امروز با حافظ
|
آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند آيا بود كه گوشه چشمي به ما كنند در دم نهفته به ز طبيبان مدعي باشد كه از خزانه غيبم دوا كنند معشوق چون نقاب ز رخ در نميكشد هركس حكايتي به تصور چرا كنند چون حسن عاقبت نه به رندي و زاهديست آن به كه كار خود به عنايت رها كنند بيمعرفت مباش كه در من يزيد عشق اهل نظر معامله با آشنا كنند حالي درون پرده بسي فتنه ميرود تا آن زمان كه پرده بر افتد چهها كنند گر سنگ از اين حديث بنالد عجبمدار صاحب دلان حكايت دل خوش ادا كنند ميخور كه صد گناه ز اغيار در حجاب بهتر ز طاعتي كه به روي و ريا كنند پيراهني كه آيد از او بوي يوسفم ترسم برادران غيورش قبا كنند بگذر به كوي ميكده تا زمره حضور اوقات خود ز بهر تو صرف دعا كنند پنهان ز حاسدان به خودم خوان كه منعمان خير نهان براي رضاي خدا كنند حافظ دوام وصل ميسر نميشود شاهان كم التفات به حال گدا كنند |
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی ۱۳۸۷ ساعت 9:53 PM توسط کلبه
|