نگاه از اين زاويه به اينترنت بيشتر مختص جوامع پيشرفته و محيط هايى است كه از مراحل اوليه ورود به تكنولوژى هاى جديد گذشته اند.
در نهايت به نظر مى رسد اينترنت بيشتر يك محيط گسترده براى اطلاع رسانى بيشتر و كيفى تر است. همچنان كه كتاب هاى چاپى و مطالعه روى كاغذ عنصر انكارنشدنى فرهنگ است، اينترنت نيز مى تواند به چنين مسأله اى كيفيت ببخشد، مى تواند آن را گسترش دهد و دروازه هاى جديدى بگشايد اما شايد همان گونه كه فيلسوف آمريكايى اشاره مى كند اينترنت و فضاى ديجيتال بيشتر براى ارائه افق هاى جديد است و كمتر مى توان عمق، تمركز و معنا در چنين محيطى يافت؛ دو هدفى كه البته هنوز در افق نيازهاى ضرورى ما هستند.

غریبه‌ای در سرزمین رویاها


   [ ترجمه: نسترن صائبی]

 گاهی اوقات که پا به دنیای مجازی و فضای سایبر می‌گذاریم، حس می‌کنیم که یک غریبه‌ایم، در یک سرزمین عجیب و غریب و رویایی!اکثر ما، در فضای سایبر یاد گیرنده‌ایم.

هر روزه روش‌های جدیدی را برای مدیریت فولدر‌های سیستم‌مان و اتصال به اینترنت می‌آموزیم و با فراخواندن لینک‌های مختلف،‌ URLها (رشته متنی که محل فایل یا برنامه‌ای را در اینترنت تعیین می‌کند) و یا نمودار‌های اجتماعی را مدیریت می‌کنیم.چندی پیش، حدود ۱۵ گیگابایت از اطلاعات لپ‌تاپم را حذف کردم. این اطلاعات شامل کلیپ‌های ویدیویی بود که دیگر لازم‌شان نداشتم یا عکس‌هایی که چند‌تایی از آنها را در شاخه‌های دیگر سیستم‌ام داشتم یا آهنگ‌هایی بودند که آنها را فهرست نکرده بودم و همه این اطلاعات را در سطل زباله سیستم‌ام سوزاندم.اما هنوز لپ‌تاپم همان وزنی را دارد که قبلا داشت. هنوز باید این سیستم ۲ کیلو‌گرمی را به هر کجا که می‌روم به دنبال خودم بکشانم و با وجودی که کلی از اطلاعات آن را حذف کرده‌ام اما هنوز ضخامت ۷۵/۲ سانتی‌متری خود را حفظ کرده است!پیش از این زمانی که فایل‌‌های کاغذی‌ام را در سطل زباله می‌ریختم، بلافاصله قفسه‌های مربوط به کار‌هایم خالی و سطل زباله مملو از گزارش‌هایی می‌شد که دیگر احتیاج نداشتم. همچنین پیش‌نویس‌های قدیمی از کار‌های تکمیل‌ شده‌ام و یا خرده‌ریز‌هایی که دور و بر هر روزنامه‌نگاری ممکن است پیدا شود، خلوت می‌شد.در واقع زمانی که فولدر‌های اسناد کاغذی‌ام را مرتب می‌کردم و کاغذ‌های بیخودی را دور می‌ریختم، احساس می‌کردم که گویی دنیای فیزیکی‌ام تغییر کرده است.اما در مورد تمیز کردن هارد درایوم این اتفاق هرگز نیفتاد و شاید این همان دلیلی است که زندگی با یک صندوقچه پر از نامه‌های الکترونیکی را برای ما راحت کرده است.شاید کاور کامپیوتر‌های ما باید رنگ عوض کنند تا نشان دهند که چقدر اطلاعات درون آنها به هم ریخته و شلوغ است. از نظر اجتماعی نیز شاید لپ‌تاپ قرمز رنگ آن هم در یک جلسه رسمی،‌ کیفی را برای افراد تداعی می‌کند که مملو از خرت و پرت‌های شخصی نظیر ساندویچ‌های نصفه و نیمه خورده شده و یا کاغذ‌های ناخوانده‌ است.می‌توان گفت: زمانی که تعداد فایل‌های ۱۰ مگابایتی که هیچگاه آنها را بازنمی‌کنیم تا ببینیم درون آنها چه می‌‌گذرد همچنان در حال افزایش در هارد درایو‌های ماست، می‌توان آنها را به تانک‌هایی تشبیه کردکه از سنگینی به قعر آب‌ها فرو رفته‌اند.
● گم شدن و پیدا شدن
یکی از مشکلات عمده انسان امروزی این است که فناوری‌ها با سرعت بسیاری در حال ورود به دنیای ما هستند، در حالی که ما هنوز اندر‌خم یک کوچه‌ایم و نتوانسته‌ایم از نظر روانی با مکانیسم‌ کار کردن با آنها خود را وفق دهیم.

هر کسی که در رده سنی ۳۰ سال باشد حتما اولین باری که از کامپیوتر‌های ابتدایی استفاده کرده را به یاد می‌آورد و به یقین اولین گوشی موبایل را نیز از خاطر نخواهد برد.
به نظر می‌رسد هر فرضیه‌ای که ما در مواجهه با کامپیوتر‌‌های ابتدایی ساخته بودیم،‌ نظیر تجربیات دوران کودکی‌مان در مقابل اشیا حجم‌دار جدید است.

به همین خاطر چندان هم نباید تعجب‌آور باشد که خط‌مشی‌هایی که برای وفق دادن با فناوری‌های جدید اتخاذ کنیم همشیه کار‌ساز باشند.البته شباهت‌هایی در روش‌های مختلفی که افراد در مواجهه با مسایل جدید در دنیای فیزیکی اتخاذ می‌کنند وجود دارد که اکثر آنها را زمانی که در دانشگاه، روان‌شناسی می‌خواندم یاد گرفتم.یاد گیرنده‌ها، اصولا دستور‌العمل‌های خاصی را برای رسیدن از وضعیت A به وضعیت B دارند، مثلا کجا به چپ بپیچند و کجا به راست؟ این دستور‌العمل‌ها معمولا کارآیی بسیاری دارند اما اگر کسی از این مسیر‌ها فاصله بگیرد، دچار سردرگمی بزرگی خواهد شد.حتی بعد از اجرا کردن این دستور‌العمل‌ها، برگشت به وضعیت اول نیز پردردسر است.اینجاست که باید یاد گیرنده‌ها در ذهن خود نقشه‌ای بسازند، فضا را در ذهن خود مجسم کنند و راه‌های ممکن را مشخص نمایند.با یک نقشه خوب می‌توان مسیر رفته را درست برگشت و در صورت بیراهه رفتن دوباره به مسیر اصلی بازگشت.

● فضا‌ها و مکان‌ها
ویلیام گیبسون، نویسنده نشریه SF ناوبری در دنیای اطلاعات ذخیره شده در کامپیوتر‌ها را فضای سایبر یا CyberSpace نامیده است.بسیاری از ما و تقریبا همه افراد که هم نسل من هستند، در فضای سایبر یاد گیرنده‌ایم، به این معنا که در میان لایه‌های مختلف فولدر‌ها (پوشه‌ها) اتصالات شبکه، URLها و گراف‌های اجتماعی با فراخوانی لینک‌ها و اتصالات مختلف، داریم با این فضا ارتباط برقرار می‌کنیم.

ما به زودی با پیداکردن نقشه مناسبی که قبل‌تر در مورد آن صحبت کردم، می‌توانیم تعامل بهتری با فضای سایبر برقرار کنیم.پسرمن، تمام زندگی خود را پای کامپیوتر می‌گذراند و یک بازیکن حرفه‌ای در بازی‌های ویدیویی به شمار می‌آید. زمانی که Oblivion یا Halo یا جنگ ستارگان را بازی می‌کرد، واقعا غرق دنیای مجازی می‌شد، گویی که در صفحه نمایش دارد زندگی می‌کند، این چیزی بود که هیچگاه نمی‌توانستم خودم را جای او بگذارم و درکش برای من کاری غیر‌ممکن بود.من همیشه آدمی هستم که در مورد کنترل‌ کننده‌ای که در دستم است و حتی پیکسل‌های صفحه نمایشی که در جلوی چشمانم وجود دارد، بسیار هوشیارانه برخورد می‌کنم و هیچگاه نمی‌‌توانم خود را درون آنها حس کنم. در حالی که پسرم تمامی هوشیاری خود را از یک شخصیت بازی وام می‌گیرد و فضای بازی را فضای واقعی پیرامون خود احساس می‌نماید که شاید این امر، بیانگر تفاوت میان من به عنوان نسل قدیمی‌تر و فرزندم به عنوان نسل جدید است و نسل جدید، رابطه بهتری با فناوری‌ها برقرار کرده است.پسرم می‌داند که من مهارت برقراری ارتباط با فناوری‌‌ها، به ویژه بازی‌های ویدیویی را ندارم و هر زمانی که سعی می‌کنم با او در بازی ویدیویی شریک شوم، خیلی زود مرا هدف می‌گیرد و از دنیای مجازی بیرونم می‌اندازد.سوالی که برایم مطرح شده این است که آیا این توانایی و مهارت در درک دنیای درون صفحه نمایش به عنوان یک اکو سیستم اطلاعاتی، می‌تواند فایل‌های متنی رنگ و رو رفته و یا پوشه‌ها و هایپرلینک‌هایی که در لپ‌تاپ‌ها یا دستکتاپ‌های کامپیوتری به چشم می‌خورند، را مدیریت ‌کند؟اگر این اتفاق رخ ‌دهد، یک تحول چشمگیر در نحوه ارتباط ما با کامپیوتر روی خواهد داد، زیرا ما دیگر احتیاجی به ارتباط برقرار کردن با دنیای واقعی‌مان نداریم و در این رابطه موفق عمل کرده‌ایم.

الاغ پير فرصت طلب

 

كشاورزي الاغ پيري داشت كه يك روز اتفاقي توي يك چاه بدون آب افتاد. كشاورز هر چه سعي كرد نتوانست الاغ را از تو چاه بيرون بياورد. براي اينكه حيوان بيچاره زياد زجر نكشد، كشاورز و مردم روستا تصميم گرفتند چاه را با خاك پر كنند تا الاغ زود تر بميرد و زياد زجر نكشد.

مردم با سطل روي سر الاغ خاك مي ريختند اما الاغ هر بار خاكهاي روي بدنش رو مي تكاند و زير پايش مي ريخت و وقتي خاك زير پايش بالا مي آمد سعي مي كرد روي خاكها بايستد. روستايي ها همينطور به زنده به گور كردن الاغ بيچاره ادامه دادند و الاغ هم همينطور به بالا آمدن ادامه داد تا اينكه به لبه چاه رسيد و بيرون آمد.

نکته:

مشكلات زندگي مثل تلي از خاك بر سر ما ميريزند و ما مثل هميشه دو انتخاب داريم. اول اينكه اجازه بدهيم مشكلات ما را زنده به گور كنند و دوم اينكه از مشكلات سكويي بسازيم براي صعود.

الاغ در روبرو شدن با يك مشكل، به شكل ظاهري آن كه تهديد بود توجه نكرد بلكه با رويكرد متفاوت جنبه فرصت آن را يافت و آز آن بهره برد.

زندگي آلبرت انيشتن،

هشت موضوع شگفت انگيز از زندگي آلبرت انيشتن،

1- او با سر بزرگ متولد شد

وقتي انيشتن به دنيا آمد او خيلي چاق بود و سرش خيلي بزرگ تا آنجايي كه مادر وي تصور مي كرد، فرزندش ناقص است،اما او بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه هاي طبيعي بازگشت.

2- حافظه اش به خوبي آنچه تصور مي شود، نبود

مطمئنا انيشتن مي توانسته كتابهاي مملو از فرمول و قوانين را حفظ كند،اما براي به ياد آوري چيز هاي معمولي واقعا حافظه ضعيفي داشته است. او يكي از بدترين اشخاص در به ياد آوردن سالروز تولد عزيزان بود و عذر و بهانه اش براي اين فراموشكاري، مختص دانستن آن ، (تولد) براي بچه هاي كوچك بود.

3- او ازداستانهاي علمي-تخيلي متنفر بود:

انيشتن از داستانهاي تخيلي بيزار بود. زيرا كه احساس مي كرد ،آنها باعث تغيير درك عامه مردم ازعلم مي شوند و در عوض به آنها توهم باطلي از چيز هايي كه حقيقتا نمي توانند اتفاق بيفتند ميدهد.

به بيان او "من هرگزدر مورد آينده فكر نمي كنم، زيراكه آن به زودي مي آيد". به اين دليل او احساس مي كرد كساني كه بطور مثال بشقاب پرنده ها را مي بينّند بايد تجربه هايشان را براي خود نگه دارند.

4- او در آزمون ورودي دانشگاه اش رد شد!:

درسال 1895 در سن 17 سالگي، انيشتن كه قطعا يكي از بزرگترين نوابغي بود ، كه متولد شده، در آزمون ورودي دانشگاه فدرال پلي تكنيك سوييس رد شد.

در واقع او بخش علوم ورياضيات را پشت سر گذاشت ولي در بخش هاي باقيمانده، مثل تاريخ و جغرافي رد شد.وقتي كه بعدها از او در اين رابطه سوال شد؛او گفت:آنها بي نهايت كسل كننده بودند، و او تمايلي براي پاسخ دادن به اين سوالات را در خود آحساس نمي كرد.


5- علاقه اي به پوشيدن جوراب نداشت:

انيشتن در سنين جواني يافته بود كه شصت پا باعث ايجاد سوراخ در جوراب مي شود.سپس تصميم گرفت كه ديگر جوراب به پا نكند و اين عادت تا زمان مرگش ادامه داشت.

علاوه بر اين او هرگز براي خوشايند و عدم خوشايند ديگران لباس نمي پوشيد، او عقيده داشت يا مردم اورا مي شناسند و يا نمي شناسند.پس اين مورد قبول واقع شدن[آن هم از روي پوشش] چه اهميتي ميتواند داشته باشد؟

6- او فقط يكبار رانندگي كرد;)

انيشتن براي رفتن به سخنراني ها و تدريس در دانشگاه، از راننده مورد اطمينان اش كمك مي گرفت. راننده وي نه تنها ماشين اورا هدايت مي كرد، بلكه هميشه در طول سخنراني ها در ميان،شنوندگان حضور داشت.

انيشتن، سخنراني مخصوص به خود را انجام مي داد و بيشتر اوقات راننده اش، بطور دقيقي آنها را حفظ مي كرد.

يك روز انيشتن در حالي كه در راه دانشگاه بود، باصداي بلند در ماشين پرسيد:چه كسي احساس خستگي مي كند؟
راننده اش پيشنهاد داد كه آنها جايشان را عوض كنند و او جاي انيشتن سخنراني كند،سپس انيشتن بعنوان راننده او را به خانه بازگرداند.

عدم شباهت آنها مسئله خاصي نبود.انيشتن تنها در يك دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهي كه وقتي براي سخنراني داشت، كسي او را نمي شناخت و طبعا نمي توانست او را از راننده اصلي تمييز دهد.

او قبول كرد، اماكمي ترديد در مورد اينكه اگر پس از سخنراني سوالات سختي از راننده اش پرسيده شود، او چه پاسخي خواهد داد، در درونش داشت.

به هر حال سخنراني به نحوي عالي انجام شد، ولي تصور انيشتن درست از آب در آمد.دانشجويان در پايان سخنراني انيتشن جعلي شروع به مطرح كردن سوالات خود كردند.

در اين حين راننده باهوش گفت "سوالات بقدري ساده هستند كه حتي راننده من نيز مي تواند به آنها پاسخ گويد"سپس انيشتن از ميان حضار برخواست وبه راحتي به سوالات پاسخ داد، به حدي كه باعث شگفتي حضار شد.

7 - الهام گر او يك قطب نما بود

انيشتن در سنين نوجواني يك قطب نمابه عنوان هديه تولد از پدرش دريافت كرده بود.
وقتي كه او طرز كار قطب نما را مشاهده مي نمود، سعي مي كرد طرز كار آن را درك كند. او بعد از انجام اين كار بسيار شگفت زده شد.بنابر اين تصميم گرفت علت نيروهاي مختلف در طبيعت را درك كند.


8- راز نهفته در نبوغ او

بعد از مرگ انيشتن در 1955 مغز او توسط توماس تولتز هاروي براي تحقيقات برداشته شد.
اما اينكار بصورت غير قانوني انجام شد.بعدها پسر انيشتن به او اجازه تحقيقات در مورد هوش فوق العاده پدرش را داد.
هاروي تكه هايي از مغز انيشتن را براي دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد. از اين مطالعات دريافت مي شود كه مغز انيشتن در مقايسه با ميانگين متوسط انسانها، مقدار بسيار زيادي سلولهاي گليال كه مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است.همچنين مغز انيشتن مقدار كمي چين خوردگي حقيقي موسوم به شيار سيلويوس داشته، كه اين مسئله امكان ارتباط آسان تر سلولهاي عصبي را بايكديگر فراهم مي سازد.

علاوه بر اينها مغز او داراي تراكم و چگالي زيادي بوده است و همينطور قطعه آهيانه پاييني داراي توانايي همكاري بيشتر با بخش تجزيه و تحليل رياضيات است

منبع:http://bienteha.blogfa.com/

افسردگی  در یک نگاه

/افسردگى هر چند كه از شايعترين اختلالات روانى انسان است، با این حال شايد بيش از هر اختلال روانى ديگر ناشناخته مانده يا در تشخيص آن اشتباه مى‏شود. يكى از علل پنهان ماندن و عدم تشخيص افسردگى، در آميختن آن با غمگينى معمولى است. در زندگى هر كس موقعيتهايى پيش مى‏آيد كه خواه ناخواه او را غمگين مى‏سازد، اما اين حالت با آشفتگى واقعى روانى و تقليل بينش معنوى شخص همراه نيست. برعكس، افسردگى حالتى است كه بر كيفيت خلق شخص تاثير عميق گذاشته و نحوه ادراك او را از خويش و از محيطش دگرگون مى‏سازد.

اين بيمارى اختصاص به يك طبقه معين اجتماع يا كشور بخصوصى ندارد. علائم زجر دهنده آن را در ميان مردم از ثروتمند و فقير گرفته تا دانشمند و بيسواد و شاه و گدا، زن و مرد و در هر گوشه‏اى از عالم مى‏توان يافت.

افسردگی از شناخت تا درمان

 1- يك ناراحتى افسردگى سندرمى (گروهى از علائم) است كه نشان دهنده يك روان غمگين، بيش از يك غمگينى و غصه ساده مى‏باشد. به طور ويژه‏تر، غمگينى در افسردگى با وسعت و قدرت بيشترى اتفاق مى‏افتد و با علائم شديدتر و ناتوانيهاى زيادترى از غمگينى معمولى و ساده همراه است.
 2- علائم افسردگى نه تنها با افكار و رفتار منفى، همچنين با تغييرات مشخصى در اعمال بدنى مثل خوردن و خوابيدن و اعمال جنسى مشخص مى‏شوند، اين تغييرات عملكردى، نشانه‏هاى عصبى - نباتى (نوروژتاتيو) ناميده مى‏شوند.
 3- به نظر مى‏آيد افراد معينى با ناراحتى افسردگى بويژه افسردگى مانيك (اختلال دو قطبى) يك استعداد ژنتيكى براى ابتلا به اين بيمارى دارند.
 4- اختلالات افسردگى يك شكل بزرگ و غول آسا در بهداشت عمومى هستند.
  در يك مطالعه پزشكى گسترده نشان داده شد كه افسردگى به طور مشخصى مشكلات بيشترى نسبت به التهاب مفاصل، فشار خون، بيماريهاى مزمن ريوى و ديابت در عملكرد و كارايى افراد مبتلا ايجاد مى‏كند و هزينه‏هاى مستقيم و غيرمستقيم افسردگى با بيمارى شريان كرونر برابرى مى‏كند.

 5- افسردگى معمولاً ابتدا در يك درمانگاه معمولى، يا مطب پزشك عمومى شناسايى مى‏شود نه در مطب پزشكان متخصص روانپزشكى. به علاوه اغلب داراى چهره‏هاى متفاوتى مى‏باشد، كه سبب مى‏شوند افسردگى در فرد ناشناخته بماند و تشخيص داده نشود.
 6- على رغم مدارك مبتنى بر تحقيقات انجام شده روشن و واضح و خط مشى‏هاى كلينيكى در درمان، درمان افسردگى اغلب موفقيت‏آميز نيست؛ ولى اميدهايى هست كه اين شرايط بهتر شود.
7- براى بهبود كامل يك ناراحتى روانى، بدون توجه به اينكه فاكتور پيشبرنده وجود دارد و يا اينكه علت ناشناخته باعث آن شده، درمان با دارو يا شوك الكتريكى (ECT) و روان رمانى ضرورى مى‏باشد.

خصوصیات افراد مبتلا به افسردگی

 يك فرد افسرده رفتار و ظاهرى كند يا تحريك روانى - حركتى دارند، كه با تماس چشمى ضعيف، اشكبارى غمگينى پژمردگى و بى‏توجهى به ظاهر شخص همراه است.
 تكلم او خود انگيخته نيست در صحبت كردن مكشهاى طولانى دارد و آهسته و يكنواخت حرف مى‏زند.
 60 درصد بيماران افسرده افكار خودكشى دارند و 15 درصد آنها خودكشى مى‏كنند، داراى احساس نافذ نوميدى، وسواس،بى‏ارزشى و گناه، بلاتصميمى، فقر محتوى، توهمات و هذيانها هستند.خواب فرد مختل است. الگوى خواب متفاوت اما غالباً به اين شكل است كه بيمار به سختى به خواب مى‏رود، خواب ناآرام و دوره‏هايى از بيدارى شبانه دارد و معمولاً چند ساعت قبل از بيدار شدن خواب راحت‏ترى را تجربه مى‏كند.
 علل ابتلا به افسردگى

 بعضى از شكلهاى افسردگى كه در بعضى خانواده‏ها بيشتر ديده مى‏شوند و اين موضوع حاكى از آن است كه يك استعداد بيولوژيكى در افسردگى مى‏تواند به ارث برسد، مخصوصاً در مورد اختلال دو قطبى.
مطالعات نشان داده است که افراد مبتلا داراى يك ژنتيك متفاوت در مقايسه با افراد غير مبتلا هستند.
 زنان دو برابر مردان افسرده مى‏شوند اما دانشمندان علت اين تفاوت را پيدا نكرده‏اند.
 فاكتورهاى روانى نيز در استعداد فرد در ابتلا به افسردگى دخيلند. با توجه به اين موضوع، محروميت دائمى در بچگى سوء استفاده فيزيكى و يا جنسى، مجموعه‏اى از صفات شخصيتى مشخص، همه و همه مى‏توانند ميزان و شدت ناراحتى‏هاى افسردگى را، بايا بدون وجود استعداد ارثى، افزايش دهند.
 خطر ابتلا افسردگى با بالا رفتن سن افزايش مى‏يابد و اين بيمارى از 40 سالگى به بالا شيوع بيشترى دارد به طوريكه 15 درصد افراد بالاى 65 سال مبتلا به افسردگى هستند. افرادى كه قبلاً به افسردگى مبتلا بوده‏اند در سنين بالا به احتمال بيشترى دوباره مبتلا به اين بيمارى مى‏شوند.
تست ابتلا به افسردگى يكسرى سوالات كوتاه مى‏باشد كه براى تشخيص افسردگى در افراد مسن به كار مى‏رود. اين تست بطور بسيار سريع و آسان قابل انجام است:
 1- آيا به طور كلى از زندگى خود راضى هستيد؟
 2- آيا تعداد زيادى از فعاليتها و علاقه‏هاى خود را از دست داده‏ايد؟
 3- احساس مى‏كنيد كه زندگيتان پوچ و تهى گشته است؟
 4- اغلب بى‏حوصله مى‏گرديد؟
 5- آيا نسبت به آينده اميد داريد؟
 6- آيا افكارى شما را رنج مى‏دهند و شما نمى‏توانيد آنها را از ذهن خود خارج سازيد؟
 7- اغلب اوقات روحيه خوبى داريد؟
 8- از وقوع يك حادثه به نگران هستيد؟
 9- اكثراً خوشحال مى‏باشيد؟
 10- اغلب احساس درماندگى مى‏نمائيد؟
 11- آيا بيشتر وقتها احساس بى‏قرارى و ناآرامى مى‏كنيد؟
 12- ترجيح مى‏دهيد به جاى بيرون رفتن و انجام كارهاى جديد، در خانه بمانيد؟
 13- آيا در مورد آينده نگرانيد؟
 14- آيا احساس مى‏كنيد مشكلات حافظه بيشترى نسبت به هميشه پيدا كرده‏ايد؟
 15- آيا احساس بسيار خوبى از اينكه اكنون زنده‏ايد داريد؟
 16- آيا اغلب احساس غم و ياس داريد؟
 17- آيا در واقعيت كنونى خود احساس بى‏ارزشى مى‏كنيد؟
 18- آيا از گذشته خود ناراضى هستيد؟
 19- آيا زندگى را بسيار جالب و ارزشمند ارزيابى مى‏نماييد؟
 20- شروع پروژه‏هاى جديد براى شما مشكل مى‏باشد؟
 21- احساس مى‏كنيد پر انرژى و سرحال مى‏باشيد؟
 22- آيا فكر مى‏كنيد كه موقعيت كنونى شما نااميد كننده مى‏باشد؟
 23- آيا فكر مى‏كنيد كه اغلب مردم از شما بهتر هستند؟
 24- آيا اغلب در مورد اتفاقات كوچك زود ناراحت مى‏شويد؟
 25- مكرراً احساس مى‏كنيد كه نياز به گريه كردن داريد؟
 26- در تمركز مشكل داريد؟
 27- آيا صبحها از خواب بيدار شدن براى شما لذت بخش است؟
 28- آيا از گردهمايى‏هاى اجتماعى دورى مى‏گزينيد؟
 29- آيا تصميم‏گيرى براى شما كار راحتى است؟
 30- آيا همچون گذشته ذهن شما روشن و فعال است؟
 هر پاسخ منفى به سوالات 1 و 5 و 7 و 9 و 10 و19 و 21 و 27 و 29 و 30 يك امتياز و هر پاسخ مثبت به بقيه سوالات نيز يك امتياز دارد مجموع امتيازات:
 بين 1 تا 9: طبيعى
 بين 9 تا 21: افسردگى خفيف
 بين 18 تا 28: افسردگى شديد

 اگر در فردى يك دوره افسردگى عمده اتفاق افتد تا 50% شانس اتفاق افتادن دومين دوره وجود دارد. و اگر از دو دوره افسردگى عمده رنج ببرد، شانس سومين دوره 75 تا 80 درصد است و براى سه دوره، احتمال چهارمين دوره 90 تا 95 درصد مى‏باشد. بنابراين بعد از اولين دوره افسردگى امكان دارد بيماران اين طور برداشت كند كه به تدريج دارو را قطع كند. اما اين طور نيست و بعد از دومين و مطمئناً بعد از سومين دوره، بيشتر پزشكان بيمار را در يك دوز مشخصى از دارو براى مدت طولانى يا دائمى نگه مى‏دارند.

تاثیرات  افسردگی

 اختلالات افسردگى باعث مى‏شوند فرد مبتلا احساس خستگى، بيچارگى و بى‏كسى و نااميدى نمايد. اين طور تفكرات و احساسات منفى در بعضى افراد ايجاد احساس يأس و تسليم شدن در برابر زندگى مى‏نمايند.
 دانستن اين موضوع كه اين نظرات منفى قسمتى از افسردگى هستند نه اينكه بازتابى از شرايط واقعى زندگى، بسيار اهميت دارد.
چگونه به یک افسرده کمک کنیم؟

 مهمترين چيزى كه هر فردى مى‏تواند براى بيمار افسرده انجام دهد اين است كه به او در به دست آوردن تشخيص و درمان مناسب كمك نمايد. اين كمك مى‏تواند شامل تشويق فرد براى ادامه دادن درمان تا زمانى كه علائم شروع به رفع شدن مى‏نمايند (معمولاً در عرض چندين هفته)، يا براى جستجو كردن درمانى ديگر در صورتى كه بهبودى حاصل نشود، باشد.
 بعضى اوقات ممكن است نياز به وقت گرفتن و آماده كردن فرد بيمار براى ملاقات با پزشك باشد و ممكن است اين معنى را نيز بدهد كه اگر بيمار دارو مصرف مى‏نمايد توسط پزشك بررسى گردد. يك افسردگى رو به وخامت را هميشه به پزشك بيمار گزارش دهيد.
 دومين راه مهم براى كمك اين است كه پشتيبانى عاطفى بيمار را عهده‏دار شويد اين پشتيبانى شامل درك نمودن، صبر، مهربانى و تشويق فرد است.
 فرد افسرده را به صحبت بگيريد و به حرفهاى او خوب گوش دهيد. احساساتى را كه از فرد افسرده بروز داده مى‏شود كوچك نشماريد ولى واقعيت‏ها را گوشزد كرده و به او اميد دهيد.
 به نشانه‏هاى تمايل به خودكشى دقت نموده و به آنها بى‏توجهى نكنيد و آنها را به پزشك فرد گزارش كنيد.
 فرد بيمار را به قدم زدن، گردش و تفرج و ديدن فيلم و غيره دعوت كنيد. اگر دعوت شما را رد كرد، به ملايمت اصرار نماييد.
 فرد را به شركت در فعاليتهايى كه او را خشنود مى‏سازند مانند كارهاى تفننى، ورزش و يا فعاليتهاى فرهنگى يا مذهبى تشويق فرماييد. اما فرد افسرده را مجبور به انجام كار بسيار زياد در مدت كوتاهى نكنيد. فرد مبتلا به افسردگى احتياج به همنشينى و سرگرمى دارد اما مطالبات زياد مى‏توانند احساس شكست را در او افزايش دهند