تو
پرواز را برای پرنده
آسمان را برای تو می خواستم
و تو را
برای خویش
و
دیشب باز
دلم هوای تو کرد
پس کبریت اشکی بر افروختم
نگاهت در قاب
لبخندی روشن کرد
آهم سوزناک وزیدن گرفت
کبریتم خاموش
من گریستم
و تو
نگریستی....................!!!!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر ۱۳۸۷ ساعت 10:6 PM توسط کلبه
|